رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

Silent

مدیر ارشد
  • تعداد ارسال ها

    675
  • تاریخ عضویت

  • روز های برد

    29

Silent آخرین بار در روز مرداد 24 برنده شده

Silent یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

آخرین بازدید کنندگان نمایه

5,931 بازدید کننده نمایه

دستاورد های Silent

Veteran

Veteran (13/14)

  • Reacting Well
  • Very Popular نادر
  • First Post
  • Collaborator
  • Posting Machine نادر

نشان‌های اخیر

1.4k

اعتبار در سایت

  1. سلام

    دختر جاذبه مرگ فوق العاده بود  منتظرم فصل دومش رو تموم کنی تا بدو بدو برم بخونم 

  2. اسمتو عوض کردیییی

    1. Silent

      Silent

      ارههه میبینی چقد بم میادش

    2. morganit

      morganit

      ارههه خبلی خدایی

    3. Silent

      Silent

      😂😂

  3. یک هفته نبودم دیر فهمیدم رمانت انتشار شدددد

    مبارک باشههههه🥹😍

    1. Silent

      Silent

      قربوونت برم عزیزم، مرسی فداتشم🥲😘

    2. خانوم سین
    3. Silent
  4. سلاممم انتشار رمانت رو تبریک میگممم💗

    1. Silent

      Silent

      قربونت برم مرسی گلکممم😍😘

  5. حالا چرا سایلنت

    1. Silent

      Silent

      هیچی همینجوری

  6. نه موجی می‌آید، نه ساحلی پیداست
    در این دریای بی‌کران خاموشی
    هر چه فریاد زدم، صدایی نبود
    جز پژواک غم تنهایی من
    خسته‌ام از این سکوت پر هیاهو
    از این زندگی که شده کابوس تلخ
    می‌خواهم غرق شوم در این سیاهی
    رهایی یابم از این درد بی‌انتها
    نه ستاره‌ای در شبم می‌درخشد
    نه نوری راه مرا روشن می‌کند
    فقط سکوت است و سکوت و سکوت
    که مرا در خود می‌کشد، بی‌صدا
    کاش این قصه به پایان رسد زود
    کاش این سکوت، مرا با خود ببرد
    به جایی که هیچ دردی نباشد
    فقط آرامش ابدی... و رهایی

  7. در من، غوغایی است از سکوت. سکوتی که چون موجی عظیم، تمام وجودم را فرا گرفته و هر فریادی را در خود خفه می‌کند. خستگی، نه در جسم، که در تار و پود جانم ریشه دوانده؛ خستگی از تکرار روزهایی که هیچ شکوفایی در پی ندارند و وعده‌ی فردایی که تنها، تیرگی بیشتری را به ارمغان می‌آورد.
    چشم‌هایم، که زمانی پر از شوق دیدن افق‌های نو بود، اکنون به نقطه‌ای خیره مانده‌اند که هیچ چیز در آن نیست. نه نوری، نه امیدی و نه حتی تصویری از آینده‌ای که بتوان به آن دل بست. ناامیدی، چون غمی کهنه، در سینه‌ام لانه کرده و هر دم، نفس بودنم را تنگ‌تر می‌کند.
    میل عمیقی به رهایی دارم؛ رهایی از این قفس تن، از این بار سنگین بودن. آرزو می‌کنم که این پرده‌ی نفس کشیدن، برای همیشه فرو افتد و مرا به آرامشی دعوت کند که در آن، هیچ بیداری‌ای در کار نباشد. آرامشی که پایان این رنج بی‌پایان باشد.

     

  8. سللااامممم انتشار داستانت رو تبریک میگمممم عزیزمممم

    1. Silent

      Silent

      سلام مرسی

  9. نسیم عشقم انتشار رمانت رو تبریک میگممممم🎈💃🏻💃🏻

    1. بمب اتم کوچک

      بمب اتم کوچک

      رمان نبود دااستان بود🤦‍♂️😐😐😐🤣

    2. Silent
  10. خانمم خبری ازت نیست^^

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 3
    2. Roshana

      Roshana

      خوبم شکر خبری ازت نبود تو چت باکس گفتم ببینم چیکارا میکنی

    3. Silent

      Silent

      مرسی که به یادم بودی

    4. Roshana

      Roshana

      قربونت انتشار داستانتو تبریک میگم🤍

  11. سلامتی سراغت میاید کریمه جریانا امید مایلید😐 اردک
  12. آخ جوووون جاذبه مرگ ۲😍

    1. Silent

      Silent

      واای انشاءالله که این یکی عالی تر شهه

      دنبال یه اسم خوبم براش

    2. خانوم سین

      خانوم سین

      ایشالله 

      آره فعلا با همین پیش برو 

    3. Silent

      Silent

      بوووس

  13. خواهر ارومتر، همون پارت اول نابود کردی دخترو گناداره😂 خداروشکر حداقل زنده مونده. 

    عالی مینویسی عشقم مووفق باشی، فعلا تا پارت هفت فکر کنم خوندم بقیشو بعدا میخونم. 

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 1
    2. Silent

      Silent

      قربونت برم اره قشنگ بود فقط توصیفاتتو یکم بیشتر کن توی پارتا، توصیف هرچه بیشتر باشه بهتره. 

    3. خانوم سین

      خانوم سین

      چشم تلاشم و میکنم 

    4. Silent

      Silent

      بی بلا افریین

  14. یادمه گفتی خوب نمینویسم، قلمت که خوبه چرا فکر کردی خوب نمینویسی؟ هر نویسنده ای قلم خاص خودشو داره. 

    ببین یه مشکلی که داشتی اینه که زیاد توصیف نمیکنی، تا یه حدی توصیف میکنی ولی همین اندازه ای که توصیف کردی هم خوب بود. 

    یه مشکل دیگم که بود اینه خیلی پرش لحن داشتی، بیشترش توی دیالوگا، مثلا یه جا محاوره اس یه جا ادبیه، اینو حتما اصلاح کن. 

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 10
    2. Silent

      Silent

      پس همونجور که خودت راحتی بنویس عشقم، مهم تویی که با چه نوشتنی اروم میشی

    3. مهدیه طاهری

      مهدیه طاهری

      ممنون که درک کردی. 🙂 🙃 

      تمام تلاشم و میکنم که روزی مثل شماها در این زمینه حرفه‌ای بشم، اون روز مطمئنا دور نیست، درسته ناامید بازی درمیارم ولی همین الانم دارم مینویسم و ویرایش میکنم😁 

    4. Silent

      Silent

      میدونم عشقم، تو میتونیی😘😘

       

  15. سایااان بخدا احساسشو دارم الان وای حس میکنم معدم سنگینه میخوام بالا بیارممم😂😂😂😂

    عالی نوشتی عشقم فقط این جمله رو تو پارت شش درست کن. 

    آهسته و پیوسته‌ام، فکر کردم. فکر به چیدن دروغی برای بیانش به ترنم؛ که بگویم خوبم، فقط پارسا بحثم شده است. 

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 7
    2. Silent

      Silent

      تو باید بکشی

    3. سـانـاز

      سـانـاز

      s413893_Project_202605192220.png

      زیاد وقت نداشتم بهترشو بکشم

    4. Silent

      Silent

      اوه من تازه اینو دیدم

×
×
  • اضافه کردن...