رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

اگر میلیون ها نفر دوستت داشتند ، من یکی از آنها بودم.

اگر یک نفر دوستت داشت ، من او بودم

و اگر هیچکس دوستت نداشت، من مرده ام... 

 

-کافکا

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • پاسخ 704
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

  • Taraneh

    705

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال‌های محبوب

سلام عزیزانم  تو این تاپیک با هم از عشق های قدیمی میخونیم

چون چشم ترم دیدی، لب بر لب خشکم نِه...   -سیف فرغانی

« و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور می دهم، فقط به این امیدِ نورِ کم سویی که در دوردست ها می درخشد. »   -نامه اولگا کنیپر به آنتوان چخوف | ۱۰ فوریه؛ مسکو

بنابراین آینده معلوم است. سرشار از امیدها، تردیدها، عزم‌ها، بلاتکلیفی‌ها، برنامه‌ها و بیم‌ها هستم. فعلا فقط از یک چیز مطمئنم: همیشه داستان جالبی وجود خواهد داشت؛ نه فقط برای من.

 

-نامه واتسلاف هاول به اولگا

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بیراهه رفته بودم آن شب، دستم را گرفته بود و می کشید.

زین بعد همه عمرم را بیراهه خواهم رفت... 

 

-حسین پناهی

ویرایش شده توسط Taraneh
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هنوز بدرود نگفته ای، دلم برایت تنگ شده است.

چه بر من خواهد گذشت اگر زمانی از من دور باشی.

هر وقت که کاری نداری انجام دهی تنها به من بیاندیش.

من در رویای تو شعر خواهم گفت

شعری درباره چشمهایت و دلتنگی...

 

-جبران خليل جبران

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

صدایت روی بوی بهارنارنج می‌لغزد از جنس همان می‌شود. صدایت در بهار بهار است. صدایت در زمستان بهار است. حرف بزن، من تا ابد به صدایت گوش می‌دهم تا نقطه‌ای شوم در خط کاتبی که صدای تو را می‌نویسد.

 

-شهریار مندنی پور

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بهار

از نامه‌های عاشقانه من و تو شکل می‌گیرد.

«دوستت دارم»

و پایان سطر نقطه ای نمی گذارم

 

-نزار قبانی

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یک سال جدید باید سال متفاوتی باشد

و اگر سال گذشته مارا جدا از یکدیگر نگه داشته، شاید سال جدید با نیروهای سحر آمیز، ما را به سوی یکدیگر برانَد.

ای سال نو، بران! بران!

 

-نامه فرانتس کافکا به فلیسه

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با خاطره های تو که سرسبزیِ محضی

هر روز برای منِ دیوانه، بهار است

 

-امید صباغ نو

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به تو گفتم: گنجشک کوچک من باش

تا در بهارِ تو من درختی پرشکوفه شوم.

 

-نامه شاملو به آیدا

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اگر میلیون ها نفر دوستت داشتند ، من یکی از آنها بودم.

اگر یک نفر دوستت داشت ، من او بودم

و اگر هیچکس دوستت نداشت، من مرده ام... 

 

-کافکا

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آدم نمی‌تواند تحمل کند، بالأخره باید داشت، انسانی را باید داشت که غم انسان را دریابد.

-نامه غلامحسین ساعدی به طاهره کوزه‌گرانی

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هرگز از تو چیزی به آنها نگفتم، اما

تو را دیده اند که تن میشویی در چشمانم...

 

-نزار قبانی

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوستت دارم

چنان با احتیاط مثل: شاید

چنان باور نکردنی مثل: آری

و چنان طولانی مثل: تا چه پیش آید

 

-هرمان دکونیک

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ای كاش می‌توانستم بگويم كه با من چه میكنی.

تو جانی در جانم می‌آفرينی، تو تنها سببی هستی كه به خاطر آن روزهای بيشتر، شب‌های بيشتر و سهم بيشتری از زندگی می‌خواهم. تو به من اطمينان می‌دهی كه فردايی وجود دارد...

 

-جبران خليل جبران

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

روی در روی

و نگه در نگه

و چشم به چشم 

حرف ما با تو چه محتاج زبان است امروز...

 

-وحشی بافقی

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هر اتفاقی هم که بیافتد فراموش نکن

آدمی در این جهان هست که همیشه و هر لحظه می‌توانی پیشِ او برگردی...

 

 -آلبر کامو

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هر اتفاقی هم که بیافتد فراموش نکن

آدمی در این جهان هست که همیشه و هر لحظه می‌توانی پیشِ او برگردی...

 

 -آلبر کامو

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شنیده‌ام از دوست مشترک پرسیده‌‌ای آیا هنوز دوستت دارم؟ 

طفلک ساده. 

دوست‌داشتن که هنوز ندارد. 

اگر دوستم می‌داشتی، می‌دانستی.

 

-حمید سلیمی

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نامه ات را هنوز میخوانم

گفته بودی بهار می‌آیی... 

 

-علیرضا آذر

ویرایش شده توسط Taraneh
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ده از ده دوست دارمت

هشت تا برای تو و یکی برای خنده‌ات و یکی هم برای صدایِ تو

اما چشم ها...

که هزار امان از چشم هایِ تو... 

  

-محمود درویش

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

از یاد نبر که ترکت نمی‌کنم، که تو را قدم به قدم دنبال می‌کنم.

 

-نامه‌ آلبرکامو به ماریا کاسارس

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

همیشه چای کم رنگ مینوشید. اگر چای پررنگ میشد، از طرف دیگر لیوان نمی توانست مرا ببیند؛ اینطور می گفت.

 

-جمال‌ ثریا

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آنقدر دوستت دارم و آنچنان دلتنگت هستم که جز این دو فعل اگر چیز دیگری بگویم بیهوده است...

 

-ناظم حکمت

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

اطلاعیه ها


×
×
  • اضافه کردن...