رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

Taraneh

کاربر حرفه ای
  • تعداد ارسال ها

    1,033
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    10

تمامی مطالب نوشته شده توسط Taraneh

  1. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    گفت: «مرا یادت هست؟» دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دارم، چرا یادم به وسعت همه تاریخ است؟ و چرا آدم ها در یاد من زندگی میکنند و من در یاد هیچکس نیستم؟ -یادداشت ها، عباس معروفی
  2. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    ما آبستن امید فراوان بوده‌ایم، دریغا که به روزگار ما کودکان، مُرده به دنیا می‌آیند! -یادداشت ها، احمد شاملو
  3. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    چیزی برای گوش تو دارم؛ یک بوسه ی بزرگ، یک آغوش و بوسه ای دیگر... -نامه آنتوان چخوف به اولگا کنیپر
  4. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    ما همدیگر را اتفاقی دیدیم، همدیگر را بازشناختیم، تسلیم هم شدیم و عشقی آتشین از بلور ناب ساختیم. آیا به خوشبختی‌مان و آن‌چه نصیبمان شده، حواست هست؟ -نامه ها، ماریا کاسارس
  5. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    وقتی که زندگی من هیچ چیز نبود-هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری- دریافتم باید، باید، باید دیوانه وار دوست بدارم کسی را که مثل هیچکس نیست! -یادداشت ها، فروغ فرخزاد
  6. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    جلال عزیزم، دیشب کاغذت رسید که روغن چراغدان زندگی من است. -نامه سیمین دانشور به جلال آل احمد
  7. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    دوری! و دوری ات نگاهِ مرا خالی از نور کرده‌. دلتنگم... با غمِ تو که گوشه ی جان است با غمِ روزگار می جنگم... -نامه ها، معصومه صابر
  8. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    ‌چقدر شدیدا مشتاق انسانی هستم که صادق باشد و بتواند محبت کند حتی اگر یک هیولا باشد... -یادداشت ها، نیچه
  9. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    آدمی بودن غم انگیز است وقتی هوای آسمان به سرت بزند و بال نداشته باشی! -یادداشت ها، رسول یونان
  10. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    آدمی بودن غم انگیز است وقتی هوای آسمان به سرت بزند و بال نداشته باشی! -یادداشت ها، رسول یونان
  11. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    من خسته‌ام، نمی‌توانم درباره‌ی چیزی فکر کنم و تنها می‌خواهم سر بر دامنت بگذارم، تماس دست‌هایت با پیشانی‌ام را احساس کنم و تا ابد در این حالت بمانم. -نامه فرانتس کافکا به میلنا
  12. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    چقدر دنیا ناامن شده! بگذار دست‌هات را پنهان کنم توی جیب‌هام... -نامه ها، عباس معروفی
  13. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    تئو من فکر میکردم بدون کلمات هم فهمیده میشوم! -نامه ونگوک به برادرش
  14. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    با من از شعر نگو. از خودت حرف بزن. دلتنگِ حرف های معمولی ام. اینکه حالت خوب است؟راینکه سرما نخورده ای؟ اینکه زود برگرد!مواظب خودت باش! دلتنگ همین حرف های معمولی ام... -نامه ها، منوچهر آتشی
  15. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    "تمایل شدیدی دارم که شما را برای همیشه دوست بدارم." این جمله‌ی به‌ظاهر پیش پا افتاده را به دقت بخوانید. از کلمه‌ی عشق مهم‌تر، کلمه‌های "همیشه" و "تمایل" است. آنچه بین آن دو جریان داشت، عشق نبود، جاودانگی بود... -نامه بتینا برای گوته
  16. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    و حالا می‌خواهم رازی را به تو بگویم که در این لحظه حتی خودم به آن باور ندارم(هرچند تاریکی دورادوری که هرگاه میکوشم کار کنم یا فکر کنم سر من می‌افتد، ممکن است مرا متقاعد سازد) اما چاره‌ای ندارد جز آنکه حقیقت باشد: من دیگر هرگز خوب نخواهم شد. -نامه کافکا به فلیسه
  17. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    هیچ کدامتان جسارت این را نداشتید که همرنگ جماعت نشوید. برای گذران یک روز چقدر زوال روح لازم داشتید، چقدر دروغ، دولا راست شدن، دستمال به دستی، زبان ریزی و نوکرمآبی! -نامه ها، ویرجینیا وولف
  18. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    پس به دستی دست بده که دستت را نگاه بدارد. به جایی پا بگذار که زیر پای تو نلغزد. -نامه نیما یوشیج به عالیه
  19. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    آیداى خوب نازنینم! مدت هاست که برایت چیزى ننوشته ام. زندگى مجال نمى دهد: غم نان! با وجود این، خودت بهتر مى دانى: نفسى که مى کشم تو هستى؛ خونى که در رگ هایم مى دود و حرارتى که نمى گذارد یخ کنم. امروز بیشتر از دیروز دوستت مى دارم و فردا بیشتر از امروز. و این، ضعف من نیست؛ قدرت تو است. -نامه احمد شاملو به آیدا، شهریور ۱۳۴۳
  20. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    آیداى خوب نازنینم! مدت هاست که برایت چیزى ننوشته ام. زندگى مجال نمى دهد: غم نان! با وجود این، خودت بهتر مى دانى: نفسى که مى کشم تو هستى؛ خونى که در رگ هایم مى دود و حرارتى که نمى گذارد یخ کنم. امروز بیشتر از دیروز دوستت مى دارم و فردا بیشتر از امروز. و این، ضعف من نیست؛ قدرت تو است. -نامه احمد شاملو به آیدا، شهریور ۱۳۴۳
  21. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    بی‌تو نازنین نه چیزی هست و نه احدی...و نبودن جبران ناپذیر است و دوری‌ات فرض محال... -نامه غسان کنفانی به غاده السمان، آپریل ۱۹۶۷
  22. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    همه چیز در آخرین آدمی خلاصه می‌شود که در تنگای شب به یاد می‌آورید. قلب شما آنجاست. -یادداشت ها، چارلز بوکوفسکی
  23. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    دلم پیش توست و امروز بیشتر از همیشه حاضرم بهترین داشته‌هایم را بدهم تا بتوانم تو را با تمام غمم ببوسم. ‏-نامه آلبر کامو به ماریا کاسارس، ۱۵ ژانویه ۱۹۴۶
  24. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    نیازی به دلگرمی ندارم، دیگر به چه کارم می آید؟ آن وقت که میخواستم، نداشتم... -نامه ها، کافکا
  25. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    ‏‌برای من نامه بنویس؛ شاید این نامه‌ها اندکی از بار رنج و غم من بکاهد. این بهترین وسیله‌ای است که ما می‌توانیم به واسطه آن رازهای قلبی‌مان را آشکار سازیم. -نامه ها، فروغ فرخزاد
×
×
  • اضافه کردن...