رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

بعد از من

 هرکه تو را ببوسد 

روی لبت نهال کوچک انگوری خواهد یافت که من کاشته‌ام…

 

-نزار قبانی

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • پاسخ 704
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

  • Taraneh

    705

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال‌های محبوب

سلام عزیزانم  تو این تاپیک با هم از عشق های قدیمی میخونیم

چون چشم ترم دیدی، لب بر لب خشکم نِه...   -سیف فرغانی

« و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور می دهم، فقط به این امیدِ نورِ کم سویی که در دوردست ها می درخشد. »   -نامه اولگا کنیپر به آنتوان چخوف | ۱۰ فوریه؛ مسکو

عشق را در سرم دفن کردم؛

از من پرسیدند چرا سرم شکوفه داده است؟ 

 

-هالینا پوشویاتوسکا

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درست آنجا که ترکم کرده‌ای، ایستاده‌ام. اما همانند زمانی که ترکم کردی نیستم. بسیار تغییر کرده‌ام و یاد گرفته‌ام انسان‌ها برای جمع شدن پیکرشان، نیاز مبرم به فروپاشی عمیق دارند. برای فرو‌پاشیدنم از تو بسیار ممنونم.

 

-جمال ثریا

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به هرحال این اوضاعی است که می بینید و تفسیر لازم ندارد.ما هم می سوزيم و می سازيم. قسمتمان اين بوده يا نبوده ديگر اهميت ندارد. سگ بريند روی قسمت و همه چيز.

 

-نامه صادق هدایت به حسن شهید نورایی

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چقدر می‌توانم بیدار شوم و ببینم که پهلویم نیستی و زندگی‌ام یخ کرده و منجمد است...

چقدر؟ تا کی؟ تا کجا؟

 

-نامه فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در غیاب تو درِ دنیا را به روی خود بسته‌ام. یعنی من عملا نبسته‌ام، خودش بسته شده است. دنیایی که تو در آن نیستی، می‌خواهم اصلا نباشد‌... مرا بگو که اینقدر خرم و نمی‌فهمم که نوشتن این مطالب خیال تو را ناراحت می‌کند. اصلا مرده‌شور مرا ببرد که به قد و قواره زندگی تو تراشیده نشده‌ام. 

 

-نامه جلال آل احمد به سیمین دانشور، دی ماه ۱۳۳۱

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

«و چنین از  دنیایی که یا قلبم باید بشکند و یا باید بدل به سرب شود، کوچ می‌کنم.»

 

-یادداشت خودکشی نیکلاس کامفورت| 13 آوریل 1794

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دلم پیش توست و امروز بیشتر از همیشه حاضرم بهترین داشته‌هایم را بدهم تا بتوانم تو را با تمام غمم ببوسم.

 

‏-نامه آلبر کامو به ماریا کاسارس، ۱۵ ژانویه ۱۹۴۶

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوستت می‌دارم

دوستت می‌دارم

یک لحظه از مقابل چشمم دور نمی‌شوی،

نفسم از یادت می‌گیرد و خونم در قلبم طغیان می‌کند.

 

-نامه فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عزیزِ من!

زندگی بدون روزهای بد نمی‌شود؛ بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم.

اما روزهای بد، همچون برگ های پاییزی، باور کن که شتابان فرو می‌ریزن و در زیر پاهای تو اگر بخواهی، استخوان می‌شکنند و درخت استوار و مقاوم برجای می‌ماند.

 عزیزِ من! 

برگهای پاییزی بی شک در تداوم بخشیدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت، سهمی از یاد نرفتنی دارند...  

 

-نادر ابراهیمی، چهل نامه کوتاه به همسرم

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

پیام‌های عاشقانه با خودش نداشت.

او خودش یک پیام عاشقانه بود.

 

-السّاندرو باریکّو

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

«و چنین از  دنیایی که یا قلبم باید بشکند و یا باید بدل به سرب شود، کوچ می‌کنم.»

 

-یادداشت خودکشی نیکلاس کامفورت| 13 آوریل 1794

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلامٌ على البعيدين وهم الأقرب...

 

+سلام بر کسانی که دورند ولی به ما نزدیک‌ترینند...

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو در آن سوی این کره خاکی هستی.

روزهای تو شب پاریس است.

تو به زمانی دیکر تعلق داری

ولی بسیار به من نزدیکی... 

 

-نامه های عاشقانه یک پیامبر، جبران خلیل جبران

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

زن‌ها را باید آهسته در آغوش کشید...

آنها در زندگی آنقدر برای رسیدن به عشق

انتظار کشیده‌اند که تمام تنهایی تنشان، ترک برداشته است.

 

-نزار قبانی

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

«صوتك مثل هدوء الشوارع بعد ليلة مطرها غزير…»

 

+صدای تو چون آرامش خیابان‌ها پس از یک شبِ بارانی شدید است...

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

روییدی در قلب من، بسان گل کوچکی

که کنار دیوار میروید، همین قدر

ناخواسته عاشقت شدم…

 

-غادة السمان

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ای كاش می‌توانستم بگويم كه با من چه میكنی.

تو جانی در جانم می‌آفرينی.

تو تنها سببی هستی كه به خاطر آن روزهای بيشتر، شب‌های بيشتر و سهم بيشتری از زندگی می‌خواهم.

تو به من اطمينان می‌دهی كه فردايی وجود دارد...

 

-جبران خليل جبران

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

اطلاعیه ها


×
×
  • اضافه کردن...