رفتن به مطلب
نودهشتیا را در تلگرام دنبال کنید @dl98ia ×
انجمن نودهشتیا

تالارهای گفتگو

  1. عمومی

    هرانچه در ابتدا لازم است بدانید

  2. تایپ و شروع نویسندگی

    از اینجا نوشتن را آغاز کنید

  3. تالار رمان های برتر

  4. تالار خدمات نودهشتیا

  5. کتابخانه نودهشتیا

  6. تالار آموزشی

  7. فیلم و سریال

  8. ورزشی

  9. خاطره بازی نودهشتیا

  10. سرگرمی

  11. فرهنگ و هنر

اطلاعیه ها

  • رمان‌های برتر

  • آمارهای کاربران

    • کل کاربران
      3,371
    • بیشترین افراد آنلاین
      2,455

    جدیدترین کاربر
    شیرین
    تاریخ عضویت
  • آمار انجمن

    • کل موضوعات
      1.5k
    • کل پست‌ها
      28.4k
  • برترین مشارکت کنندگان

  • آخرین بروزرسانی های وضعیت

    • روشـنـا  »  شیرین

      سلام نویسنده جان! به نودهشتیا خوش آمدید🤍🦋
      از آشنایی با شما خوشوقتم عزیزجان. من برای استقبال از شما و آشنا کردنتون با بخش‌های مختلف انجمن اینجا هستم.
      🔴برای نوشتن رمانتون، ابتدا روی لینک زیر کلیک کنید و آموزش رو کامل بخونید:
      https://forum.98ia.net/topic/8-آموزش-ایجاد-تاپیک-رمان/?do=getNewComment
      🔴اگه اثرتون داستان کوتاه هست، روی لینک زیر کلیک کنید و آموزش‌‌ها رو مطالعه کنید:
      https://forum.98ia.net/topic/16-آموزش-ایجاد-تاپیک-داستان-کوتاه-در-نودهشتیا/?do=getNewComment
      🔴در لینک زیر هم برای بهبود قلم شما، آموزش‌های رایگان نویسندگی رو در اختیارتون قرار دادیم:
      https://forum.98ia.net/forum/23-آموزش-نویسندگی/
      🌟لازم به ذکر هست که نویسندگان نودهشتیا به صورت رایگان از خدمات طراحی جلد و ویراستاری اثر و نقد حرفه‌ای بهره‌مند خواهند شد!
      هر سوال یا مشکلی داشتید، برای بنده مطرح بفرمایید تا راهنمایی‌های لازم رو دریافت کنید.
       
      · 0 ارسال
    • Masoome  »  غـزل

      جسدددد؟ کَدوم جسددددد؟ اینجا چخبرههههه؟ کی به کیه؟ چی به چیه؟ کی رو کیه؟ کی تو کی... نه یعنی ببخشید از کنترل خارج شدم😂🙄
      این ویهانِ بخت برگشته شام نخورده چی به سرش اومددددد؟ نکنه آدم کشته جسدش گم و گور شده؟ کج بشین راستشو بگو غزل من که نمیدونم داری زیرزیرکی چه غلطایی با این ویهانِ بدبخت میکنی فقط میدونم سرش از نهایت پلیدیتت مایه میذاریییییی😒😂 دیگه انقد عرفان اون تهش بسته بودش به زنگ که من گفتم الان مود ویهان میشه شبیه شرک که راه شهر خیلی خیلی دور به خره میگفت پنج دیقه... فقط پنج دیقه ساکت شووووووو، پنج دیقههههههه😂😂😂😂😂😂 واقعا اعصابی ازش به هم ریختا سر شام، اصلا من میدیدم تو چشماش بابت همون اشتهایی که از نغمه کور میتونست خرخره عرفان و جای شام بجوعه😂😂😂
      این همایون همین اول کاری عجیب تو ماتحت نروعه؛ واااای یعنی دقیقا از این باباهاست که اگه یه روز تو خونه بیکار بمونن مدام دنبال یه بهونه میگردن شر راه بندازن😂 اون وسط کم مونده بود یه گیرم به نغمه بده بگه اصلا تو چرا انقدر چاق شدی عروس😂😂😂😂 داداش خب شغلِ شریف خودتو داره پیش میبره دیگه پدرِ دلسوزِ ساااال، حالا تازه ویهان بس نبود دنبال اون یکی پسر بدبختشم داره موس‌موس میکنه اونم بندازه تو همینکارا، این از اوناست که میتونم بی‌دلیل و با دلیل دستامو تو حلقش فرو کنم😒😂
      فقط نغمه‌ی مظلوم🎀 که گودی چه ساکت و کیوت نشسته بود فقط با غذاش بازی بازی میکرد اشتهاشم کور شد منتظرم هست که ویهان خودش لو بده چه غلطی کرده، حالا منتظر نباش زن، بفهمی چیه که بچت نیومده ساقط میشه. 
      · 1 ارسال
    • Masoome  »  نیکتوفیلیا

      داشتم فکر میکردم که عه چه خوب... هنوز میتونم به فریا امیدوار باشم بلکه‌ام یه چسه *شرمنده وجدان داشته باشه که یه یادآوریایی براش بشه حداقل بشینه گریه کنه، منتها بعدش فهمیدم نچ... این بچه درست بشو نیست😂💔
      ولی انصافا دلم برای تایلر بیچاره سوخت این چه بلایی بود سرش آوردننننن... تک تک صحنه‌هاشم لامصب عین فیلم جلوم بودن شاید باورت نشه داشتم سرگیجه میگرفتم تازه با اینکه این واقعا چیزی نبود به نسبت آینده یعنی با شناختی که از تو دارم میگم😂💔 اونجا که اسید و ریخت لامصببببب تا عمق وجودممممم سوختتتتتت... تایلر بدبخت باید بار و بندیلشو جمع میکرد خودشو از رو زمین محو میکرد که دست این دوتا..  نه ببخشید... این سه تا دیوونه نیفته😐😂 این مندولیا مشکوکه؛ رسما صدای وجدانِ فریارم در برابر خوبیِ بزرگ آدمای اطرافش با حالا شاید اذیتای کوچیکشون خفه میکنه. مثلا تایلر بیچاره اون همه هوای فریا رو داشته بعد سر کوتاه کردن موهاش میگه که آره حقش بود. این پرنسس چشم دریده که تو تصور من خداشاهده عینهو موموعه یه فکرای پلیدی تو سرشههههههه. 
      حتی این زلودی که لنتی... ریه آدمیزاد سرخ کردددد، اونم ریه تایلررررررر؛ احساس میکنم تمام دل و روده‌ام تو هم پیچیدن و هر آن احتمال داره من بجای اون و فریا بالا بیارمممممممم. چه زوج ترسناکی شدنا این دوتام😂🔥 فقط اون زور زدنای فریا برای نخوابیدن و زلودی که داشت خودشو شرحه شرحه میکرد تا این خوابش ببره😂 فریام که قبول کرده روباهه قشنگ معلومه زانوهاش پیش مردی سستیدن کار تمومههههه؛ اگه این تصور و داشته باشیم که مندولیام عاشق زلودی بوده و حتی هنوزم هست، این حسی که بین این دوتا شکل میگیره خطری نشه براشون؟ این مندولیا رفته رو مخممممم حضور وحشتناکشم به طرز واقعی‌ای انقدر نزدیکتر شده که فریا حتی حس میکنه دستاشو دور گلوش پیچیدههههه. 
      نمیدونم چرا احساس میکنم ممکنه برادر زلودی از خودش کراش‌تر باشه😂💅 من واقعا آدم سستی‌ام دیگه میدونی مثلا همون درگیری زلودی با فریا به نظرم خیلی آتیش‌بازی بود حالا هرچند با گفتن مسواک بزن کل حس صحنه رو پرونددد ولی بازممممممم😂 خیلی براش بزرگه؟ همه جاششششش براش بزرگهههههههه؟ مردک این منحرف بازیا چیه، دختره نصف توام نیس، به قاعده‌ی یه بند انگشتته که کلا هم تا بازوت میرسه، قشنگ فیل و فنجونن😂 خاک عالم... اینی که من میبینم امون نمیده یکم دیگه با فریا تنها بمونه باید بشینن مینی فرودی‌ها رو بزرگ کنن باهم😂😂😂😂 
      حالا من شبا که پارت میخونم یکم آیکیوم دچار افت میشه گیراییم میاد پایین؛ اون رانندهه از طرف زلودی بود اره؟ که باز فریا رو به اون رسوند؟ فریاجان چه بلایی سرش اومده؟ من دارم شک میکنم به اینکه نکنه رانندهه خود داداش زلودی بود🤔 نبود؟🤔😂 
      · 3 ارسال
    • Nil  »  هانیه پروین

      عشقم میدونم خیلی اذیتت میکنم اما میشه یه لحظه تایپک رمان سیاه قلب رو باز کنی که بتونم عکس جلد قبلی رو عوض کنم؟؟ 
      · 1 ارسال
    • نیکتوفیلیا  »  زینب چرمگر

      واهاهاهاهاااااایییییی.... پسسسس کهههه اییینننططوووورررر
      · 3 ارسال
×
×
  • اضافه کردن...