سـانـاز 2,353 ارسال شده در 26 اردیبهشت اشتراک گذاری ارسال شده در 26 اردیبهشت نام رمان: زندان؛ نادنز نام نویسنده: ساناز بندی ژانر: کمدی سیاه، عاشقانه، روانشناختی خلاصه: دخترک وامانده از وضعیت نابسامانش در کشورش، پس از فروختن کلیهاش تمامی مراحل فرار را طی میکند تا از طریق قاچاق از آن مرز و بوم رهایی یابد. روز موعود قاچاقچیها پس از ربودن تمام ثروت همراهش، او را به درون دریا میاندازند. دخترک میمیرد اما در دنیایی موازی زنده میشود؛ دنیایی که در آن همه چیز وارونه است، از زندگی روزمرهی عجیب مردم گرفته تا قوانین غریبش. او که با اصول آن دنیا آشنا نیست بلافاصله پس از حادثهای روانهی زندان میشود. مقدمه: به کرهی نیمز، یکی از موازیهای کرهی زمین خوش آمدید. در این کره همه چیز نسبت به کرهی شما وارونه است؛ از شاغل بودن کودکان گرفته تا محصل بودن والدینشان. از گریستن در جشن ازدواج و تولد گرفته تا خندیدن در مجلس ختم. و اما مهمترین آنان؛ در این کره از مجرمها در اخبار تقدیر و دلجویی میشود و قربانیها را محاکمه و زندانی میکنند. لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» 4 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
سـانـاز 2,353 ارسال شده در 26 اردیبهشت سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 26 اردیبهشت (ویرایش شده) https://forum.98ia.net/topic/5482-رمان-زندان؛-نادنز-yammakh-کاربر-انجمن-نودهشتیا/#comments ویرایش شده 26 اردیبهشت توسط Yammakh لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» 3 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
سـانـاز 2,353 ارسال شده در 26 اردیبهشت سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 26 اردیبهشت قصد ندارم هیچوقت چهرهای برای شخصیتهای رمانم پیدا کنم یا حتی به کمک هوش مصنوعی بسازمشون؛ من ویژگیهای خاص هرکدوم رو بهتون دادم و تصور آزاده. اما قراره میمیک صورتهاشون رو براتون ارسال کنم. (خیلی بامزن) لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» 4 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
سـانـاز 2,353 ارسال شده در 26 اردیبهشت سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 26 اردیبهشت (ویرایش شده) عقل: ویرایش شده 26 اردیبهشت توسط Yammakh لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» 2 2 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
سـانـاز 2,353 ارسال شده در 26 اردیبهشت سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 26 اردیبهشت (ویرایش شده) لپلپ: دیکتاتور: چاکرا: ویرایش شده 26 اردیبهشت توسط Yammakh لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» 2 2 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
سـانـاز 2,353 ارسال شده در 26 اردیبهشت سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 26 اردیبهشت (ویرایش شده) وارونک: درصد وارونک و درصد: ویرایش شده 10 خرداد توسط Yammakh لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» 2 4 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
سـانـاز 2,353 ارسال شده در 26 اردیبهشت سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 26 اردیبهشت ببخشید کمی زیادی کیفیتشون پایین بود، چون استیکرای تلگرامم هستن😂 انصافاً شبیه شخصیتهاشون نیستن؟ ................................................................... منتظر نقد و نظرهاتون در رابطه با رمانم هستم. (حدوداً ۲۰ پارت دیگه تموم میشه) @سایان @سایه مولوی @s.a @مهدیه طاهری @هانیه پروین (@بقیه) که نخوندین لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» 4 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 26 اردیبهشت اشتراک گذاری ارسال شده در 26 اردیبهشت این دنیایی که ساختی واقعاً آدم رو میبره تو فکر. اونجایی که جرم یه افتخاره و قربانی رو میفرستن زندان، دقیقاً همون فریاد خفه شدهی خیلی از ماهاست که یه جا دیدیم دنیا چقدر برعکس چرخیده. لحنت هم عالیه؛ نه زیادی سیاسی شده، نه از کمدی سیاه فاصله گرفته. و اینو بدون من عاشق رمانتم. 4 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
سـانـاز 2,353 ارسال شده در 26 اردیبهشت سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 26 اردیبهشت 5 دقیقه قبل، s.a گفته است: این دنیایی که ساختی واقعاً آدم رو میبره تو فکر. اونجایی که جرم یه افتخاره و قربانی رو میفرستن زندان، دقیقاً همون فریاد خفه شدهی خیلی از ماهاست که یه جا دیدیم دنیا چقدر برعکس چرخیده. لحنت هم عالیه؛ نه زیادی سیاسی شده، نه از کمدی سیاه فاصله گرفته. و اینو بدون من عاشق رمانتم. دقیقا... مرسی که از اول و در لحظه (همیشه) همراهم بودی سارا جان ☀️🕊️ لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» 2 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
سـانـاز 2,353 ارسال شده در 26 اردیبهشت سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 26 اردیبهشت @مهدیه طاهری https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.16personalities.com/fa/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA&ved=2ahUKEwjMjtWt5_eSAxW9TqQEHQyqAkkQFnoECEYQAQ&usg=AOvVaw3dtj_7fcJU-431i5uYfjrt لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» 1 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
نویسنده اختصاصی سایه مولوی 1,589 ارسال شده در 26 اردیبهشت نویسنده اختصاصی اشتراک گذاری ارسال شده در 26 اردیبهشت رمانت رو واقعاً دوست دارم. در واقع خیلی وقت بود دنبال رمانی بودم که اونقدر فانتزی و جذاب باشه که بدون تنش و اضطراب به آدم حس قشنگ بده و این رمان همونیه که دنبالش بودم، حقیقتاً توی رمانها اینقدر مردهای بداخلاق و مغرور دیدم که یکی مثل درصد برام زیادی جذاب شده و برات آرزوی موفقیت میکنم🌹 عاشقانهای جدید و متفاوت (حس خوب عشق زیر بام کلکل و خنده را در اینجا تجربه کنید) 4 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
زهره تقیزاده 771 ارسال شده در 26 اردیبهشت اشتراک گذاری ارسال شده در 26 اردیبهشت منی که یکی از اون بقیه ام خیلی مشتاقم رمانتو بخونم زیاد دیدم درموردش حرف میزنی. من امسال کنکور دارم یعنی دو سه ماه دیگه قراره کنکور بدم، رمان خودمم بزور دارم مینویسم اون وقت که تونستم حتما میخونمش و مطمئنم که عالیه. امیدوارم موفق باشی و همیشه بدرخشی زیبا. 3 1 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
سـانـاز 2,353 ارسال شده در 26 اردیبهشت سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 26 اردیبهشت 1 ساعت قبل، سایه مولوی گفته است: رمانت رو واقعاً دوست دارم. در واقع خیلی وقت بود دنبال رمانی بودم که اونقدر فانتزی و جذاب باشه که بدون تنش و اضطراب به آدم حس قشنگ بده و این رمان همونیه که دنبالش بودم، حقیقتاً توی رمانها اینقدر مردهای بداخلاق و مغرور دیدم که یکی مثل درصد برام زیادی جذاب شده و برات آرزوی موفقیت میکنم🌹 مرسی سایهی عزیزم که همیشه کنارم بودی و بهم انرژی دادی🕊️☀️ درصد عشقه لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» 2 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
سـانـاز 2,353 ارسال شده در 26 اردیبهشت سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 26 اردیبهشت ۱ ساعت قبل، زهره تقیزاده گفته است: منی که یکی از اون بقیه ام خیلی مشتاقم رمانتو بخونم زیاد دیدم درموردش حرف میزنی. من امسال کنکور دارم یعنی دو سه ماه دیگه قراره کنکور بدم، رمان خودمم بزور دارم مینویسم اون وقت که تونستم حتما میخونمش و مطمئنم که عالیه. امیدوارم موفق باشی و همیشه بدرخشی زیبا. مرسی عزیزم کنکورتو عالی بده و قبول شو من و زاناس منتظرتیم☀️🕊️ لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» 4 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
مدیر اجرایی سایان 836 ارسال شده در 4 خرداد مدیر اجرایی اشتراک گذاری ارسال شده در 4 خرداد خب خب خب زندان هم تموم شد و با بغض ناشی از پایانش میام نظر کلیمو اینجا بگم من اکثرا از رمانهای فانتزی خوشم نمیاد و نمیخونم. میتونم بگم رمانت از رمان های اولی هست که تو این ژانر میخونم ایدهت رو واقعا دوست داشتم. دنیایی که ساختی ازش، قوانین این دنیا، هم جذاب بودن هم آدمو میبرن تو فکر. مخصوصا درمورد قانون تقدیر از مجرم ها... هیچی نگم بهتره🌚 شخصیت پردازی ها عالی بودن! مخصوصا شخصیت های مورد علاقم عقل و درصد🎀🫶🏻 با عکساشون هم کلی خندیدم، و البته وقایع رمان که هرچند تلخ، ولی طنز واقعا قشنگی داشتن پایانش هم زیبا جذاب و شگفتانگیز بود. (مخصوصا پارت ۱۲۲.. اشک*) خلاصه که دمت گرم دختر ایران:) 🤍 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
سـانـاز 2,353 ارسال شده در 4 خرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 4 خرداد (ویرایش شده) 21 دقیقه قبل، سایان گفته است: خب خب خب زندان هم تموم شد و با بغض ناشی از پایانش میام نظر کلیمو اینجا بگم من اکثرا از رمانهای فانتزی خوشم نمیاد و نمیخونم. میتونم بگم رمانت از رمان های اولی هست که تو این ژانر میخونم ایدهت رو واقعا دوست داشتم. دنیایی که ساختی ازش، قوانین این دنیا، هم جذاب بودن هم آدمو میبرن تو فکر. مخصوصا درمورد قانون تقدیر از مجرم ها... هیچی نگم بهتره🌚 شخصیت پردازی ها عالی بودن! مخصوصا شخصیت های مورد علاقم عقل و درصد🎀🫶🏻 با عکساشون هم کلی خندیدم، و البته وقایع رمان که هرچند تلخ، ولی طنز واقعا قشنگی داشتن پایانش هم زیبا جذاب و شگفتانگیز بود. (مخصوصا پارت ۱۲۲.. اشک*) خلاصه که دمت گرم دختر ایران:) 🤍 دختر ایران، سایه عزیزم ازت بابت اینکه از اول تا آخرش کنارم موندی و خوندیش و توی این شرایط اینترنتی لایکت رو پای همهی پارتاش زود نشوندی، ممنونم! «جلد قشنگشم از تو دارم، مرسی» بوس بهت مامان کوچولو 🎀 ویرایش شده 4 خرداد توسط Yammakh لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
زهره تقیزاده 771 ارسال شده در 4 خرداد اشتراک گذاری ارسال شده در 4 خرداد من تازه شروع کردم رمانتو میخونم. تو یه جمله میگم که شگفت انگیزه، اینکه این ایده به ذهنت رسیده و یه دنیای برعکس ساختی توش عالیه. فقط جان من اون استفراغ معده و روده انسانو از کجات در اوردی🤣🤣 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
سـانـاز 2,353 ارسال شده در 4 خرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 4 خرداد هم اکنون، زهره تقیزاده گفته است: من تازه شروع کردم رمانتو میخونم. تو یه جمله میگم که شگفت انگیزه، اینکه این ایده به ذهنت رسیده و یه دنیای برعکس ساختی توش عالیه. فقط جان من اون استفراغ معده و روده انسانو از کجات در اوردی🤣🤣 خوشحالم که بالاخره طلسم شکسته شد و تو هم داری میخونیش، زهره جون دیگه ترشحات مغزمه👹🥸 هاهاها. حالا برو جلوتر که قراره بیشتر سوپرایز شی لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
زهره تقیزاده 771 ارسال شده در 4 خرداد اشتراک گذاری ارسال شده در 4 خرداد (ویرایش شده) 9 دقیقه قبل، Yammakh گفته است: خوشحالم که بالاخره طلسم شکسته شد و تو هم داری میخونیش، زهره جون دیگه ترشحات مغزمه👹🥸 هاهاها. حالا برو جلوتر که قراره بیشتر سوپرایز شی قربون شما زاناس جون، دیگه دیدم درس که نمیخونم گفتم حداقل زندان، نادنز بخونم😂 رو چشمم حتما ویرایش شده 4 خرداد توسط زهره تقیزاده 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
سـانـاز 2,353 ارسال شده در 14 خرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 14 خرداد @سایه مولوی @s.a چقدر جاتون خالیه. امیدوارم صحیح و سلامت باشین. : ) لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
نویسنده اختصاصی QAZAL 4,893 ارسال شده در 14 خرداد نویسنده اختصاصی اشتراک گذاری ارسال شده در 14 خرداد عاشق استیکر وارونک شدم🤌🥹 چندتا پارتتو خوندم و بنظرم اینکه یه چیز و اومدی به صورت بالعکس نوشتی، واقعا ایده خیلی سختیه که هر کسی از پسش برنمیاد...تبریک👏 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
سـانـاز 2,353 ارسال شده در 14 خرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 14 خرداد 6 ساعت قبل، QAZAL گفته است: عاشق استیکر وارونک شدم🤌🥹 چندتا پارتتو خوندم و بنظرم اینکه یه چیز و اومدی به صورت بالعکس نوشتی، واقعا ایده خیلی سختیه که هر کسی از پسش برنمیاد...تبریک👏 آخ جون... مرسی که خوندی کاش بقیشم بخونی لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» 1 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
نویسنده اختصاصی QAZAL 4,893 ارسال شده در 14 خرداد نویسنده اختصاصی اشتراک گذاری ارسال شده در 14 خرداد دو تا رمان دارم میخونم، تمومشون کردم، ادامشو حتما میخونم😘 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 22 تیر اشتراک گذاری ارسال شده در 22 تیر ساناز جان یکی از بهترین رمان هایی بود که خوندم. قلمِ خوب . داستانِ خوب . شخصیت های بامزه این رمان همه ی احساسات رو تحریک میکنه.آدم رو به تفکر مجبور میکنه تا به حقیقی بودن این رمان پی ببره 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
سـانـاز 2,353 ارسال شده در 22 تیر سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 22 تیر 59 دقیقه قبل، s.a گفته است: ساناز جان یکی از بهترین رمان هایی بود که خوندم. قلمِ خوب . داستانِ خوب . شخصیت های بامزه این رمان همه ی احساسات رو تحریک میکنه.آدم رو به تفکر مجبور میکنه تا به حقیقی بودن این رمان پی ببره مرسی سارای عزیز که حتی اینترنت هم نتونست همراه بودنت با من رو ازم بگیره🍀✨❤️🔥 با سپاس از چشمات که خوندن تکتک پارتارو لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری