رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

Taraneh

کاربر حرفه ای
  • تعداد ارسال ها

    1,033
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    10

تمامی مطالب نوشته شده توسط Taraneh

  1. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    شاید تصور کنی که تو را فراموش کرده ام، اما من پرونده ای قطور از خاطرات تو و خنده های به یاد ماندنی ات دارم... -نامه فدریکو گارسیالورکا به آنا ماریا
  2. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    می‌خواهم از تو بنویسم. از نامِ تو که تکیه‌گاه حصارهای شکسته است. -پوشویاتوسکا
  3. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    و تو عزیز هزار نفر میشوی اما عزیزِ دلِ عزیزت نیستی و این غم‌ انگیز است... -عباس معروفی
  4. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    ده از ده دوست دارمت هشت تا برای تو و یکی برای خنده‌ات و یکی هم برای صدایِ تو اما چشم ها.... که هزار امان از چشم هایِ تو... -محمود درویش
  5. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    - چرا رنجم می دهی؟ - چون دوستت دارم. - نه دوستم نداری. وقتی کسی را دوست داریم خوشی اش را می خواهیم نه رنجش را. -وقتی کسی را دوست داریم تنها یک چیز را می خواهیم: عشق را، حتا به قیمت رنج -پس تو به عمد مرا رنج می دهی؟ -بله، برای اینکه از عشقت مطمئن شوم... -ایتالو کالوینو، از کتاب بارون درخت نشین
  6. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    من آنقدر با تو بوده ام که از بودن کنارِ دیگران سردم می شود... -احمد شاملو
  7. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    شب بخیر عزیزم. تو را می بوسم، تو را به ازای تمامِ سال های بی تو می بوسم. -نامه آلبر کامو به ماریا کاسارس
  8. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    کاش اینجا بودی، همین کنار خودم و من یادم میرفت که خسته ام، خرابم، ویرانم... -سید علی صالحی
  9. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    از روزی که شناختمت، ماهیان در فضا پرواز می‌کنند، گنجشککان در آب شنا... و خروس‌ها نیمه‌شب آواز می‌خوانند، لاک‌پشت‌ها چون خرگوش می‌جهند و گرگ شادمانه با شنل‌قرمزی در جنگل می‌رقصد و مرگ خودکشی می‌کند اما نمی‌میرد.. از روزی که شناختمت، همزمان می‌خندم و می‌گریم نیمی از عشقت روشنایی و نیم دیگرش تاریکی‌ست، یک بام و دو هواست شاید برای همین است که همچنان دوستت دارم.. -غادة السمان
  10. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    آدم نمی‌تواند تحمل کند، بالأخره باید داشت، انسانی را باید داشت که غم انسان را دریابد.‌ -نامه غلام‌حسین ساعدی به طاهره
  11. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    در رویا برای منی،‌ در واقعیت رویای منی.. -نزار قبانی
  12. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی ... دمت گرم و سرت خوش باد سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای منم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم منم من، سنگ تیپا خورده ی رنجور منم، دشنام پست آفرینش، نغمه ی ناجور نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم... -اخوان ثالث
  13. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    می‌خواهم مثل تو باشم، یعنی زندگی‌ام را بکنم و دورادور دوستت داشته باشم. نمی‌خواهم گوش به زنگ تلفنت باشم. نمی‌خواهم عشقم به تو دست و پایم را ببندد. می‌خواهم با هرکس که می‌خواهم، هر وقت که می‌خواهم، بدون عذاب وجدان خلوت کنم. حق با توست، زندگی بدون عذاب وجدان راحت‌تر است. من به زندگی این طور نگاه نمی‌کنم، اما چرا که نه؟ می‌خواهم امتحان کنم. مگر چه چیزی را از دست می‌دهم؟ یک مرد بزدل را؟ و چی به دست می‌آورم؟ لذت گهگاه در آغوش تو بودن را... فکرهایم را کرده ام. می‌خواهم امتحان کنم. -آنا گاوالدا
  14. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    بوسه های ما نه گزاف بود، نه دروغ؛ پناه بود در برف و بوران... -احمدرضا احمدی
  15. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    مادربزرگ اخرای عمرش می گفت: کسی رو دوست داشته باش ‌که وقتی دوست داشتنی نبودی، دوست داشته باشه. -کریمی اعتماد
  16. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    كل صباح لا يشرق صوتك فيه ليل منفي كئيب يصير فيه الاسبوع سبعة قرون. +هر صبحی که صدای تو در آن طلوع نکند، شبی تبعیدی و اندوه‌ناک است که هفته در آن هفت قرن می‌شود. -غادة السمان
  17. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    طعم صدا و درخشش چشمان خدا گونه‌ات را در آن شب بی‌نظیری که با هم بودیم حس می‌کنم... آه که چقدر بی‌نظیر و ناگهانی و کوتاه بود. -نامه غسان کنفانی به غاده السمان
  18. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    تو هنوز ‏در زیباترین اتاقِ قلبِ منی. ‏تمام روز اگر ‏از هم رنجیده و دور باشیم ‏باز هم، شب که خواب افتاده‌ای رویت پتو می‌کشم...! ‏-جمال ثریا
  19. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    چنان دل بسته ام کردی که من با چشم خود دیدم؛ خودم می رفتم اما سایه ام با من نمی آمد... -ابراهیم خطیبی
  20. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    شب‌ها از فراقت دیوانه می‌شوم. وقتی که بیمار میشوی، یا زمانی که داغ‌دار کسی هستی یا وقتی که در تنگنای زندگی گیر میکنی، من کیلومتر‌ها به دور از تو کاری از دستم بر نمی‌آید. مفهوم عجز و بیچارگی همین باید باشد. -نامه ناظم حکمت به پیرایه
  21. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمین عطرها و نورها نشانده ای مرا کنون به زورقی ز عاجها، ز ابرها، بلورها مرا ببر امید دلنواز من، ببر به شهر شعرها و شورها -فروغ فرخزاد
  22. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    غمگین اما در کمالِ ادب لب‌هایم را مثلِ کفش‌هایم جفت می‌کنم و تو را با همان شدت که یک درختِ بریده سقوط می‌کند، می‌بوسم. -حسین صفا
  23. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    تو را دوست دارم آن‌سان که هرگز کسی را دوست نداشته‌ام و دوست نخواهم داشت. تو یگانه هستی و خواهی ماند بی هیچ قیاسی با دیگری. این حس چیزی است آمیخته و عمیق. چیزی که تمامِ ذراتم را دربرمی‌گیرد. تمام امیال‌ام را ارضاء می‌کند و تمام غرورهایم را نوازش... این را حس می‌کنی ؟ گر چه تن‌هایمان دور هستند، اما روح‌هایمان همدیگر را لمس می‌کنند... -گوستاو فلوبر
  24. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    هر آنچه را که عادی نیست دوست دارم حتی اگر پست باشد اما وقتی که صادق است. اما هرآنچه دروغ می‌گوید، هرآنچه تظاهر می‌کند، هر آنچه که همزمان شهوت را نکوهش می‌کند و به عفت تظاهر، با همه‌ی ذره‌هایش منزجرم می‌کند. ‌-نامه گوستاو فلوبر به لوئیز کوله
  25. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    روزی تا خرخره عاشق بودم! تا فرق سرم! منی که حالا حوصله‌ی دوست داشتن خودم را هم ندارم! -رویا شاه‌حسین‌زاده
×
×
  • اضافه کردن...