رفتن به مطلب
ثبت نام/ ورود ×
در غم ملت عزیز ایران شریکیم🖤 ×
انجمن نودهشتیا
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity

هانیه پروین

مدیر فنی
  • تعداد ارسال ها

    921
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    42

هانیه پروین آخرین بار در روز اردیبهشت 5 برنده شده

هانیه پروین یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

درباره هانیه پروین

  • تاریخ تولد 04/04/2004

آخرین بازدید کنندگان نمایه

15,580 بازدید کننده نمایه

دستاورد های هانیه پروین

  1. ایده تاپیکات ۱۰ از ۱۰ ❤️‍🔥❤️‍🔥

    1. QAZAL

      QAZAL

      مرسی قربونت برم🥹🫂♥️

  2. 📚✨ اعلان انتشار رمـــان تازه در نودهشتیا ✨📚 🎀 عنوان رمان: یارگیلاما 🖋 نویسنده: @لبخند زمستان از نویسندگان اختصاصی انجمن نودهشتیا 🎭 ژانر: عاشقانـــه، مذهبی 🌸 خلاصه داستان: ساسان، پسری با قلبی مهربان اما پسری مغرور و جذاب با فرهنگی متفاوت، در تلاش است تا از تنهایی هایش فرار کند و به خود واقعی‌اش دست یابد... 📖 برشی از رمان: – می‌دونی اگه نروم، مدیون امام حسین و حضرت زینب میشم؟ 🔗 لینک دانــــــلود فایل رمان: https://98ia-shop.ir/2026/02/23/دانلود-رمان-یارگیلاما-از-لبخند-زمستان/
  3. چه پایان غیر منتظره ای داشت ساندویچ با سس خون 🥺 از پایان قافل گیر کننده خوشم میاد

    1. هانیه پروین

      هانیه پروین

      مرسی که هم‌قصه من بودی زهرا جانم

      همراهیت یکی از دلگرم‌کننده‌ترین بخش‌هاش نوشتن ساندویچ بود💜

    2. bano.z

      bano.z

      فدات عزیزم ❤️❤️

  4. 🌸درود خدمت شما نویسنده‌ی عزیز🌸 از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کرده‌اید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید. قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا برای اثر خود ابتدا درخواست ناظر بدهید تا همراه شما باشد. آموزش درخواست ناظر هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، می‌توانید درخواست نقد حرفه ای بدهید. درخواست نقد اثر با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید. درخواست کاور رمان بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفه‌ای و ویرایش نکاتِ گفته‌شده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید: درخواست انتقال به تالار برتر همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید. اعلام پایان با تشکر : کادر مدیریت نودهشتیا
  5. هانی بهم خیر مقدم نمی گی رمان جدیدمو شروع کنم؟! 🥲😂

    1. هانیه پروین

      هانیه پروین

      خیر مقدم دلبندم

      لینکشو بذار برام، بخونمش

    2. زهره تقیزاده
  6. قشنگم💜

    1. عسل

      عسل

      جونم چقدر رنگش بهم میاد

  7. 🌸درود خدمت شما نویسنده‌ی عزیز🌸 از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کرده‌اید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید. قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا برای اثر خود ابتدا درخواست ناظر بدهید تا همراه شما باشد. آموزش درخواست ناظر هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، می‌توانید درخواست نقد حرفه ای بدهید. درخواست نقد اثر با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید. درخواست کاور رمان بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفه‌ای و ویرایش نکاتِ گفته‌شده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید: درخواست انتقال به تالار برتر همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید. اعلام پایان با تشکر : کادر مدیریت نودهشتیا
  8. مدیر بخش نظارت رو تگ کردم تا رمانت رو بررسی کنن عزیزقلبم
  9. ۱. ممنون که مصاحبه با نودهشتیا رو قبول کردید. ابتدا لطفا خودتون رو معرفی کنید‌. (اسم و تاریخ تولد و محل سکونت، تحصیلات و تاهل یا تجرد) ستایش خطیبی هستم متولد ۱۸ شهریور ۱۳۸۵ ساکن یکی از شهر های شمال شرقی استان تهران، دانشجوی کارشناسی علوم تربیتی، و مجرد ۲. آثاری که نوشتید رو نام ببرید. رمان های تکمیل شده: آسمان سرخ، رمان خانم و آقای بازیگر و در حال تایپ: نفس در سایه‌ی مهراب ۳. از کی نوشتن رو شروع کردید و اصلا چرا قلم به دست گرفتید؟ از خرداد سال ۹۸-۹۹ بود که عضو انجمن نودهشتیا شدم و اولین رمان یعنی خانم و آقای بازیگر رو نوشتم، از سه چهار ماه قبلش فقط توی دفتر می‌نوشتم اما هیچوقت اون دوتایی که نوشتم رو توی سایت ننوشتم نوشتن هم برای من یک اتفاق نبود؛ یک انتخاب بود. من بعد خوندن چندتا رمان و همینجوری دلی نوشتن و پیاده کردن چیزایی که تو مغزم بود حس کردم که خب منم میتونم به عنوان یه علاقه به عنوان یه انتخاب شروعش کنم، یه انتخاب برای ساختن و پیشرفت توی کاری که بهش علاقه پیدا کردم، برای روایت کردن و برای جا گذاشتن ردّی از فکر و احساس در زمانه‌ای که همه چیز زود فراموش می‌شه!! ۴. بهترین کتابی که خوندید رو بهمون معرفی می‌کنید؟ ۱. برای من بمون برای من بخون (فصل ۱ و ۲) / ۲. همخونه / ۳. پنجره / ۴. عشق ممنوعه(فرهاد و هستی) / ۵. توسکا / ۶. با من حرف بزن ۵. بزرگ‌ترین چالش شما به‌عنوان یک نویسنده در حال حاضر چیه؟ آینه که توی شخصیت هر رمانی که می‌نویسم قفل میشم یعنی ذهنم درگیرش میمونه چون به هر حال ما با شخصیت هامون زندگی میکنیم، که باید هر بار از خودِ قبلیم عبور کنم شخصیتام تکراری نشه استاندارد شخصی‌ام رو بالا نگه دارم چون صادق موندن با متن، کار ساده‌ای نیست. ایجاد تعادل بین انتظار مخاطب و صداقت شخصی از بزرگ‌ترین چالش های منه چون دوست دارم هم مخاطبم راضی باشه، هم خودم از متنم دفاع کنم! ۶. هدف نهایی‌تون در مسیر نوشتن کجاست؟ هدف نهایی من اینه که نوشته‌هام فقط خونده نشن، بلکه باهاشون زندگی کنند درک بشن، طوری که سال‌ها بعد هم در دلِ مخاطب زنده بمونن، می‌خوام پناهی باشند برای آدم‌هایی که خودشون رو بین واژه‌ها پیدا می‌کنن ۷. ایده‌های آثار زیباتون رو از کجا پیدا می‌کنید؟ گاهی از دیدن زندگی یکسری آدما، گاهی با دیدن یه فیلم، اکثریت ولی ایده ها از ذهن خودم میاد سعی میکنم تکراری نباشه کلیشه ای نباشه ۸. از چه چه چیزهایی الهام می‌گیرید؟ بیشترین الهام من از روابط انسانی میاد؛ از کشمکش‌های پنهانی و مشخصی که آدم‌ها کمتر یا زیاد درباره‌شون حرف می‌زنند اما عمیقاً زندگی‌شون رو شکل می‌ده ۹. به عشق اعتقاد دارید؟ بله زیاد و شدید عشق زمینه ی همه چی هستش! ۱۰. دقیقا چی رو درباره قلم و نوشته‌هاتون دوست دارید؟ عمقِ احساس، نه سطحش / دیالوگ‌هایی که شخصیت بسازن / کشمکش‌های طولانی و تدریجی / تحول شخصیت / ماندگاری ۱۱. خانواده و اطرافیان در مسیر نوشتن شما چه نقشی داشتن؟ مادرم اون اوایل منو تشویق کرد، خودشون از اون رمان خون های حرفه ای هستن، وقتی بهش گفتم دلم میخواد بنویسم گفت اگر دلت میخواد به عنوان یه حرفه و تجربه خیلی خوبه که شروع کنی ببینی میتونی از پسش بربیای یا نه! اطرافیان هم دوستای دوره ی راهنمایی منو همراهی میکردن اما به مرور دوستان نزدیک ترم میخوندن تشویقم میکردن و بعد هم بچه های نودهشتیا بودن توی همون سال ۹۸-۹۹ تا قبل ادغام شدن ۲ سایت انجمن نودهشتیا چون دوستای خوب زیادی داشتیم همیشه همدیگه رو همراهی میکردیم باهم حرف میزدیم نقد میکردیم ایرادی داشتیم می‌گفتیم و صمیمیت زیادی داشتیم و راستش دلم خیلی براشون تنگ شده ۱۲. اولین کسی که اثرتون رو خوند چه کسی بود و چه بازخوردی نشون داد؟ از بچه های همون سال ۹۸-۹۹ بودند، قبل ادغام شدن دو سایت نودهشتیا و خداروشکر دوست داشتن با اینکه اولین قلم رسمیم بود. بقیه ی اثراتی که قبل ادغام شدن دو سایت داشتم و چندین نفر دوست داشتن و همیشه نظر میدادن و کمکم میکردن ۱۳. توصیه‌تون برای نویسندگان تازه‌کار و پرذوقی که این مصاحبه رو می‌خونن چیه؟ از نوشتن نترسند. هیچ متنی از ابتدا کامل نیست. مهم این هستش که صادق باشند، زیاد تمرین کنند و اجازه بدند شخصیت‌ها نفس بکشند. مسیر نویسندگی یک رقابت نیست، یک رشد تدریجی هستش، زیاد بخونند، بعد دقت کنند، بعد زیاد ببینند و بعد تازه بنویسند. چون نوشتن فقط ذوق و عجله و سریع شروع کردن و تموم کردن نیست، صبر و استمرار می‌خواد! ۱۴. انجمن نودهشتیا چه تاثیری در مسیر نوشتن شما داشت؟ انجمن نودهشتیا برای من فقط یک فضا برای انتشار نبود؛ یک مدرسه‌ی غیررسمی بود. جایی که یاد گرفتم مخاطب واقعی یعنی چی، بازخورد گرفتن چه‌قدر مهمه و چطور باید متن رو جدی‌تر ببینم. اون فضا باعث شد از نوشتنِ صرفاً احساسی عبور کنم و مسئولانه‌تر بنویسم سعی کنم ایده های نو و خلاقانه و بدون کلیشه خلق کنم ۱۵. چه کاری در نویسندگی، براتون نامعقوله و تحملش نمی‌کنید؟ نوشتنِ بدون صداقت رو نمی‌تونم تحمل کنم. این‌که فقط برای جلب توجه یا موج‌سواری چیزی نوشته بشه براچ نامعقوله. ادبیات اگر ریشه در حقیقتِ درونی نویسنده نداشته باشه، ماندگار نمی‌شه ۱۶. در مقابل نقدهای تند چه واکنش و احساسی دارین؟ طبیعیه که در لحظه ممکنه ناراحت شم؛ با این حال سعی می‌کنم بعد از فاصله گرفتن از احساس، منطقی بهش نگاه کنم. نقد درست می‌تونه رشد ایجاد کنه برام ۱۷. به خودتون افتخار می‌کنید؟ به مسیری که اومدم افتخار می‌کنم، بلکه به این دلیل که با اینکه یه مدت سکوت کرده بودم و دوباره شروع نکردم ولی تسلیم نشدم و باز شروع کردم هنوز خودم رو در حال یادگیری می‌دونم، افتخار می‌کنم که با وجود تردیدها و سختی‌ها، نوشتن را رها نکردم. اما همچنان برای بهتر شدن تلاش می‌کنم. @SETAYESH_KH
  10. چند پارت از رمانت بوی وطن می‌داد؛ بلادبورن ایران بود و پدربزرگ کسی که رونده شد تمام مدت از هموطنش

    بوی اشک‌هایی که هر شب می‌ریزم رو می‌داد

    :)

    فکر کنم حتی اگه روزی یه پیرزن سالخورده هم بشم؛ نتونم به اون دو روز از تاریخ وطنم فکر نکنم...

    1. هانیه پروین

      هانیه پروین

      تو این نقطه از تاریخ، هیچ‌چیز نمی‌تونه عاری از بوی وطن باشه.

      🫂🫂🫂🫂عزیزغمگینم

×
×
  • اضافه کردن...