Masoome
کاربر نودهشتیا-
تعداد ارسال ها
1 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
آخرین بازدید کنندگان نمایه
دستاورد های Masoome
-
داستان پروندهی صفر | GHAZAL و Masoome کاربران انجمن نودهشتیا
Masoome پاسخی برای ghaazal ارسال کرد در موضوع : داستان کوتاه
مقدمه: گاهی فاجعه، از صدای انفجار آغاز نمیشود... از لحظهای آغاز میشود که انسانی، پشتِ میزی سرد و زیر نور سفیدِ یک آزمایشگاه، برای نخستین بار باور میکند میتواند نقشِ خدا را بازی کند. از همان لحظه، مرز میان علم و غرور محو میشود؛ گویی عددها، جای نامها را میگیرند و پروندهها، جای زندگیها را. و تپشِ قلبها، به دادههایی تبدیل میشوند که میان نمودارها بالا و پایین میروند؛ گویی انسان، دیگر موجودی زنده نیست، بلکه نتیجهای است که باید به دست آید. اما حقیقت، هیچگاه مطیعِ فرمولها نبوده است. همیشه چیزی هست که از محاسبات میگریزد….« چیزی که هیچ دانشمندی آن را پیشبینی نمیکند، هیچ دستگاهی توانِ اندازهگیریاش را ندارد و هیچ پروندهی محرمانهای نمیتواند برای همیشه پنهانش کند. شاید به همین دلیل است که بعضی درها، هرگز نباید گشوده شوند... زیرا پشتِ آنها، نه پاسخِ پرسشهای بشر، بلکه بهایِ پرسیدنِ آنها نهفته است.- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
-
😭😭😭😭😭😭✨✨✨✨✨ وای قندم زد بالاااااا😭😭😭😭✨ اینا نمیگن انقد قشنگ و قندن من دیابت میگیرم از دستشوووون؟ اون بغلِ کیوتچهوار چی میگههههههه؟😭✨ اون بغل به قصد کشتن من نوشته شده میدونممممم😭✨ وای من از دست رفتممممم... برسه روزی که برای مینی نهان و امره اینکوری ذوق کنین و همو بغل کنین خوشگلای مننننن🥺😂✨ تازه فهمیدن چیکار کردن؟ چیکار کردن؟ منه ر به کشتن دادننننننن😭✨ چه خجالتی دارین شما مادر؟ راحت باشین، اون وسط مسطا کیسم برین کسی غلط میکنه چت نگاتون کنه خودم دستامو فرو میکنم تو حلقشششش😭😂✨
آخه تو ببینشون چجوری رو قلب من تاتی تاتی میکنننننن😭✨ فقط اونجا که یه چند لحظه زل زدن به هم بعد غش رفتن از خندهههههه🥺😂 دعوا چیه اخه، مگه شنا دوتا دعوام بلدین؟ شما فقط هی باید چپ برین راست بیاین به هم بدییییین عشقققققق😭😂🙄✨ واقعا تخمه شکستنای امره رو عاشقم😂😂😂 مردی تو هر موقعیتی فکش داره میجنبه، حالا پیتزا نباشه تخمه هست، تخمه نباشه آهنگ هست الحمدالله هرکدومم فاز مخصوص به خودشونو میدن یکی فسفر میده یکی روحیه؛ فقط موندم چرا هیچکدومم رو این بچه اثر نداره، تنها چیزی که من ازش میبینم اینه که هرروز از دیروز چیزخلتر میشه😂😂😂
اونجا که نمایشی دستشو زد به سینهاش و گفت چشمممم رئیس🎀 خوبه دیگه مرد باید همینجوری از زنش حساب ببره، نهان از الان داره میخشو خوب میکوبه که دو روز دیگه بدون جنگ اعصاب امره رو بفرسته پشت سینک تا ظرف بشوره🙄😂🎀 واقعا دارم به طور جدی امره رو پشت سینک تصور میکنم با یه پاپیون رو سرش و آهنگ همگی باهم میخونیم آخه تو چگده گشنگیییییی🎀 بهشم میادااااا، همچین به نظرم مردی زن ذلیلترین مرد نبضه😂🎀 خیلیم حرفه درحالی که دوتا کامیون یه دفعه میرن رو هوا پی آهنگ بگردی و تخمه بشکنی، پسرم اون چیزی که به طرز عجیبی نچسبید به گلوت فقط میتونه پیکنیک باشه😂😂😂
پس که اینطوررررر... ماهور نقشه داشت آکین و بد رقمه گذاششت سرکار یه کلاه گشادم بافت براش که الان آکین دیگه بخواد نخواد تا نامیوسش رفته زیر کلاهه من که جاش بودم بیرون نمیومدم، واقعا خیلی باید پَیاز باشی که بعدش بتونی تو چشمای ماهور زل بزنی، اون همین الانشم زیرزیرکی داره به ریشش میخنده. البته خنده که... خدا رحم کرد یامور اونجا بود وگرنه همون قاب عکس هاریکا رو تا جزایر لانگرهانسِ فرهاد پایین میفرستادددد. چقدم حرف گوشکنه ماشالا😂🎀 ماهور ولش کن، ولش کرد، بیا بریم، رفت... بشین، پاشو😂🎀 وای اونجایی رو دوست داشتم که یامور گفت ولس کنه و همچین یه لحظه رو صورت گریون این بچه مکث کرد بعدم هرچند به زور یامور ولی عقب کشیددددد🎀🔥💅 یه میزان تستسترون عجیبی داره این مرد، اگه صرفا در راه بقای نسل ازش استفاده نکنه میتونم بهش امیدوار باشم😂🔥💅 ولییییی زوجشونو دارممممم، هرچقد امره و نهان قندن این دوتا آتیش خالصننننن🔥
-
دیدیییییی؟ نههه دیدی چیشدددد؟ بچهامممم🥹😂یه لحظه هول کردن از ذوق بغل و دادن😭😂
احساس میکنم خودم به شخصه یک امرهی درون دارم😂با تخمه فسفر میگیره با اهنگ روحیه😂 بچه با همه چیز کنار میاد😂
وای ببین عجب ایده ای دادی… یادم باشه امره رو پشت ظرفشویی حتما اضافه کنمممم
بدبخته زن ذلیلللل
اره سرش کلاه گذاشت بدبختو😂اصن میبینی بچهامو؟ دوتاشون از زناشون حرف شنوی دارن مث چیییی
اره این دوتا زوج کلا نقطه مقابل همن😂
-
واقعا باورم نمیشههههه، قندم زد بالا از میزان قشنگی بغلشووووون😭😂🥺✨
اره ها، ژستتم به امره میخوره، یه چیزخلیتِ خاصیم داری عشقم که متاسفانه به امره میخوره😔😂😂
وای مردمممم باحال میشهههه، بهشم میاااد با پیشبند و دستکش پلاستیکیییی😂😂
خوشم میاد آقایون نبض (به جز آکین و مراد که کلا تو دسته آدمیزاد حساب نمیشن) خیلی حرف گوشکنن از خانوماشون🎀💅
همینش قشنگههههه😂
-
هنوز از این قندا داریم صبر کننننن
اره میبینی؟ قشنگ یه امرهی درون دارم😂
واییی حتما اینو مینویسمممممم
آقایون نبض زن ذلیلن😂
😂🎀🥺
-
-
بله دوستان... بالاخره لو رفت این همه در به دری و بدبختی که داره مُرده و زندهی همشونو میاره جلو چشماشون کار کیه و چرا، آکینجون الان خوشحالییییی؟ خوشحال باش که به زودی سراغِ خودتم میاد پاشا قراره خووووب بذاره تو کاسه کوزهات تا با لذت نوش جاااان کنی مرتیکهی پَیاز😒😂😂😂 یعنی به نظرم الان همشونم هرچی میکشن و نمیکشن زیر سر اینهههههه. چه کاریه گلای من؟ همتون باهم دست به یکی کنین خراب شین سر آکین که همتونو بدبخت و بیچاره کرده مخصوصاااا این بچهی طفلکِ من پاشاروووو💔
بگردم... تر زده تو زندگیِ بچه بعد حتی نذاشته دیگه هاندانم بره سراغش بلکه براش چیز میز ببره خودشم از یه جا به بعد پول و حمایت و قطع کرد گذاشت پاشای بدبخت تو اون خونه زندگی با اون وضع و اوضاع بزرگ شه، بهت برنخوره فرهادجون ولی خوبت شد🙄😂💅 اگه زودتر دهنتو باز میکردی و اون بچه رو از اون همه فلاکت و بیچارگی نجات میداد قبل هیولا شدنش الان از اینکه چجوری جرت داده نمینالیدی🙄😂💅 پاشاجان... پسرم... سر این یکی استثنا من افسارت و ول میکنم واسه خودت رااااحت برو تو دامن طبیعت، واسه خودت اینو بریز بپاااااش زندگی کنننننن🙄😂💅 البته فقط در رابطه با این و آکین، برای باقی متاسفانه ممکنه فحشت بدم😒😂😂
کاش ماهور همونجا یه دور دستاشو تو حلق این فرهاد فرو کنه من دلم خنک شه، همین ماهور بدبخت خودش بیشتر از همه داره تاوان بلاهای اومده و نیومده سر پاشا رو میده، باید همونجا بابت این حجم از تاخیر سر و ته فرهاد و به هم گره بزنه هم دل خودش خنک شه هم دل منننننن، اون پاشا بچمو که خدا زده، اون فعلا باید یه دور نسل بشریت و به کلللل منقرض کنه تا شاااااید دلش خنک شه😂😂😂
-
پاره شدمممممممممممم😂😂😂😂😂😂 مرتیکه پَیاززززز جرررر😂 خودش حساب همرو میرسه بچم😂
مثلا ممکنه سر کدوما فحشش بدی؟😂
میکنه اتفاقا نگران نباش😂 شاااااید😂😂😂
-
پَیاز چقدم بهش میخورهههه، یا آقای مالتههههه😂😂😂😂 لابد هاندانم هِلوعه😂😂😂😂 آقایی عشق منه🎀💅
لازمه تلفات نبض و اینجا بشمارم دو هزار حیثیت داری اونم بره؟😒😂😂😂
ماهور یه بااار تو زندگیش کار درست و کرد😂😂😂
-
اقای مالته وای😂😂😂😂 هِلو رو دوست داشتممم ولی نه به هاندان نمیاد😂
باز داری با من خشن رفتار میکنیاااا
😂😂😂
-
-
خببببب... من دیشب میخواستم پارتارو بخونم، منتها مغزم تو چُرت بود ترسیدم یا بیام چرت و پرت بگم یا اصلا گیج بزنم نفهمم چی خوندمممم😂
پس که اینطورررر... درواقع هاندان طی یه فداکاریِ تاثیرگذار بخاطر اصلان و بچش تر زد تو زندگیِ خودش؛ حالا البته به زندگی اون بچهام تر زدن که الان برگشته داره تر میزنه تو زندگی همشوووون😂 میدونی... به نظرم پاشا باید انتقامش و همون فقط از آکین میگرفت چون سر این نخ و که بگیری و بری تهش فقط میرسی به اینکه ایییییین بشر مقصر تک تک بدبختیای همهستتتتت؛ منتها خب چه کنیم بچم پُر از عقده و حسادت و کینه بزرگ شده معلومه چشمش دیگه نمیبینه کی گناهکاره و کی بیگناه، کی باید تاوان پس بده و کی نباید. اصلا این وسط من فقط آاااارزو دارم که مرگت را ببینممممم آکینننننن🎀
یامورِ طفلک... صرفاً چون اسمش یادگاری عشق اصلان به هاندانه انقدر مادر خودش باهاش مشکل داشت، چقدر دلم سوخت برای این بچه و اشکاش که اصلا انگار یه لحظه کل دنیا رو سرش آوار شدددد.. مثکه فرهاد قصد کرده بالاخره خودش از پاشا برای اینا حرف بزنه تا بفهمن با کی طرفننننن. ای بابا فرهادجون، از جون خودتم سیر شدی؟ تو دیگه زنده موندنم نمیخوای مردددد، رسما داری با حرف زدنت در و باز میذاری به پاشا علامت میدی که بیااااا منو بکشششش، بیا منه بزن، بزن داغون کنننن بیا منه گارد بگیررررر؛ من که میدونم این وقتی همه چیو بگه یک به دو نرسیده میره بغل دست زنش فقط نمیتونم ثابت کنم🎀💅
این وسط ماهور بدبخت دهنش از همشون سرویسترههههه😂😂😂 تا دیروز فقط باید با یه پاشا سر و کله میزد الان یاشار و اصلانم اضافه شدن که یاشار به دستور اصلان اومده تعقیبشون کرده خودشم که از دیدن یامور و نگاهاش به ماهور داشت منفجر میشد گفتم الانه که خودش و ماشین باهم برن رو هواااا؛ یعنی ماهور تو نه از خانواده شانس آوردی، نه از کسی که عاشقته، نه از داداش، نه از خواهر نه رقیب عشقیییییی، به نظرم برو بمیر زودتر مرد حسابی به چه امیدی زندهاییییی؟ هرکی جای تو بود تا الان صددفعه سیانور قرقره میکرد خودشو راحت کنههههه😐😂😂 همون داداش مراد خودش بزرگترین دلیل برای اینکه دیگه بدرد نمیخوره این دنیااااا😐😂
فقط نمک بازیای امره و نهاااان😂😂😂خوب رفیق شدناااا، همه چی از همین رفیق شدنا شروع میشه گلای من😌😂🎀 وای اونجا که امره خیلی جدی داشت میپرسید کی رشته خاکشناسی خونده تا بگه چه خاکی باید بریزیم رو سرمون یا اونجا که گفت تخمه از وقتی پروتئین شده که جیبش کفاف نمیده پسته بخرهههه😂😂😂 خیلییییی خرن اینااااا🥺😂🎀 پسرم تو روح یه دلقک تو جلدته، تو که نباید از نداری بنالی وقتی جات تو سیرک خالیه😔😂😂😂 حالا امیدوارم بلا ملایی سرشون نیاد تو راه بدبختیای تموم نشدنی ماهیام (ماهور و یامور)، نه که هی خبریام ازشون نشد وقتی راه افتادن و ماهورم نگران شد، اینه که اره... نگرانشونم که سر سبزشونو این دوتا به باد بدنننننن از خودشون که پاشا گذاشته براشون حالا گذشته، ولی این دوتا بچهی خنگِ من که تازه دارن باهم جوش میخورن گناه دارننننن😭😂💔
فرهادم که... رسما از دست رفته، اصلا ملت میبیننش تعجب میکنن خودشم فهمید، همچین که حس انتقام گرفتش من اینجوری بودم که بعد ملاقاتت با ماهور و یامور خیلی شیک و مجلسی یه کفن بپیچ دورت که یه وقت دستای آقاییم خسته نشن مجبور شه خودش کفنپوشت کنه💅 کراشم رو پاشا داره خطرناک میشه غزل، ترمز منو بکششششش
-
-
من اینجا جواب داده بود مث اینکه نیومده جوابم…
دیشب دوتامون تو چرت بودیما😂
اره ببین ب اول قصه ک نگاه کنی این وسط اکین کار همرو خراب کرده منتها به قول تو این بچه دیگه عقده ای شده نمیتونه تشخیص بده کی واقعا اشتباه کرده کی ناخواسته😂
نههههه فرهاد زنده میمونه ما ب فرهاد در اینده احتیاجات فراوون داریمممممم😂
من هنوز منتظر ادیت این دوتا هستم خانم ابدالیییی😂اره بنظرم میتونه بره توی سیرک کار کنه با درامد بالاااا
مصی داری خطرناک میشی… اینا بیشتر از اینکه از پاشا بترسن باید از تو بترسن😂
-
لامصب من امشبم تو چرت بودم همش غزل، غلط نکنم تاثیرات دو شب تا صبح بیخوابیه😂😂😂
پاشا به نظرم دیگه از یه جا به بعد راه مستراح و گم کرد با خودش گفت چه کاریه برم بگردم؟ از اونجا که حق انتقامم دارم یه دور تو زندگی همه تر بزنم🎀
اینو میخوایش چیکارررر تو زنننننن😂😂😂
منتظر بموووون سوپرایزی میامممم😌😂🎀
بابا من چیکار کنم؟ هوش و میزان سایکو بودن شوهرم دیگه داره رسما فراتر از حد یه مرز جذابیتی پا میذاره تقصیر من نیست😔🔥💅
-
-
من هی میام پارت بخونم نظر بدم هی یه اتفاقی میفته دستم بند میشه تاخیر پیش میادددد😂
خاب بذار از اول شروع کنم... واقعااا سر قسمت امره و نهان اصلا روحم تازه شددددد😭😂✨ این همه قند بودنشون شوخیه، مگه نه؟ چقدم به هم میاااان🥺😂✨ همچین که امره دنبال لبخند نهان بود تا دیدش رو هوا زدددد، نهانم که... دخترم گردن بگیر که این بچههههه بالاخره تونست بخندونتت اونم چه خندونیییییی🥺😂✨ اصلا دلت میاد برای این بچه نخندی؟ مود امره یه تشت طلا آوردن و دخترتونو بردیمی بوددددد قشنگ معلوم بود رو خانومیِ آیندش از الان یه ریز کراشایی زده که خوششم میومد سر به سرش بذاره و باهاش کلکل کنه😂 نه به اوضاع جدی و خطری ماهور اینا نه به این دوتا که خوشم میاد قشنگ تو یه عالم دیگه سیر میکنناااااا😂✨🎀
واقعا دارم سعی میکنم به اسم نهاد و دلتنگی نهان ریاکشنی نشون ندم چون این بچهی بدبخت من هنوز خبر نداره داداشش چه غلطی کرده🤝 یکی باید بیاد به خود این دادستان حکم بدهههههه. مردک پفیوز... حالا اون هیچی؛ امره بچمو بگو، پشت اون همه خنده و شوخی یه ریزه غمی داره بابت خانوادهای که از دست داده بگردمش اصلا به روی خودشم نمیاره یه طوریه که آدم با خودش میگه مگه میشه این اصلا دردی داشته باشه؟😭💔 همچینم که بحث و باز پیچوند به شوخی... پسرم این پرحرفی ارثی نیست، فکر کنم تو و بابابزرگت جفتتون تخم کفتر خوردین که فکتونم خسته نمیشه😂😂😂 فقط اونجا که گفت انقدر حرف میزنه جای همه رو پر میکنه وااااای😂😂😂 چقدر خندههاش پیش نهان قنده، نه؟ یه ادیت ازشون طلب داری از من غزللللل یادت باشه😭😂🎀
و در ادامهههههه... باعله... شت... ببین اون ویس چجوری داره میشه مدرک جرم و کارشونو درمیاره، حالا البته اگه این وسط کار مراد تموم بشه من راضیم، تنها شخصیتیه که ترجیح میدم زودتر شرش از سر رمان کم شه و مودم با عششششق بهش اینه که... آااااارزو دارممممم که مرگت را ببینممممممممم🎀🤝 امیدوارم پاشای عزیزم زودتر دست به کار بشه اول از همه کارمونو با مراد تموم کنه تا راحت شیم بعدشم با خیال راحت به بقیه برسه🎀 ببین درسته که داره کار خیلی غلطی میکنه ولی خب میدونی که من کراش فضایی رو این آدم دارم، آقایی خودش صلااااح میدونه با خواهر و برادرش این ریختی رفتار کنه به ما چه؟🎀🤝🔥
وای ولی شت مرگ مارال برای یامورم لو رفتتتتتت. حالا اگه ماهور قضیه حاملگیم بگه به نظرم بدتر میشه، همینجوریشم دید یامور خیلی خراب شد که خب حقم داشت، شنید که دختره رو زدن و دررفتن و بعدم ماهور غلط داداش اسکلشو گردن گرفته. کاش یکی به من بگه دعانویس مراد کیه که هر فاضلابی دلش میخواد میخوره تهشم ماهور اینطوری هواشو داره یه وقت خار تو پاش نره خدایی نکرده، حالا جالب اینه هیچ سودیم نداره ها، مرتیکه بیریخت بیخاصیت فقطططط دردسره، اینم 👍 با عشق تقدیم بهشششش. اعصابم و خراب کرده، مردنیام نیست ما یه نفس راحت بکشیم تو رمان.
این وسط ای فرهاد بدبخت!!! این خودشم تو این حالت قشنگ دیگه مردنیه ها، یه چهارتا پیک دیگه بره بالا و دوتا نخ دیگه دود کنه کارش تمومه بازگشتش به سوی هاریکاست با این وضعی که دارم ازش میبینم... دیگه چه میشه کرد فرهادجون، دنیا دار مکافاته، نه که تو و زنتم همچین بیتاثیر نبودین تو سرنوشت شخمی بچم پاشا اینه که بالاخره اول از شما شروع کرد تا کم کم به باقیتون برسه، من پشت آقاییمم🔥🤝
- نمایش دیدگاه های قبلی بیشتر 2
-
😂❤️❤️
دارههه شدیییید😂😂
ارههه تازه با نهانم میرن ببیننش😂 منتظر نشستمممم
واقعا همسر خوبی هستی😂
چیکار بچم داری عهههههه
بابا چرا انقد خشن با فرهاد رفتار میکنی اونو خدا زده😂
-
کار خوبی میکنههههه😂💅
عه وا دوتایی میرن دیدنشششش؟ چه ترکیب سه کله پوکانهای میشه😂😂😂
میدونم😌😂💅
دارم پیشنهاد خوب میدممممم.
حقشهههههه، یکی خدا بزنه یکی پاشا😔😂😂😂
-
ای بابا😂
اره قسمت طنزی میشه😂
😂😂
پیشنهاداتت رو دوس دارم ولی این خیلی خشن بودددد
میخوای یکی عم تو بزنی؟😂
-
من نهانم، خوشبختم منم آشکارم😂😂😂😂😂
بابا اینا تو یه لول دیگن بخدااااا😂😭✨ از اونور ماهور و یامور دارن به چی فکر میکنن و با یکی مثل پاشا سر و کله میزنن، از اون طرف این دوتا احمقِ دوست داشتنی و ببین توروخدا😭😂 نیشم سرشون باز شده بود مگه بسته میشددددد؟ رفاقت چیه پسرم؟ قراره بال کفترتون و باز کنین باهم تا آسمون هفتم عششششششق پرواز کنینننننن... چی گفتم غزل اینو یه جا نگه دارم😂 خوشم میاد در ثانیه باهم رفیق شدن، یعنی به نظرم نهان خودش یه پسر درون داره و رفاقتشم دقیقا عین پسراست که تو یه لحظه از گیس و گیسکشی میرسه به بند کفشتم گره بزن خفه شمممم😂😂😂
وای ولی خیلیییی قندنننننن🥺😂✨ بندازیشون تو چای حل میشننننن🥺😂✨ همونجا که نهان با حرص کوسن مبل و انداخت به امره و اونم فاصله رو کم کردددد، مردکککککک... شیطون تو جلدِ امره داره بندری میره ها، من که دارم میبینم خوشش اومده، هی بهش میگم خوشت اومده، خوشت اومدههههه، خفه شووووو خوشت اومدهههههه😂✨ قشنگ مشخصه بحث کردن و کل کل کردن با نهان و سر به سر اون گذاشتن بیشتر از شوخی با ماهور داره بهش خوش میگذره، اونجور که با آرنج زد تو پهلوش؛ خوشم میاد تلویزیون از جون امرهام مهمتره یکی نیست بگه اگه پسرم جاخالی نداده بود چیییییی😂😂😂😂
شتتتتت... پس این یکی فلشه رمز نداره و فقط یه فایل صوتی توشه که یامورم گوش نداده، شعور و شخصیتتو بنازم دخترممممم، صد هیچ داری ماهور و میزنی که نصفه شبی دزد میفرسته خونت، حالا با اینکه امره بدبخت از اول اومدنش شیشصدتا قسم حضرت عباس خورد که لینکاره نیست ولی بس که مجهز اومده بود من همون ترجیح میدم دم خروس و باور کنم🙄😂😂😂 حالا البته دزد ناشیام هست، یه تلویزیون معذرت یامورجان همین که سکته نکردی از شکسته شدن تلویزیون یعنی مقاومتت ستودنیه😔😂😂🤝
در که وا شد ماهور به چشمم مثل این پسربچههای خطا کرده اومد که مامانشون مچشونو گرفته حالا نمیدونن چجوری ماستمالیش کنن😂😂😂 خب مررررد عین آدم میومدی همینجوری متمدنانه فلش و میگرفتی میرفتی، الان خوب شد خرج یه تلویزیونم انداختی گردن دختر بیچاره؟ جای یامور بودما... دستامو شیاف میکردم واسش یه جوری که از حلقومش بزنه بیرون و پول تلویزیون و تمام و کمااااال از حلقش میکشیدم بیرون😒😂😂😂
- نمایش دیدگاه های قبلی بیشتر 3
-
خوشحالمممم کههههه داره روت باز میشه هاااا😂🔥 میتونیم باهم از مثبت هیجدهای نبض و بالانس رونمایی کنیم😌😂🔥
-
-
-
وای این پارت گاد بود غزل گااااااد😂😂😂
نصفه شبی چقدر خندیدم به حالتای امره و کارای نهان😂😂 زوج خرمو ببیننننن توروخدا، زیادی به هم نمیاننننن؟🥺😂🐣✨ وای خیلی قندنننن خیلی دوسشون دارممممممم، زوجِ اولویتدار برای من از به بعد امهانههههههه بعدشم ماهور و یامور تاااا حالا برسیم به باقی زوجای دیگه ببینم ترتیب اولویت بندیا چجوری میشه، فعلا این دوتا کیوتچه خیلیییی دلمو بردن تو یه پارت😭😂✨ عاشقشونممممم لنتی، یه ادیت اختصاصی واسشون میزنم😭😂✨
نهان عجب موذیه بچممممم، هرچی امره بدبخت خودشو پاره کرد که بخداااا دزد نیستم و داد نزن حتی ماسکشم برداشت باز این بچه داد خودشو زد تا یامور و بیدار کنه😂😂😂 خواستگاری با تجهیزاتِ ویژه؟ دخترم من که از خدامه امره همین امشب کار خودشو تورو یه سره کنهههههه منتها فعلا بازی دست نیک نژاده که کِی عاشقتون کنه، کِییییییی قبل به هم ریختن همه چی به هم برسونتتون... البته اگه برسونتتون😒😂🩴 امره فقط واااای سر اون لبخند مسخرش به یامور. بعد سلامش ترکیدمممممم قشنگ قیافش تو ذهنم بوددددد😂 ماهورجان؛ دیدی ریدی دیدی دیدی ریدی دیدییییییی😂😂😂😂
واقعا اون فلش اونقدرام ارزش نداره پسرم، یعنی هرجور حساب میکنم با اون زاویه دقیق پرتاب نهان اگه امره خودشو نمیکشید کنار ضربه مغزی شدنش خیلی محتمل بوددددد، به قول بچم الهی خیر نبینی ماهورررررر، سر تکون دادن متاسفت چی میگه مرد حسابی؟ خیلی بلد بودی خودت میومدیییییی😒😂 بچهی بدبخت منو زابه راه کرده روشم که روی پیازِ صد لایهست الحمدلله کم نمیشه😒😂 حالا البته دستشم درد نکنه، خیر ببینه ایشالا حداقل بهونه شد دوتا کفتر عاشق دیگه بسازه و بچسبونتشون به هم؛ فقط تغییر مودم نسبت به ماهور😂😂😂
بچه راست میگه دیگهههههه، نهان خیلی زود نتیجهگیری میکنه وگرنه دزد چیه دخترم؟ آدم به شوهر آیندش میگه دزد؟ با آرنج میزنه تو پهلوششششش؟ تو این بیشوهری یه نعمتم هست خودت با دستای کفران نعمت میکنییییی؟😂😂😂 برگای ریختهی نهان بعد اینکه فهمید یامور و امره همو میشناسن همینجوری درخت درخت شره کرد😂 وای قیافه یامور دست آخری که منتظر جواب از امره بود میدونی تو ذهنم چجوری بود؟ این ریختی😂😂😂:
انصافا عین نگاه خودشهههههههه بگی نه ناراحت میشممممم😂😂😂😂
-
خبببب میبینمممم کهههههه... بالاخرههههه دوتا خنگِ دوست داشتنیِ منم باهم آشنا شدنننننن🥺😂✨ البته خب چه آشنایی؟ چه کشکی؟ چه دوغی؟ آدم زهره ترک میشه یه دفعه از خواب پاشده و پانشده یه بنده خدایی و ببینه که ظاهرِ دزدا رو ولی روش دقیق بشی همچین عینهو جن وایسادههههههه😂 تازه باز با اون کلاااااه، نهان به جا گلدون برداشتن باید بسم الله بگه دربرههههه😂 بدبخت امزه چه گیری افتاده هاااا، من از چشم ماهور میبینم باز، مرد ناحسابی تو خودت چلاقی نمیری فلش و کش بری؟ یه وقت تو چشم یامورجون دزد از آب درنیای، بدبخت امره رو تو چشم لاوش دزد کردی😒😂😂😂
البتهههههه خب من که راضیم گوربابای ناراضی🙄😂💅 توروخدا نگاشون کن آخهههههه... تستسترون و اینا مسخره بازیه غزل، اصلش اونه که طرف با لباس و شرتک پاندایی غیرضروری ببینتت و عاشقت شه، فکر کنم سر همینه که من حس میکنم کم کم دارم از کمبثد امره تو زندگیم رنج میبرم😭😂✨ وای مردی خیلی خرههههههه😭😂✨ یعنی اگه نفریناش بگیر بودنا تو همین چند دقیقه دیگه ماهور و از دست میدادیم وسط رمان یه دیس ایز دی اند میزدیم و کاااات تامااااااام😂 حقم داره والا؛ خدا لعنتت کنه ماهورررر، تو سابقه درخشانت بعد گردن نگرفتن بچه و بیرون کردن زن حامله فقط همین دزد کردن رفیقت کم بود که از اونم نگذشتی😂
کل پاااارت حین خوندنش تو سر من آهنگ پلنگ صورتی پلی میشد با تصور امره و کاراش و مخصوصاااا اون تلو تلو خوردنشششش😂😂😂 اینجوری بودم که نهان نگاه به کلاه و استایلش نکن، این بشر همونیه که تا شیش روز دهن ماهور و بخاطر یه پیتزا ساییدددد😂✨ آخه دزد چیه؟ به این بدبخت مگه میاد دزد باشه؟ نهایتش بتونه تخم مرغ بدزده، اونم انقدرررر ضایعس که ترجیحا تخم مرغ و باید از خود مرغ بدزده که لو نره😐😂 چه فلش تو فلشیام هست اونجا شانسش زد اونی که به لپ تاپ وصل بود نبود، این ماهورم که خودش یه پیش زمینه نمیده که این بدبخت بیچاره کجاها رو بگرده، فقط تونسته بفرستتش که بگرده😒😂
واقعاااا مودم به ماهور اون استیکره بود که دختربچهه مو بلونده یه لباس بنفشم تنشه نگاهش پر فحشه، دقیقاااا همون بودممممممم😐😂😂😂
- نمایش دیدگاه های قبلی بیشتر 10
-
ببین لاو...واقعا طومار انرژی برای ترغیب خوندن رمان این بشر اصلا نیاز نیست؛ بیبرو برگرد میگم حیف میکنی نخونی😂✨🎀 هم قلمش خوبه، هم ایده و داستانش، هم شخصیت پردازیاش، هم خودِ غزل که لاوِ منه حالا درسته یه وقتا مجبورم با دمپایی دنبالش باشم تا بنویسه ولی خب... دختر گلیه😌😂✨
-
-
-
واقعا وضعیتم مثل روانیاس؛ نصفه شبی تو اتاق تاریک، همه جا سکوت من دارم با هندزفری غمگینترین آهنگ ممکن و گوش میدم و از اون طرف نشستم به دیالوگا و مسخرهبازیای امره میخندم، فکر کنم قضیه همون خنده تلخ من از گریه غمانگیزترسته، دارم از الان خودمو برای غم سنگین این بچهی یه مقدار اسکلم آماده میکنم چیزی نیست💔
ولی فکر کنم قبل از نهان و امره وقتشه امره رو با ماهور شیپ کنممممم؛ یعنی از هر زاویهای تو این پارت میبینم عشقِ ابدیِ ماهور حتی یامورم نیست فقط امرهستتتت😔😂😂😂💅 آخه توروخدا... دیدی بچه چه تلاشی میکرذ ماهور و بخندونههههه؟ یعنی از وقت زنگ زدن ماهور تااااا وقت اومدنش هی نمک میریخت تا این بخنده، راستشو بگو غزل؛ ژانری با مضمون پرچم رنگارنگی اضافه کردی و من خبر ندارم؟ فقط کم مونده بود امره همونجا بخونه خندشششش عسل عسللللل حرفاش غزل غزللللل😔😂😂💅 اسم شیپشون چی میشه حالا؟ ماهره؟ امهور؟ چه سمیییییی😂😂😂
ارزششو داره پسرم؛ ارزششو داره خنگِ دوست داشتنیِ مادر، قراره بری لاوِ ابدیتو ببینیییییی😔😂💅 لامصب امره یه جوری با تجهیزات اومده که من شک کردم اولین بارشه، اینجوری که اومد نشون میده کمِ کمش قبل این خواستهی ماهور ازش یدونههههه بانک و زدههههه😂 فقط اون کلاهش باز😂 مرررررد سر یه فلش به کجا چنین شتاباااااان؟ ااون اسلحهام دیگه در دسترست نبود وگرنه با خودت میبردی که قشنگ بعد این شب وارد فاز دوم بدبختیای ماهور برای خودت بشی و این بار به طور جدی بری تو فاز آب خنک خوردن🤝
همچین که تا اسم یامور میومد ماهور قیافش میرفت تو هم قیافه من میشد مثل پورفرج تو بیبدن که میگفتم غیرتی شدی؟ د پسر مگه غیرتی میشههههه؟🙄😂😂🫦 ایشالا که حالا تو اون فلش خیره... الان خوبه بعد این همه در به دری فلش خالی باشه پاشا اسکلشون کرده باشه، اونوقت امره رو به ماهور: درد و نفرین، درددددد و نفریییییین😂🍃
- نمایش دیدگاه های قبلی بیشتر 3
-
چشمات ترسناک میبینه عشقم🙄😂😂
رمانم ب خوبی و خوشی تمووووم، سناریو به این گادی کی دیدهههه؟😔😂
نمیذاری که🩴
وای😂😂😂😂😂
-
-