-
تعداد ارسال ها
675 -
تاریخ عضویت
-
روز های برد
29
Silent آخرین بار در روز مرداد 24 برنده شده
Silent یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !
دستاورد های Silent
-
سلام
دختر جاذبه مرگ فوق العاده بود منتظرم فصل دومش رو تموم کنی تا بدو بدو برم بخونم
-
نه موجی میآید، نه ساحلی پیداست
در این دریای بیکران خاموشی
هر چه فریاد زدم، صدایی نبود
جز پژواک غم تنهایی من
خستهام از این سکوت پر هیاهو
از این زندگی که شده کابوس تلخ
میخواهم غرق شوم در این سیاهی
رهایی یابم از این درد بیانتها
نه ستارهای در شبم میدرخشد
نه نوری راه مرا روشن میکند
فقط سکوت است و سکوت و سکوت
که مرا در خود میکشد، بیصدا
کاش این قصه به پایان رسد زود
کاش این سکوت، مرا با خود ببرد
به جایی که هیچ دردی نباشد
فقط آرامش ابدی... و رهایی -
در من، غوغایی است از سکوت. سکوتی که چون موجی عظیم، تمام وجودم را فرا گرفته و هر فریادی را در خود خفه میکند. خستگی، نه در جسم، که در تار و پود جانم ریشه دوانده؛ خستگی از تکرار روزهایی که هیچ شکوفایی در پی ندارند و وعدهی فردایی که تنها، تیرگی بیشتری را به ارمغان میآورد.
چشمهایم، که زمانی پر از شوق دیدن افقهای نو بود، اکنون به نقطهای خیره ماندهاند که هیچ چیز در آن نیست. نه نوری، نه امیدی و نه حتی تصویری از آیندهای که بتوان به آن دل بست. ناامیدی، چون غمی کهنه، در سینهام لانه کرده و هر دم، نفس بودنم را تنگتر میکند.
میل عمیقی به رهایی دارم؛ رهایی از این قفس تن، از این بار سنگین بودن. آرزو میکنم که این پردهی نفس کشیدن، برای همیشه فرو افتد و مرا به آرامشی دعوت کند که در آن، هیچ بیداریای در کار نباشد. آرامشی که پایان این رنج بیپایان باشد. -
نسیم عشقم انتشار رمانت رو تبریک میگممممم🎈✨💃🏻💃🏻
-
خواهر ارومتر، همون پارت اول نابود کردی دخترو گناداره😂 خداروشکر حداقل زنده مونده.
عالی مینویسی عشقم مووفق باشی، فعلا تا پارت هفت فکر کنم خوندم بقیشو بعدا میخونم.
-
یادمه گفتی خوب نمینویسم، قلمت که خوبه چرا فکر کردی خوب نمینویسی؟ هر نویسنده ای قلم خاص خودشو داره.
ببین یه مشکلی که داشتی اینه که زیاد توصیف نمیکنی، تا یه حدی توصیف میکنی ولی همین اندازه ای که توصیف کردی هم خوب بود.
یه مشکل دیگم که بود اینه خیلی پرش لحن داشتی، بیشترش توی دیالوگا، مثلا یه جا محاوره اس یه جا ادبیه، اینو حتما اصلاح کن.
- نمایش دیدگاه های قبلی بیشتر 10
-
-
ممنون که درک کردی. 🙂 🙃
تمام تلاشم و میکنم که روزی مثل شماها در این زمینه حرفهای بشم، اون روز مطمئنا دور نیست، درسته ناامید بازی درمیارم ولی همین الانم دارم مینویسم و ویرایش میکنم😁
-
-
سایااان بخدا احساسشو دارم الان وای حس میکنم معدم سنگینه میخوام بالا بیارممم😂😂😂😂
عالی نوشتی عشقم فقط این جمله رو تو پارت شش درست کن.
آهسته و پیوستهام، فکر کردم. فکر به چیدن دروغی برای بیانش به ترنم؛ که بگویم خوبم، فقط پارسا بحثم شده است.