رفتن به مطلب
نودهشتیا را در تلگرام دنبال کنید @dl98ia ×
انجمن نودهشتیا

Yammakh

مدیر ارشد
  • تعداد ارسال ها

    660
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    34

تمامی مطالب نوشته شده توسط Yammakh

  1. کالاف دیوتی موبایل، کلش آف کلنز
  2. گیم آنلاین می‌زدم.
  3. با این وضعیت نت فقط غصه می‌خورم و در و دیوارو نگاه می‌کنم
  4. «فضاسازی» هر اثری، در واقع مجموعه خاطراتی از زندگینامه‌ی شخصیت یا شخصیت‌هایی است که از طریق راوی روایت می‌شود. یکی از وظایف راوی در روایت، ساختن فضاهای صحنه‌های اثر می‌باشد که به نوشته‌ها جان می‌بخشد. فضاهای روایت در واقعیت پیش‌زمینه‌هایی هستند که باید ساخته شوند تا شخصیت‌ها بتوانند در آن حاضر شوند. روایت‌ها بدون فضاسازی ناقص هستند و در این صورت، راوی فقط گزارشگری خواهد بود که مونولوگ‌هایی به زبان می‌آورد تا دیالوگ‌های شخصیت‌ها را گزاره می‌کند. برای ارتقای این ملاک در آثارمان باید به نکات زیر توجه کنیم. 🍀 اثر می‌بایست قابل دیدن، شنیدن، بوییدن، چشیدن و لمس کردن باشد. • راوی باید فضا را ببیند و دیده‌هایش را از آن بنویسد؛ برای مثال ردیف به ردیف درختان درون باغ. • راوی باید فضا را بشنوند و شنیده‌هایش را از آن بنویسد؛ برای مثال صدای تکان خوردن‌های آرام شاخ و برگ‌های درختان باغ بر اثر باد. • راوی باید فضا را بو کند و رایحه‌ی برخاسته از آن را بنویسد؛ برای مثال رایحه‌ی خوشبوی شکوفه‌های گیلاس باغ. • راوی باید فضا را بچشد و طعم چشیده از آن را بنویسد؛ برای مثال طعم شیرین گیلاس‌های رسیده‌ی باغ • راوی باید فضا را لمس کند و حسش را از آن را بنویسد؛ برای مثال لطافت و نرمی گلبرگ‌های شکوفه‌ی روی درختان. فضاسازی از طریق حواس پنجگانه می‌بایست ذره‌ذره به روایت‌های راوی تزریق شود تا مخاطب فرصت کند، فضای صحنه را بسازد، خود را درونش منسجم کند تا بتواند ببیند، بشنود، بچشد، ببوید و بلمسد؛ پس باید به این امر دقت کنیم تا فضای ساخته را با احساسات پنجگانه‌ی به مخاطب منتقل کنیم. همچنین باید به این توجه داشت که در فضاسازی، ما حتماً به همه‌ی حواس پنجگانه نیاز نداریم و این صحنه می‌باشد که موارد مورد نیاز را تعیین می‌کند؛ گاهی با یک حس فضا به صورت کامل توصیف می‌شود و گاهی به هر پنج احساس نیازمند خواهیم بود. و مورد آخر این است که راوی می‌تواند این احساسات را از طریق مونولوگ‌هایش به مخاطب انتقال دهد و یا همگی را در دیالوگ‌های شخصیت‌ها بگنجاند. 🍀 برای هر صحنه در طول هر اثر، می‌بایست مکان و زمان برای مخاطب آشکار باشد؛ چرا که فضاها در مختصات‌هایی از مکان‌ها و بازه‌های از زمان‌ها شکل می‌گیرند. در مرحله‌ی اول، مکان غالب بر کل اثر باید لحاظ شود؛ • اثر در چه مختصاتی از کره‌ی زمین یا گیتی روایت می‌شود؟ • اثر در چه بازه‌ی زمانی، در آن مختصات روایت می‌شود؟ برای بیان این دو مورد، از روش‌های گوناگونی می‌توان بهره برد. در آثار تاریخی، بهتر است مکان و زمان در مونولوگ‌های آغازین اثر به تحریر دربیاید و از همان ابتدا سرنخ‌های مورد نیاز را به مخاطب بدهد. • در آثار امروزی، راوی می‌تواند از طریق شخصیت‌ها، مکان و زمان را نشان بدهد؛ از طریق عناوین و ظاهر شخصیت‌ها، مختصات مکانی روایت را و از طریق سبک زندگی و لحن دیالوگ‌های شخصیت‌ها، بازه‌ی زمانی روایت را. برای مشخص شدن مکان و زمان غالب روایت در ابتدای اثر، نه باید زیاده گویی کرد و نه کم‌ گویی؛ در واقع به صورت مقدماتی و چکیده‌وارانه بیان شود و مابقی‌اش به مرور به روایت تزریق شود. از آن‌جایی که هر اثر رمانی یا داستانی، مجموعه‌هایی از صحنه‌های متصل به هم هستند، علاوه بر بیان مختصات و بازه‌ی غالب، می‌بایست مکان و زمان هر صحنه نیز از طریق راوی یا شخصیت‌های موجود وصف شود. مکان و زمان هر صحنه نیز، باید در روایت از طریق یک کلمه، یک جمله، چند کلمه و یا چند جمله به صحنه‌ی پیشین پیوند بخورد تا پرش ناگهانی مکان و زمان به صحنه‌ی بعد، منطقی به نظر برسد و دنباله را به هم نزند. 🍀 حین ساختن شخصیت راوی، باید به ژانرهای انتخابی اثر توجه کرد. لحن راوی در روایت، باید به گونه‌ای باشد که در چهارچوب‌ها ژانرها حرکت کند و از آن خارج نشود. در توصیفات فضاها از طریق راوی، باید هماهنگی بین ژانرهای انتخابی برقرار باشد؛ • برای مثال راوی نمی‌تواند در ژانر تراژدی فضا را با لحنی طنز توصیف کند، راوی نمی‌تواند در ژانر ترسناک فضا را عاشقانه توصیف کند، راوی نمی‌تواند در ژانر جنایی فضا را درام توصیف کند و... همه‌ی توصیفات از فضاها باید دیده‌ای، شنیده‌ای، چشیده‌ای، بوییده‌ای و لمسیده‌ای از صحنه‌های روایت باشند که هم‌رنگ با، هم‌صوت با، هم‌طعم با، هم‌بو با و هم‌لمس با ژانرهای برگزیده انتخاب شوند؛ در غیر این صورت، هماهنگی بین فضاسازی و ژانر برقرار نخواهد شد.
  5. عزیزم، اینجا جای آدمای آزاده نیست. بذارین تنهایی درد بکشم 😞
  6. ساناز، ۴۱ سالمه، متاهلم، شوهرم یه پیرمرد ۸۷ ساله‌ست. بسیار پولداره و من رو توی پنت هاوس برج ۶۷ طبقه‌ایش زندانی کرده. از نظر من پول و طلا خوشبختی نمیارن و فقط آزادی اجتماعی می‌تونه آدم‌ها رو خوشبخت کنه؛ با وجود کلفت‌های بسیار، بادیگارهای ۲۴ ساعتی، آرایشگران ماهر دوره دیده توی اروپا، ماساژورهای چیره‌دست، آشپزهای ایتالیایی، خیاط‌های خوش‌دوز و... توی خونه‌م این رو بیان کردم. قدر آزادی خودتون رو بدونین. ؛ )
  7. Yammakh

    ✒️ نظرت در مورد نفر قبلی بگو 💬

    شما تلاشگری و یک بخشش رو صرف کشتن تنبلی می‌کنی
  8. Yammakh

    ✒️ نظرت در مورد نفر قبلی بگو 💬

    ذاتا مهربون و دلسوز و حمایتگری اما احساساتت رو بروز نمیدی. (اما من که می‌شناسمت)
  9. Yammakh

    ✒️ نظرت در مورد نفر قبلی بگو 💬

    بانویی هنرمندی، مادر نمونه‌ی سال‌های آتی
  10. Yammakh

    ✒️ نظرت در مورد نفر قبلی بگو 💬

    در همه‌ی شرایط، احساساتت رو اولویت قرار میدی یا منطقت رو؟ برداشتت منطقیه و خنثاست یا برداشت احساسیت رو به هم می‌بافی؟
  11. Yammakh

    ✒️ نظرت در مورد نفر قبلی بگو 💬

    یه مامان خفن و کدبانویی (از نظرم)
  12. Yammakh

    ✒️ نظرت در مورد نفر قبلی بگو 💬

    باید زیر نظر بگیرمت تا تایپ شخصیتی غالبت رو پیدا کنم. برنامه‌ریزی یا فی‌البداهه پیش‌ میری؟ (اکثر مواقع)
  13. Yammakh

    ✒️ نظرت در مورد نفر قبلی بگو 💬

    وصله؛ کوک‌هایی که به زخم‌های روح، روانم، جسم و عاطفه‌ام زدم. «نفر قبلی من پیر پسره»
  14. Yammakh

    ✒️ نظرت در مورد نفر قبلی بگو 💬

    درون‌گرایی ولی تو انجمن برون‌گرایی (شاید)
  15. Yammakh

    ✒️ نظرت در مورد نفر قبلی بگو 💬

    کودک درونت فعاله ولی نمیدونم چند سالته
  16. https://cdn.imgurl.ir/uploads/x074436_Project_202604301723.png
  17. Yammakh

    مشاعره یک بیتی✍🏻

    من اگر کافر و بی دین و خرابم؛ به تو چه؟ من اگر مست می و شرب و شرابم؛ به تو چه؟
  18. Yammakh

    سرگرمی | یکی رو انتخاب کن!

    خونه‌م دومی باشه سبک زندگی و پوششم اولی😂 خر یا الاغ؟
  19. «شخصیت پردازی» یک واژه به تنهایی کلیشه‌ست اما زمانی که واژه‌های متفاوت کنار هم قرار می‌گیرند، توانایی ساخت جمله‌ای جدید و بکر را دارند. اگر هر خصوصیت ظاهری و باطنی هر انسان را واژه در نظر بگیریم؛ با جمله‌ای با عنوان شخصیت روبرو می‌شویم. هر انسان یکتاست؛ هم در ظاهر و هم در باطن که یکتایی شخصیت او باعث به وجود آمدن داستان بی‌همتای زندگی‌اش می‌شود. ما برای روایت هر زندگینامه‌ای به ساخت شخصیت‌هایی متمایز از آثار دیگران نیاز داریم؛ چرا که شخصیت‌ها باید امضای ما در اثر باشند. و اما سوال این است؛ چه مواردی به ما کمک می‌کند تا در این ملاک موفق باشیم؟ 🍀شخصیت‌ها را بی‌نقص خلق نکنیم. انسان در دنیای خارج از داستان مجموعه‌ای از خوبی‌ها و بدی‌هاست؛ پس در دنیای داستان هم باید چنین باشد. با استفاده از نتایج تست شخصیت‌شناسی MBTI و الهام گرفتن از روی انسان‌های واقعی، می‌توان شخصیت‌هایی باورپذیرتر ساخت. در رابطه با خصوصیات ظاهری، همه‌ی انسان‌ها شبیه به هم هستند و فقط نقض‌ها و برتری‌هایی نسبت به دیگران دارند که آن‌ها را متمایز می‌کند. پس علاوه بر اعضای صورت و بدن، باید ویژگی‌هایی جسمانی-فیزیکی خاص به هر یک ببخشیم تا شخصیت‌هایی واقعی خلق کنیم. در رابطه با خصوصیات باطنی، همه‌ی انسان‌ها به یک اندازه از صفات درونی برخوردارند اما هر یک، فقط با یکی از صفات یا مجموعه‌ای از صفات شناخته می‌شوند. یک شخصیت واقعی، همیشه براساس صفات غالب بر خود رفتار می‌کند. پس برای ساخت یک شخصیت، ما به صفت یا صفاتی نیاز داریم که بیان‌کننده‌ی ساخته‌ی ما باشند تا در همان چهارچوب حرکت کنیم و افکار و احساساتش را به شیوه‌ی خودش بیان کنیم. حفظ این موارد، موجب باور پذیری شخصیت‌ها در اثرمان خواهد بود. 🍀 شخصیت‌ها باید به شیوه‌ی خودشان صحبت کنند و دیالوگ بگویند. پس از ساخت ویژگی‌های صوتی-فیزیکی برای حنجره‌ی هر شخصیت، باید بر اساس خصوصیات باطنی او، دیالوگ‌ها را بنویسیم. شخصیت‌ها باید در نحوه‌ی سخن گفتن، لحن سخن گفتن و در لغات از هم متمایز باشند. افزودن تکیه کلام بر کلام شخصیت‌ها، میمیک‌های صورت و کنش و واکنش‌های بدنی پیش از دیالوگ گفتن یا پس از دیالوگ گفتن، گفته‌های شخصیت را از حالت مصنوعی خارج می‌سازد و به کلامش روح و جان می‌بخشد. 🍀 در واقعیت، انسان منعطف است؛ یعنی قابل تغییر می‌باشد. این تغییرات بر اساس شرایطی گوناگون اتفاق می‌افتند؛ یا به صورت تدریجی یا به صورت ناگهانی. در حقیقت ما می‌نویسیم تا زندگینامه‌ی شخصیت‌هایی را به زبان بیاوریم و به عنوان نویسنده موظف هستیم تا شخصیت‌ها را واقعی منسجم کنیم. برای این عمل، می‌بایست هر شخصیت را بر اساس خلق و خوی خودش، در طی شرایط و اتفاقات درون اثرمان، تحت تغییرات محسوس یا نامحسوس قرار دهیم. و این را بدانیم که همه‌ی شخصیت‌ها می‌توانند تغییراتی مثبت، منفی و یا خنثی داشته باشند؛ حتی شخصیت‌های اصلی که به عنوان قهرمان اثر ما شناخته می‌شوند.
  20. «نثر و زبان» هر روایتی در این دوران کلیشه‌ست؛ چرا که بسیاری از ایده‌ها نوشته شده‌اند. برای اینکه بتوانیم کلیشه‌ها را دور بزنیم و اثرمان را به صورتی نو و زنده روایت کنیم، باید به ساخت راوی‌هایی جدید روی بیاوریم. هر اثر ما می‌تواند راوی‌ای داشته باشد که فقط حاضر در اثر ماست. چرا راوی‌ها فقط اول شخص مفردند؟ چرا راوی‌ها فقط سوم شخص مفردند؟ چرا راوی‌ها فقط دانای کل هستند؟ برای داشتن راوی متمایز با آثار دیگران چه باید کرد؟ 🍀 از راوی یک شخصیت بسازیم. راوی می‌تواند یک احساس باشد؛ حس خوب یا بد بودنش نیز اهمیت ندارد اما جملاتش باید در چهارچوب همان حس پیش برود. راوی می‌تواند جبهه‌گیر باشد و بین شخصیت‌ها سوی‌گیری کند یا نه، بی‌طرف باشد و بین هیچ شخصیت قهرمان و ضدقهرمانی تفاوت نبیند. راوی می‌تواند یک نیروی معنوی باشد؛ از روزگار گرفته تا سرنوشت و حیات و مرگ. راوی می‌تواند شی‌ء باشد؛ از گردبند آویخته به گردن شخصیت گرفته تا دوربین‌های مدار بسته‌ی یک مکان‌. راوی می‌تواند انسان باشد؛ از شخصیت قهرمان اثر گرفته تا شخصیتی فرعی که اثر را روایت می‌کند. و این هنر نویسنده است که راوی‌اش را خلاقانه بسازد تا به وسیله‌اش هم روایتش را به صورتی نو بیان کند و هم دل از مخاطبان ببرد. 🍀 پس از ساختن شخصیت راوی، زمان به لحن و مونولوگ‌های او می‌رسد. راوی باید نوع بیان مختص شخصیت خود را داشته باشد و از ابتدا تا انتهای اثر آن چهارچوب را حفظ کند. و در صورتی می‌تواند از چهارچوب خود خارج شود که دچار رشد و تحول شده باشد؛ چرا که او نیز یک شخصیت است. راوی باید نشان دهد؛ بدون اینکه توضیح دهد. باید پیش‌بینی کند؛ بدون اینکه لو بدهد، خواننده را برای اتفاق بعدی آماده کند. باید قضاوت کند؛ اما این قضاوت باید از جنس شخصیت خود راوی باشد، نه نویسنده. گاهی نیز باید سکوت کند تا قصه را شخصیت‌ها پیش ببرند و او فقط به روایت بپردازد.
×
×
  • اضافه کردن...