رفتن به مطلب
نودهشتیا را در تلگرام دنبال کنید @dl98ia ×
انجمن نودهشتیا

تالارهای گفتگو

  1. عمومی

    هرانچه در ابتدا لازم است بدانید

  2. تایپ و شروع نویسندگی

    از اینجا نوشتن را آغاز کنید

  3. تالار رمان های برتر

  4. تالار خدمات نودهشتیا

  5. کتابخانه نودهشتیا

  6. تالار آموزشی

  7. فیلم و سریال

  8. ورزشی

  9. خاطره بازی نودهشتیا

  10. سرگرمی

  11. فرهنگ و هنر

اطلاعیه ها

  • رمان‌های برتر

  • آمارهای کاربران

    • کل کاربران
      3,498
    • بیشترین افراد آنلاین
      2,455

    جدیدترین کاربر
    پر قو
    تاریخ عضویت
  • آمار انجمن

    • کل موضوعات
      1.6k
    • کل پست‌ها
      30.2k
  • برترین مشارکت کنندگان

  • آخرین بروزرسانی های وضعیت

    • mmmahdis  »  هانیه پروین

      همگی به غیر از بنیامین روی مبل‌های درون سالن نشسته و مشغول صحبت بودند، روژین هنوز هم دلگیر بود و بی حرف به گل‌های فرش سورمه‌ای مادرش نگاه می‌کرد. ساعتی گذشته و حال بنیامین بهتر بود، اما هنوز هم روی تخت خوابش دراز کشیده بود. با حرکت سوگل متوجه مقدار تنفرش از خود شده بود اما نمی‌توانست او را رها کند. سوگل در قلب بنیامین نشسته و بنیامین با کمال میل پذیرای او بود و هیچ‌جوره اجازه نمی‌داد قلب سوگل برای کسی جز خودش باشد.
      · 4 ارسال
    • Masoome  »  غـزل

      اونجا که یامور گفت باباش از حرص یاشار استفاده کرد.. ک خب حقیقت بود من داشتم فک میکردم مود یاشار تو ذهنش به ماهور این آهنگه بود وقتی کتکش میزد ک جدیدا مغز منو پُر کرده و داره ترند میشه: خاککک تو سرت کثافتتتتت، حمال بی‌لیاقتتتتت، ای عوضی شیطون‌صفتتتت، تفففف توی قیافتتتتتت😂😂😂😂😂 بدبخت فرصت نشد به زبون بیاره ولی من که میدونم تمام مدت این تو ذهنش بودددد😂😂😂
      حالا بگذریم... ای بابا فرهادجون ناراضی باشه؟ ماهور با دُمشم گردو میشکونه از بابت شناختن این دختر🙄😂🎀 خودمونیما ولی... من نمیدونم چرا تو اون پوزیشن چپه شده رو تخت داشتم تصورش میکردم به چشمم خیلی جذاب اومد که البته طبیعتاً نباید پوئنِ جذابیت به حساب بیاد ولی همون زخماشم تونستن مخ منه ر بزنن😔😂🔥 غزل من که میگم وقتشه، دزد حاضر بز حاضر... تخت حاضر، ماهور از خدا خواسته حالا بیدار بشه حاضر، یامور حاضر، وقتشه برسن به ساختن مینی یاهورا (ترکیب یامور و ماهور😂😂😂) واقعا هات میشه هاااا، خری اگه ماهور بهوش اومد یه کیس و ننویسی دیگه عشقشونم که داره از در و دیوار شره میکنهههههه🔥
      همونجا که یامور درد ماهور و انگار خودش حس میکرد یا هی اشکش برای این بشر دم مشکش بود دیگه معلومه دخترم متاس... نه یعنی خوشبختانه دل و دادی رفتتتتتتت🙄😂🎀 دیگه فرهادم بو برد اینا تو مود بذار بو کنم عطرتوووو یاد بگیرم قلق قلبتوووو بلند نبودم عشق و قبل توانننننن🙄😂✨ خودشم که... واقعا حس میکنم هرچقد دارم با ماهور اوکی میشم فرهاد رو مخمه، امید دارم پاشای عزیزم برای زیر آب کردن سر این که بعد صدسال تازه یادش افتاد باید یه زرایی بزنه داشته باشه💅 اصلا شوهرم کجاست غزل؟ این مرد و کجا قایمش کردییییی؟ چرا نمیاد نظربازی کنه با دلم بازی کنهههه راضی میشم هی طنازی کنههههه💅✨
      این دوتا مرغ عشق یاهور دارن سر عاشقانه‌هاشون و عشقشون منو شل میکنن، میبینی غزل؟ اینه تاثیر معجزه‌آسای لاوبازی رو من😔😂🎀 ماهور چقد مموش خوابیده بود ولییییی🥺😂 جای یامور بودم ماچش میکردم تو اون حالت، سر صحنش تو ذهن من یکی داشت از سمت یامور میخوند یور مای هانی بانچ، یور مای سوئیتی پاااای🥺😂 منی که تو هر لحظه‌ای دنبال کیس میگردم حتییییی... 
      دیگه خدایی نهان و امره نمیتونن چسی ناشتای جاست فرندی بیان هرجور نگاشون میکنم وایف و هازبندننننننن🙄😂🎀 مای کاپی کیکای کیوتچه رو میبینییییی؟🥺😂✨ چجوری کل روزشونو باهم گذروندننننن😭✨ شما دو نفر هارت منو ربودیننننن🥺✨ درسته من برای یاهور میتونم غش کنم ولی برای اینا میتونم بمیرممممممم😭✨ واقعا فیلم ترسناک برای چیته پسرم؟ با این خانومی فقط باید بشینی فیلمای عاشقونه ببینیییی، از رو اون پوستر بی‌صاحابم احتمالا فیلم مدنظر it بوده، واقعا فیلم ترسناک پرسن نیستم مثل نهان، مدیونی فکر کنی میترسم🙄😂💅 وای فقط جوریکه امره تو سینما خوابش برد و خر و پف میکرددددد😂 از اوناس که به آدرنالین بالا زندس😂😂😂
      توروخدا نگاه کن... یکیم نداریم هنوز ندیده و نشناخته و نه به داره نه به باره، بگه ببین فلانی فلان لباس خیلی بهت میاد بعد روح حاتم طایی‌ام داشته باشه بره خودجوش برات بخرتش... شوهر چیه من امره میخوااااام😭😂 قدرشو بدون نهان، بچم یکم خنگه و تو آیکیو با جلبک رقابت میکنه ولی قلب طلاش و اون جیبِ بلاش میتونه نقص فنی مغزشو جبران کنه😭😂✨ آخه بچه تو بهونه طبیعی‌تر از دیدن یامور نداشتی؟ خب معلومه مچتو میگیرهههه، انگار تو یه موقعیتی که نباید گوشیش زنگ خورده بعد موبایلشو از تو جیبش نمیتونه پیدا کنه😂😂😂
      پشمک و بستنیم که خوردن و... واقعا دخترم نهان راست میگه، انتخاب بستنی خیلی تخصصی‌تر از انتخاب لباسه که اونم وقتی همراهت خوش سلیقه باشه (امره🎀) نیاز به دیدن نداره🎀 امره همین که با نهان میپره نشون میده خوش سلیقگیش سر به فلک کشیدههههه🎀✨💅 چقدر شیرینن ولی اینا ماااادر غشم براشون😭🎀 هرچقد ماهور و یامور هاتن🔥 این دوتا انقد قندن که من مغزم سر تصور هات بازی ازشون میره رو ارور 404🥺😂 اینا باید باهم خاله بازی کنن بعد ازدواج، خیلی معصوم‌تر از این حرفان🥺😂
      · 0 ارسال
    • فاطیما هاشمی  »  Nawrgoon

      تاوان رو نمی‌نویسی؟
      · 0 ارسال
    • فاطیما هاشمی  »  ستاره درخشان نیا

      هرچقدر بزرگمهر پروو هست تابانم زبون درازه
      · 1 ارسال
    • هانیه پروین

      فقط اگر یک کتابخوان واقعی هستید، این اثر را مطالعه کنید. 
      ستیز اثری بسیار تاریک و روایتی مصادف با واقعیت است.
      · 2 ارسال
×
×
  • اضافه کردن...