نودهشتیا را در تلگرام دنبال کنید @dl98ia
-
آخرین ارسالی ها
-
تعرض استاد رمان شناسنامهی سیاه | روشنا اسماعیل زاده کاربر نودهشتیا 1 2 3 4
توسط روشـنـا، in رمان های نخبگان برگزیده
- 77 پاسخ
- 3,284 بازدید
-
- 22 پاسخ
- 606 بازدید
-
- 25 پاسخ
- 605 بازدید
-
- 319 پاسخ
- 7,303 بازدید
-
رمان آخرین نگهبان شعله؛ اتحاد عناصر «جلد دوم» | زینب چرمگر کاربر انجمن نودهشتیا
توسط زینب چرمگر، in تایپ رمان
- 14 پاسخ
- 722 بازدید
-
تالارهای گفتگو
-
عمومی
هرانچه در ابتدا لازم است بدانید
قوانین نودهشتیا
- 2 موضوع
- قوانین جامع
- توسط M@hta
-
تایپ و شروع نویسندگی
از اینجا نوشتن را آغاز کنید
داستان کوتاه
- 74 موضوع
دلنوشته
- 87 موضوع
رمان های متروکه
- 128 موضوع
رمان هایی که نویسندگان به هر دلیلی رها کردن به این بخش منتقل میشن
اشعار کاربران
- 18 موضوع
-
تالار رمان های برتر
رمان های نخبگان برگزیده
- 12 موضوع
رمان های مورد تایید مدیران
- 4 موضوع
رمان های مورد پسند کاربران
- 6 موضوع
- توسط نسترن اکبریان
-
تالار خدمات نودهشتیا
درخواست انتشار
- 76 موضوع
درخواست ناظر رمان
- 70 موضوع
درخواست چاپ رمان
- 0 موضوع
تا کنون مطلبی ارسال نشده است
-
کتابخانه نودهشتیا
-
تالار آموزشی
-
فیلم و سریال
-
ورزشی
فوتبالی
- 6 موضوع
- بیوگرافی پیتر چک
- توسط مل مل
-
خاطره بازی نودهشتیا
خاطره بازی
- 4 موضوع
-
سرگرمی
-
فرهنگ و هنر
-
چه کسانی آنلاین هستند؟ 3 کاربر, 0 مخفی, 50 مهمان (مشاهده لیست کامل)
-
رمانهای برتر
-
آمارهای کاربران
-
آمار انجمن
-
کل موضوعات1.6k
-
کل پستها29.8k
-
-
برترین مشارکت کنندگان
-
آخرین بروزرسانی های وضعیت
-
من در طول خوندن این دو پارت: 🫣· 0 ارسال
چه مهمونیِ ناجوریه ها؛ قشنگ هرکی هرکیه لامصب... یعنی همونجا که زلودیم چیز کرد رو اون دختره شراب ریخت و بعد... خاک عالم بهتره چیزی نگم🫣😂 تا اینجا همچنان ردینگتون پرسن و بودیپرسن میمونم از این زلودیِ هول قرار نیست خیری بهمون برسه، همون حرف فریا درموردش خوب بود؛ مردک مضحک زشت😂😂 که البته حالا منصف باشیم... این داداشمون خیلی مورد داره ولی زشت نیست واقعا مشکلش اینه از لحاظ ظاهری خیلی خرکنندهست ولیییییییی... این داداش خشک و یخش یه چیز دیگهستتتتتت😭😂 شراب خونی ولی؟ حالم بد شد لامصب اینا چجوری معدههاشون به هم نمیریزهههههه😭😂
مرسی از فریا که جنتلمن بازیای زلودی و بیجواب گذاشت و راه خودشو رفت، سلام گرگ بیطمع نیست بالاخره. .. این زلودیم میبینی قصدش اینه سرنوشت مانلی یا همین مندولیای چش دراومده رو سر فریام پیاده کنه، اون که فعلا خرِ مندولیاست😐😂 اصلا مندولیا تو تصور من خیلی خوفناکههههه، بعد فریا باهاش میرقصه، بغلش میکنه، باور کن چارهاش یه بسم اللهه که اینا اهلش نیستن😔😂😂😂 فریام خوب داره با وسواسای زلودی راه میادا، زیر ناخناشم که تمیز کرد، بالاخره یه جام که تو روش خندید حالا اون ذاتاً پرروام هست نمیتونم بگم پررو میشه ولی فریام داره خر میشه اینجور که میبینم😂
واااااای اون یارو مو نارنجیه که اومد دیگه من با چشمای نیمه باز داشتم پارت و میخوندممممممم😂 خاک عالم یارو... آدم مستراحم میره یه هِن و هُنی میکنه، یه کاره زاااارت دختره کشوند نشوندش رو پای خودش و... ولش میکردی همونجا تا تهشو میرفتتتتت، بعد خاک عالمترررررر، ذهن مریضشم قشنگ ریخت بیرون همونجا که گفت ردینگتون و زلودی با فریا باهممممممممم... 😐😂 آقا به ردِ من کار نداشته باشین، این بچه سرد مزاجتر از این حرفاست، هرکی ندونه فکر میکنه دم و دستگاه مردی یخ زده انقد به همه چی بیتفاوته البته همینشم خوبه میدونی... لابد مثل زلودی خوبه، اون یه دستی به همه میکشههههه😂
مندولیا گفت اینا اینجا همهشون مثل خودشونن، پس یعنی خبر دارن زلودی چه غلطایی میکنه، اره؟ از اونجایی که به فریا گفت دوست جدید پیدا کنه و فریام زد دهن مهن این یارو آنشرلی و سرویس کرد الان بعید نیست مندولیا باز چسکنش و بزنه تو برق😂 ولی خب نمیتونم بگم با خشونت این پارت حال نکردم چونکههههههه... خیلی حال کردممممممم😂 یارو حقش بود، باز اونجا که فریا یاد تجاوز تایلر بهش افتاد خیلی غمم و گین کرد دیگه برای همینم همونجا که یارو رو خونین و مالین کرد لذت بردم، خیلی حقش بود طرف💅
-
بذار نظرارو یه کاسهاش کنم، برای خاکزاد و نبض، باهم بگمشون فقط فکر کنم زیادی طومار میشه😂💅· 5 ارسال
اول بریم سراغ خاکزاد..
این شاهینِ در به در دوست دختر دارهههههه؟ پشمااااام، دوست دختر داره و اینجوری هرز میپره پی الواتی با دخترای دیگهست؟ چه راحتم خرش کردا... داداش تعهد نداری اینکه از اولم مشخص بود یعنی اون دم و دستگاه بیقراری که داری و تو شلوارت مدام برای این دختر اون دختر وول میخوره خودش شاهده برای اینکه تو اصلا نمیدونی تعهد و با کدوم ت مینویسن😐😂 ولی دیگه مردکِ شلغم تا این حدددددد؟ کاش نفس علاوه بر موهای دختره یه دستیم به موهای شاهین میکشید، دونهدونهشونو از ریشه درمیاورد فرو میکرد تو حلقش که نگه نمایش! اصلا خاک تو سر تو دختر که این انگل اجتماعی و دوست دارییییی😐😂
ویهان بدبخت اونور داره قبض روح میشه از غیب شدن جسد و اینکه نغمه فهمیده چه غلطا که نکرده، بعد این اینجا اومده واسه لهو و لعب و فسق و فجوررررر دلشم خوشه اون داداش بدبختش آدم کشته برای اینکه طرف داشته یه بلایی سر این میاورده... و البته پشماااااام. یارویی که خواسته یه بلا ملایی سرش بیاره بابای نفس بوده؟ چرااااا؟ آدمی کسی و از طرف خودش فرستاده بلا ملا سرش بیاره که یارو رو کشتن یا خودش بوده؟ چخبرهههههه؟
اون نفس احمقم که راحت خر شد؛ نه به این نه به نغمه که به هیچ صراطی مستقیم نیست😂 شیش تا قسم حضرت عباسم بذاری جلوش تا مو رو از لا ماستت نکشه بیرون ول نمیکنه، الان همین بحثش با ویهان و ببین. اول که کت و تو روشویی حموم دید سر و گوشش جنبید، بعد که برش داشت لکههای خون و دید آمپرش زد بالا یقه ویهان و چسبید اونم که... دیگه پسرم متاسفانه هرچیم بخوری فایده نداره، گند و زدی آبم قطه😔😂 آخه برای اون شاهینِ چلغوز؟ ارزش داره پسرم؟ البته خب... متاسفانه داداششه، ولی یارو آدم نیست دیگه میبینی که، انگار نه انگار داداش بدبختشو انداخته تو چه مخمصهای خودشم رفته پی دختربازی😒😂 این نغمهای که من میبینم با این حال و روز خیلی دووم نمیاره😂
حالاااا بریم سر نبضضضص...
حقیقتا اصلا یادم رفته بود از کجا آمدهام آمدنم بهر چه بود تو نبض، یعنی یه دور مجبور شدم پارت قبل و دوره کنم تا یادم بیاد چی بود و چی شد، و بالاخرهههههه... یادم اومد؛ باعلهههههه، سر صحنه مبارک... نه یعنی سر صحنه غمانگیز کتک خوردن ماهور با زنجیر بودم که واقعا متاثر شدم دیگه میدونی دیگه از قیافمم معلومه😔😂 نه واقعا ولی بدبخت بدجور کتک خوردا، یاشارم ولکنش به چش و چال ماهور اتصالی کرده دست برنمیداره، داداش با دستای خودت بچپونیش تو قبر راضی میشیییی؟ عه عه عه... جدی جدی داشت میزدا، ماهور شانس آورد یامور گیره رو درآورد و یکم سر یاشار و با حرفاش گرم کرد تا فرهاد برسه و خودشم بتونه بیاد تو وگرنه کارش تموم بود صدبار، خودشم که دل شیر داره و مغز خر😐😂😂😂
یامور بچم... چه استرسی کشید تا بالاخره اومد تو و دست انداخت راه اسلحه یاشار و رو به سقف منحرف کرد تا گلولهاش به بالا شلیک شه و به ماهور نخوره✨ قربون عشق قشنگت دخترم، تو از سر ماهورم زیااااادی🙄😂✨🎀 آخه واقعا... خانم وکیل پخت و پز کرد با این حرکتش، جای ماهور بودم یه سیصدبار دیگه از اول عاشقش میشدممممم😭😂✨ البته من که میدونم اون ته دلش قیلی ویلی رفته ولی بلاگرفته جونِ بروز دادن نداره🙄😂💅 این وسط فرهاد و ببین توروخدا... تازه اومده میپرسه لیلی زنه یا مرد؟ داداش معلوم نیست؟ دعوا عشقیه دیگه، حالا اون وسط اصلانم سوسکی موش دووند، والا بیشتر از دستور اصلان ماجرا عقدهگشاییِ یاشار بود😂😂