رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

هانیه پروین

مدیر کل
  • تعداد ارسال ها

    1,150
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    47

تمامی مطالب نوشته شده توسط هانیه پروین

  1. 🌸درود خدمت شما نویسنده‌ی عزیز🌸 از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کرده‌اید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید. قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا برای اثر خود ابتدا درخواست ناظر بدهید تا همراه شما باشد. آموزش درخواست ناظر هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، می‌توانید درخواست نقد حرفه ای بدهید. درخواست نقد اثر با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید. درخواست کاور رمان بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفه‌ای و ویرایش نکاتِ گفته‌شده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید: درخواست انتقال به تالار برتر همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید. اعلام پایان با تشکر : کادر مدیریت نودهشتیا
  2. کاش زمانو بکشم جلو ببینم کدومتون برنده میشهههه😂😂

    1. سـانـاز

      سـانـاز

      فانتزی و اساطیری نمیشن؟😂

    2. نسترن اکبریان

      نسترن اکبریان

      نه عشقم هاروارد تازه مسابقه داشت برای تخیلی ها

    3. Silent

      Silent

      مننن مننن من برنده میشممم

  3. خوش برگشتی مه‌ساااا 🎈

    1. Mahsa_zbp4

      Mahsa_zbp4

      درود عزیزممم، مرسییی❣💋

  4. 🌸درود خدمت شما نویسنده‌ی عزیز🌸 از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کرده‌اید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید. قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا برای اثر خود ابتدا درخواست ناظر بدهید تا همراه شما باشد. آموزش درخواست ناظر هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، می‌توانید درخواست نقد حرفه ای بدهید. درخواست نقد اثر با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید. درخواست کاور رمان بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفه‌ای و ویرایش نکاتِ گفته‌شده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید: درخواست انتقال به تالار برتر همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید. اعلام پایان با تشکر : کادر مدیریت نودهشتیا
  5. 🌸درود خدمت شما نویسنده‌ی عزیز🌸 از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کرده‌اید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید. قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا برای اثر خود ابتدا درخواست ناظر بدهید تا همراه شما باشد. آموزش درخواست ناظر هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، می‌توانید درخواست نقد حرفه ای بدهید. درخواست نقد اثر با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید. درخواست کاور رمان بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفه‌ای و ویرایش نکاتِ گفته‌شده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید: درخواست انتقال به تالار برتر همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید. اعلام پایان با تشکر : کادر مدیریت نودهشتیا
  6. به اتمام رسوندن رمانتونو بهتون تبریک میگم خانم خانما❤️ وضعیت نگارشی قلمتون خیلی خوبه، به نظر من که نیاز به ویرایش نیست. بازم مدیر بخش صلاحدیدشونو اعلام کنن @sarahp
  7. خسته نباشید جانا خانم چرمگر بعد از ادیت پارت گفته‌شده لطفا اعلام بفرمایید.
  8. 🌸درود خدمت شما نویسنده‌ی عزیز🌸 از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کرده‌اید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید. قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا برای اثر خود ابتدا درخواست ناظر بدهید تا همراه شما باشد. آموزش درخواست ناظر هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، می‌توانید درخواست نقد حرفه ای بدهید. درخواست نقد اثر با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید. درخواست کاور رمان بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفه‌ای و ویرایش نکاتِ گفته‌شده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید: درخواست انتقال به تالار برتر همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید. اعلام پایان با تشکر : کادر مدیریت نودهشتیا
  9. 🌸درود خدمت شما نویسنده‌ی عزیز🌸 از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کرده‌اید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید. قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا برای اثر خود ابتدا درخواست ناظر بدهید تا همراه شما باشد. آموزش درخواست ناظر هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، می‌توانید درخواست نقد حرفه ای بدهید. درخواست نقد اثر با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید. درخواست کاور رمان بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفه‌ای و ویرایش نکاتِ گفته‌شده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید: درخواست انتقال به تالار برتر همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید. اعلام پایان با تشکر : کادر مدیریت نودهشتیا
  10. 🌸درود خدمت شما نویسنده‌ی عزیز🌸 از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کرده‌اید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید. قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا برای اثر خود ابتدا درخواست ناظر بدهید تا همراه شما باشد. آموزش درخواست ناظر هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، می‌توانید درخواست نقد حرفه ای بدهید. درخواست نقد اثر با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید. درخواست کاور رمان بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفه‌ای و ویرایش نکاتِ گفته‌شده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید: درخواست انتقال به تالار برتر همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید. اعلام پایان با تشکر : کادر مدیریت نودهشتیا
  11. 🌸درود خدمت شما نویسنده‌ی عزیز🌸 از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کرده‌اید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید. قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا برای اثر خود ابتدا درخواست ناظر بدهید تا همراه شما باشد. آموزش درخواست ناظر هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، می‌توانید درخواست نقد حرفه ای بدهید. درخواست نقد اثر با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید. درخواست کاور رمان بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفه‌ای و ویرایش نکاتِ گفته‌شده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید: درخواست انتقال به تالار برتر همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید. اعلام پایان با تشکر : کادر مدیریت نودهشتیا
  12. پارت ۷ درهای آسانسور که به روی پارکینگ ساختمان باز شد، آقای همسایه تکان نخورد. به من اشاره کرد و این‌کارش، باعث شد حس عزت کنم. احساسی که در طول عمرم، هرگز نداشتم. - بفرمایید. به چشم‌های نافذی که هیچ‌گاه بیشتر از چند ثانیه به من نمی‌پرداخت، نگاه کوتاهی انداختم. به محض خروج از آسانسور، سرما از پارچه نازک مانتو گذشت و روی پوستم نشست. بازوان لاغرم را در آغوش کشیدم و برای پیدا کردن ماشین، آقای همسایه را تعقیب کردم. وقتی روی صندلی شاگرد نشستم، حس لزجی، چنگال‌هایش را روی سینه‌ام گذاشت. این، صندلی سایه بود و حالا من رویش نشسته بودم. - سردته؟ با گرم شدن صندلی‌ام، انگار بیشتر از قبل، در آن فرو رفتم. از گوشه چشم به دست‌ بزرگ آقای همسایه که روی فرمان لیز خورد، نگاه کردم و آب دهانم را قورت دادم. نتوانستم بیشتر از هفده دقیقه تحمل کنم؛ چسب سکوت را از دهانم کندم و پرسیدم: - کجا داریم میریم؟ یکه‌ای خورد؛ انگار که تا آن لحظه، با افکارش محاصره شده و متوجه حضور من نبود. آهی کشید و گفت: - جایی که سایه رفته. شنیدم که بند دلم پاره شد و کوبش قلبم، به گوش‌هایم رسید. موهای بلوندی را که ریشه سیاهشان توی ذوق می‌زد، با دست مرتب کردم. داشت با خودش حرف می‌زد: - پیدات می‌کنم... بهت قول میدم پیدات کنم. هر چه جلوتر می‌رفتیم، ساختمان‌ها و ماشین‌های کمتری به چشم می‌خورد. انگار داشتیم از شهر خارج می‌شدیم. با انگشت سبابه، روی زانویم ضرب گرفتم. این سوال، قبل از اینکه جلویش را بگیرم، به گوشش رسید: - خیلی دوستش داری؟ ابر سیاهی از غم، روی چشم‌های آقای همسایه سایه انداخت. ابروهایش به‌هم نزدیک‌تر شد و جواب داد: - نمی‌دونم. من ماشینمو دوست دارم، این ساعتو می‌بینی توی دستم؟ اینو دوست دارم، کارمو دوست دارم... ولی در مورد سایه، قضیه فرق می‌کنه. انگار فقط وقتی کنارمه، می‌تونم نفس بکشم. علیرغم مُشتی که هر لحظه به دور گلویم محکم‌تر می‌شد، در پاسخ به نگاهش، لبخند زدم. لبخند زدم و به بغضم هشدار دادم که کنار بایستد. سرم را به طرف پنجره برگرداندم. دیگر هرگز نمی‌خواستم آن صدا را در حالی‌که از سایه می‌گوید، بشنوم. آقای همسایه ولی از حال من بی‌خبر بود که پرسید: - تو چی؟ کسی تو زندگیت هست؟ به خود لرزیدم و افسار چشمانم، از دستم در رفت. خیره به اویی نگریستم که با بی‌عاری تمام، این سوال را از من کرده بود. به آینه بغل ماشین نگاه کرد و به ماشین پشت سرمان، راه داد. - یعنی عاشق شدی تا حا... نگاهش که تازه به رخسارم افتاد، صدایش شبیه شمعی در سوسوی باد، خاموش شد. من اما از حالم هیچ خبر نداشتم. خود را به آن چشم‌ها سپرده و از این بابت، راضی بودم. چشم‌هایی که برای نخستین بار داشت بیشتر از چند لحظه، به من می‌پرداخت. با سرفه‌ای، گلویش را صاف کرد و نگاه دزدید. - عذر می‌خوام، این یه چیز شخصیه... لازم نیست جواب بدی. چانه‌ام لرزید، چرا که من می‌خواستم جواب بدهم. با توقف ماشین، پلک زدم. آقای همسایه اعلام کرد: - رسیدیم، همین‌جاست.
  13. نه عزیزم، مشکلی نداره
  14. پارت جدید می‌خوام🫠

    1. ایناز

      ایناز

      عهههه عشقمممممممم چشم🥹🦢🤍

  15. بازگشت باشکوه که میگن، احتمالا یه همچین چیزیه!

    1. Sleeping

      Sleeping

      خیرهههه امیدوارم از باشکوهی به چیز دیگه‌ای تبدیل نشه😂🤲🏻

  16. 🌸درود خدمت شما نویسنده‌ی عزیز🌸 از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کرده‌اید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید. قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا برای اثر خود ابتدا درخواست ناظر بدهید تا همراه شما باشد. آموزش درخواست ناظر هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، می‌توانید درخواست نقد حرفه ای بدهید. درخواست نقد اثر با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید. درخواست کاور رمان بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفه‌ای و ویرایش نکاتِ گفته‌شده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید: درخواست انتقال به تالار برتر همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید. اعلام پایان با تشکر : کادر مدیریت نودهشتیا
  17. 🌸درود خدمت شما نویسنده‌ی عزیز🌸 از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کرده‌اید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید. قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا برای اثر خود ابتدا درخواست ناظر بدهید تا همراه شما باشد. آموزش درخواست ناظر هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، می‌توانید درخواست نقد حرفه ای بدهید. درخواست نقد اثر با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید. درخواست کاور رمان بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفه‌ای و ویرایش نکاتِ گفته‌شده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید: درخواست انتقال به تالار برتر همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید. اعلام پایان با تشکر : کادر مدیریت نودهشتیا
  18. عزیزکم سلام خوش اومدی

    رمانتون تایید شده اینم لینکش:

    https://forum.98ia.net/topic/5795-رمان-فردایی-نامعلوم-nasin-کاربر-انجمن-نودهشتیا/#comment-31625

    نیاز به ایجاد موضوع نیست‌

    برای پارت گذاری، وارد لینک بشید. صفحه رو اینقدر پایین بکشید تا به کادرِ "ارسال پاسخ به این موضوع" برسید.

    روش ضربه بزنید، پارتتون رو بنویسید و ارسال کنید. بقیه پارت‌ها هم همینطور

  19. اینم برای اینکه هیچ‌وقت گمتون نکنیم❤️

    https://rubika.ir/joing/BAFABFCIJ0TYGDOGUDDTJXBXDESYGXVV

    پیام رو کپی کنید. توی "پیام‌های ذخیره شده" روبیکاتون بفرستید. سپس روی لینک ضربه بزنید و وارد گروه بشین💝 خوش‌اومدید!

  20. 🌸درود خدمت شما نویسنده‌ی عزیز🌸 از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کرده‌اید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید. قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا برای اثر خود ابتدا درخواست ناظر بدهید تا همراه شما باشد. آموزش درخواست ناظر هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، می‌توانید درخواست نقد حرفه ای بدهید. درخواست نقد اثر با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید. درخواست کاور رمان بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفه‌ای و ویرایش نکاتِ گفته‌شده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید: درخواست انتقال به تالار برتر همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید. اعلام پایان با تشکر : کادر مدیریت نودهشتیا
  21. 🌸درود خدمت شما نویسنده‌ی عزیز🌸 از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کرده‌اید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید. قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا برای اثر خود ابتدا درخواست ناظر بدهید تا همراه شما باشد. آموزش درخواست ناظر هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، می‌توانید درخواست نقد حرفه ای بدهید. درخواست نقد اثر با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید. درخواست کاور رمان بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفه‌ای و ویرایش نکاتِ گفته‌شده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید: درخواست انتقال به تالار برتر همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید. اعلام پایان با تشکر : کادر مدیریت نودهشتیا
  22. پارت ۶ اکسیژن تبدیل به خار شد و گلویم را درید. در مردمک‌های آقای همسایه که از شدت هیجان، بزرگ‌تر از همیشه بود، انعکاس فلاکت خود را دیدم. بلند خندیدم و گفتم: - چقدر... عالی! چه خوب که... صدایم به طرز اغراق‌آمیزی بلند بود تا لرزشش را مخفی کند. آقای همسایه منتظر بقیه جمله‌ام نماند و در گوشی‌اش چیزی تایپ کرد. عضلات صورتم از به دوش کشیدن این لبخند سنگین و اجباری، به درد آمده بود. - حالا چی پیدا کردی؟ منظرم اینه که... کار پلیس بوده؟! اونا سرنخی ازش پیدا کردن؟ کاش خفه می‌شدم. یقه مانتویم را در مشت‌ خیسم گرفتم و از گلویم جدا کردم؛ من چاق شده بودم، یا این لباس، همیشه همین‌قدر تنگ بود؟ به ساعت مچی‌ِ گران‌قیمتش نگاه کرد و زمان برد تا جواب بدهد: - به اون بی‌عرضه‌ها اعتماد ندارم، خودم باید دست به کار می‌شدم. به سمت آسانسور رفت و مرا با ظرف‌هایی که رایحه لیمو می‌دادند، جا گذاشت. زبان در دهانم می‌جنبید: - میرین؟ سرش را بلند کرد و طره‌ای از موهای سیاهش، روی پیشانی‌اش ولو شد. همانطور که دکمه آسانسور را می‌فشرد، لبخند یک‌طرفه‌ای به من تقدیم کرد و گفت: - دعا کن پیداش کنم! وارد اتاقک آسانسور شد اما عطرش، تمام بینی و ریه‌هایم را آغشته کرده بود. چشم‌هایم به در آسانسور التماس کرد که بسته نشود ولی اعتنا نکرد. عاقبت، خودم را دیدم که به طرف آسانسور دوید و دستش، مانع بسته شدن آن شد. آقای همسایه نگاه گیجش را از سر تا پایم کشید: - چیزی شده؟ چشم‌هایم از شدت بزرگی لبخندم، جمع شدند. آلن اسمیت و کتابش، بروند به جهنم! - میگم میشه منم همراتون بیام؟ ابروهای باریکش بالا پرید و زیر سایه موهایش، پناه گرفت. برای جواب، درنگ کرد: - با من بیای؟! متوجه نمی‌شم. - بیام دیگه، سایه دوست منم بود. نگرانشم، اگه قراره پیداش کنید... می‌خوام منم اونجا باشم. خدا را شکر کردم که پینوکیو نیستم؛ می‌توانم دروغ بگویم و همزمان، بینی کوچک خودم را هم داشته باشم. چهره‌اش داد می‌زد که قانع نشده. به امید اینکه منصرف شوم، دوباره پرسید: - مطمئنی؟ سرم را با تمام توان، بالا و پایین کردم. آقای همسایه، شانه‌های پوشیده شده با کت چرمش را بالا انداخت و به ناچار گفت: - باشه، پایین منتظر می‌مونم. حالا میشه دستتو برداری؟ - نه، نه، یه لحظه صبر کنید! به دو به طرف واحدم رفتم، ظرف‌ها را به طرز شلخته‌ای در راهرو رها کردم، در را بستم و خودم را درون آسانسور انداختم. آقای همسایه به اندازه یک قدم، از من فاصله گرفت و کنجکاو شد: - کلید برداشتین؟ در آسانسور بالاخره بسته شد. این مرد باید سر چگونه خطاب کردن من، با خودش به توافق برسد؛ یا تو یا شما! - یدونه یدک دارم زیر گلدون. ابروهایش را بالا انداخت و به روبرو خیره شد. - چه جای غیر قابل حدسی. کله‌ام را از روی مقنعه خاراندم و سرم را پایین انداختم. ناگهان، چیزی دیدم که چشم‌هایم از حدقه بیرون پرید! لعنت به تو مائده!
  23. سریال: کارت‌‌های برنده، نقطه کور، نیکیتا، پتانسیل بالا، اکس او کیتی، تب بهاری، این عشق قابل ترجمه است، گنگستر نازنین من، دهکده ساحلی چاچاچا، حوا، تا پایان ماه، افسانه سیزیف، دونا، خاطرات الحمرا، جینی و جورجیا، بانوی من جین
×
×
  • اضافه کردن...