رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

inshot_20260212_161502736_1mhd.jpg

نام رمان: زندان؛ ن‌ادن‌ز

نام نویسنده: ساناز بندی 

ژانر:  کمدی سیاه، عاشقانه، روانشناختی

خلاصه:

دخترک وامانده از وضعیت نابسامانش در کشورش، پس از فروختن کلیه‌اش تمامی مراحل فرار را طی می‌کند تا از طریق قاچاق از آن مرز و بوم رهایی یابد. روز موعود قاچاقچی‌ها پس از ربودن تمام ثروت همراهش، او را به درون دریا می‌اندازند. دخترک می‌میرد اما در دنیایی موازی زنده می‌شود؛ دنیایی که در آن همه چیز وارونه است، از زندگی روزمره‌ی عجیب مردم گرفته تا قوانین غریبش. او که با اصول آن دنیا آشنا نیست بلافاصله پس از حادثه‌ای روانه‌ی زندان می‌شود.

مقدمه:

به کره‌ی نیمز، یکی از موازی‌های کره‌ی زمین خوش آمدید.

در این کره همه چیز نسبت به کره‌ی شما وارونه است؛ از شاغل بودن کودکان گرفته تا محصل بودن والدینشان. از گریستن در جشن ازدواج و تولد گرفته تا خندیدن در مجلس ختم.

و اما مهم‌ترین آنان؛ در این کره از مجرم‌ها در اخبار تقدیر و دل‌جویی می‌شود و قربانی‌ها را محاکمه و زندانی می‌کنند.

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • لایک 4
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • لایک 3
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قصد ندارم هیچ‌وقت چهره‌ای برای شخصیت‌های رمانم پیدا کنم یا حتی به کمک هوش مصنوعی بسازمشون؛ من ویژگی‌های خاص هرکدوم رو بهتون دادم و تصور آزاده.

اما قراره میمیک صورت‌هاشون رو براتون ارسال کنم. (خیلی بامزن)

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • لایک 4
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عقل:

graph_stickers_2_5402617392880700082_2c4

download_9ham.jpeg

download_(12)_sqtt.jpeg

 

ویرایش شده توسط Yammakh

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • لایک 2
  • هاها 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لپ‌لپ:

download_(2)_0vpt.jpeg

download_(7)_pewu.jpeg

دیکتاتور:

download_(3)_grqj.jpeg

download_(6)_dhry.jpeg

چاکرا:

download_(10)_dl1.jpeg

download_(9)_h5i8.jpeg

ویرایش شده توسط Yammakh

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • لایک 2
  • هاها 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وارونک:

download_(8)_f92f.jpeg

download_(4)_zau3.jpeg

درصد

download_(5)_xlo3.jpeg

download_(11)_zcyo.jpeg

وارونک و درصد:

download_(14)_qhei.jpeg

download_(13)_7voa.jpeg

 

ویرایش شده توسط Yammakh

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • لایک 2
  • هاها 4
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ببخشید کمی زیادی کیفیتشون پایین بود، چون استیکرای تلگرامم هستن😂

انصافاً شبیه شخصیت‌هاشون نیستن؟ 

...................................................................

منتظر نقد و نظرهاتون در رابطه با رمانم هستم. (حدوداً ۲۰ پارت دیگه تموم می‌شه)

@سایان @سایه مولوی @s.a @مهدیه طاهری @هانیه پروین (@بقیه)  که نخوندین 

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • لایک 4
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

این دنیایی که ساختی واقعاً آدم رو می‌بره تو فکر. اونجایی که جرم یه افتخاره و قربانی رو می‌فرستن زندان، دقیقاً همون فریاد خفه شده‌ی خیلی از ماهاست که یه جا دیدیم دنیا چقدر برعکس چرخیده. لحنت هم عالیه؛ نه زیادی سیاسی شده، نه از کمدی سیاه فاصله گرفته.

و اینو بدون من عاشق رمانتم.

  • لایک 4
  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

5 دقیقه قبل، s.a گفته است:

این دنیایی که ساختی واقعاً آدم رو می‌بره تو فکر. اونجایی که جرم یه افتخاره و قربانی رو می‌فرستن زندان، دقیقاً همون فریاد خفه شده‌ی خیلی از ماهاست که یه جا دیدیم دنیا چقدر برعکس چرخیده. لحنت هم عالیه؛ نه زیادی سیاسی شده، نه از کمدی سیاه فاصله گرفته.

و اینو بدون من عاشق رمانتم.

دقیقا...

مرسی که از اول و در لحظه (همیشه) همراهم بودی سارا جان ☀️🕊️

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • لایک 2
  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • لایک 1
  • تشکر 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

رمانت رو واقعاً دوست دارم. در واقع خیلی وقت بود دنبال رمانی بودم که اونقدر فانتزی و‌ جذاب باشه که‌ بدون تنش و اضطراب به آدم حس قشنگ بده و این رمان همونیه که دنبالش بودم، حقیقتاً توی رمان‌ها اینقدر مردهای بداخلاق و مغرور دیدم که یکی مثل درصد برام زیادی جذاب شده و برات آرزوی موفقیت می‌کنم🌹

  • لایک 4
  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

منی که یکی از اون بقیه ام خیلی مشتاقم رمانتو بخونم  زیاد دیدم درموردش حرف میزنی. من امسال کنکور دارم یعنی دو سه ماه دیگه قراره کنکور بدم، رمان خودمم بزور دارم مینویسم اون وقت که تونستم حتما میخونمش و مطمئنم که عالیه. امیدوارم موفق باشی و همیشه بدرخشی زیبا. 

  • لایک 3
  • ذوق زده 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 ساعت قبل، سایه مولوی گفته است:

رمانت رو واقعاً دوست دارم. در واقع خیلی وقت بود دنبال رمانی بودم که اونقدر فانتزی و‌ جذاب باشه که‌ بدون تنش و اضطراب به آدم حس قشنگ بده و این رمان همونیه که دنبالش بودم، حقیقتاً توی رمان‌ها اینقدر مردهای بداخلاق و مغرور دیدم که یکی مثل درصد برام زیادی جذاب شده و برات آرزوی موفقیت می‌کنم🌹

مرسی سایه‌ی عزیزم که همیشه کنارم بودی و بهم انرژی دادی🕊️☀️

درصد عشقه

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • لایک 2
  • تشکر 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، زهره تقیزاده گفته است:

منی که یکی از اون بقیه ام خیلی مشتاقم رمانتو بخونم  زیاد دیدم درموردش حرف میزنی. من امسال کنکور دارم یعنی دو سه ماه دیگه قراره کنکور بدم، رمان خودمم بزور دارم مینویسم اون وقت که تونستم حتما میخونمش و مطمئنم که عالیه. امیدوارم موفق باشی و همیشه بدرخشی زیبا. 

مرسی عزیزم

کنکورتو عالی بده و قبول شو

من و زاناس منتظرتیم☀️🕊️

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • لایک 4
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر اجرایی

خب خب خب:classic_cool:

زندان هم تموم شد و با بغض ناشی از پایانش میام نظر کلیمو اینجا بگم

من اکثرا از رمان‌های فانتزی خوشم نمیاد و نمیخونم. میتونم بگم رمانت از رمان های اولی هست که تو این ژانر میخونم

ایده‌ت رو واقعا دوست داشتم. دنیایی که ساختی ازش، قوانین این دنیا، هم جذاب بودن هم آدمو میبرن تو فکر. مخصوصا درمورد قانون تقدیر از مجرم ها... هیچی نگم بهتره🌚

شخصیت پردازی ها عالی بودن! مخصوصا شخصیت های مورد علاقم عقل و درصد🎀🫶🏻 با عکساشون هم کلی خندیدم، و البته وقایع رمان که هرچند تلخ، ولی طنز واقعا قشنگی داشتن

پایانش هم زیبا جذاب و شگفت‌انگیز بود. (مخصوصا پارت ۱۲۲.. اشک*)

خلاصه که دمت گرم دختر ایران:) 🤍

  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

21 دقیقه قبل، سایان گفته است:

خب خب خب:classic_cool:

زندان هم تموم شد و با بغض ناشی از پایانش میام نظر کلیمو اینجا بگم

من اکثرا از رمان‌های فانتزی خوشم نمیاد و نمیخونم. میتونم بگم رمانت از رمان های اولی هست که تو این ژانر میخونم

ایده‌ت رو واقعا دوست داشتم. دنیایی که ساختی ازش، قوانین این دنیا، هم جذاب بودن هم آدمو میبرن تو فکر. مخصوصا درمورد قانون تقدیر از مجرم ها... هیچی نگم بهتره🌚

شخصیت پردازی ها عالی بودن! مخصوصا شخصیت های مورد علاقم عقل و درصد🎀🫶🏻 با عکساشون هم کلی خندیدم، و البته وقایع رمان که هرچند تلخ، ولی طنز واقعا قشنگی داشتن

پایانش هم زیبا جذاب و شگفت‌انگیز بود. (مخصوصا پارت ۱۲۲.. اشک*)

خلاصه که دمت گرم دختر ایران:) 🤍

دختر ایران، سایه عزیزم

ازت بابت اینکه از اول تا آخرش کنارم موندی و خوندیش و توی این شرایط اینترنتی لایکت رو پای همه‌ی پارتاش زود نشوندی، ممنونم!

«جلد قشنگشم از تو دارم، مرسی»

بوس بهت مامان کوچولو 🎀

 

ویرایش شده توسط Yammakh

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من تازه شروع کردم رمانتو میخونم. تو یه جمله میگم که شگفت انگیزه، اینکه این ایده به ذهنت رسیده و یه دنیای برعکس ساختی توش عالیه. 

فقط جان من اون استفراغ معده و روده انسانو از کجات در اوردی🤣🤣

  • هاها 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، زهره تقیزاده گفته است:

من تازه شروع کردم رمانتو میخونم. تو یه جمله میگم که شگفت انگیزه، اینکه این ایده به ذهنت رسیده و یه دنیای برعکس ساختی توش عالیه. 

فقط جان من اون استفراغ معده و روده انسانو از کجات در اوردی🤣🤣

خوشحالم که بالاخره طلسم شکسته شد و تو هم داری می‌خونیش، زهره جون

دیگه ترشحات مغزمه👹🥸 هاهاها. حالا برو جلوتر که قراره بیشتر سوپرایز شی

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • چشمک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

9 دقیقه قبل، Yammakh گفته است:

خوشحالم که بالاخره طلسم شکسته شد و تو هم داری می‌خونیش، زهره جون

دیگه ترشحات مغزمه👹🥸 هاهاها. حالا برو جلوتر که قراره بیشتر سوپرایز شی

قربون شما زاناس جون، دیگه دیدم درس که نمیخونم گفتم حداقل زندان، نادنز بخونم😂

رو چشمم حتما

ویرایش شده توسط زهره تقیزاده
  • هاها 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

@سایه مولوی @s.a چقدر جاتون خالیه.

امیدوارم صحیح و سلامت باشین. : )

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

عاشق استیکر وارونک شدم🤌🥹 چندتا پارتتو خوندم و بنظرم اینکه یه چیز و اومدی به صورت بالعکس نوشتی، واقعا ایده خیلی سختیه که هر کسی از پسش برنمیاد...تبریک👏

  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

6 ساعت قبل، QAZAL گفته است:

عاشق استیکر وارونک شدم🤌🥹 چندتا پارتتو خوندم و بنظرم اینکه یه چیز و اومدی به صورت بالعکس نوشتی، واقعا ایده خیلی سختیه که هر کسی از پسش برنمیاد...تبریک👏

آخ جون...

مرسی که خوندی

کاش بقیشم بخونی :classic_biggrin:

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • لایک 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

دو تا رمان دارم میخونم، تمومشون کردم، ادامشو حتما میخونم😘

  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ساناز جان یکی از بهترین رمان هایی بود که خوندم.

قلمِ خوب . داستانِ خوب .  شخصیت های بامزه

این رمان همه ی احساسات رو تحریک میکنه.آدم رو به تفکر مجبور میکنه تا به حقیقی بودن این رمان پی ببره

  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

59 دقیقه قبل، s.a گفته است:

ساناز جان یکی از بهترین رمان هایی بود که خوندم.

قلمِ خوب . داستانِ خوب .  شخصیت های بامزه

این رمان همه ی احساسات رو تحریک میکنه.آدم رو به تفکر مجبور میکنه تا به حقیقی بودن این رمان پی ببره

مرسی سارای عزیز که حتی اینترنت هم نتونست همراه بودنت با من رو ازم بگیره🍀❤️‍🔥

با سپاس از چشمات که خوندن تک‌تک پارتارو

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...