-
تعداد ارسال ها
35 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
6
نیکتوفیلیا آخرین بار در روز آبان 26 برنده شده
نیکتوفیلیا یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !
دستاورد های نیکتوفیلیا
بروزرسانی وضعیت تکی
نمایش تمام بروزرسانی وضعیت توسط نیکتوفیلیا
-
خبببب من باز سر و کلهام پیدا شد؛ این مدت باز درگیر بودم بابت تاخیر شرمنده😭😂
خب از اونجا که طی دوره کردن پیامای نمایت از اون گیج زدنام رسیدم به اینکه مندولیا اولین قربانی چیز بوده... خدایا چرا اسمش و یادم رفت... حافظم این روزا مسخرهبازی داره درمیارهههههه. ها اهاااا زلودی؛ اولین قربانی زلودی بوده اونم با اسم مانلی که تو دیالوگش به ابیگلم گفت، اینجام که فریا میخواست یه بلایی سر زلودی بیاره مندولیا نذاشت؛ این اومد تو سرم که ممکنه این مندولیای فعلی و مانلیِ سابق عاشق زلودی بوده باشه؟ اون نقاشیای فریام که خیلی عجیب بودن، مثلا زلودی دستش رو کمر فریا بود و مندولیا چاقو رو تو سینش برده بود، زلودیم لبخند نداشت... ذهنم درگیر شد، این مندولیا تو فاز انتقامی چیزیه شایددددد.
فقط اون آمادگی زلودی که با کفشای نایلون پیچ اومده بود تو دستشویی همچین که انگار دیگه به وحشی، بازیای فریا عادت کرده فقط از قبل خودشو آماده میکنه یه وقت خدایی نکرده لکهدار نشه، الحمدلله یکیشون وسواس تقارن داره اون یکی وسواس تمیزی؛ در و تخته جور شدن قشنگ😂💅 اون پیرهنم که آخرش افتاد دور و... البته خوبیش فریا این بود که عین کیسه کانگورو عمل میکرد، هرچی خواست واسه خودش برداشت، حالا زلودیم نیم ساعت وقت داد دور بشه ولی اینی که من میبینما... دو دقیقه بعد جلو فریا باز ظاهر میشه با خوندنِ: میموووونم کنارتتتتتتت، درست مثل سایهاتتتتت، از امروز تا هرروز تا اون بینهایتتتتتت😔😂🎀
دیگه وقتی تا اینجا دنبالش اومده... یعنی اگه فریا طبق گفتهی خودش از چاه دستشوییم فرار میکرد باز این دنبالش بود پیداش میکرد، خوشم میاد از قبلم طرفشو شناخته رو در برگه چسبونده بود دهن سرویس😂😂😂 شانس آورد دم دست نبود اونموقع وگرنه فریا همون برگه رو مچاله میکرد بعدم یه جوری فرو میکرد تو حلقش که تا رسیدن به جزایر لانگرهانسش قل بخورههههه😂 البته خودشم بدشش نمیاد، خیلی سر به سرش میذاره، یه دفعه عین چن بالا سرش وقتی با دفتر مشغوله ظاهر میشه یا سر اونجا که گفت مداد رنگیم داریم ترکیدمممم، عوضی خیلی خوب مسخره میکنهههههه😂 خدایا من تو زندگیم فقط رو آدمخوار کراش نزده بودم که اونم میسر شد، لامصب فریارم مثل خودش آدمخوار کرد اون هنوز خبر نداره گوشتی که واسه خوردنش داشت لهله میزد مال آدمیزاد بودددددد😭😂
این مندولیا تا ناخنای فریا رو از ته درنیاره ول، کن نیستتتت لامصب برای بالا رفتن از دیوارم باز از ناخناش مایه گذاشتتتتت... بعدم افتادن تو سطل زباله و... مورمورم شد لامصب احساس کردم بجای فریا خودم شخصا نیاز به یه حموم فوری و فوتی دارم مخصوصا که یه لحظه باز اون کیسههای دل و رودهی آدمیزاد و یادآوری کرد و حتی منم مثل فریا عقم گرفتتتتتت. تا زلودی هست هیچ فراری به مقصد نمیرسه عزیزای دلم دوییدن فقط خسته کردن خودتونه، این مردکِ گربه نره تازه روباه کوچولوی مکارشو پیدا کرده🎀
-
ببین خییییلی منتظرت بودم🤣🤣 هی میدیم انی هی میری تو تاپیک ولی خبری ازت نیست😂😂😂😂 مردم و زنده شدم تا لایکاتو دیدم🤣
اقا به پیامای نمایه ی من چیکار داری تو مگه ناموس نداری این چه کار زشتیه😂 ایول فهمیدیا... اره مندولیا و زلودی یه گذشته ی عاطفی با هم دارن
تنها کسی که میتونه این وحشیو رام کنه همین ادمه😂🤣🤣🤣
وای نه مصی خیلی خنده دارتر جلوش ظاهر میشه🤣🤣🤣
مصی ادم باش... ادم نیستی حداقل نرمال باش
🤣🤣🤣🤣🤣🤣
-
وای بگردممممم😂😭 اره میومدم میخوندم تیکهتیکه بعد کار پیش میومد میرفتم دوباره، این دست آخریم چون مغزم رفرش شده بود مجبور شدم از اول بخونم یادم بیاد چی به چی بود و چی خونده بودممم😂
در دیزی باز بود خببببب، حیای منم که گربهای🎀 شتتتت پس که اینطور... زلودی... خیلی حرفه گوشت اونی که لاوته رو هم بخوری حدا به فریا رحم کنه😂
همینه که متاسفانه خوشم میاد ازشششش😭😂
عه وا منتظرم بیینممممممم😂
باور کن سعیمو کردم... منتها نشد😔😂😂
-