رفتن به مطلب
نودهشتیا را در تلگرام دنبال کنید @dl98ia ×
انجمن نودهشتیا

تالارهای گفتگو

  1. عمومی

    هرانچه در ابتدا لازم است بدانید

  2. تایپ و شروع نویسندگی

    از اینجا نوشتن را آغاز کنید

  3. تالار رمان های برتر

  4. تالار خدمات نودهشتیا

  5. کتابخانه نودهشتیا

  6. تالار آموزشی

  7. فیلم و سریال

  8. ورزشی

  9. خاطره بازی نودهشتیا

  10. سرگرمی

  11. فرهنگ و هنر

اطلاعیه ها

  • رمان‌های برتر

  • آمارهای کاربران

    • کل کاربران
      3,281
    • بیشترین افراد آنلاین
      2,455

    جدیدترین کاربر
    blue-eyes
    تاریخ عضویت
  • آمار انجمن

    • کل موضوعات
      1.5k
    • کل پست‌ها
      27.5k
  • برترین مشارکت کنندگان

  • آخرین بروزرسانی های وضعیت

    • غـزل  »  Yammakh

      از خوندن دلنوشتت واقعا لذت بردم…
      · 0 ارسال
    • Yammakh  »  پری دریایی

      درود پری دریایی عزیزم؛ امیدوارم همیشه حالت خوب باشه و قلمت مانا.🩵
      رمان قشنگی داری اما حیف نیست که برای این قلم روون، نکات ویراستاری رو رعایت نکنی؟
      مطمئنم اگه این تاپیک زیر رو بخونی و طبق نکاتش پارتای نوشته شده‌ت رو ویرایش کنی و نکات رو توی پارتای آینده‌ت هم رعایت؛ خودت هم تغییر رو با تموم وجودت می‌بینی و لذت ارتقا قلبت رو می‌لرزونه.
      · 2 ارسال
    • Yammakh  »  نسترن اکبریان

      مخاطب رمانت نبودم؛ ولی تصادفاً یه پارتت رو خوندم.
      عجب پارتی رو هم خوندم؛ عرق شرم🫣
      از فردا باید بشینم داریوش‌خان رو بخونم؛ واجب شده گویا!
      · 8 ارسال
    • Masoome  »  غـزل

      قال یاشار: 
      ظاهرا تو هر جا بری بدبختی هم پشت سرت میاد!
      چه حرفِ گرانبهایی زداااا؛ خداشاهده من از اول رمان دارم خودمو جر میدم همینو بگم ولی کسی باور نمیکنه، مرسی از یاشارِ عزیز که این وظیفه‌ی خطیرِ فهموندن و به این ماهورِ نفهم بر عهده گرفت🤝 هرچند اینی که من میبینم دوهزاریِ کجش تا وقتی یه قبرستونِ اختصاصی برای فک و فامیل و دور و بریاش نزنه نمیفته که نمیفته... همونجا که گفت ماجرای پاشا رو رو نکننا، این کارمای همونه که تبر نبود؛ لامصب دست ابلفضل بود زد کمرشو نصف کردددددد🤝
      یاشارم خودش تنش میخاره ببین دیگه زد کوچه‌ی علی‌چپ ماهورم از همون کیوچه یه راست خواست شوتش کنه قبرستون منتها خب باز متاسفانه زورش نرسید، چه ادم ریسکیم هست این یاشار؛ داداش اون کله‌ات بودا کوبوند به زمین، خربزه مشهدی نبود که زرت و زرت برای من لبخند ژکوند تحویل میدی یا میخندی، د رو آب بخندی مرتیکه داری میمیریییییی😒😂😂😂 بختتو یامور با این خواستگارات؛ یکیشون که الحمدلله هوله، یکیم ماهوره که خونه‌خراب‌کنه، یاشارم که کلا تعطیله؛ حیف نسبتای فامیلی دست و پامو بستن نمیتونم با پاشا شیپش کنم وگرنه اون بهترین گزینه‌ی نبضه و رو دستش وجود نداره💅🔥 پسرِ سایکوی منننننن💅🔥
      اون سرنگ بی‌صاحابببببب... زدش که چی؟ چیکارش کرددددددد؟ ای بابا این که گفت نمیکشتش غزل گرفتی مارو؟ من کل امیدم به اون سرنگ بودددد وگرنه این ماهوری که من میبینم از عزرائیل آتوی ناموسی داره که اگه نداشت تا الان صدبار خوشحالمون کرده بود با یه خدافظی😒😂 مرد حسابی بمیر دیگه من چقد بگم؟ بخدا اگه یه ماهور بمیره، یه نسل از شر پاشای رانده شده نجات پیدا میکنن، منتها این یارو نمیمیرهههههه انقدم فداکار نیست جونشو بذاره وسط، همه رو نجات بده، فعلا که داره میفته ولی یاد یامور میفته؛ حالا میخوای گریه کنی؟ گریه کنننن بی‌تربیتتتتتتت😒😂
      ولی واقعا بعد این همه مدت یه پارت کم بود غزل، جاشه دستامو فرو کنم تو حلقت زنننن خب من تو خماریِ ادامش موندممممم تولم که پشتت باد خورده الان میری دیگه بعدش من باید تو خاطرات دنبال نبض بگردم؛ اصلا یه چیزی میگم... خری اگه فردا پارت ندی، یعنی حتی مصدریه ببین خر بودن تویییییی اگه فردا پارت ندییییییی🙄😂😂😂🩴
      · 1 ارسال
    • rogaye26

      شب است و وقت استراحت اما زود نمی‌خوابم
      · 0 ارسال
×
×
  • اضافه کردن...