رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

Taraneh

کاربر حرفه ای
  • تعداد ارسال ها

    1,033
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    10

تمامی مطالب نوشته شده توسط Taraneh

  1. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    مثل سرزمین پدری ام بود؛ دوستش داشتم ولی ازش می گریختم... -عباس معروفی
  2. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    شاید تصور کنی که تو را فراموش کرده ام، اما من پرونده ای قطور از خاطرات تو و خنده های به یاد ماندنی ات دارم... -نامه فدریکو گارسیالورکا به آنا ماریا
  3. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور می دهم، فقط به امید نور کم سویی که در دوردست ها می درخشد. -نامه اولگا کنیپر به آنتوان چخوف
  4. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    من هرگز در زندگی به‌اندازه‌ی الان که خودم را به‌ تمامی به تو سپرده‌ام، احساس امنیت نکرده ام. -نامه آلبرکامو به ماریا کاسارس
  5. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    من با تو سرچشمه ای از زندگی را بازیافته ام که گمش کرده بودم. -نامه آلبرکامو به ماریا کاسارس
  6. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    دلم پیش توست و امروز بیشتر از همیشه حاضرم بهترین داشته‌هایم را بدهم تا بتوانم تو را با تمام غمم ببوسم. ‏-نامه آلبر کامو به ماریا کاسارس، ۱۵ ژانویه ۱۹۴۶
  7. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    موج های دریا، که در وقت طلوع ماه و خورشید این قدر قشنگ و برازنده است ، کی توانسته است به آن اعتماد کند و روی آن بیفتد؟ ولی کوه محکم، اگر چه به ظاهر خشن است، تمام گل ها روی آن قرار گرفته اند. بیا! بیا! روی قلب من قرار بگیر. -نامه نیما یوشیج به همسرش بلقیس
  8. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    چقدر می‌توانم بیدار شوم و ببینم که پهلویم نیستی و زندگی‌ام یخ کرده و منجمد است... چقدر؟ تا کی؟ تا کجا؟ -نامه فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان
  9. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    محبوبِ من! عدالت یعنی هرچیزی، هرکسی، سر جای خودش باشد؛ عدل این است که شما در دلِ ما باشید... -نامه ها، محمدصالح علا
  10. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    تو مهمترین زن جهانی؛ چون من دوستت دارم. -نزار قبانی
  11. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    آه که اگر فقط این دوری اجباری از تو نبود، اگر فقط تو را در کنار خود داشتم، می‌توانستم بگویم که آرام‌ترین، شادترین و امیدوارترین روزهای عمرم را می‌گذرانم...! -نامه احمد شاملو به آیدا
  12. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    دوست داشتم معلم املای تو بودم و دوستت دارم را املا بگویم و هی بپرسم تا کجا گفتم؟ تو بگویی دوستت دارم... -نامه ها، فروغ فرخزاد
  13. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    مرا دوباره به آن روزهای خوب ببر؛ سپس رها کن و برگرد. من نمی‌آیم! -نامه ها، احسان پرسا
  14. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    بر او ببخشایید. بر او که از درون متلاشیست. -فروغ فروخزاد
  15. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    من اینجا دلم سخت معجزه می خواهد و تو انگار معجزه هایت را گذاشته ای برای روز مبادا. -پل الوار، برگردان احمد شاملو
  16. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    ما خانه‌ای نداریم و مُقیم یکدیگریم. -علیرضا قاسمیان‌خمسه
  17. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    داشتن چیزی برای گفتن و نبودن کسی برای شنیدن، خیلی وحشتناک است! اوج بی کسی است... -دویل ملتن
  18. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    یک روز آخرین کسی که تو را می‌شناسد، خواهد مرد، و فراموش خواهی شد... -اروین یالوم
  19. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    اکنون کجاست؟! چه می‌کند؟! کسی که فراموشش کرده ام... -عباس کیارستمی
  20. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    چه می‌شود کرد؟ مگر می‌شود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی درآورد؟ همین است که هست... -نامه فروغ فرخزاد به فریدون
  21. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    با من از شعر نگو.از خودت حرف بزن.دلتنگِ حرف های معمولی ام.اینکه حالت خوب است؟اینکه سرما نخورده ای؟اینکه زود برگرد!مواظب خودت باش! دلتنگ همین حرف های معمولی ام... -منوچهر آتشی
  22. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    خوش آن زمان که سرم، در پناهِ بال تو بود! -هوشنگ‌ابتهاج
  23. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    مهری در هیاهوی اشیاء بودم که مرا صدا زدی. در صدایت مهر بود . نوازش بود. هر چه به دور از هم افتاده باشیم، گاه دریچه‌ها‌مان را می‌گشاییم، و یکدیگر را صدا می‌زنیم، و صدا زدن چه خوش است. صدایی نیست که نپیچد. و پیامی نیست که نرسد. هستی مهربان‌تر از آن است که پنداشته‌ایم. من گوش به زنگ وزش‌ها نشسته‌ام. و نگاه می‌کنم. زندگی‌ را جور دیگر نمی‌خواهم. چنان سرشار است که دیوانه‌ام می‌کند. دست به پیرایش جهان نزنیم. -نامه سهراب سپهری به مهری، ۲ اردیبهشت ۱۳۴۲
  24. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    روز های خوبی نبود اما من در همان روزهای سخت هم تو را دوست داشتم... -جاهد ظریف‌ اوغلو
  25. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    ترکم‌ می کنی، تا قصه را تمام کرده باشی... در من اما جنگلیست انبوه، درختانش همه تو؛ با نبود یک درخت، جنگل تمام نمی شود! -علیرضا قاسمیان خمسه
×
×
  • اضافه کردن...