-
تعداد ارسال ها
540 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
20
تمامی مطالب نوشته شده توسط روشـنـا
-
تعرض استاد رمان شناسنامهی سیاه | روشنا اسماعیل زاده کاربر نودهشتیا
روشـنـا پاسخی برای روشـنـا ارسال کرد در موضوع : رمان های تکمیل شده
«پارت بیست و هشتم» اسم مامان روی صفحه خاموش و روشن شد. دستم سِر شد، گوشی رو ول کردم که همونجا، روی آسفالت، نقش زمین دیدمش. اما اون صدای زنگ لعنتی که سوهان روحم شده بود قصد قطع شدن نداشت. فکم لرزید، دستم رو به سمت دهنم بردم و ناخنهای کج و کولهم رو بین دندون گرفتم. به مادرم هم اعتماد نداشتم، از کجا معلوم مثلِ شبی که من رو تو اون رستوران لو داده بود، الان تحت امرِ کوروش بهم زنگ نزده باشه؟ نگاه ترسیدهام تبدیل به نفرت شد؛ انقدر با اون برق ترسناک داخلِ چشمم به گوشی زل زدم که بالاخره صدای زنگش خفه شد. همونجا به تیر برق تکیه دادم و سر خوردم، بدنم در حال انجماد بود و من واقعاً از برگشت به خونه هراس داشتم. میرفتم به خونه تا مادر من رو به کوروش لو میداد؟ برای یک لحظه برق شادی تو چشمم نشست. -اگه بفهمه اون چه بلایی سرم آورده… به همون سرعت که فکرش تو سرم افتاد، مابقی جمله از ذهنم پرید. تو خانوادهی من اگه چنین حرفی هم میزدم چوب اتهام به سمت خودم بود. اگه دختری بلایی سرش بیاد، لابد خودش کاری کرده که مستحق اون بلا شده. خودم رو تو آغوش گرفتم و سرم رو پایین انداختم، دندونهام با صدای قرچ و قروچ به هم برخورد میکردن، نمیدونستم لرزم از سرماست یا برای مرورِ بلایی که به سرم نازل شده. قطرات اشک لجوج باز تو گودیِ صورتم جمع شدن و من رو وادار به قورت دادن آب دهنم کردند. چجوری میتونستم از کوروش فرار کنم؟ چجوری باید ثابت میکردم اون چه بلایی سرم آورده؟ لبم رو به دندون گرفتم، چشمم به مچِ دستم که از زیر آستین مانتو به بیرون لغزیده بود، افتاد. با اون دست شروع به مالیدن پوستش کردم؛ انگار قصد داشتم ردِ اتفاقات رو از پوستم بیرون کنم. اشکها، قطرهبهقطره روی صورتم جاری شدن، جفت دستم رو به سمت چهرهام بردم و زار زدم. -خدایا… چیکار… چیکار… کنم… خدا. هقهق امانم رو بریده بود؛ نفسم سخت بالا میاومد، با هر حرفی که از دهنم خارج میشد، بخار فضای مقابلم رو کدر میکرد. روی صفحهی موبایل ضربهای زدم، باز هم پیامهای تهدیدآمیز از جانب کوروش داشتم؛ مردک چطور روش میشد باهام اینجوری رفتار کنه؟ نمیدونم، از حرص بود یا چی، فقط یک لحظه به خودم اومدم و دیدم برای کوروش تایپ کردم: «عوضی، آرزو میکنم بمیری! جنازهم هم به دست حیوونی مثل تو نمیرسه، آبروت رو همهجا میبرم، بیچارت میکنم.» قبل از ارسالِ پیام صفحهی گوشی رو خاموش کردم. اینکه از بیخبری محض به سر میبرد، بهتر از دادن این پیامهای الکی بود. کاش دیشب همراهِ نهال زودتر به خونه میرفتم؛ حداقل اون روانی رو نمیدیدم. سرم رو فوراً بالا آوردم که صدای شکستن قلنجهای گردنم به گوشم رسید. خودشه! نهال.- 104 پاسخ
-
- 7
-
-
-
- استاد تاکسیک
- درد
-
(و 3 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
در دل آرزو دارم کاش یک شب با نگرانی به خواب نروم، حسرت به دل شدهام بتوانم وقایع را مثبت برای خود تعبیر کنم و برای چیزی که هنوز پیش نیامده است اندوهگین نباشم. حسرتش شاید تا ابد در جانم تنیده شود که بتوانم به یک انسان اعتماد کامل داشته باشم و پشیمان نشوم. امیدوارم روزی برسد، از اتفاقات خوب هراس نداشته باشم، چون همیشه بعد هر آرامش برایم طوفان است.
- 6 پاسخ
-
- 5
-
-
سلام نویسنده جان! به نودهشتیا خوش آمدید❤️🦋
از آشنایی با شما خوشوقتم عزیزجان. من برای استقبال از شما و آشنا کردنتون با بخشهای مختلف انجمن اینجا هستم.
🔴برای نوشتن رمانتون، ابتدا روی لینک زیر کلیک کنید و آموزش رو کامل بخونید:https://forum.98ia.net/topic/8-آموزش-ایجاد-تاپیک-رمان/?do=getNewComment
🔴اگه اثرتون داستان کوتاه هست، روی لینک زیر کلیک کنید و آموزشها رو مطالعه کنید:
https://forum.98ia.net/topic/16-آموزش-ایجاد-تاپیک-داستان-کوتاه-در-نودهشتیا/?do=getNewComment
🔴در لینک زیر هم برای بهبود قلم شما، آموزشهای رایگان نویسندگی رو در اختیارتون قرار دادیم:
https://forum.98ia.net/forum/23-آموزش-نویسندگی/🌟لازم به ذکر هست که نویسندگان نودهشتیا به صورت رایگان از خدمات طراحی جلد و ویراستاری اثر و نقد حرفهای بهرهمند خواهند شد!
هر سوال یا مشکلی داشتید، برای بنده مطرح بفرمایید تا راهنماییهای لازم رو دریافت کنید.
-
سلام عسلم برای رمانتون یک مقدمه هم در نظر بگیرید و زیر خلاصه بزارین مچکرم🤍
اگر اماده ندارین یک
مقدمه: بزودی
بزارین تا فراموشتون نشه جانا🤍
-
رمان آزادی قلابی | نفس شاهپوری کاربر انجمن نودهشتیا
روشـنـا پاسخی برای nafas.shahpori ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
🌸درود خدمت شما نویسندهی عزیز🌸 از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کردهاید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید. قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، میتوانید درخواست نقد حرفه ای بدهید. درخواست نقد اثر با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید. درخواست کاور رمان بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفهای و ویرایش نکاتِ گفتهشده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید: درخواست انتقال به تالار برتر همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید. اعلام پایان با تشکر : کادر مدیریت نودهشتیا- 4 پاسخ
-
- 2
-
-
-
های غزل بانوی خوشگل^^
چشمم به خاکزاد خورد گفتم برم یک نگاه بهش بندازم.
مرحلهی اولی که نگاهش کردم خلاصه بود که ببینم تا چه اندازه برای خوندن رمان جذبم میکنه؛ اما بنظرم خلاصت زیاد تو حاشیه رفته بود، طولانی بود یک طوری که وسطش گفتم
خب از اینجا دیگه مقدمه میشه.
اما خلاصه باز ادامه داشت، تو خلاصت بیا یک پیرنگ کلی از رمانت بگو، جزئیات رو سانسور کن، بزار یک هدفی باشه که خواننده بگه ایول برم پارتها رو بخونم ببینم چه خبره که اینجوری گفته تو خلاصش.
قطعاً قلم خفنی داری، و من حتما خاکزاد رو میخونم، میخوام به عنوان خواننده همراهت باشم و در خوندن اثرت لذت ببرم چون میدونم میارزه^^
قلمت ماندگار و دائم باشه عسلم🤍🎀
- نمایش دیدگاه های قبلی بیشتر 1
-
تو خلاصت بیا جزئی نگری رو کنار بزار، من خودمم تو خلاصه خیلی مشکل دارم
بیا چیزهایی از رمانت رو بزار ک خواننده بگه واو چ اتفاقی افتاده که به اینجا رسیده
دورت بگردم عسلم
-
-
-
سلام نویسنده جان! به نودهشتیا خوش آمدید❤️🦋
از آشنایی با شما خوشوقتم عزیزجان. من برای استقبال از شما و آشنا کردنتون با بخشهای مختلف انجمن اینجا هستم.
🔴برای نوشتن رمانتون، ابتدا روی لینک زیر کلیک کنید و آموزش رو کامل بخونید:https://forum.98ia.net/topic/8-آموزش-ایجاد-تاپیک-رمان/?do=getNewComment
🔴اگه اثرتون داستان کوتاه هست، روی لینک زیر کلیک کنید و آموزشها رو مطالعه کنید:
https://forum.98ia.net/topic/16-آموزش-ایجاد-تاپیک-داستان-کوتاه-در-نودهشتیا/?do=getNewComment
🔴در لینک زیر هم برای بهبود قلم شما، آموزشهای رایگان نویسندگی رو در اختیارتون قرار دادیم:
https://forum.98ia.net/forum/23-آموزش-نویسندگی/🌟لازم به ذکر هست که نویسندگان نودهشتیا به صورت رایگان از خدمات طراحی جلد و ویراستاری اثر و نقد حرفهای بهرهمند خواهند شد!
هر سوال یا مشکلی داشتید، برای بنده مطرح بفرمایید تا راهنماییهای لازم رو دریافت کنید.
- نمایش دیدگاه های قبلی بیشتر 3
-
-
موفق باشید خوش اومدین به انجمن ما امیدوارم از نوشتن تو این فضا لذت کافی رو ببرید نویسنده جان ..
-
-
🌸درود خدمت شما نویسندهی عزیز🌸 از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کردهاید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید. قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، میتوانید درخواست نقد حرفه ای بدهید. درخواست نقد اثر با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید. درخواست کاور رمان بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفهای و ویرایش نکاتِ گفتهشده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید: درخواست انتقال به تالار برتر همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید. اعلام پایان با تشکر : کادر مدیریت نودهشتیا
-
شکلات خدمت شما چون تو صفحه شناسنامه بودی😍🍬🍭
-
سلام نویسنده جان! به نودهشتیا خوش آمدید❤️🦋
از آشنایی با شما خوشوقتم عزیزجان. من برای استقبال از شما و آشنا کردنتون با بخشهای مختلف انجمن اینجا هستم.
🔴برای نوشتن رمانتون، ابتدا روی لینک زیر کلیک کنید و آموزش رو کامل بخونید:https://forum.98ia.net/topic/8-آموزش-ایجاد-تاپیک-رمان/?do=getNewComment
🔴اگه اثرتون داستان کوتاه هست، روی لینک زیر کلیک کنید و آموزشها رو مطالعه کنید:
https://forum.98ia.net/topic/16-آموزش-ایجاد-تاپیک-داستان-کوتاه-در-نودهشتیا/?do=getNewComment
🔴در لینک زیر هم برای بهبود قلم شما، آموزشهای رایگان نویسندگی رو در اختیارتون قرار دادیم:
https://forum.98ia.net/forum/23-آموزش-نویسندگی/🌟لازم به ذکر هست که نویسندگان نودهشتیا به صورت رایگان از خدمات طراحی جلد و ویراستاری اثر و نقد حرفهای بهرهمند خواهند شد!
هر سوال یا مشکلی داشتید، برای بنده مطرح بفرمایید تا راهنماییهای لازم رو دریافت کنید.
-
سلام نویسنده جان! به نودهشتیا خوش آمدید❤️🦋
از آشنایی با شما خوشوقتم عزیزجان. من برای استقبال از شما و آشنا کردنتون با بخشهای مختلف انجمن اینجا هستم.
🔴برای نوشتن رمانتون، ابتدا روی لینک زیر کلیک کنید و آموزش رو کامل بخونید:https://forum.98ia.net/topic/8-آموزش-ایجاد-تاپیک-رمان/?do=getNewComment
🔴اگه اثرتون داستان کوتاه هست، روی لینک زیر کلیک کنید و آموزشها رو مطالعه کنید:
https://forum.98ia.net/topic/16-آموزش-ایجاد-تاپیک-داستان-کوتاه-در-نودهشتیا/?do=getNewComment
🔴در لینک زیر هم برای بهبود قلم شما، آموزشهای رایگان نویسندگی رو در اختیارتون قرار دادیم:
https://forum.98ia.net/forum/23-آموزش-نویسندگی/🌟لازم به ذکر هست که نویسندگان نودهشتیا به صورت رایگان از خدمات طراحی جلد و ویراستاری اثر و نقد حرفهای بهرهمند خواهند شد!
هر سوال یا مشکلی داشتید، برای بنده مطرح بفرمایید تا راهنماییهای لازم رو دریافت کنید.
-
مدیران خوش قلم؟
هانی نکن خدایی من روحیم لطیفه بغضی میشم😭😂
-
درخواست کاور رمان من و ماه | بهاره شیرین سخن کاربر انجمن نودهشتیا
روشـنـا پاسخی برای bahare ارسال کرد در موضوع : درخواست طراحی کاور
@bahare عسلم موارد خواسته شده رو ارسال کن تا کاورت زده بشه🤍- 22 پاسخ
-
- 1
-
-
درخواست کاور رمان روایتی دیگر از پری دریایی از غزال گرائیلی کاربر انجمن نودوهشتیا
روشـنـا پاسخی برای QAZAL ارسال کرد در موضوع : درخواست طراحی کاور
سلام عسلم با https://imgurl.ir/ عکست رو اپلود کن، بعد از انتخاب فایل، روی حذف بعد از یک هفته بزن و به جاش دائم رو انتخاب کن بعد اینجا پیست کن- 19 پاسخ
-
- 3
-
-
سلام نویسنده جان! به نودهشتیا خوش آمدید❤️🦋
از آشنایی با شما خوشوقتم عزیزجان. من برای استقبال از شما و آشنا کردنتون با بخشهای مختلف انجمن اینجا هستم.
🔴برای نوشتن رمانتون، ابتدا روی لینک زیر کلیک کنید و آموزش رو کامل بخونید:https://forum.98ia.net/topic/8-آموزش-ایجاد-تاپیک-رمان/?do=getNewComment
🔴اگه اثرتون داستان کوتاه هست، روی لینک زیر کلیک کنید و آموزشها رو مطالعه کنید:
https://forum.98ia.net/topic/16-آموزش-ایجاد-تاپیک-داستان-کوتاه-در-نودهشتیا/?do=getNewComment
🔴در لینک زیر هم برای بهبود قلم شما، آموزشهای رایگان نویسندگی رو در اختیارتون قرار دادیم:
https://forum.98ia.net/forum/23-آموزش-نویسندگی/🌟لازم به ذکر هست که نویسندگان نودهشتیا به صورت رایگان از خدمات طراحی جلد و ویراستاری اثر و نقد حرفهای بهرهمند خواهند شد!
هر سوال یا مشکلی داشتید، برای بنده مطرح بفرمایید تا راهنماییهای لازم رو دریافت کنید.
-
سلام نویسنده جان! به نودهشتیا خوش آمدید❤️🦋
از آشنایی با شما خوشوقتم عزیزجان. من برای استقبال از شما و آشنا کردنتون با بخشهای مختلف انجمن اینجا هستم.
🔴برای نوشتن رمانتون، ابتدا روی لینک زیر کلیک کنید و آموزش رو کامل بخونید:https://forum.98ia.net/topic/8-آموزش-ایجاد-تاپیک-رمان/?do=getNewComment
🔴اگه اثرتون داستان کوتاه هست، روی لینک زیر کلیک کنید و آموزشها رو مطالعه کنید:
https://forum.98ia.net/topic/16-آموزش-ایجاد-تاپیک-داستان-کوتاه-در-نودهشتیا/?do=getNewComment
🔴در لینک زیر هم برای بهبود قلم شما، آموزشهای رایگان نویسندگی رو در اختیارتون قرار دادیم:
https://forum.98ia.net/forum/23-آموزش-نویسندگی/🌟لازم به ذکر هست که نویسندگان نودهشتیا به صورت رایگان از خدمات طراحی جلد و ویراستاری اثر و نقد حرفهای بهرهمند خواهند شد!
هر سوال یا مشکلی داشتید، برای بنده مطرح بفرمایید تا راهنماییهای لازم رو دریافت کنید.
-
سلام نویسنده جان! به نودهشتیا خوش آمدید❤️🦋
از آشنایی با شما خوشوقتم عزیزجان. من برای استقبال از شما و آشنا کردنتون با بخشهای مختلف انجمن اینجا هستم.
🔴برای نوشتن رمانتون، ابتدا روی لینک زیر کلیک کنید و آموزش رو کامل بخونید:https://forum.98ia.net/topic/8-آموزش-ایجاد-تاپیک-رمان/?do=getNewComment
🔴اگه اثرتون داستان کوتاه هست، روی لینک زیر کلیک کنید و آموزشها رو مطالعه کنید:
https://forum.98ia.net/topic/16-آموزش-ایجاد-تاپیک-داستان-کوتاه-در-نودهشتیا/?do=getNewComment
🔴در لینک زیر هم برای بهبود قلم شما، آموزشهای رایگان نویسندگی رو در اختیارتون قرار دادیم:
https://forum.98ia.net/forum/23-آموزش-نویسندگی/🌟لازم به ذکر هست که نویسندگان نودهشتیا به صورت رایگان از خدمات طراحی جلد و ویراستاری اثر و نقد حرفهای بهرهمند خواهند شد!
هر سوال یا مشکلی داشتید، برای بنده مطرح بفرمایید تا راهنماییهای لازم رو دریافت کنید.
-
🌸درود خدمت شما نویسندهی عزیز🌸 از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کردهاید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید. قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، میتوانید درخواست نقد حرفه ای بدهید. درخواست نقد اثر با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید. درخواست کاور رمان بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفهای و ویرایش نکاتِ گفتهشده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید: درخواست انتقال به تالار برتر همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید. اعلام پایان با تشکر : کادر مدیریت نودهشتیا
-
درود دوست عزیز🤍
تو قسمت اول رمانتون:
نام رمان
نام نویسنده
ژانر
خلاصه
و مقدمه
قرار بدید و بعد شروع به پارتگذاری کنین جانا
اگه نیاز به کمک دارین برای ویرایش بهم خبر بدین همینجا کمکتون کنم🙏🏻
- نمایش دیدگاه های قبلی بیشتر 4
-
-
فدای سرت عسلم اون تاپیک فقط مخصوص رمانته اگه میخوای پیام بدی تو صفحه اصلی چت باکس هست که عمومیه
اگرم میخوای با شخص خاصی حرف بزنی میتونی بزنی به اسمش مثل الان و بری تو نمایهاش
سوالی داشتی بپرس از مدیرها کمکت میکنن🤍
-
-
سلام نویسنده جان! به نودهشتیا خوش آمدید❤️🦋
از آشنایی با شما خوشوقتم عزیزجان. من برای استقبال از شما و آشنا کردنتون با بخشهای مختلف انجمن اینجا هستم.
🔴برای نوشتن رمانتون، ابتدا روی لینک زیر کلیک کنید و آموزش رو کامل بخونید:https://forum.98ia.net/topic/8-آموزش-ایجاد-تاپیک-رمان/?do=getNewComment
🔴اگه اثرتون داستان کوتاه هست، روی لینک زیر کلیک کنید و آموزشها رو مطالعه کنید:
https://forum.98ia.net/topic/16-آموزش-ایجاد-تاپیک-داستان-کوتاه-در-نودهشتیا/?do=getNewComment
🔴در لینک زیر هم برای بهبود قلم شما، آموزشهای رایگان نویسندگی رو در اختیارتون قرار دادیم:
https://forum.98ia.net/forum/23-آموزش-نویسندگی/🌟لازم به ذکر هست که نویسندگان نودهشتیا به صورت رایگان از خدمات طراحی جلد و ویراستاری اثر و نقد حرفهای بهرهمند خواهند شد!
هر سوال یا مشکلی داشتید، برای بنده مطرح بفرمایید تا راهنماییهای لازم رو دریافت کنید.
-
تعرض استاد رمان شناسنامهی سیاه | روشنا اسماعیل زاده کاربر نودهشتیا
روشـنـا پاسخی برای روشـنـا ارسال کرد در موضوع : رمان های تکمیل شده
«پارت بیست و هفتم» نوتیفیکیشن پیامک موبایلم من رو از عالم کابوس بیرون کشید؛ سوزی که به تنم میخورد، بدنم رو میلرزوند. مانتویی که از دیشب بهم سرویس میداد رو به خودم پیچیدم؛ رهگذرها عجیب نگاهم میکردند، انگار روی صورتم میزان مشکلاتم حکاکی شده باشه. با پشتِ دست، اشک جمعشده رو وادار به عقبنشینی کردم. رمز گوشیم رو چند بار زدم تا بالأخره تونستم از بین خیسی چشمام درست بزنم. عدد پنجاهوهشت تماس از دسترفته بهم دهنکجی کرد. بیخیالِ نگاه کردن به گیرندهی تماس، آیکون پیامها رو لمس کردم. طبق انتظارم، پیام از همون قاتلی بود که من رو میدید، زنده نمیذاشت. «کجا رفتی؟ چرا گوشت رو برنمیداری، لعنتی؟» احمقانه بود، اما من تنها به این فکر میکردم که کوروش تا به الان به من «تو» هم نگفته بود و الان براش لعنتی شده بودم؟ انگار روی صفحهی گوشی حبابهای گنده جمع شد؛ این چشمهای من هم منتظر یک موقعیت بودن تا ببارند! «دانشگاه هم نبودی؛ کشتمت راز، جواب بده!» لبهام میل شدیدی به کج شدن داشتند، روحم رو که کشته بود، الان دنبال جسمم میگشت؟ صفحه رو به پایین اسکرول کردم، پشت تیر برق ایستادم و برای عذاب دادن خودم، مابقی پیامهای تهدیدش رو خوندم. «خونه هم نبودی، پیش کدوم عوضیای هستی؟ چرا اون بیصاحاب رو برنمیداری؟» مرتیکه دیوونه بود که تو این شرایط، به این چیزهای مسخره فکر میکرد! هیچ حیوونی بهجز مردی که قرار بود هشت روز دیگه شوهرِ من بشه، اینقدر حیوون نبود. «بردار! جواب بده، کاریت ندارم.» چقدر این تهدید برام آشنا میاومد؛ مامان جلوی چشمم نقش بست، با اون چادری که به کمر داشت. دور تا دور هالِ موکتشده میدوید و جارو رو تو هوا تکون میداد. میگفت: «بیا، کاریت ندارم؛ فقط وایسا.» دروغ میگفت؛ وقتی ایستادم، من رو به باد کتک گرفت؛ آنقدر که تا یک مدت رو شکم نمیتونستم بخوابم! این حرفهای قاتل روحم هم مشابه اون جملهها بود. لرزیدنِ گوشی تو دستم باعث شد پلکی بزنم و اشک زندانیشده رو آزاد کنم.- 104 پاسخ
-
- 7
-
-
-
- استاد تاکسیک
- درد
-
(و 3 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
تعرض استاد رمان شناسنامهی سیاه | روشنا اسماعیل زاده کاربر نودهشتیا
روشـنـا پاسخی برای روشـنـا ارسال کرد در موضوع : رمان های تکمیل شده
«پارت بیست و ششم» سرم رو پایین انداختم و مشغول بازی با دکمهی لباسم شدم؛ صورتم گُر گرفته بود و قلبم از هیجان و ترس محکم خودش رو به در و دیوار قفسهی سینهام میکوبید. -شانس آوردم! برای یک لحظه، خشم جایِ وحشت و دلهره رو گرفت، فشاری به قفسهی سینهی آریان وارد کردم و جیغ زدم: -به چه حقی به من دست زدی؟ تا چند ثانیه هیچ حرکتی از جانبش ندیدم؛ تنها دیدم که چراغقوهی موبایلش رو روشن کرد و فضا رو از تاریکی درآورد. چهرهاش رنگ بهت گرفته بود و چین کوچیکی روی پیشونیش نشست. -دست زدم؟ خانم، من فقط… تحمل بازسازی مجدد اون صحنه رو نداشتم؛ بدنم مثل بید میلرزید. مغزم بهم نهیب میزد که فرار کنم و دیگه با یک مرد زیر یک سقف، هرچند نیمهساز، نمونم! اما باید قبلش داغ دلم رو سرش خالی میکردم: -شما فقط غلط… اشتباه کردی! خواستم فحش نثارش کنم، میخواستم چشم ببندم و هرچی که لایقش نیست و بهش بگم، اما لحن پشیمونش مانعم شد. -اگه اینطوره، من معذرت میخوام. سکوت من باعث شد به خودش مجوز بده و ادامهی حرفش رو بزنه، هرچند تو اون چشمهای تیره ردی از شیطنت هم میدیدم، ولی نمیتونستم ثابتش کنم. -اون نگهبانها اگه ما رو میدیدن، وجه خوبی نداشت که تو یک ساختمون نصفهکاره باهمیم! منم قصدی نداشتم؛ این حرکت کاملاً غیرارادی بود. سپس دستش رو روی قفسهی سینهاش گذاشت و کمی سرش رو به سمت پایین خم کرد. این آدم قطعاً هزار چهره بود؛ چطور میشد اون پسرِ عبوس تبدیل به چنین ورژن بافرهنگی بشه؟ ترس و اندوه بهکل فراموشم شد؛ گنگ به چهره و تبسمِ کنار لبش خیره شدم. در یک تصمیم ناگهانی عقبگرد کردم و از پلههای نیمه ساختهی طبقهی بالا به پایین سرازیر شدم؛ آنقدر سریع خارج شدم که صدای بسته شدن در توی چارچوب، شونهی خودم رو پروند. نفس حبسشدهام رو آزاد کردم و هوای تازه رو پشت سر هم بلعیدم. نگاهم رو برای یک لحظه به عقب برگردوندم و به نمای آجری با چارچوب پنجرهها زل زدم. -این همه ساختمون، چرا سر از اینجا درآوردم؟ سرم رو به چپ و راست تکون دادم، شروع به برداشتن گامهای بلند ولی بیجون کردم. مغزم اتفاقات رو از صبح مرور کرد؛ از لحظهی فرارم… همون لحظه که اون مردک مشغولِ حمام کردن بود، با همون دردِ شدید زیر شکم و بدنِ آشولاششده، تا جون داشتم دویدم. آنقدر دویدم که نفسم دیگه بالا نمیاومد، آنقدر تند رفتم که جریان اشکهام باهام همراه شد. من موندم و یک خیابون… و غم!- 104 پاسخ
-
- 7
-
-
-
- استاد تاکسیک
- درد
-
(و 3 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
سلام نویسنده جان! به نودهشتیا خوش آمدید❤️🦋
از آشنایی با شما خوشوقتم عزیزجان. من برای استقبال از شما و آشنا کردنتون با بخشهای مختلف انجمن اینجا هستم.
🔴برای نوشتن رمانتون، ابتدا روی لینک زیر کلیک کنید و آموزش رو کامل بخونید:https://forum.98ia.net/topic/8-آموزش-ایجاد-تاپیک-رمان/?do=getNewComment
🔴اگه اثرتون داستان کوتاه هست، روی لینک زیر کلیک کنید و آموزشها رو مطالعه کنید:
https://forum.98ia.net/topic/16-آموزش-ایجاد-تاپیک-داستان-کوتاه-در-نودهشتیا/?do=getNewComment
🔴در لینک زیر هم برای بهبود قلم شما، آموزشهای رایگان نویسندگی رو در اختیارتون قرار دادیم:
https://forum.98ia.net/forum/23-آموزش-نویسندگی/🌟لازم به ذکر هست که نویسندگان نودهشتیا به صورت رایگان از خدمات طراحی جلد و ویراستاری اثر و نقد حرفهای بهرهمند خواهند شد!
هر سوال یا مشکلی داشتید، برای بنده مطرح بفرمایید تا راهنماییهای لازم رو دریافت کنید.