-
تعداد ارسال ها
714 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
35
تمامی مطالب نوشته شده توسط سان آز
-
اساطیری ایرانی تاپیک معرفی و نقد رمان هوزاد؛ معشوقهی اهرمن | Yammakh کاربر انجمن نودهشتیا
سان آز پاسخی برای سان آز ارسال کرد در موضوع : صفحه نقد رمان ها
درود بانو چقدر انگیزه گرفتم برا ادامه ذوق فراوان چون کمتر کسی ایده ها رو ایرانیزه میکنه. و خب من عاشق ایران باستانم مرسی بانوی من، امیدوارم همگی در کنار هم بدرخشیم و معروف شیم✨🌝- 19 پاسخ
-
- 1
-
-
اساطیری ایرانی تاپیک معرفی و نقد رمان هوزاد؛ معشوقهی اهرمن | Yammakh کاربر انجمن نودهشتیا
سان آز پاسخی برای سان آز ارسال کرد در موضوع : صفحه نقد رمان ها
درود و سپاس من آدم انتقاد پذیری نیستم ابدا ولی دقیقا چیزهایی رو بیان کردی که خودمم آگاه بودم بهشون و قرار بود درستشون کنم. :) آره ویراستاری مونولوگها و دیالوگها رو یکبار و به صورت جانانه باید انجام بدم. و درباره اطلاعات دادن راجع به اهریمن و اهورامزدا و و... این برام جدید بود و باید روش فکر کنم تا ببینم میتونم هم توی پینوشت پارت صفر بیارم، هم داخل رمان. و اینکه سبکم برای سیر، کشمکشهای کوچیکه تا ناگهان به نقاط بحرانی و اوج برسم. و چون رمان قراره طولانیترین رمان سایت باشه ممکنه به نظر برسه که ریتمش کنده. اما خب ریتم ملایم و عاشقانهای داره؛ میخوام عشق تدریجی و افسانهای رو نشون بدم. فضاسازی هم یکی از ضعفهای منه، چون همیشه ذرهذره انجامش میدم. و خب راجع به خونههای اون دوران و تیسفون و غیره توی فصلهای مرتبط صحبت خواهد شد. نکته ریز؛ در واقع راوی دانای کل نیست و محدود به حواس پنجگانهی اهرمن و هوزاده، اونها جز هم چیزی رو حس نمیکنن و من خواستم این مشهود باشه کاملا. مچکرم بابت این نقد✨🌝- 19 پاسخ
-
- 1
-
-
اخلاق خوب: خشم و ابراز آن اخلاق بد: خشم و ابراز آن پ.ن: هیچ بدی و خوبی وجود نداره از نظرم و آدما متعادل آفریده شدن، اما خب یه سریا از این تعادل خارجن.
- 18 پاسخ
-
- 4
-
-
-
-
اخلاق خوب: خوبی کردن به یه سری آدما اخلاق بد: خوبی کردن به یه سری آدما عمیق بهش فکر کنین!
- 18 پاسخ
-
- 3
-
-
-
آهو
-
درخواست طراحی جلد رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتادیا
سان آز پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : درخواست طراحی کاور
کبوتر نامه بر @Seoda mohebby هستم.- 45 پاسخ
-
- 1
-
-
- درخواست طراحی جلد
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
درخواست طراحی جلد رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتادیا
سان آز پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : درخواست طراحی کاور
عزیزم یه چیزی که نه خیلی جیغ باشه و نه خیلی بی حال.😅 دارم روش کار میکنم ولی نمیفهمه هرچی بهش میگم، ولی بازم روش کار میکنم- 45 پاسخ
-
- درخواست طراحی جلد
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
درخواست طراحی جلد رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتادیا
سان آز پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : درخواست طراحی کاور
اره به من گفت اینطوری میخواد- 45 پاسخ
-
- درخواست طراحی جلد
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
درخواست طراحی جلد رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتادیا
سان آز پاسخی برای Ario Seoda ارسال کرد در موضوع : درخواست طراحی کاور
@Seoda mohebby میگه که: میخوام همشون کنار هم باشن. میشه بگی: بنظرتون کنار هم باشن بهتر نیست؟- 45 پاسخ
-
- درخواست طراحی جلد
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
ساناز، همه چیز که از دست رود؛ دیگر امیدی برای دم و انگیزهای برای بازدم باقی نمیماند. برای من نیز، رفت؛ نماند.
- 50 پاسخ
-
- 6
-
-
-
اساطیری ایرانی رمانِ هوزاد؛ معشوقهی اهرمن | ساناز بندی کاربر انجمن نودهشتیا
سان آز پاسخی برای سان آز ارسال کرد در موضوع : رمان های نخبگان برگزیده
پارت صد و دهم هوزاد که بوسههای اهرمن را روی پاهایش احساس کرده بود، چشمانش از حیرت در حدقه گشاد شدند و قلبش، دیوانهوارانه درون سینهاش میتپید. اهرمن صورتش را در جهتهای چپ و راست و پی در پی تکان داد تا آب را از روی چهره و گیسوانش بزداید. سپس دم عمیقی بلعید تا هیجانش را کنترل کند و در همان حین، با دهانی نیمه باز لبخندی روی لبانش نشاند. - خب بانو، حالا کرال بزن؛ عقب، جلو، آرام و توی جهات مخالف. هوزاد پلک روی پلک گذاشت و پس از کشیدن نفسی عمیق و بیصدا، در سکوت گفتههای اهرمن را انجام داد. اهرمن که چشمانش را به آب دوخته بود، با دیدن موفقیت مرحلهی دیگری از آموزشتات خود، لبخندی از روی رضایت، روی نیمهی راست لبانش چسباند. - آفرین، هوزاد! حالا بچرخ. هوزاد دمی لرزان بلعید و دست چپش را از روی لبهی رود برداشت؛ در همان حینی که میچرخید، چشم گشود. اهرمن به عسلیهای بیفروغ هوزاد که ترسی کمرنگ را در خود جای داده بودند، خیره شد. لبخندی محو روی لبانش طرح زد و با لحنی مهربان، لب از روی لب برداشت. - نترس بانو، من همراهتم. هوزاد در همان حال که با پاهایش کرال میزد، دست راستش را نیز از روی لبهی رود برداشت. پیش از آنکه آب هوزاد را ببلعد و پایین بکشد، اهرمن از دستانش گرفت. - و مرحلهی آخر؛ با دستانت روی سطح آب، تصویر ماه کامل رو بکش. هوزاد ابروانش را در هم کشید و چشم ریز کرد؛ چرا که در سر، در پی یافتن تصویر ماه کامل بود. با یادآوری طرحی که اهرمن در گذشته، از ماه کامل روی کف دستش کشیده بود، گره ابروانش گشوده شدند و لبخندی روی لبانش پهن شد. - بانو، تصویرش رو به یاد آوردی؟ هوزاد، ذوق زده سرش را تکان داد و در همان حین که مچ دستانش توسط دستان ورزیدهی اهرمن احاطه شده بودند، با دو دست، روی سطح آب، دایرهای به تصویر درآورد. - شگفتا بانوی زیرک! همزمان که در حال کرال زدنی، پی در پی ماه رو به تصویر بکش. هوزاد در گفتههای اهرمن غرق شده بود و آموزههای او را دقیق انجام میداد؛ طوری که متوجه نشده بود که اهرمن مچ دستانش را رها ساخته و او داشت به تنهایی شنا میکرد. لحظاتی بعد، اهرمن حینی که رو به هوزاد، به لبهی رودخانه تکیه زده بود و با افتخار او را مینگریست، لب از روی لب برداشت. - حال که از آب نمیترسی و در حال شنا کردنی، آب رو بیشتر دوست میداری یا اهرمن رو؟- 128 پاسخ
-
- 5
-
-
-
-
- هوزاد؛ معشوقهی اهرمن
- ساناز بندی
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
درخواست نقد رمان و داستان | انجمن نودهشتیا
سان آز پاسخی برای سادات.۸۲ ارسال کرد در موضوع : صفحه نقد رمان ها
درود، دذخواست نقد رمانم رو دارم -
بانوی ...رزه «سورنا»
- 12 پاسخ
-
- 1
-
-
سریال: دفترچه زندان (کمدی سیاه) تا قسمت ۳ بهش فرصت بده که بعد از دیدنش پشیمون نمیشی
- 25 پاسخ
-
- 2
-
-
کالاف دیوتی موبایل، کلش آف کلنز
- 30 پاسخ
-
- 1
-
-
گیم آنلاین میزدم.
- 30 پاسخ
-
- 1
-
-
با این وضعیت نت فقط غصه میخورم و در و دیوارو نگاه میکنم
- 30 پاسخ
-
- 1
-
-
🖥 قشنگترین فیلما و سریال هایی که تا حالا دیدین چی بوده ؟ 📺
سان آز پاسخی برای مل مل ارسال کرد در موضوع : معرفی فیلم و سریال
سریالایی که دیدم- 45 پاسخ
-
- 3
-
-
عزیزم، اینجا جای آدمای آزاده نیست. بذارین تنهایی درد بکشم 😞
- 15 پاسخ
-
- 2
-
-
-
ساناز، ۴۱ سالمه، متاهلم، شوهرم یه پیرمرد ۸۷ سالهست. بسیار پولداره و من رو توی پنت هاوس برج ۶۷ طبقهایش زندانی کرده. از نظر من پول و طلا خوشبختی نمیارن و فقط آزادی اجتماعی میتونه آدمها رو خوشبخت کنه؛ با وجود کلفتهای بسیار، بادیگارهای ۲۴ ساعتی، آرایشگران ماهر دوره دیده توی اروپا، ماساژورهای چیرهدست، آشپزهای ایتالیایی، خیاطهای خوشدوز و... توی خونهم این رو بیان کردم. قدر آزادی خودتون رو بدونین. ؛ )
- 15 پاسخ
-
- 6
-
-
-
شما تلاشگری و یک بخشش رو صرف کشتن تنبلی میکنی
- 45 پاسخ
-
- 1
-