-
تعداد ارسال ها
189 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
2
تمامی مطالب نوشته شده توسط آتناملازاده
-
سلام خوبی
ببین توی قسمت رمان همه بچه های انجمن این پارت که نوشتی خیلی سخته چون راحلش به ذهن هیچ کدوممون نمیرسه پارت بعدی رو خودتت بنویس ببینیم نقشه چیه😂
-
🔻کاش یک تخریبچی
میزد به #معبر_نفس ما؛🔻تخریب میکرد.
آن چه من است و #هوای_نفس ! -
سلام عزیزم رمان عبدالله چطور بود؟
-
سلام قربونت
داستان خوبی داره فقط خلاصه داستانت رو درست کن تو خلاصه گفتی آنا یعنی زن اول طلاق میگیره در حالی که آنا فوت شد ، خوبه که از توضیحات اضافه پرهیز کردی ولی یک جاهایی مثل اون موقع که برشکست شدن ، یا دعواهای انا و عبدالله یکم توضیح بیش تر می خواست که من بیش تر متوجه اشتباه عبدالله تو ازدواج اول بشم طبق خلاصه ای که از داستان دادی ، از خوندنش لذت بردم تا اینجا
-
-
-
-
فقط یک چیزی توی پارت دو
برای مرد اگه ننویسی که ذوق داشت یا از خوشحالی دلش قنچ رفت بهتره معمولا مرد رو اینطور توصیف نمیکنند بجاش با غرور و هییبت تاج رو بذاره و یک نیشخند توی آینه به خودش بزنه و هدیه های لیا رو هم با لذت نگاه کنه و پیشنهاد امیر هم بجای دلم قنچ رفت بگه بنظر پیشنهاد خوبی می اومد بهش احتیاج داشتم. هیجان های مرد اینطور نوشته بشه بهتره
-
چقدر موضوع رمانت خوبه
شروع و خلاصه هم خیلی خوب بود
قلم هم زیبا
-
قبول کنیم چه بخوایم چه نخوایم
بعضی ها آدم زندگی ما نیستن
یه جوری انگار باهاشون نفس تنگی میگیریم
دلممون تند تند میزنه..
دوای دردش فقط فقط دوری از اون آدمه..