عسل
کاربر فعال-
تعداد ارسال ها
541 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
9
تمامی مطالب نوشته شده توسط عسل
-
مهدی:
تو از اون شاهکارهایی هستی که آدم نه میدونه چطور جمعش کنه، نه دلش میاد ولش کنه.
ساناز:
پس خلاصهاش اینه من هم دردسرم، هم نعمت؟
مهدی:
دقیقاً. و متأسفانه خیلی هم دوستداشتنی
-
خسرو:
من تا قبل از تو فکر میکردم جذابیت یه چیز مبهمه؛ بعد تو اومدی و همهچیز رو از ابهام درآوردی، گذاشتی وسط میز.
عسل:
اینجاش خوبه که منو پیدا کردی؛ منم همیشه دوست داشتم وسطِ میز باشم، نه گوشهی بشقاب.
-
دانیال:
راستش من خیلی اهل تعریف نیستم، ولی تو رو باید با صدای بلند تحسین کرد؛ چون ظاهراً دلم دیگه خجالت نمیکشه.
خوبه، چون منم از اونام که تعریف زیاد رو با لبخند و کمی خودشیفتگی کنترلشده قبول میکنم.
-
عقیل:
اگر دل من قلعهای بود، تو تنها کسی بودی که بیاجازه هم اجازه ورود داشتی.
مهدیه:
پس خوش آمدی؛ من سالهاست نگهبانِ همین در بودهام.
***
میثاق:
من برای تو نه شعرِ دربار میخواهم، نه تعارفِ تالار؛ فقط میخواهم بدانی که حضورت، این همه هیاهو را ساکت میکند.
سارا:
و همین سکوت، از هزار جشنِ سلطنتی باارزشتر است
@مهدیه طاهری @s.a جیگرای خودم😁
-
حسین:
من برای تو برنامهی خاصی نریختم، ولی دیدم دلم خودش رفته صفِ اول عاشقی برای تو.
هانیه:
دلِ تو که همیشه بیاجازه کار خودش رو میکنه؛ خوشبختانه اینبار انتخابش خوب بوده.
@هانیه پروین😁 عشقم 💖💝
-
بماند به یادگار از من داخل نودهشتیا
- 14 پاسخ
-
- 5
-
-
-
سلام عزیزم خوش اومدی داستانت به نظرم بدون ایموجی قشنگتر میشه و اینکه داخل کادر اول نباید شروع به نوشتنش کنی باید عنوان رمان، اسم نویسنده، خلاصه، مقدمه و ژانر رو بذاری
-
ماشالله به این سرگرمی قشنگ امیدوارم داخل کارهای دیگت موفق باشی و خوش بدرخشی
-
چقدر برای دخترمون بغضی شد چقدر دوست داشتنم قلمت رو ولی کاپلمون رو پیدا کردم ولی هیچی ارزش به وجود آوردن عشق این مردا داخل قلب دخترک رو نداره عشق دخترک داخل قلب اونا چرا ولی عشق اونا داخل قلب دختر نه (اسمش گفتی؟ اگر گفتی که من یادم نیست) 🥺🥺🥺🥺
- نمایش دیدگاه های قبلی بیشتر 3
-
بچه روهم بعله، اجبارا این اتفاق میوفته اما کاملا دور از تصور ذهن پویا و آینده نگر خوانندهها این اتفاق میوفته.
بخدا اگه بخوام لو بدم همش لو میره
-
-
عسل عزیزم مرسی که وقتتو گذاشتی و رمانمو خوندی خیلی خوشحال میشم وقتی کسی توی رمانم زندگی میکنه و با جریان داستان جلو میره.
از همین الان بگم توی هیچ پارتی خواننده بیخود لبخند نمیزنه و اونو رد نمیکنه. بارها میخونه هم کلی ماجراجویی و راز ریز و درشت توی داستانه هم کلی ماجرا خفن و دست اولللل.
حیف که وقت ندارم تند تند پارت بزارم.
پارت۱۰ هم آماده است ویرایش کنم ۵شنبه میزارمش
-
@هانیه پروین عزیزم ایشون به مشکل داخل دانلود زمان برخوردن
-
در قلمرویی که تاریکیِ ازلی با نورِ خالق در ستیز است، سرنوشتِ هستی نه در دستِ نبرد، که در سکوتِ میانِ نفسها رقم میخورد
-تقدیر کیهانی-