رفتن به مطلب
نودهشتیا را در تلگرام دنبال کنید @dl98ia ×
انجمن نودهشتیا

تالارهای گفتگو

  1. عمومی

    هرانچه در ابتدا لازم است بدانید

  2. تایپ و شروع نویسندگی

    از اینجا نوشتن را آغاز کنید

  3. تالار رمان های برتر

  4. تالار خدمات نودهشتیا

  5. کتابخانه نودهشتیا

  6. تالار آموزشی

  7. فیلم و سریال

  8. ورزشی

  9. خاطره بازی نودهشتیا

  10. سرگرمی

  11. فرهنگ و هنر

اطلاعیه ها

  • رمان‌های برتر

  • آمارهای کاربران

    • کل کاربران
      3,310
    • بیشترین افراد آنلاین
      2,455

    جدیدترین کاربر
    Serendipity
    تاریخ عضویت
  • آمار انجمن

    • کل موضوعات
      1.5k
    • کل پست‌ها
      27.8k
  • برترین مشارکت کنندگان

  • آخرین بروزرسانی های وضعیت

    • سایه مولوی  »  نسترن اکبریان

      سلام گل خصوصی رو چک میکنی؟
      · 0 ارسال
    • Masoome  »  غـزل

      از لحاظ روحی بیشتر از هر وقتی نیاز دارم زن ویهان باشم غزل🎀🧿
      خوشم میاد نغمه‌ام از خودمونه، مهم نیست کار این بچه و چجوریه مهم اینه خودش بره و برنگرده😂🎀🧿  البته حقم داره دیگه... چه شوهری داره ها، اون ایموجی چشم زخم و فقط به افتخار حضورِ پر نور خودش زدم و اِلا که شخصا چش و چالم داره از بابت دیدن این مرد کنار این زن درمیادددددد🧿 همین فکر کنم چشم شورِ منم بود کارشونو درآوردا، کار خدا رو میبینی غزل؟ من حرفم خیلی بگیر داره خوشبختانه یا حتی شاید بدبختانه😂🧿
      چه مادرشوهرِ خانومی میبینم، از کتابِ فیل‌ها پرواز میکنند اومده، مگه نه؟🙄😂 واقعا ولی خود ویهان خوب، مادرش خوب... شاعر میگه خودت گل، پیرهنت گلللللل😂🧿🎀 جلوی این بچه رو ولی باید همون موقع قبل رفتنش به اینکار میگرفتن الان دیگه جمع نمیشود دیگر آن گیوه که پراکنده میشه... دیگه الان اگه بخواد اینکارم ول کنه که نون‌دونیش آجره باید بسوزه و بسازه، خرج پوشکم بالاست به نظرم نغمه فعلا باید فکر مسائل اقتصادی باشه که اگه نباشه احتمالش پیش میومد یکیشون بشه دوتا، از اون جهت که به طور قطع ویهانم زیر بار فشار مشکلات مالی میزایید😂😂😂🧿
      همچین که اون اخرش ویهان رسیدا، صدای تو سر نغمه این بود... مردی با اون تیپ با اون هیکللللل، با اون چشم و ابروی مردونهههههه، یه جوری از لندرور خودش پیاده میشد یه جور انگار رستم از رخش خودش پیاده میشهههههه😭😂🧿 دلگیر چیه زنننننن پاشو برو مردیو ماچش کننننننن😭😂🧿 چه باسلیقه‌ام هستا پسرم، اتاق چیده به چه خوشگلی به قول نغمه و نسرین انگار برای خودش چیده، من مطمئنم بچه‌ام که به دنیا بیاد ویهان از اون باباهایی میشه که خیلی جدی میشینه تا دخترش براش لاک بزنه اونم صورتییییی😂🎀🧿
      · 0 ارسال
    • روشـنـا  »  Serendipity

      سلام نویسنده جان! به نودهشتیا خوش آمدید❤️🦋
      از آشنایی با شما خوشوقتم عزیزجان. من برای استقبال از شما و آشنا کردنتون با بخش‌های مختلف انجمن اینجا هستم.
      🔴برای نوشتن رمانتون، ابتدا روی لینک زیر کلیک کنید و آموزش رو کامل بخونید:
      https://forum.98ia.net/topic/8-آموزش-ایجاد-تاپیک-رمان/?do=getNewComment
      🔴اگه اثرتون داستان کوتاه هست، روی لینک زیر کلیک کنید و آموزش‌‌ها رو مطالعه کنید:
      https://forum.98ia.net/topic/16-آموزش-ایجاد-تاپیک-داستان-کوتاه-در-نودهشتیا/?do=getNewComment
      🔴در لینک زیر هم برای بهبود قلم شما، آموزش‌های رایگان نویسندگی رو در اختیارتون قرار دادیم:
      https://forum.98ia.net/forum/23-آموزش-نویسندگی/
      🌟لازم به ذکر هست که نویسندگان نودهشتیا به صورت رایگان از خدمات طراحی جلد و ویراستاری اثر و نقد حرفه‌ای بهره‌مند خواهند شد!
      هر سوال یا مشکلی داشتید، برای بنده مطرح بفرمایید تا راهنمایی‌های لازم رو دریافت کنید.
       
      · 0 ارسال
    • Masoome  »  نیکتوفیلیا

      خببببب... من قرار بود زودتر خدمت برسم منتها از دیروز درگیر یه سری مشکلاتی شدم و دیگه الان رسیدممممم. 
      نمیدونم چرا انقدر رو زلودی کراش زدم طبیعیه؟ وای این یارو تو پریزراکیم که بود دل منو بردددد الان دیگه هیچی😭😂🔥 کراش سایکو و آدمخوارِ من؛ تو خشونتت یه جوریه مرد که من میتونم با لحن زیبا تو شمعدونی بگم بیا منم بخوررررر😭😂🔥 انصافا آدم بامزه‌ایه بچم والا که شوخیش با اون یارو گوشت تلخه‌ام نمکی بود، البته اون گوشت تلخ نبود بیشتر یُبس بود، حالا بماند که سر و گوشش داره تو کارای زلودیِ عزیزم میجنبه ولی چه میشه کرد؛ اگه از من بپرسی میگم خود اون یارو جزو اون هفتاد و پنج صدم قد کوتاها بوده بهش برخورده خیلی چپ چپ نگاه میکرد🙄😂
      ها که با دیدن یه گوشت متحرکم تحریک میشه؟ مرد حسابی تو با این سابقه درخشانت با همین یه شوخی ریزه میزه خب نصف گوشت تن این یارو رو آب کردی معلومه اگه بخوای‌ام دیگه بدردت نمیخوره😂 چقدر ولی با مونولوگای عزیزدلم نیشم باز بود، ژست نشستنش فقط که به کل فضا اشراف داشت و همه رو میدید حتی اون یارو گوشت تلخه که با صد من عسلم از گلو پایین نمیرفت. واقعا تو سوابقِ کراش‌زنیِ درخشانم فقط کراش زدن رو یه آدمخوار و کم داشتم که اونم میسر شد... ای بابا من تازه آدم شده بودم که رو مثبتا و آدم حسابیا کراش بزنم باز برگشتم به اصلِ مریض‌پسندِ خودمممم😭😂
      همین فریا؛ درسته که خیلی وحشیانه با تایلر برخورد کرد که به نظرم تازه خیلی بهش ارفاق کرد و آسون گرفت از اونجا که بدتر از اینا ازش برمیاد مخصوصا که رحمش به برادر خودشم نیومده، ولی خب ذهنیت مریض بامزه‌ای داره😂 در و تخته جورنا، دوتا روانی کپیِ هم فقط من نمیدونم چرا دوسشون دارم😂 بالاخره اینجا که آدم سالم پیدا نمیشه من باید میخ علاقمو یه جا بکوبم که خوش بگذره واسه همین ترجیحا فرودی شیپرمممم😂🤝✨ تازه اسم بودی‌ام که دیدم یه لحظه کل پریزراکی یادم اومددددد، عمیقااا منتظرشممممم😭
      به نظرم واقعا در حقِ تایلر لطف شد میدونی، یعنی حداقل الان لطف شد💅 دیگه یه مداد تو دست فرو کردن و یه چندبار سر و به میز کوبوندن که چیزی نیست بابا، البته حداقل برای فعلا🙄😂 ماتحتی که خارش میکنه خودش سفارشش میکنه بخدا، یکی نیست بگه مریضی سر به سرِ این مریض‌تر از خودت میذاری؟ حالا خوبت شد؟ فریام که... حس یه اسکیزوی سایکو رو میگیرم ازش، مخصوصا با اون پرنسسی که تو ذهنشه، باز فقط اون لحظه‌ای که تو اتاق بازجویی قاطی کرد کم مونده بود خودکار و تو چشم افسر فرو کنه منتها مردی شانس آورد سرعت عملش بالا بود. احساس میکنم ولی فریا از اوناییه که غیبت کردن باهاش حال میده مخصوصا که بابای تایلر و شکل دلقک میکشید و نقاشی افسرم خراب کرد😂
      · 3 ارسال
    • نیکتوفیلیا  »  مهدیه طاهری

      با اینکه بهتر شد، ولی من انتظار یه بهبود اساسی تر داشتم. نه اضافه شدن یک خط
      انتظار داشتم خیلی بیشتر سیما رو توی ذهنش با خودش و عواطفش درگیر کنی. انتظار داشتم خیلی بیشتر نسبت به مرد راننده واکنش نشون بده. نسبت بهش وحشی بشه. واکنش مردم رو بیشتر نشون بدی. واکنش بقیه ی بچه ها رو بیشتر نشون بدی. عواطف رو بیشتر درگیر کنی. می خواستم طوری وصف کنی که من به عنوان کسی که کودک کار نبودم، قلبم درد بگیره از این شدت احساس غم و خشم و کینه
      چیزی که رمانت کم داره تصویرسازی و فضاسازیه. انگار فقط می خوای زود رد بشی. نمیذاری خواننده بره تو جون داستان. نمی ذاری ارتباط بگیره. توی کلمات گیرش نمیندازی و با احساساتش بازی نمی کنی. سریع رد میشی.
      این اتفاقیه که داره توی رمانت میوفته. و خیلی خفن میشه اگه یه ادیت اساسی بشه
      · 0 ارسال
×
×
  • اضافه کردن...