-
تعداد ارسال ها
311 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
18
تمامی مطالب نوشته شده توسط زری گل
-
درخواست انتشار داستان ملقب به ابوالعاص | تکمیل شده نودهشتیا
زری گل پاسخی برای زری گل ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
پس مجدد ارسالش کن عزیزم چون پاک شده.- 25 پاسخ
-
- 1
-
-
سلام نویسنده عزیز از لحاظ ویرایشی دلنوشته شما تاییده🩵 هانی جانم زحمت فایلش رو میکشی؟ @هانیه پروین
- 6 پاسخ
-
- 2
-
-
درخواست انتشار داستان ملقب به ابوالعاص | تکمیل شده نودهشتیا
زری گل پاسخی برای زری گل ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
این عکس رو هوش مصنوعی از حضرت زینب و ابولعاص طراحی کرده باز اگه دوست ندارید همون اولی رو طراحی میکنیم- 25 پاسخ
-
- 1
-
-
درخواست انتشار داستان ملقب به ابوالعاص | تکمیل شده نودهشتیا
زری گل پاسخی برای زری گل ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
- 25 پاسخ
-
- 1
-
-
درخواست انتشار داستان ملقب به ابوالعاص | تکمیل شده نودهشتیا
زری گل پاسخی برای زری گل ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
عزیزم نظرت راجب این عکس چیه؟ https://s6.uupload.ir/files/f744a55f-d504-46a5-86bb-6c477c2aed8e_d323.jpeg- 25 پاسخ
-
- 1
-
-
درخواست انتشار داستان ملقب به ابوالعاص | تکمیل شده نودهشتیا
زری گل پاسخی برای زری گل ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
@Atna1318 -
درخواست انتشار رمان داستان جزیره | تکمیل شده نودهشتیا
زری گل پاسخی برای زری گل ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
عزیزم ویراستارها پاسخگو نیستند باید شخصا ویرایش بزنم و متاسفانه مشکلات نگارشی وجود داره که زمان زیادی میبر، طبق نظریه و نتیجهگیری مدیرکل باید اتمام ویرایش رو عقب بندازیم به محض پایان ویرایش تو همین تاپیک اطلاع رسانی میکنیم🙏🏻- 22 پاسخ
-
- 1
-
-
درخواست انتشار داستان ملقب به ابوالعاص | تکمیل شده نودهشتیا
زری گل پاسخی برای زری گل ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
ویرایش تمام✔️ یه چندتا عکس با کیفیت ارسال کنید عزیزم برای جلد @Atna1318- 25 پاسخ
-
- 1
-
-
سلام نویسنده عزیز!🩵
عجب قلم نابی دارید امیدوارم همینطور پر قدرت مسیر نویسندگی رو ادامه بدید و به موفقیتهای زیادی دست پیدا کنید🩵
از مقدمه بسیار لذت بردم، کتابی که مقدمهاش با اشعار استاد سپهری شروع بشه فبها به موضوع و محتوای اون کتاب🩵
برای قویتر شدن توصیه میکنم حتما سری به تالار آموزش ویراستاری بزنید تا کاربرد علامت نگارشی رو بخونید خیلی به نظم نوشتهها و راحت مطالعه کردن خواننده کمک میکنه🩵
سئوالی داشتید در خدمتم عزیزم🩵
-
درخواست انتشار رمان داستان جزیره | تکمیل شده نودهشتیا
زری گل پاسخی برای زری گل ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
ضمن عرض پوزش نویسنده عزیز متاسفانه مشکلاتی برای مدیر بخش پیش اومده که پاسخگو نیستند به زودی اتمام ویرایش رو میزنم تا قالب زده بشه مرسی از صبر و شکیباییتون🤍 @QAZAL- 22 پاسخ
-
- 2
-
-
-
درخواست انتشار داستان ملقب به ابوالعاص | تکمیل شده نودهشتیا
زری گل پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در درخواست ویراستاری
ویراستار: @زری گل شروع: 25 بهمن پایان: 30 بهمن- 25 پاسخ
-
- 2
-
-
-
درخواست انتشار رمان داستان جزیره | تکمیل شده نودهشتیا
زری گل پاسخی برای زری گل ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
صفحه دوم مجدد ویرایش بشه گلم ایراد داره که خصوصی بهتون میگم. @Kahkeshan- 22 پاسخ
-
- 1
-
-
درخواست انتشار رمان داستان جزیره | تکمیل شده نودهشتیا
زری گل پاسخی برای زری گل ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
بهت اطلاع میدم عزیزم- 22 پاسخ
-
- 1
-
-
درخواست انتشار رمان داستان جزیره | تکمیل شده نودهشتیا
زری گل پاسخی برای زری گل ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
هانی جانم قالب میزنی؟ @هانیه پروین- 22 پاسخ
-
- 1
-
-
درخواست انتشار رمان داستان جزیره | تکمیل شده نودهشتیا
زری گل پاسخی برای زری گل ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
یه گزارش از کار رمان داستان جزیره میدید عزیزم @Paradise @Kahkeshan- 22 پاسخ
-
- 1
-
-
سلام نویسنده عزیز تو تاپیک زیری که ایجاد کردید میتونید پارت گذاریتون رو شروع کنید سئوالی داشتید درخدمتم.
-
درخواست انتشار رمان داستان جزیره | تکمیل شده نودهشتیا
زری گل پاسخی برای زری گل ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
دسترسیتون فعال شد @Kahkeshan- 22 پاسخ
-
- 1
-
-
درخواست انتشار رمان داستان جزیره | تکمیل شده نودهشتیا
زری گل پاسخی برای زری گل ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
پیگیری میکنم عزیزم- 22 پاسخ
-
- 1
-
-
درخواست انتشار رمان داستان جزیره | تکمیل شده نودهشتیا
زری گل پاسخی برای زری گل ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
صفحه سوم ویرایش شد✔️ عزیزم شماهم وقتی تموم کردی اعلام کن🤍 @Kahkeshan -
نگارش نکاتی برای بهتر نوشتن | آموزش ویراستاری
زری گل پاسخی برای زری گل ارسال کرد در موضوع : آموزش ویراستاری
«نکته دوم» این قسمت: خط دیالوگ یکی از نکات مهم تو ویراستاری و درست نوشتن، خط دیالوگ هستش. متاسفانه نویسندههایی هستن که از مثبت و منفی برای دیالوگ استفاده میکنند که کاملا اشتباه هستش و از اصول صحیح نوشتن خارجه🩵 یک سری دیگه از نویسندههای عزیز هم خط فاصله رو با خط دیالوگ اشتباه میگیرند که خب طبیعیه چون کمی شبیه بهم هستن، براتون مثال میزنم که بهتر متوجه بشید👇🏻🩵 « مثال » + وای نه نمیخوام. _ مگه دست خودته؟! [این خط دیالوگ بالا کاملا اشتباه هستش]❌ _ تن صدات رو کنترل کن! _ اگه نکنم؟! [این مورد بالا هم خط دیالوگ نیست عزیزان این خط فاصله هستش که کاربردش رو تو پستهای بعدی بهتون میگم]❌ - اون روز که رفتیم دربند دیدمش. - کسی کنارش بود یا... [بله این مورد بالا کاملا صحیح و بی عیب و نقصی هستش]✔️✔️✔️ 🔵یادتون باشه همونطور که ما مکان نگارشی داریم مکان دیالوگ هم داریم👇🏻 -باشه.❌ (خط دیالوگ)(فاصله)(جمله) - باشه.✔️ -
#پارت_هفتم راست میگی، امکان نداره این راحتی رو نشون بده؛ اصلا براش مهم نیست جاوید چیکار میکنه ولی آبروش جلو بابا بزرگ خیلی مهمه و همیشه سعی میکنه اون رو پایدار نگه داره. - جانا! پس گزینه دوم تایید میشه، مامان سر جاوید رو میزنه و تامام! - جانا! وای من هم از دستش راحت میشم و خلاصه تک فرزندی و... - جانا با توام! کوسن و برداشتم و محکم پرت کردم به جاویدی که تمام فازم رو پروند. - ها چته؟ هی جانا، جانا؟! متعجب بهم چشم دوخت. اِ این کی بیدار شد من نفهمیدم؟! - اِ جاوید تویی؟ بلند شدم و نزدیکش شدم. - داداشی دوست دخترت برات بمیره چی شده بودی تو؟! دیگه قشنگ چشمهاش داشت میزدن بیرون که آتیش گرسنگیم شعله ور شد. - د آخه کرفس تو چقدر میتونی وقت نشناس باشی؟ اَد باید وقتی برای پیتزام نقشه میکشیدم، با قارچ سوخاریها فانتزی میزدم و با سیب زمینیهای ترد روی ابرها سیر میکردم، غش کنی؟! بلند زد زیر خنده. اخم غلیظی بهش کردم و رفتم دوباره روی مبل نشستم البته به حالت دست به سی*ن*ه و پا روی پا و با چشمهایی که برای جاسوس خط و نشون میکشیدن. - حالا اخم نکن، یه چی درست میکنم میخوریم. چشمهام رو ریز کردم. - مگه بلدی؟! لبش رو کج کرد و با لحن مظلومی گفت: - حالا یک کاریش میکنیم. اخم رو از صورتم پاک کردم و پرسیدم: - تو کی رفتی حموم؟ مگه بیهوش نبودی؟! خمیازهای کشید و سری تکون داد. - همون لحظه که گوشی رو گذاشتی روی عسلی و رفتی بیدار شدم. کمر راست کردم و آب دهنم رو قورت دادم. - چی..چیزه. روبه روم، روی مبلی نشست و منتظر به من چشم دوخت. خودم رو جمع کردم و خونسردانه گفتم: - فقط خواستم بیدارت نکنه وگرنه خیلی وقته میدونم تو اون جعبه جادویی(گوشی) چی میگذره. تک خندهای کرد و سری به نشونه قانع شدن تکون داد. - اوکی تو راست میگی، پاشو بریم یک چی درست کنیم بخوریم! *** جاوید پشت به من مشغول درست کردن املت بود و من دست به سی*ن*ه پشت میز چیده شده، منتظرش بودم. خوابم میاومد و از یک طرف هم گرسنه بودم و بیتاب پیتزایی که تبدیل به املت شده بود. - ببین چی ساختم! به املتی که گذاشت جلوم چشم دوختم، آهی کشیدم و مشغول شدم. - ای بابا خب یک پیتزا بود دیگه. قاشق رو به حالت تهدید آمیز گرفتم جلوش که آب دهنش رو قورت داد و آروم گفت: - یک شب پیتزا مهمونت میکنم، خوبه؟! قاشق رو به سمت لبم بردم و لب هام رو جمع کردم. - اوم فکر بدی هم نیست، فقط من افتخار به هرکسی نمیدم. لبخندی زد و چیزی نگفت. خدایی خوشمزه بود، این خیار اگه خیارشور نشه یک چیز خوبی میشه. وجدان: هان؟! چی گفتم؟ ضرب المثل سنگینی ساختم، ایول! وجدان: سوس ماست، این رو قبلا یک بنده خدایی ساخته بوده منتهی یک گیجی مثل تو اومد گند زد بهش. اصلا هم شبیه اون نیست، خیار و خیار شور شبیه به... وجدان: بچه چیشد؟! بچه؟ لقمهای که درست کرده بودم از دستم افتاد؛ هان بچه! - ای تو روحت جاوید! جوری زدم روی میز که لقمه توی دهنش به گلوش پرید و شروع به سرفه کرد. با کف دست محکم زدم به پشتش که سریع آب خورد. - نفهم تو چرا یکهو جوگیر میشی؟! خم شدم سمتش و مرموز گفتم: - جوگیر میشم آره؟ این جو رو من از باد هوا نمیگیرم که، از تویه کرفس میگیرم.
- 12 پاسخ
-
- 5
-
-
- رمان عاشقانه
- رمان جدید
-
(و 5 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
چه اسمهایی نابی برای نوشتههات انتخاب میکنی وایب خوبی گرفتم✨🤍
خط دیالوگت رو درست کن حتما عزیزم چون اینی که استفاده میکنی خط فاصله هستش نه خط دیالوگ.
-✔️
_❌
تو قسمت جداسازی می و نمی (نیمفاصله) هم یه سری ایرادات داشتی که با درست کردنشون و رعایت کردنس حین تایپ خیلی نظم بزرگی به نوشتههای قشنگت میدی.
نمیکنم❌
نمیکنم✔️
میخوام❌
میخوام✔️
موفق باشی و قامت همیشه مانا عزیزدلم✨🤍✨
-
درخواست انتشار داستان واکنش شاذ | تکمیل شده در نودهشتیا
زری گل پاسخی برای زری گل ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
داستانتون تو صف انتشار قرار گرفت عزیزم@Kahkeshan- 5 پاسخ
-
- 1
-
-
درخواست انتشار رمان داستان جزیره | تکمیل شده نودهشتیا
زری گل پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در درخواست ویراستاری
لینک رمان: ویراستاری: تقسیم بشه لطفا و تو همین تاپیک تاریخ پایان زده بشه عزیزم @Paradise- 22 پاسخ
-
- 2
-
-
درخواست انتشار داستان واکنش شاذ | تکمیل شده در نودهشتیا
زری گل پاسخی برای زری گل ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
تاییده قالب و ویرایش نویسنده عزیز؟ @Kahkeshan *** هانی جانم دست گلت درد نکنه فقط موقع قالب زدن خط دیالوگ به جمله چسبیده علتش چیه عزیزم درست میشه یا برای داستان و رمانهای دیگه هم اتفاق میفته؟ @هانیه پروین