-
تعداد ارسال ها
121 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
5
ghaazal آخرین بار در روز مهر 7 برنده شده
ghaazal یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !
آخرین بازدید کنندگان نمایه
دستاورد های ghaazal
بروزرسانی وضعیت تکی
نمایش تمام بروزرسانی وضعیت توسط ghaazal
-
خب الحمدلله برق رفته بود تا الانکه بالاخرههههههه... اومد و راه باز و جاده دراز شد که بشینم نبض بخونممممم.
واقعا وقتشه دمپاییمو فرو کنم تو حلقت غزل، دمپایی چیه اصلا؟ خودم باید شخصاً تو حلقت شنای قورباغه برم میپرسی چرا؟ چونکههههههه تو انقد قشنگ عاشقانه مینویسی چیه هشتاد و اندی پارت چس کرده بودی نبض شده بود کویر عاشقانه دیگه کم مونده بود بیام ازت بخوام شده از آکین و هاندان (😒) لاوبازی بنویسی ولی فقط بنویسیییییییی😒😂🫦
چقد حس پارت قشنگ بود ولییییی😭✨ همینجوری پیش بره من میتونم با عناصر سست ماهورم کنار بیامممممم😭😂✨ آخه ببیننننننن... حالا درسته هنوز جای کار داره ولی مردی یکم با عشق آدم شده، الان نگا، سر یامور دستشم کج نمیره یه وقت دختره حس بد نداشته باشههههه😭✨ اونجایی که سریع اشکشو پاک کرد بعدم گونهشو نوازش کرد خیلی رفت تو دلم لامصببببب این لحظه رو یکی نبود عکس بگیره قاب کنه به دیوار؟ باز اون جانم گفتنشو بگم یا همونجا که سر خواستهی یامور گفت هرچی باشه؟ ای دل غافلللل، مارال نبودی ببینیییییی همونی که شب اولی تورو از اون کلبه انداخت بیرون الان چجوری یامور و لوس میکنه هاااا😭😂✨ این مارال یه چیزی میدونست که ولش نمیکرد😂✨
وای اونجایی که با دستمال بند انگشتای خونی و زخمیشم گرفت خیلی قشنگ بووووود😭✨ از درک و شعورشم تو اون لحظه خیلی خوشم اومد که خواست با حرفاش یامور و آروم کنه هرچند که برای خودشم سخت بود✨ زوجِ قشنگینااااا، من از همینجا اعلام میکنم که درسته یه وقتا مسخرشون میکنم ولی باور کن با همین مسخرهبازیا باهاشون صمیمیترممممم😭😂✨ لحظاتِ مشترکشونو دوس دارمممم، امیدوارم خودتو از برق بکشی و بیشتر از این عاشقانهها بنویسی یکم دلمون وا شه حداقل از دیدنِ ریختِ نحس آکین و اصلان بهتره😐😂😂🍃
بیانصافی نکنیم غزل ولی... حالا درسته پاشای عزیزم یکم عوضیبازی درآورد ولی اگه بخوایم نیمهی پُرِ لیوان و ببینیم اینطوریه که کاری بدی هم نکرد چه بسا ماهور و هُل داد با ذکرِ من عاشقتر از پیشمممممم دارم عاشقترم میشمممممممم حداقل پیشِ خودش اعتراف کنه خاطر یامورشونو میخواد🙄😂💅 فقط اگه جرئت داره پیش بابای یامورشونم این اعتراف و بکنه تا به سرعت و بدونِ فکر به اینکه علم چی میگه اولین جراحیِ پیوندِ سر به نشیمنگاه و براش انجام بده🤝 مررررد حالا الان خوشته که عاشق یامور شدی، ولی اون اصلانی که من دیدم، چوب تو آستینت میکنه ناجوررررر.
این وسط صحنه احساسی و عاشقونه، بارونم که داره میاد، اینام که تو حس و حال خودشونن از اونور نهان: سلام بهونههای قشنگ من برای زندگی، آره بازم منم همون دیوونهی همیشگی🎀 ای بابا نهان بدموقع اومدی دخترم اینا تازه تو فاز خودشون بودنننننن، من تازه داشتم خوش میگذروندمممممم، نهان اومد رسما حس فضا رو پروندددددد، یکی نبود امره رو بیاره همون پشت در سرشو گرم کنه بلکه ما تا یه جای قشنگتری پیش بریم؟😒😂 آخرش این بچهام از ترکشای خشم مننننن در امان نمیمونههههه.