-
تعداد ارسال ها
121 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
5
ghaazal آخرین بار در روز مهر 7 برنده شده
ghaazal یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !
آخرین بازدید کنندگان نمایه
دستاورد های ghaazal
بروزرسانی وضعیت تکی
نمایش تمام بروزرسانی وضعیت توسط ghaazal
-
همزمان با برخاستن، ماژیکِ قرمز رنگی از روی میز برداشت و عرض اتاق را طی کرد. روبهروی چهار عکسِ چسبیده به دیوار توقف کرد و دو سه باری از روی عادت، درِ ماژیک را باز و بسته کرد!
نگاهش را بینِ هر چهار عکس، که چهار فردِ آشنا را به رخ میکشید، چرخاند؛ ابتدا نگاهی به چهرهی مراد انداخت که از فرطِ خنده دندانهایش به نمایش افتاده بود. با تک خندهای سرش را بلند کرد و در حالی که نگاهش از روی عکسِ مراد تکان نمیخورد لب زد:
- تو خودت سرِ خودت رو به باد میدی؛ دخالتِ من لازم نیست!
پس از مراد، به چهرهی مروه خیره شد؛ همان لحظه درِ ماژیک را باز کرد، اما دیگر نبست. قدمی به جلو برداشت و دو خطِ ضربدر مانندِ بزرگ بر روی عکسش کشید!
به طوری که نیمی از خط و رنگِ قرمزِ ماژیک سهمِ دیوار شد؛ سپس مجدد در ماژیک را بست و با تأسفی ساختگی لب زد:
- حیف؛ یک نفر از لیستم حذف شد، اما انتظار نداشتم تو باشی مروه!
نگاهش به سمتِ عکسِ بعدی کشیده شد که بر روی چهرهی ناراضیِ ماهور ثابت ماند؛ با دیدن او، انگار که حسِ تنفر، انتقام و یا بهتر است بگوییم حسادتش، چند برابر شد. در حالی که تمامِ سعیاش بر این بود آسیبی به عکس نرساند، نفسِ حبس شده در سینهاش را آزاد کرد و گفت:
- نوبت به تو هم میرسه؛ اما فعلا...
به عکسِ آخر رسید؛ به لبخندِ دخترک در عکس خیره شد. چشمانِ سبز و گیرایَش از زیر نظر گذراند و آرام لب زد:
- نوبتی هم باشه نوبتِ خواهرِ عزیزمه!
ببینیدددد😂💅
- نمایش دیدگاه های قبلی بیشتر 4
-
یا ابلفضل😭😭😭😭😭😭😭 چقد بمبهههه پشماممممم
متنات به یه طرف عکسات یه طرف دیگه😭🤣 تاپیک گالری نبض مرگ بزن عکسای سکانسارو بذار توشش
حاجی منم یادم نبود غزل سگ تو روت انقد ننوشتی همه چی یادمون رفته بود:)
-
-
عررررر قربونتتتتتت🥹❤️
عه وا راستی اره میتونم عکس شخصیتارم بذارمممم یادم نبوددد
دیگه دارم مینوبسم دعوام نکنید👈🏼👉🏼
مراد تو نوبته فعلا🤣🤣🤣