-
تعداد ارسال ها
35 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
6
نیکتوفیلیا آخرین بار در روز آبان 26 برنده شده
نیکتوفیلیا یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !
دستاورد های نیکتوفیلیا
بروزرسانی وضعیت تکی
نمایش تمام بروزرسانی وضعیت توسط نیکتوفیلیا
-
این پایان زندگی شکوهمندانه ی تو بود زلودی. تو در یک روز معمولی، توی یک مزرعه ی کثیف، از اسهال مردی!
لنتی زلودی عالیههههههه😂😂😂😂 وای فقط اونجا که پشت در دستشویی ابیگلم وایساده بود و صداها رو شنیده بود داشت از خنده پاره میشدددد😂😂😂 هیچ زلودیای دستشویی نداشت و نیومد اونجا نه؟ پسرِ روانیِ من جوری که ابیگل خندش گرفته بود فکر کنم این صدا تا شیش هفت تا کوچه بالاترم رفته دیگه شأن و شخصیت و باید بذاری دمِ کوزه آبشو بخوری😂 بچه چه فشاری روش بودا، هر لحظه امکان ترکیدن داشت ولی حتی تو اون موقعیتم دست از چش چرونی برنمیداره مرتیکه؛ انحنای استخوناش اره؟ پسر تو همینکه نزد به سرت اونجا راه صدسالهات با فریا رو یه شبه بری و به لمس همون انحناهای خوشش برسی منو در عجب گذاشتیییییی، البته نگذریم از تاثیر مستقیم اسهال و دلپیچه😔😂😂😂💅
به گوشت مانلی قسم که میدونی چقدر دوستش داشتم😂😂😂😂 خوبه دپستش داشتی مرد حسابی، اگه دوستش نداشتی چی میشدددددد😂 خوشم میاد از شباهت افکارش با فریا که زیادم از احمق و احمقتر و کودن و کودنتر استفاده میکنن😂 یه چیزی میگم مهدیه... اینا یه زوجِ سایکوی تاریخی میشن که دنیااااااا مثلشون و ندیدهههههه😂💅 فریارم با انحناهاش شناخته مرتیکه، دخترک خوش انحنا😂 اونجور که بخاطر دستشویی دست به دامن ابیگل شده بود خیلی سم بود، دلپیچه و اسهال چه کارا که نمیکنهههههه😂 شأن این مرد رفت زیر گِل😂 همچینم که پی فریا میگشت تو اون هیری ویری که چشماشو ببینه، چه آدم پیگیریههههه😂 گرچه اون بغل آخرشو دوست داشتمممممم😂💅
و بالاخرهههههه... فریا رو برد وردل خودش، همچینم کنارش دراز کشید هرکی ندونه فکر میکنه شوهرشه، که البته خب راحت باشه... ایشالا شوهرشه🙄😂💅 اینا دنیا رو کن فیکون میکنن میکننا، فریا آدم میکشه زلودی آدم میپزه، ترکیب تراااااز😂💅 چه بلاییم سر فریا اومدهههه، باز مندولیام که محو شده و نیاز به دفتر خودکار داره، که با این وضعشم نه زور بلند شدن داره نه اینکه همون تخت و سایز بگیره یه رااااست فرو کنه تو حلقششششش از اونجا که این دختر کلا پاچه همرو میگیزه حالا ممکنه زلودی بتونه رامش کنههههه😂 همونجوریشم که یه جوری خونسرد جواب میداد من حرصم دراومد میخواستم با همه عشقم عشقماش همون تار عنکبوتایی که زلودی به ابیگل گفت و تو حلقش فرو کنمممم😂 مث ک وسواس تمیزیم دارههههه😂