رفتن به مطلب
ثبت نام/ ورود ×
کارگاه آموزش رمان نویسی(ظرفیت 15 نفر) ×
انجمن نودهشتیا

هانیه پروین

مدیریت کل
  • تعداد ارسال ها

    369
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    20
  • Donations

    0.00 USD 

تمامی مطالب نوشته شده توسط هانیه پروین

  1. چطور یک رمان عاشقانه پرطرفدار بنویسیم؟ نوشتن رمان عاشقانه مثل درست کردن یک غذای خوشمزه است؛ باید مواد اولیه را خوب انتخاب کنی، ادویه‌ها را به‌اندازه بزنی و نگذاری که غذایت زیادی شور یا بی‌مزه شود! یک رمان عاشقانه‌ی پرطرفدار فقط درباره‌ی چشم‌های خیره و ضربان قلب‌های تند نیست؛ باید داستانی بسازی که احساسات واقعی را لمس کند و خواننده را تا آخرین صفحه با خودش ببرد. اگر می‌خواهی عاشقانه‌ای بنویسی که دل‌ها را ببرد، این راهنما برای توست. 1. عشق را واقعی نشان بده، نه کلیشه‌ای! خیلی از رمان‌های عاشقانه پر از کلیشه‌هایی هستند که دیگر برای خواننده جذابیت ندارند؛ مثلا پسر مغرور و ثروتمند که عاشق دختر فقیر و ساده می‌شود، یا دو نفر که از هم متنفرند ولی در نهایت عاشق می‌شوند. البته این کلیشه‌ها اگر خوب پرداخته شوند، هنوز هم جواب می‌دهند، اما نکته‌ی مهم این است که عشق را واقعی نشان بدهی، نه مثل یک داستان از پیش تعیین‌شده. راهکار: به روابط واقعی در اطرافت نگاه کن. آدم‌ها چطور عاشق می‌شوند؟ آیا عشق همیشه یک‌باره و ناگهانی است، یا ممکن است آرام‌آرام شکل بگیرد؟ چه چیزهایی باعث جذابیت یک رابطه می‌شود؟ این جزئیات به تو کمک می‌کند که عشق در داستانت طبیعی‌تر جلوه کند. نویسندگان تازه‌کار از چه اشتباهاتی پرهیز کنند 2. شخصیت‌هایی بساز که خواننده عاشقشان شود اگر می‌خواهی خواننده تا پایان همراه داستان بماند، باید شخصیت‌هایی بسازی که او را درگیر کنند. هیچ‌چیز خسته‌کننده‌تر از یک قهرمان بی‌نقص و یک معشوقه‌ی فرشته‌خو نیست! شخصیت‌های تو باید ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد داشته باشند، ضعف‌هایی که آن‌ها را انسانی کند و دلایلی که عاشق شدنشان را منطقی جلوه دهد. مثال: به‌جای این‌که قهرمان داستانت را یک مرد فوق‌العاده جذاب و پولدار کنی که همه دوستش دارند، شاید بهتر باشد کسی باشد که گذشته‌ی سختی داشته، اشتباهاتی کرده و حالا در تلاش است تا خودش را پیدا کند. 3. یک رابطه‌ی باورپذیر و تدریجی بساز عشق در دنیای واقعی معمولاً یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد (البته مگر در فیلم‌های هندی!). رابطه‌ی عاشقانه در داستان باید به‌تدریج شکل بگیرد، همراه با کشمکش‌ها، سوءتفاهم‌ها، لحظات زیبای باهم بودن و حتی دعواهای کوچک و بزرگ. مثال: اگر شخصیت‌های داستانت از همان ابتدا عاشق هم شوند و هیچ مانعی در مسیرشان نباشد، داستان خیلی زود خسته‌کننده می‌شود. اما اگر رابطه‌شان پر از لحظات شیرین، چالش‌ها، جدایی‌های کوتاه و بازگشت‌های احساسی باشد، خواننده بیشتر درگیر داستان خواهد شد. چطور ایده پیدا کنم 4. کشش عاطفی ایجاد کن، نه فقط صحنه‌های عاشقانه! یک رمان عاشقانه‌ی قوی فقط پر از نگاه‌های عمیق و دست‌های لرزان نیست. چیزی که خواننده را جذب می‌کند، کشش عاطفی بین شخصیت‌هاست، یعنی تنشی که باعث شود رابطه‌شان جذاب و پرفرازونشیب باشد. چگونه این کار را انجام دهیم؟ - شخصیت‌هایت را با تضادها و تفاوت‌هایی روبه‌رو کن که آن‌ها را به چالش بکشد. مثلا شاید یکی از آن‌ها فردی منطقی و محتاط باشد و دیگری احساسی و بی‌پروا. - اجازه بده بعضی اوقات در رابطه‌شان تردید کنند. این حسِ «آیا واقعاً برای هم مناسب هستیم؟» چیزی است که رابطه را واقعی‌تر می‌کند. - لحظات احساسی کوچک را نادیده نگیر. یک نگاه کوتاه، یک پیامک ساده، یا حتی یک جمله‌ی غیرمستقیم می‌تواند تأثیرگذارتر از یک صحنه‌ی طولانی عاشقانه باشد. 5. موانع و چالش‌های قانع‌کننده‌ای ایجاد کن عشق وقتی جذاب‌تر می‌شود که موانعی در مسیرش باشد. اما این موانع باید واقعی و منطقی باشند، نه اینکه صرفاً برای کش دادن داستان اضافه شوند. مثال: - تفاوت‌های خانوادگی یا فرهنگی که رابطه را دشوار می‌کند. - گذشته‌ای که یکی از شخصیت‌ها را از تعهد می‌ترساند. - یک فرصت شغلی که آن‌ها را از هم دور می‌کند. - سوءتفاهم‌هایی که به‌مرورزمان حل می‌شوند، نه فقط با یک گفت‌وگوی ساده. چطور بحث‌ و جدل‌های پرجوش‌ و خروش بنویسیم ؟! 6. دیالوگ‌های طبیعی و احساسی بنویس دیالوگ‌های داستان باید حس واقعی بدهند، نه این‌که مثل دیالوگ‌های فیلم‌های رمانتیک مصنوعی باشند. هیچ‌کس در دنیای واقعی این‌طور نمی‌گوید: «عشق من، تو نوری هستی که در تاریکی قلبم می‌درخشی!» پس بهتر است مکالمات بین شخصیت‌ها طبیعی، جذاب و متناسب با موقعیت باشد. چند نکته برای نوشتن دیالوگ‌های عاشقانه: - از طنز استفاده کن. شوخی‌های کوچک بین شخصیت‌ها، رابطه‌شان را زنده‌تر می‌کند. - در موقعیت‌های حساس، سکوت هم می‌تواند تأثیرگذار باشد. گاهی نگفتن یک جمله، بیشتر از گفتنش معنا دارد. - به زبان بدن دقت کن. احساسات فقط در کلمات نیستند، بلکه در نگاه‌ها، حرکات و حتی کارهای کوچک هم دیده می‌شوند. 7. پایان‌های احساسی و به‌یادماندنی بساز پایان یک رمان عاشقانه می‌تواند شیرین، تلخ یا حتی باز باشد، اما مهم این است که احساسات خواننده را درگیر کند. بعضی از عاشقانه‌های بزرگ با یک پایان تلخ ماندگار شده‌اند (مثل «رومئو و ژولیت»)، و بعضی دیگر با پایانی شیرین اما منطقی در ذهن مانده‌اند (مثل «غرور و تعصب»). نکات مهم برای پایان‌بندی: - اگر پایان خوشی داری، نباید خیلی غیرواقعی و مصنوعی باشد. مثلا اگر شخصیت‌ها بعد از صد صفحه دعوا و اختلاف، ناگهان و بدون حل کردن مشکلاتشان به هم برسند، خواننده ناامید می‌شود. - اگر پایان غم‌انگیزی داری، باید منطقی و قابل‌قبول باشد، نه فقط برای ایجاد شوک و غافلگیری. - اگر پایان باز انتخاب می‌کنی، باید به خواننده سرنخ‌هایی بدهی تا بتواند خودش ادامه‌ی داستان را تصور کند. 8. از کلیشه‌های تکراری فاصله بگیر یا آن‌ها را متفاوت اجرا کن کلیشه‌ها همیشه بد نیستند، اما اگر همان‌طور که بارها دیده‌ایم اجرا شوند، خواننده را خسته می‌کنند. سعی کن اگر از ایده‌ای کلیشه‌ای استفاده می‌کنی، آن را با زاویه‌ای جدید یا جزئیات خاص خودت بنویسی. مثال: - به‌جای عشق در نگاه اول، رابطه‌ای بساز که به‌آرامی شکل بگیرد. - به‌جای مثلث عشقی تکراری، شخصیتی را خلق کن که بین وظیفه و احساساتش گیر افتاده است. - به‌جای پسر پولدار و دختر فقیر، تضادهای تازه‌تری در داستانت بیاور، مثل تفاوت‌های فرهنگی یا دیدگاه‌های متضاد. جمع‌بندی یک رمان عاشقانه‌ی پرطرفدار چیزی فراتر از داستانی درباره‌ی عاشق شدن است؛ باید احساسات واقعی را منتقل کند، خواننده را بخنداند، ناراحت کند، هیجان‌زده کند و در نهایت به او دلیلی بدهد که تا آخرین صفحه همراه داستان بماند. - عشق را واقعی و باورپذیر نشان بده. - شخصیت‌هایی بساز که عمیق و چندبعدی باشند. - رابطه را به‌آرامی و منطقی رشد بده. - کشش عاطفی ایجاد کن. - موانع و چالش‌های قانع‌کننده‌ای طراحی کن. - دیالوگ‌های طبیعی و احساسی بنویس. - پایان احساسی و ماندگار بساز. - کلیشه‌ها را بشکن یا متفاوت اجرا کن. و مهم‌تر از همه، با احساس بنویس! چون اگر خودت هنگام نوشتن حس عشق را تجربه نکنی، خواننده هم آن را احساس نخواهد کرد.
  2. چگونه یک رمان اجتماعی بنویسیم؟ نوشتن رمان اجتماعی مثل رفتن به یک مهمانی بزرگ است؛ باید با آدم‌های مختلف حرف بزنی، قصه‌هایشان را بشنوی، حواست باشد که چه کسی با چه کسی مشکل دارد و البته سعی کنی وسط ماجرا گم نشوی! این نوع رمان‌ها آینه‌ای از جامعه هستند، با همه‌ی خوشی‌ها، دردها، تضادها و تغییراتش. اگر دوست داری یک رمان اجتماعی بنویسی که هم جذاب باشد و هم تأثیرگذار، بیا ببینیم از کجا باید شروع کرد. 1. یک مسئله‌ی اجتماعی برای داستانت پیدا کن اول از همه، باید بدانی که داستانت قرار است درباره‌ی چه موضوعی باشد. رمان اجتماعی حول یک مسئله‌ی مهم می‌چرخد، چیزی که مردم با آن درگیرند، از نابرابری و فقر گرفته تا تغییرات فرهنگی و شکاف نسلی. اما یادت باشد که فقط انتخاب یک موضوع کافی نیست، بلکه باید از دل جامعه آن را درک کنی. مثال: فرض کن می‌خواهی درباره‌ی مشکلات جوانان در پیدا کردن شغل بنویسی. خب، فقط این‌که بنویسی «قهرمان قصه‌ام بیکار است و ناامید»، کافی نیست. باید ببینی چرا این مشکل وجود دارد؟ چه تأثیری روی زندگی و روابطش دارد؟ چطور با آن کنار می‌آید؟ آیا جامعه در حال تغییر است یا این مشکل همیشه بوده؟ 2. شخصیت‌هایی بساز که واقعی باشند، نه شعار بدهند یک اشتباه بزرگ در رمان‌های اجتماعی این است که شخصیت‌ها را به آدم‌های خشک و کلیشه‌ای تبدیل کنیم؛ مثلاً یک آدم بدِ مطلق که مسئول همه‌ی بدبختی‌هاست، یا یک قهرمان معصوم که فقط برای عدالت می‌جنگد. اما زندگی این‌طور نیست! آدم‌ها پیچیده‌اند، گاهی اشتباه می‌کنند، گاهی پشیمان می‌شوند، گاهی بین درست و غلط گیر می‌کنند. راهکار: به جای این‌که شخصیتت را فقط بر اساس ایده‌های ذهنی خودت بسازی، نگاهی به اطرافت بینداز. مردم واقعی را ببین، حرف‌هایشان را بشنو، از تجربیاتشان استفاده کن. مثلا اگر شخصیتت یک معلم است که با مشکلات نظام آموزشی درگیر است، با چند معلم صحبت کن، ببین دغدغه‌های واقعی‌شان چیست. چگونه انگیزه نوشتن را حفظ کنیم 3. حرف‌هایت را در قصه بپیچ، نه در سخنرانی! بعضی نویسنده‌ها وسط داستان یادشان می‌رود که دارند رمان می‌نویسند، نه مقاله‌ی اجتماعی! یعنی یکهو یکی از شخصیت‌ها شروع می‌کند به سخنرانی درباره‌ی عدالت، سیاست یا فرهنگ، آن هم به‌طرزی که بیشتر شبیه یک بیانیه است تا دیالوگ طبیعی. این کار نه‌تنها داستان را کند می‌کند، بلکه خواننده را هم پس می‌زند. راهکار: به‌جای این‌که ایده‌هایت را مستقیم بیان کنی، آن‌ها را در رفتار، دیالوگ‌ها و تصمیم‌های شخصیت‌ها نشان بده. مثلا اگر می‌خواهی نقدی به اختلاف طبقاتی داشته باشی، به‌جای این‌که یک صفحه پر از توضیحات درباره‌ی فقر و ثروت بنویسی، صحنه‌ای را خلق کن که در آن شخصیت فقیر مجبور می‌شود با یک چالش واقعی روبه‌رو شود، مثلا با دیدن قیمت بالای یک کتاب، از خریدنش صرف‌نظر کند. 4. جامعه‌ای که توصیف می‌کنی، زنده باشد یکی از ویژگی‌های مهم رمان اجتماعی این است که جامعه‌ی داستان به‌اندازه‌ی شخصیت‌هایش زنده و واقعی باشد. این یعنی چه؟ یعنی شهر، خیابان‌ها، محله‌ها، آدم‌های فرعی و حتی شغل‌ها باید حس واقعیت بدهند. مثال: اگر داستانت در یک محله‌ی قدیمی اتفاق می‌افتد، توصیف‌های دقیق از کوچه‌ها، مغازه‌های کوچک، آدم‌های محلی و حتی لهجه و لحن صحبت کردنشان، باعث می‌شود دنیای داستان واقعی‌تر شود. ۵ روش براش شروع رمان ! 5. به‌جای قضاوت، واقعیت را نشان بده نوشتن رمان اجتماعی وسوسه‌برانگیز است، چون می‌توانی دیدگاه‌هایت را درباره‌ی جامعه بیان کنی. اما نکته‌ای که خیلی مهم است این است که نباید زود قضاوت کنی و یک طرف ماجرا را در نظر بگیری. مثال: فرض کن داستانت درباره‌ی یک دختر و پسر از دو طبقه‌ی اجتماعی متفاوت است که عاشق هم می‌شوند. به‌جای این‌که فقط یکی از این طبقات را قربانی و دیگری را ظالم نشان بدهی، باید پیچیدگی‌های هر دو را بررسی کنی. مثلا شاید پسر ثروتمند داستان هم تحت فشار انتظارات خانواده‌اش باشد، یا دختر فقیر داستان هم گاهی دچار اشتباه شود. 6. پایان‌های واقعی و تأثیرگذار بنویس بعضی‌ها فکر می‌کنند چون دارند یک رمان اجتماعی می‌نویسند، حتماً باید پایان آن غم‌انگیز و تلخ باشد، انگار که هرچه داستان تلخ‌تر باشد، حرفش مهم‌تر است! اما این درست نیست. مهم این است که پایان داستان، باورپذیر و در چارچوب قصه باشد. راهکار: قبل از نوشتن پایان، به تأثیری که می‌خواهی روی خواننده بگذاری فکر کن. آیا می‌خواهی او را به فکر فرو ببری؟ آیا می‌خواهی امید بدهی؟ آیا می‌خواهی نشان بدهی که جامعه در حال تغییر است؟ بهترین پایان، پایانی است که در ذهن خواننده باقی بماند و او را وادار کند که درباره‌ی داستان فکر کند. چطور یک رمان تاریخی خوب بنویسیم ؟! 7. مطالعه کن، مشاهده کن، تحقیق کن نوشتن رمان اجتماعی بدون شناخت عمیق از جامعه، مثل رانندگی در جاده‌ای ناشناخته بدون نقشه است. اگر می‌خواهی درباره‌ی یک موضوع خاص بنویسی، فقط به شنیده‌ها اکتفا نکن، بلکه درباره‌ی آن تحقیق کن. کتاب‌ها، مقالات، فیلم‌های مستند و حتی گفت‌وگو با افرادی که در آن حوزه زندگی کرده‌اند، می‌توانند دیدگاه تو را گسترده‌تر کنند. مثال: اگر داستانت درباره‌ی کارگران یک کارخانه است، بهتر است درباره‌ی شرایط کاری آن‌ها، مشکلاتشان و حتی اصطلاحات رایجی که استفاده می‌کنند تحقیق کنی. این جزئیات باعث می‌شود داستانت واقعی‌تر به نظر برسد. 8. به مخاطب احترام بگذار یک نکته‌ی مهم این است که خواننده‌ی تو انسان باهوشی است. لازم نیست همه‌چیز را برایش توضیح بدهی یا دائم تأکید کنی که «ببین، این داستان چقدر مهم است!». اگر قصه‌ات خوب نوشته شده باشد، خودش حرفش را خواهد زد. خواننده باید بتواند خودش به نتیجه برسد، نه این‌که نویسنده مستقیم نتیجه را در دهانش بگذارد. چطور رمان عاشقانه بنویسم جمع‌بندی نوشتن یک رمان اجتماعی کار ساده‌ای نیست، اما اگر با دقت و ظرافت جلو بروی، می‌توانی داستانی بنویسی که هم تأثیرگذار باشد و هم ماندگار. - موضوعی مهم و واقعی پیدا کن. - شخصیت‌هایت را زنده و چندبعدی بساز. - قصه را به سخنرانی تبدیل نکن. - جامعه‌ی داستان را واقعی نشان بده. - به‌جای قضاوت، پیچیدگی‌های ماجرا را نشان بده. - پایان مناسبی برای داستانت انتخاب کن. - تحقیق کن و شناخت دقیقی از موضوع داشته باش. - به خواننده اجازه بده که خودش فکر کند. و در نهایت، از نوشتن لذت ببر! چون یک رمان اجتماعی خوب، فقط یک داستان نیست، بلکه پنجره‌ای است به دنیای واقعی، با همه‌ی زیبایی‌ها و تناقض‌هایش.
  3. چگونه انگیزه نوشتن را حفظ کنیم؟ نوشتن مثل یک سفر طولانی است، پر از جاده‌های پرپیچ‌وخم، روزهای پرانرژی و گاهی هم لحظاتی که احساس می‌کنی هیچ‌چیزی برای نوشتن نداری. شاید برای خیلی از نویسندگان تازه‌کار و حتی حرفه‌ای، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها این باشد که چطور انگیزه خودشان را حفظ کنند و از دلِ ناامیدی، دوباره به صفحه سفید بازگردند. در این مقاله می‌خواهیم به چند روش کاربردی بپردازیم که می‌تواند به شما کمک کند انگیزه نوشتن را حفظ کنید و به مسیر خود ادامه دهید. اولین قدم این است که بدانید انگیزه یک احساس گذرا نیست، بلکه چیزی است که باید آن را بسازید و از آن مراقبت کنید. نمی‌توان منتظر ماند تا «الهام» از آسمان نازل شود؛ نویسندگان موفق آن‌هایی هستند که حتی در روزهایی که حس و حال نوشتن ندارند، همچنان پشت میز می‌نشینند و می‌نویسند. اما چطور می‌توان این تعهد را در خود پرورش داد؟ 1. به نوشتن به‌عنوان یک عادت نگاه کنید، نه یک اتفاق خاص اگر فقط زمانی بنویسید که حس و حالش را دارید، به احتمال زیاد در بیشتر مواقع دست به قلم نخواهید برد. نوشتن باید تبدیل به بخشی از برنامه روزانه یا هفتگی شما شود، درست مثل ورزش کردن یا مسواک زدن. تعیین یک زمان مشخص برای نوشتن کمک می‌کند تا مغزتان بداند که در این ساعت‌ها، وظیفه‌اش خلق داستان یا محتوای جدید است. حتی اگر در آن لحظه چیزی به ذهنتان نمی‌رسد، باز هم نوشتن را متوقف نکنید؛ حتی نوشتن درباره‌ی اینکه هیچ ایده‌ای ندارید، بهتر از ننوشتن است. نویسندگان تازه‌کار از چه اشتباهاتی پرهیز کنند 2. هدف‌گذاری کنید، اما منطقی باشید یکی از دلایل کاهش انگیزه این است که برخی نویسندگان اهدافی بسیار بلندپروازانه تعیین می‌کنند. مثلا تصمیم می‌گیرند روزی 5000 کلمه بنویسند، اما بعد از چند روز متوجه می‌شوند که این حجم از نوشتن برایشان ممکن نیست و ناامید می‌شوند. بهتر است اهداف کوچک و قابل‌دسترس برای خودتان تعیین کنید. مثلا نوشتن 300 کلمه در روز یا یک صفحه در هر دو روز. این اهداف کوچک، به‌مرور زمان شما را به جلو می‌برند و احساس رضایت بیشتری ایجاد می‌کنند. 3. محیط نوشتن را تغییر دهید گاهی مشکل در خودِ نوشتن نیست، بلکه محیط اطرافتان انگیزه را از بین می‌برد. اگر همیشه در یک اتاق شلوغ، پر از سر و صدا و عوامل حواس‌پرتی می‌نویسید، طبیعی است که انگیزه شما کم شود. سعی کنید فضای آرام و الهام‌بخشی برای نوشتن پیدا کنید. اگر همیشه پشت میز می‌نویسید، گاهی به یک کافه، پارک یا حتی یک اتاق دیگر بروید. تغییر محیط می‌تواند ذهن شما را تازه کند و باعث شود ایده‌های جدیدی به ذهنتان برسد. 4. اجازه دهید بد بنویسید یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات نویسندگان این است که فکر می‌کنند هر چیزی که می‌نویسند باید از همان ابتدا شاهکار باشد. این طرز فکر می‌تواند مانعی بزرگ برای نوشتن باشد. اگر احساس می‌کنید متنی که می‌نویسید خوب نیست، اشکالی ندارد. اجازه دهید بد بنویسید، زیرا نسخه اول همیشه جای اصلاح و بهبود دارد. مهم این است که چیزی روی کاغذ بیاورید. ویرایش همیشه بعد از نوشتن اتفاق می‌افتد، نه قبل از آن. چطور با انتقاد و نقدهای منفی کنار بیام؟ 5. کتاب بخوانید، اما نه فقط برای لذت خواندن کتاب‌ها و مقالات دیگر نویسندگان می‌تواند انگیزه شما را برای نوشتن افزایش دهد. اما بهتر است به‌جای اینکه فقط از روی عادت بخوانید، به‌عنوان یک نویسنده به متن‌ها نگاه کنید. ببینید چطور جملات ساخته شده‌اند، چگونه شخصیت‌ها پرداخته شده‌اند و چه چیزهایی در متن برای شما جذاب است. این کار نه‌تنها شما را در مسیر نوشتن نگه می‌دارد، بلکه باعث می‌شود مهارت‌های نویسندگی‌تان هم رشد کند. 6. به خودتان جایزه بدهید سیستم پاداش‌دهی همیشه کارساز است! اگر بعد از تمام کردن یک بخش از داستان یا نوشتن مقدار مشخصی از کلمات، به خودتان یک جایزه بدهید، مغز شما این روند را به‌عنوان یک فعالیت خوشایند تشخیص می‌دهد. جایزه می‌تواند یک فنجان قهوه، تماشای یک قسمت از سریال موردعلاقه یا حتی یک پیاده‌روی کوتاه باشد. این کار باعث می‌شود که انگیزه بیشتری برای ادامه دادن داشته باشید. 7. از دیگران کمک بگیرید نوشتن یک فعالیت فردی است، اما این به این معنا نیست که باید همیشه تنها باشید. گاهی صحبت کردن با دیگر نویسندگان، گرفتن بازخورد یا حتی فقط دردِدل کردن در مورد مشکلات نوشتن، می‌تواند انگیزه‌ی شما را برگرداند. اگر در یک انجمن نویسندگی عضو هستید یا دوستانی دارید که می‌نویسند، از این فرصت استفاده کنید و درباره‌ی چالش‌هایتان حرف بزنید. شاید کسی نکته‌ای بگوید که همان چیزی باشد که برای بازگشت به مسیر نیاز دارید. 8. گاهی استراحت کنید، اما نه بیش از حد گاهی فشار بیش از حد برای نوشتن می‌تواند نتیجه‌ی عکس بدهد. اگر احساس می‌کنید ذهن شما خسته شده و دیگر چیزی به ذهنتان نمی‌رسد، کمی استراحت کنید. یک روز یا حتی چند روز از نوشتن فاصله بگیرید و به فعالیت‌های دیگری بپردازید که به شما الهام می‌بخشند. اما مراقب باشید که این استراحت به یک وقفه طولانی تبدیل نشود. تعیین یک بازه‌ی زمانی مشخص برای استراحت، کمک می‌کند که دوباره به نوشتن برگردید. چطور رمان یا داستانم رو ویرایش کنم 9. نوشتن را به یک سرگرمی تبدیل کنید گاهی فشار بیش از حد برای حرفه‌ای شدن می‌تواند انگیزه شما را از بین ببرد. به یاد داشته باشید که نوشتن، قبل از هر چیز باید برای شما لذت‌بخش باشد. سعی کنید گاهی بدون هدف خاصی، فقط برای تفریح بنویسید. مثلا یک خاطره خنده‌دار از کودکی، یک سناریوی خیالی یا حتی یک نامه به خودتان. این کار کمک می‌کند که از نوشتن لذت ببرید و دوباره به آن احساس خوبی داشته باشید. 10. به یاد بیاورید که چرا نوشتن را شروع کردید گاهی در میان فشارها و چالش‌های نوشتن، فراموش می‌کنیم که چرا این مسیر را انتخاب کردیم. در چنین لحظاتی، کمی وقت بگذارید و به این فکر کنید که چه چیزی باعث شد که نوشتن را دوست داشته باشید. آیا یک داستان خاص الهام‌بخش شما بود؟ آیا از خلق دنیاها و شخصیت‌ها لذت می‌برید؟ نوشتن برای شما چه معنایی دارد؟ یادآوری این دلایل، می‌تواند انگیزه شما را دوباره شعله‌ور کند. .:: در نهایت، حفظ انگیزه‌ی نوشتن به این معنی نیست که همیشه باید پر از انرژی باشید و بدون توقف بنویسید. بلکه مهم این است که حتی در روزهای سخت هم دست از تلاش برندارید. نوشتن یک مسیر طولانی است، اما اگر راه‌هایی برای حفظ انگیزه پیدا کنید، این سفر می‌تواند به یکی از لذت‌بخش‌ترین تجربه‌های زندگی شما تبدیل شود.
  4. نویسندگان تازه‌کار از چه اشتباهاتی پرهیز کنند؟ نوشتن، دنیای پیچیده و جذابی است. هر نویسنده‌ای، از تازه‌کار تا حرفه‌ای، با چالش‌هایی روبه‌رو می‌شود که نه تنها بخشی از روند یادگیری است، بلکه به نوعی گاهی برای نویسندگان تجربه‌های دردناک و پربار به حساب می‌آید. در این مقاله می‌خواهیم به اشتباهات رایجی که نویسندگان تازه‌کار مرتکب می‌شوند، بپردازیم و راه‌هایی برای اجتناب از آن‌ها ارائه دهیم. البته این‌طور نیست که بخواهیم با انگشت به کسی اشاره کنیم، بلکه هدف این است که با هم پیشرفت کنیم و کمتر به بن‌بست‌های رایج برسیم. 1. عدم داشتن طرح یا نقشه‌ راه یکی از اولین اشتباهات رایج نویسندگان تازه‌کار، شروع کردن به نوشتن بدون داشتن هیچ‌گونه طرح یا نقشه‌ راهی است. داستان مثل یک سفر است، و اگر مقصد خود را ندانید، ممکن است به جایی برسید که اصلاً به آنجا نخواستید بروید! برخی از نویسندگان به خودشان می‌گویند: "بیاید شروع کنیم، بعداً همه‌چیز حل می‌شود." این روش ممکن است در داستان‌های کوتاه یا متن‌های کم‌حجم جواب بدهد، اما در نوشتن رمان یا داستان‌های بلند، به دردسر خواهید افتاد. مثال: فرض کنید می‌خواهید یک داستان درباره‌ی یک قهرمان بنویسید که باید دنیای جادویی را نجات دهد. بدون نقشه‌ راه، می‌توانید به راحتی شخصیت اصلی را در شرایط مختلف قرار دهید و سپس فراموش کنید که او قرار بود چه‌کار کند! "او الان باید چه کار کند؟" سوالی است که شاید در نیمه‌های داستان به خودتان بپرسید، اما دیر شده و داستان به گمراهی می‌رود. راه حل؟ قبل از شروع، وقت بگذارید و طرحی کلی از داستانتان بنویسید. لازم نیست همه‌چیز را به دقت تعیین کنید، اما یک طرح ابتدایی که شامل شروع، میانه و پایان داستان باشد، می‌تواند شما را در مسیر درست نگه دارد. چطور با انتقاد و نقدهای منفی کنار بیام؟ | انجمن نودهشتیا 2. کپی‌برداری از نویسندگان دیگر این اشتباه، به ویژه برای نویسندگان تازه‌کار، بسیار جذاب است. وقتی شما در حال یادگیری نوشتن هستید، طبیعی است که بخواهید از نویسندگان محبوب خود الهام بگیرید. اما دقت کنید که خط باریک بین الهام گرفتن و کپی‌برداری وجود دارد. کپی‌برداری نه تنها نشان‌دهنده ضعف خلاقیت است، بلکه خواننده‌ها هم خیلی زود متوجه می‌شوند. مثال: اگر داستان شما دقیقاً شبیه به یک کتاب پرفروش باشد، حتی اگر جملات را تغییر دهید، باز هم چیزی به جز نسخه‌ای ضعیف‌تر از آن کتاب نخواهد بود. شاید با خود بگویید "خب، اگر همه عاشق این نویسنده‌اند، پس من هم باید اینطور بنویسم!" اما به یاد داشته باشید که خوانندگان می‌توانند تفاوت‌ها را احساس کنند. راه حل؟ شخصیت‌ها، جهان‌ها و سبک‌های نوشتاری جدیدی خلق کنید. الهام گرفتن از دیگران عالی است، اما باید آن الهام را به چیزی منحصر به فرد تبدیل کنید. خودتان باشید و خلاقیت‌تان را به رخ بکشید. 3. بیش از حد توصیف کردن یکی از اشتباهات بزرگ دیگر، توصیف‌های بیش از حد در داستان است. وقتی شروع به نوشتن می‌کنید، وسوسه می‌شوید که جزئیات زیادی را درباره‌ی محیط، لباس‌ها، رنگ‌ها، و حتی صدای پاها اضافه کنید. اما حقیقت این است که این کار به ندرت به بهبود داستان کمک می‌کند. در واقع، توصیف‌های بیش از حد ممکن است داستان را کند کنند و حتی باعث خستگی خواننده شوند. مثال: "سقف اتاق، که از چوب‌های کهنه ساخته شده بود، رنگی خاکی داشت که بعد از سال‌ها استفاده به زردی متمایل شده بود. در کنار پنجره، پرده‌ای از جنس ابریشم وجود داشت که رنگش مثل آسمان پس از بارش باران، آبی ملایم بود." در اینجا، نه تنها از دقت در جزئیات استفاده شده، بلکه بیشتر از آن چیزی که لازم است توصیف شده است. شاید این توصیف‌ها زیبا باشند، اما اگر از نقطه‌نظر داستانی به آن‌ها نگاه کنید، هیچ کمکی به پیشرفت داستان نمی‌کنند. راه حل؟ از توصیف‌ها به اندازه و در زمان مناسب استفاده کنید. به یاد داشته باشید که هدف شما ایجاد تصویر در ذهن خواننده است، نه ارائه یک دیکشنری از جزئیات! 4. ترس از ویرایش یکی از بزرگ‌ترین دشمنان نویسندگان تازه‌کار، ترس از ویرایش است. وقتی برای اولین بار چیزی می‌نویسید، احساس می‌کنید که این متن باید بی‌نقص باشد. اما باید بپذیرید که نوشتن خوب در مراحل مختلف فرایند نوشتن به وجود می‌آید، نه در اولین تلاش. خیلی از نویسندگان تازه‌کار از ویرایش و تغییرات می‌ترسند چون فکر می‌کنند متن اولیه‌شان باید کامل باشد. مثال: فکر کنید که شما یک جمله فوق‌العاده نوشتید: "آسمان در شب سیاه و بی‌ستاره بود و تنها صدای باد وحشی به گوش می‌رسید." حالا باید واقعاً این جمله را با دقت بررسی کنید. آیا واژه‌ها مناسب‌اند؟ آیا احساسات خواننده را برانگیخته می‌کند؟ ممکن است متوجه شوید که این جمله به اندازه‌ی کافی تأثیرگذار نیست، و نیاز به ویرایش دارد. نه تنها این ایراد ندارد، بلکه این نشان‌دهنده‌ی رشد شما به عنوان یک نویسنده است. راه حل؟ نوشتن و ویرایش دو فرآیند جداگانه هستند. اجازه دهید اولین نسخه‌تان باشد، و بعد با تمرکز بر روی اصلاح و بهبود آن، متن خود را به چیزی فوق‌العاده تبدیل کنید. چطور رمان یا داستانم رو ویرایش کنم | انجمن نودهشتیا 5. نادیده گرفتن بازخورد نویسندگان تازه‌کار اغلب از دریافت بازخورد از دیگران می‌ترسند. آن‌ها فکر می‌کنند که اگر کسی چیزی منفی بگوید، یعنی نوشتنشان اصلاً خوب نبوده. در حالی که این ترس کاملاً طبیعی است، اما باید بدانید که بازخورد به شما کمک می‌کند که از اشتباهاتتان درس بگیرید و بهتر شوید. مثال: فرض کنید داستانی نوشته‌اید و یک نفر به شما می‌گوید که داستان خیلی پیچیده است و بعضی قسمت‌ها را به سختی می‌تواند دنبال کند. به جای این‌که از این بازخورد دفاع کنید و بگویید "نه، داستان من عالیه!" باید به دقت به آن گوش کنید و بررسی کنید که آیا واقعاً می‌توانید آن بخش‌ها را ساده‌تر کنید. راه حل؟ بازخورد را به چشم یک فرصت برای یادگیری ببینید، نه یک حمله شخصی. به نظر دیگران احترام بگذارید و از نظرات آن‌ها برای بهبود کار خود استفاده کنید. چطور جذاب تر بنویسم | انجمن نودهشتیا این‌ها چند اشتباه رایج بود که می‌تواند به راحتی کار نویسندگان تازه‌کار را سخت کند. اگر از این اشتباهات اجتناب کنید، نه تنها روند نوشتن شما روان‌تر خواهد شد، بلکه داستان‌های بهتری خواهید نوشت. به یاد داشته باشید که نوشتن یک مهارت است که با تمرین و یادگیری از اشتباهات شکل می‌گیرد، پس نترسید، بنویسید و از این سفر لذت ببرید!
  5. نظرت چیه همونطور که داستان رو به دست شخصیت‌ها سپردی، خودتو هم دست من بسپری؟ نشونه گیریم اونقدرا هم بد نیست

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 1
    2. هانیه پروین

      هانیه پروین

      نویسنده اینقدر بی تربیت آخه

    3. هانیه پروین

      هانیه پروین

      اعتراضم رو به مجمع نویسندگان فرستادم

      میان می‌برنت به زودی

    4. Khakestar

      Khakestar

      من‌گوناه دارمممم من مظلوم من بینوا چیکارم داریییی

      نمیرم ور دلتم عا

      این خط این نشون

  6. مدیر جدید خوش اومدی ^^

    1. A.H.M

      A.H.M

      مرسی از مدیر قدیمی ;)

  7. اطلاعیه انتشار اثر جدید در نودهشتیا!! 📢موعود منجی منتشر شد!! 🔹 نویسنده: @سایه مولوی از اعضای فعال و برتر انجمن نودهشتیا 🔹 ژانر: مذهبی 🔹 تعداد صفحات: 14 🖋🦋خلاصه: می‌دانم که روزی ندبه‌هایمان به اشک شوقی از دیدن شما مبدل می‌شود. می‌دانم که آخر این تباهی و تاریکی‌ها با نور وجودی شما مستور می‌شود. با این که از زاری برای دلتنگیِ شما سوی چشم‌مان رفته‌ است، اما می‌دانم که آخر پیراهن یوسف زهرا باعث روشنیِ چشمان‌مان می‌شود... 📖 قسمتی از متن: عجیب دلگیر است؛ غروب‌های آدینه را می‌گویم. انگار که گرد غم بر تمام گیتی پاشیده‌اند و آسمان هم برای نیامدن منجی عالم سوگواری می‌کند... 🔗 برای خواندن دلنوشته، به لینک زیر مراجعه کنید: http://98ia-shop.ir/2025/03/10/دانلود-رایگان-دلنوشته-موعود-منجی-از-سا/
  8. همین که گذاشتید تو تاپیک کافیه💜 این جلد توی فایل داستانتون و سایت اصلی قرار می‌گیره عزیزم.
  9. سلام عزیزمن تموم شدن داستان زیباتونو بهتون تبریک میگم💜 توی تالار زیر درخواست جلد بدید: https://forum.98ia.net/forum/18-درخواست-طراحی-کاور/ بعدش توی تاپیک پایین، اعلام کنید که داستانتون تموم شده: https://forum.98ia.net/topic/7-درخواست-ویراستار-رمان-تکمیل-شده/?do=getNewComment
  10. سلام دلبندم🩷 لطف کنید یک عکس ۱×۱ باکیفیت ارسال کنید
  11. درود نویسنده محترم🩵 داستان برای انتشار روی سایت اصلی. باید حداقل ۱۵ پارت داشته باشه. داستان قشنگتون خیلی کوتاهه
  12. سلام عزیزمن تموم شدن دلنوشته‌تونو بهتون تبریک میگم💜 توی تالار زیر درخواست جلد بدید: https://forum.98ia.net/forum/18-درخواست-طراحی-کاور/ بعدش توی تاپیک پایین، اعلام کنید که دلنوشته‌تون تموم شده: https://forum.98ia.net/topic/7-درخواست-ویراستار-رمان-تکمیل-شده/?do=getNewComment
  13. اطلاعیه انتشار رمان جدید در نودهشتیا!! 📢زندانبان منتشر شد!! 🔹 نویسنده: damaspia از اعضای خلاق و توانمند انجمن نودهشتیا 🔹 ژانر: عاشقانه، تاریخی، فانتزی، اکشن، هیجانی 🔹 تعداد صفحات: 181 🖋 خلاصه: آرتمیس دختری که برای اینکه خودشو به باباش ثابت کنه وارد یک بازی خطرناک میشه و در نهایت به دست فرمانده‌ی دشمن اسیر میشه اما خبر نداره که اون مرد چیزی بیشتر از یک فرمانده‌ست… 📖 قسمتی از متن: سهند رندانه ابرو بالا انداخت و گفت: متوجه منظورت نمیشم داداش کوچولو!سیاوش دستانش را در جیب مشت کرد و در دل آرزو کرد که گردن سهند در میان انگشتانش بود. اما رو به سهند غرید: خودتو به نفهمی نزن سهند من اعصاب این مسخره بازیاتو ندارم!…بنال ببینم چه گندی زدی! 🔗 برای خواندن رمان، به لینک زیر مراجعه کنید: http://98ia-shop.ir/2025/03/08/دانلود-رایگان-رمان-زندانبان-از-داماسپ/
  14. https://biaupload.com/do.php?filename=org-1d65f937d58f1.pdf
  15. سلام جانا تبریک میگم🩷 توی این لینک درخواست ویراستار بدید
  16. ☘️درود خدمت اعضای خلاق و درجه یک نودهشتیا☘️ 💢از اینکه انجمن ما را برای انتشار آثار خود انتخاب کرده اید، نهایت تشکر را داریم. 💢 پس از اتمام نگارش دلنوشته‌تون، توی این تاپیک اعلام بفرمایید تا کارهای انتشار اثرتون شروع بشه. و من الله توفیق
  17. سلام عزیزم وقت‌تون بخیر باشه🩷 عکس پیشنهادیتون رو ارسال کنید لطفا
×
×
  • اضافه کردن...