رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

عسل

کاربر فعال
  • تعداد ارسال ها

    541
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    9

تمامی مطالب نوشته شده توسط عسل

  1. سلام خوش آمدید 

    1. .FATEMEH.

      .FATEMEH.

      سلام مچکرم

    2. عسل

      عسل

      سوالی داشتید پاسخگو هستم

  2. سلام بانو آفرین رمانت قشنگه ولی زود داری پیش میری خیلی سریع داره روندش میگذره

    1. nika

      nika

      سلام زیبا مرسی از راهنماییت حتما تو پارتای بعد دقت می‌کنم🥰

  3. 👋 نمایشنامه بلدی بنویسی🤨

    1. هانی بانو
    2. عسل

      عسل

      به منم یاد بده خیلی دوست دارم بنویسم

    3. هانی بانو

      هانی بانو

      باش عزیزم

      کار خاصی نداره همش دیالوگه

  4. گم بودی؟

    1. رائوزین

      رائوزین

      آره گم شده بودم ، پیدا گشتم. 

       

  5. دلم چقدر سوخت بیچاره

  6. سلام خوش آمدید 

  7. مهدی:

    تو از اون شاهکارهایی هستی که آدم نه می‌دونه چطور جمعش کنه، نه دلش میاد ولش کنه.

    ساناز:

    پس خلاصه‌اش اینه من هم دردسرم، هم نعمت؟

    مهدی:

    دقیقاً. و متأسفانه خیلی هم دوست‌داشتنی

     

    @گیلاس

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 8
    2. سـانـاز
    3. عسل

      عسل

      خدایا از این به بعد هم اسمی بنویسم که آشناش باشه خیلی خوب بود😁

      چه خبر

    4. سـانـاز

      سـانـاز

      😂 

      سلامتی...

  8. خسرو:

    من تا قبل از تو فکر می‌کردم جذابیت یه چیز مبهمه؛ بعد تو اومدی و همه‌چیز رو از ابهام درآوردی، گذاشتی وسط میز.

    عسل:

    اینجاش خوبه که منو پیدا کردی؛ منم همیشه دوست داشتم وسطِ میز باشم، نه گوشه‌ی بشقاب.

    @هانی بانو

  9. دانیال:

    راستش من خیلی اهل تعریف نیستم، ولی تو رو باید با صدای بلند تحسین کرد؛ چون ظاهراً دلم دیگه خجالت نمی‌کشه.

    @زهره تقیزاده:

    خوبه، چون منم از اونام که تعریف زیاد رو با لبخند و کمی خودشیفتگی کنترل‌شده قبول می‌کنم.

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 8
    2. زهره تقیزاده

      زهره تقیزاده

      بعد حامله کردنش واقعا زحمت کشبدی ترکش کردی عزیزم🤧🤣

    3. عسل

      عسل

      همش تورو می‌دیدم دیگه نمیتونستم جلوی خودم رو بگیرم😁😂 تقصیر خودش بود

    4. زهره تقیزاده

      زهره تقیزاده

      پس من و این همه خوشبختی محاله🫡😂

  10. عقیل:

    اگر دل من قلعه‌ای بود، تو تنها کسی بودی که بی‌اجازه هم اجازه ورود داشتی.

    مهدیه:

    پس خوش آمدی؛ من سال‌هاست نگهبانِ همین در بوده‌ام.

    ***

    میثاق:

    من برای تو نه شعرِ دربار می‌خواهم، نه تعارفِ تالار؛ فقط می‌خواهم بدانی که حضورت، این همه هیاهو را ساکت می‌کند.

    سارا:

    و همین سکوت، از هزار جشنِ سلطنتی باارزش‌تر است

    @مهدیه طاهری @s.a جیگرای خودم😁

    1. مهدیه طاهری

      مهدیه طاهری

      خلاقیت تو دوست داشتم🩷 ☺️ 

  11. حسین:

    من برای تو برنامه‌ی خاصی نریختم، ولی دیدم دلم خودش رفته صفِ اول عاشقی برای تو.

    هانیه:

    دلِ تو که همیشه بی‌اجازه کار خودش رو می‌کنه؛ خوشبختانه این‌بار انتخابش خوب بوده.

    @هانیه پروین😁 عشقم 💖💝

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 1
    2. عسل

      عسل

      چرا هرچی اسم پسر میذارم اکستون درمیاد😅😅

       

    3. عسل

      عسل

      به حساب اسم داداشم رو گذاشتم😅

       

    4. هانیه پروین

      هانیه پروین

      نه دوست داشتم متنو❤️

  12. سلام خوش آمدید 

  13. بماند به یادگار از من داخل نودهشتیا
  14. سلام عزیزم خوش اومدی داستانت به نظرم بدون ایموجی قشنگ‌تر میشه و اینکه داخل کادر اول نباید شروع به نوشتنش کنی باید عنوان رمان، اسم نویسنده، خلاصه، مقدمه و ژانر رو بذاری

    1. دختر بی نام

      دختر بی نام

      مرسی از راهنمایت 

    2. عسل
  15. سلام خوش آمدید 

  16. ماشالله به این سرگرمی قشنگ امیدوارم داخل کارهای دیگت موفق باشی و خوش بدرخشی

  17. عیدتون مبارک عشقولیا

  18. سلام تو که حس خوندن داری بیا داستان منم بخون 😁

     

     

     

    1. رائوزین

      رائوزین

      چشم چشم می‌خونم 😂🤣

  19. سلام خوش آمدید 

  20. چقدر برای دخترمون بغضی شد چقدر دوست داشتنم قلمت رو ولی کاپلمون رو پیدا کردم ولی هیچی ارزش به وجود آوردن عشق این مردا داخل قلب دخترک رو نداره عشق دخترک داخل قلب اونا چرا ولی عشق اونا داخل قلب دختر نه (اسمش گفتی؟ اگر گفتی که من یادم نیست) 🥺🥺🥺🥺

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 3
    2. بمب اتم کوچک

      بمب اتم کوچک

      بچه روهم بعله، اجبارا این اتفاق میوفته اما کاملا دور از تصور ذهن پویا و آینده نگر خواننده‌ها این اتفاق میوفته.

      بخدا اگه بخوام لو بدم همش لو میره

    3. بمب اتم کوچک

      بمب اتم کوچک

      خدایا جلو دهنمو‌ نمیتونم نگه دارم.

      باید بگم نمیشه😭🤣

    4. بمب اتم کوچک

      بمب اتم کوچک

      عسل عزیزم مرسی که وقتتو‌ گذاشتی و رمانمو خوندی خیلی خوشحال میشم وقتی کسی توی رمانم زندگی میکنه و با جریان داستان جلو میره.

      از همین الان بگم توی هیچ پارتی خواننده بیخود لبخند نمیزنه و اونو رد نمیکنه. بارها میخونه هم کلی ماجراجویی و راز ریز و درشت توی داستانه هم کلی ماجرا خفن و دست اولللل‌.

      حیف که وقت ندارم تند تند پارت بزارم.

      پارت۱۰ هم آماده است ویرایش کنم ۵شنبه میزارمش

  21. Oh my God

    1. عسل

      عسل

      عررررررر ناز رفت متروکه 

      ایندفعه میخوای اسم دختر رو چی بذاری

  22. @هانیه پروین عزیزم ایشون به مشکل داخل دانلود زمان برخوردن 

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 2
    2. دیبا محمدزاده

      دیبا محمدزاده

      همیشه در یاد

    3. هانیه پروین

      هانیه پروین

      آنلاین باشید، براتون در خصوصی ارسال میشه رمان.

    4. دیبا محمدزاده
  23. در قلمرویی که تاریکیِ ازلی با نورِ خالق در ستیز است، سرنوشتِ هستی نه در دستِ نبرد، که در سکوتِ میانِ نفس‌ها رقم می‌خورد

     

    -تقدیر کیهانی-

  24. میانِ هستی و نیستی،

    جایی هست که حتی نور هم با تردید می‌تابد…

    و هر آنچه باقی می‌ماند،

    فقط نبردِ خاموشِ بودن است

     

    -تقدیر کیهانی-

    1. پری بانو

      پری بانو

      قلبم اکلیل شد

    2. عسل

      عسل

      منم چشام قلبی شد

×
×
  • اضافه کردن...