-
تعداد ارسال ها
227 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
2
تمامی مطالب نوشته شده توسط Nil
-
سلام عشقها برای تصویر سازی شخصیتهای رمان براتون اینجا عکس میزارم ازشون.
-
به اسم سیاست داشتن خفت میکنه در صورتی که این سیاست داشتن نیست حماقت محضه که در حق خودت میکنی. (ژانر:خانوادگی)
-
تلخه ولی بعضی عشق ها تا همون قبل رسیدن قشنگه.
-
متاسفانه ما دیگه بچه نیستیم. الان دیگه مامان راجب مشکلاتش با من صحبت میکنه و من مشکلاتم رو ازش پنهون میکنم تا نگران نشه.
-
درخواست رصد و ویراستاری رمان سیاه قلب | نیلوفر صبوری کاربر انجمن نودهشتیا
Nil پاسخی برای Nil ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
من نیلوفر صبوری خالق اثر سیاه قلب،از انتشار رمانم روی سایت نودهشتیا رضایت داشته و هرگز درخواست حذف آن را نخواهم داشت.- 16 پاسخ
-
- 1
-
-
@هانیه پروینسلام عسلم بی زحمت اسم منم به Nil تغییر میدی.
-
درخواست رصد و ویراستاری رمان سیاه قلب | نیلوفر صبوری کاربر انجمن نودهشتیا
Nil پاسخی برای Nil ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
مرسی عزیز دلم خیلی زحمت کشیدی😘💐 @Asra_p- 16 پاسخ
-
- 1
-
-
چرا؟؟؟؟ چرا با اینکه قبلاً هم هزار بار اتفاق افتاده باز هر بار دوباره با شنیدن یا دیدن اعمالش قلبمون به همون اندازه روز اول میشکنه و درد میگیره؟
-
درخواست رصد و ویراستاری رمان سیاه قلب | نیلوفر صبوری کاربر انجمن نودهشتیا
Nil پاسخی برای Nil ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
مرسی🥺🥺😘😘😘 -
درخواست رصد و ویراستاری رمان سیاه قلب | نیلوفر صبوری کاربر انجمن نودهشتیا
Nil پاسخی برای Nil ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
پس کی نوبت من میشه؟ دلم ترکید🥺🥺🥺 حداقل یه تاریخ میگفتید ادم هر روز چشم انتظار نمونه😕😕 -
بعضی وقتها با خودم فکر میکنم که چقدر این اشنا ترین غریبه تر از هرکسه.🫥
-
چشمهام دارن بهم التماس خواب میکنن،مغزم درخواست آرامش. چطوره که حتی توی خواب هم مغزم در حال کار فکر کردنه!!!؟؟؟ لعنت به من که وقتی مامانم میگفت چشمهام بسته بود اما مغزم نمیخوابه مسخرش کرد.
-
حالا که بهش فکر میکنم هر چی که الان دارم یه روزی ارزوی گذشتم بوده،شاید اگه اینده هم برسه آرزوهای الانم بشه روزمرگیم. مثل اون متنه: <<ما همش به امید روزهای خوبیم در صورتی که روزهایی که داره میگذره بهترین روز هامونه>> (دوتا متن بالا هیچ ربطی به هم ندارن،اونها فقط حاصل افکار پیچ در پیچ منن.) ♡همین قدر پریشون،همین قدر نا آروم♡
-
حالا انگار کم مشکل داریم؟وقتی خودت هم بی خیال مشکلات میشی این معده درد عصبی خودش رو چس میکنه. ✯✯لعنت بهت معده درد✯✯
-
برترین رمان های درحال تایپ نودهشتیا درخواست انتقال رمان به تالار برتر
Nil پاسخی برای نسترن اکبریان ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
عزیزم رمان نقد شده الان رفته برای ویرایش.درخواست من رد شد؟ -
درخواست رصد و ویراستاری رمان سیاه قلب | نیلوفر صبوری کاربر انجمن نودهشتیا
Nil پاسخی برای Nil ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
ببخشید ویراستاری چقدر زمان میبره؟ @هانیه پروین -
درخواست رصد و ویراستاری رمان سیاه قلب | نیلوفر صبوری کاربر انجمن نودهشتیا
Nil پاسخی برای Nil ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
الان باید چی کار کنم؟ -
درخواست رصد و ویراستاری رمان سیاه قلب | نیلوفر صبوری کاربر انجمن نودهشتیا
Nil پاسخی برای Nil ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
سلام،ممنونم عزیزم. موارد گفته شده رو ویرایش کردم.- 16 پاسخ
-
- 2
-
-
دلم تنگه ... دلم برای مادری که دارمش اما باهاش نمیسازم تنگه. دلم برای پدری که عشق اول زندگیمه اما نمیتونه خواسته های دخترش رو درک کنه تنگه. دلم برای برادری که توی بغلش بزرگ شدم و حکم پدر دومم رو داره اما الان زن و بچه ی خودش رو داره و ماه به ماه نمیبینمش تنگه. دلم برای همسرم که تمام هستی منه و تنها امید زندگی کردنمه اما بخاطر در اوردن خرج زندگی همش سر کاره تنگه.
-
<<ادمها خودشون با رفتار هاشون ناراحتت میکنن بعد از اینکه چرا ازشون نارحتی دلخور میشن>> زندگی نیست که دیونه خونست.
-
تا حالا شده که یه جمله ای رو زندگیش کنی؟ ولی من هزار بار اون جلمه ی اهنگ محسن چاوشی رو زندگی کردم. <<حتی تو شاد ترین لحظه ها،هیچکی اندازه ی من غمگین نیست>>
-
گریه کردیم:گفتن بچه شدی؟ خندیدیم گفتن:دیونه شدی؟ جدی بودیم:گفتن مغرور شدی؟ شوخی کردیم:گفتن جدی باش! جدی بودیم:گفتن افسرده شدی؟ حرف زدیم:گفتن پر حرفه! ساکت شدیم:گفتن عاشق شدی؟ عاشق شدیم:گفتن دروغه :) این مردم بودن که نزاشتن ما زندگی کنیم.. 😏🚬