-
آخرین ارسالی ها
-
- 72 پاسخ
- 908 بازدید
-
- 38 پاسخ
- 377 بازدید
-
- 459 پاسخ
- 4,668 بازدید
-
طنز رمان کلوچه خرمایی | روشنا اسماعیل زاده کاربر نودهشتیا 1 2 3 4
توسط Roshana، in رمان های مورد پسند کاربران
- 94 پاسخ
- 2,313 بازدید
-
نقد و معرفی رمان مزاحم اختصاصی|زهره تقیزاده کاربر انجمن نودهشتیا
توسط زهره تقیزاده، in صفحه نقد رمان ها
- 5 پاسخ
- 83 بازدید
-
تالارهای گفتگو
-
عمومی
هرانچه در ابتدا لازم است بدانید
قوانین نودهشتیا
- 2 موضوع
- قوانین جامع
- توسط M@hta
پرسش و پاسخ
- 18 موضوع
-
تایپ و شروع نویسندگی
از اینجا نوشتن را آغاز کنید
تایپ رمان
- 272 موضوع
دلنوشته
- 83 موضوع
صفحه نقد رمان ها
- 71 موضوع
رمان های متروکه
- 80 موضوع
رمان هایی که نویسندگان به هر دلیلی رها کردن به این بخش منتقل میشن
اشعار کاربران
- 15 موضوع
-
تالار رمان های برتر
رمان های نخبگان برگزیده
- 11 موضوع
رمان های مورد تایید مدیران
- 3 موضوع
رمان های مورد پسند کاربران
- 5 موضوع
- توسط نسترن اکبریان
-
تالار خدمات نودهشتیا
درخواست ویراستاری
- 70 موضوع
درخواست ناظر رمان
- 61 موضوع
درخواست چاپ رمان
- 0 موضوع
تا کنون مطلبی ارسال نشده است
درخواست تبلیغات رمان
- 3 موضوع
درخواست رصد و بررسی اثر
- 1 موضوع
-
کتابخانه نودهشتیا
معرفی و نقد کتاب
- 51 موضوع
مصاحبه با نویسندگان نودهشتیا
- 18 موضوع
-
تالار آموزشی
متفرقه
- 56 موضوع
- قصهی یک پند.
- توسط مهدیه طاهری
آموزش نویسندگی
- 38 موضوع
آموزش ویراستاری
- 6 موضوع
آموزش گویندگی
- 4 موضوع
متفرقه کپی
- 0 موضوع
تا کنون مطلبی ارسال نشده است
-
فیلم و سریال
-
ورزشی
فوتبالی
- 6 موضوع
- بیوگرافی پیتر چک
- توسط مل مل
-
خاطره بازی نودهشتیا
چالش نودهشتیا
- 9 موضوع
خاطره بازی
- 3 موضوع
-
سرگرمی
-
فرهنگ و هنر
-
چه کسانی آنلاین هستند؟ 11 کاربر, 0 مخفی, 75 مهمان (مشاهده لیست کامل)
-
رمانهای برتر
-
آمارهای کاربران
-
آمار انجمن
-
کل موضوعات1.4k
-
کل پستها26.2k
-
-
برترین مشارکت کنندگان
-
آخرین بروزرسانی های وضعیت
-
یک سال از عمرت تا چندصباح دیگر پابرجاست؛ نه با آن غمهایی که از رفتنشان آسودهای، و نه با آن شادیهایی که تکرارشان را در رویا جستوجو میکنی. این یک سال، با همان صخرههای سخت و صیقلنخوردهاش در حافظهات حک میشود؛ همانهایی که وقتی با ضربآهنگ زندگی به آنها کوبیده شدی، نه برای شکستنت، که برای صیقل دادن روحت بودند.· 0 ارسال
زهرا، ای مسافر این روزهای بیبازگشت.
این لحظات، چرکنویس ابدی تو نیستند. همین روزهاست که میانِ تلاطمِ کنکور و آرزوهایِ بزرگت، در حال ساختن من جدیدی هستی. شاید فردا، آدمهایی که تو را میشناسند، در آینده از تو تنها به نیکی یاد کنند؛ اما بگذار حقیقت این باشد که تو، در همین لحظات سخت، در حال حک کردن جای پایت بر سنگ سخت روزگاری.
خوب زندگی کن؛ نه به رسم عادت، که به رسم کسی که میداند هر ثانیه، تنها یکبار در زندگیش اتفاق میافتد.
-
خب حالا که رمانت تموم شده بیا رمان منو بخون یکم بهم روحیه بده که فکر میکنم گند زدم.· 1 ارسال