رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

سلام عزیزانم 

تو این تاپیک با هم از عشق های قدیمی میخونیم

ویرایش شده توسط Taraneh
  • لایک 3
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • پاسخ 704
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

  • Taraneh

    705

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال‌های محبوب

سلام عزیزانم  تو این تاپیک با هم از عشق های قدیمی میخونیم

چون چشم ترم دیدی، لب بر لب خشکم نِه...   -سیف فرغانی

« و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور می دهم، فقط به این امیدِ نورِ کم سویی که در دوردست ها می درخشد. »   -نامه اولگا کنیپر به آنتوان چخوف | ۱۰ فوریه؛ مسکو

« و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور می دهم، فقط به این امیدِ نورِ کم سویی که در دوردست ها می درخشد. »

 

-نامه اولگا کنیپر به آنتوان چخوف | ۱۰ فوریه؛ مسکو

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

« در دنیایی که تو زندگی می­کنی، تنها رقص و موسیقی نیست. نیمه شب، هنگامی که از سالن پر شکوه تئاتر بیرون می­ آیی، آن تحسین کنندگان ثروتمند را یک سره فراموش کن اما حال آن راننده تاکسی را که تو را به منزل می­ رساند بپرس. حال زنش را هم بپرس و اگر آبستن بود و پولی برای خریدن لباس بچه­ اش نداشت، چک بکش و پنهانی توی جیب شوهرش بگذار. »

 

-برشی از نامه چارلی چاپلین به دخترش | سوييس؛ 1963

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

« من با تو سرچشمه ای از زندگی را بازیافته ام که گمش کرده بودم. »

 

-از نامه های آلبرکامو به ماریا کاسارس

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

« ازت ممنونم که بهم گفتی: همه چیز درست میشه. فکر نکنم هیچ یک از ما در حال حاضر از این مورد مطمئن باشه ولی شنیدنش از زبون کسی دیگه حس خیلی خوبی داره. »

 

-نامه از کری به دیوید | کتاب شواهد یک رابطه

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من خسته ام، نمی توانم درباره چیزی فکر کنم و تنها می خواهم سر بر دامنت بگذارم، تماس دست هایت با پیشانی ام را احساس کنم و تا ابد در این حالت بمانم.

 

-از نامه های فرانتس کافکا به ملینا

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

« فراموش نکن که آدمی در این جهان هست که همیشه و هرلحظه می‌توانی پیش او برگردی. روزی از ته قلبم تمام آنچه دارم و آنچه هستم را به تو بخشیده‌ام. تو قلبم را با خود خواهی داشت تا وقتی که من این جهان غریب را ترک بگویم، جهانی که دارد خسته‌ام می‌کند. تنها امیدم این است که روزی تو بفهمی چقدر دوستت داشته‌ام. »

 

-نامه آلبرکامو به ماریا کاسارس

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

« بغلم کن ملینا؛ بغلم کن که حرف زدن کافی نیست... »

 

-نامه‌ فرانتس کافکا به ملینا

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نبودنت‌، نقشه ی خانه را عوض کرده است و هر چه می گردم آن گوشه ی دیوانه ی اتاق را پیدا نمی کنم.

احساس می کنم کسی که نیست، کسی که هست را از پا در می آورد...

 

-گروس عبدالملکیان

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

« گاهی تو حتی لب به سخن نگشوده ای و من به پایان آنچه خواهی گفت رسیده ام. »

 

-خلیل جبران، در یادداشت های روزانه ماری هاسکل؛ ۲۸ ژوئیه ۱۹۱۷

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

توی نامه ی فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان این قسمتش خیلی شبیه زندگی الان ماست:

 

« نمی ‌دانم چرا تحملِ جمعیت را ندارم. چرا تحمل زندگیِ فامیلی را ندارم. من آن‌ قدر به تنهاییِ خود عادت کرده‌ام که در هر حالتِ دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس می ‌کنم. تا از آنها دور هستم دلم می‌ خواهد نزدیک باشم و نزدیک که می ‌شوم می‌ بینم اصلاً استعدادش را ندارم..‌. »

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دست ها را روی روشویی می‌گذارم و به جلو خم می‌شوم و سر را روی آینه می‌گذارم. دلم می‌خواهد گریه کنم اما اگر هم بکنم، کسی به نجات من نمی‌آید. هیچ‌کس...

 

-هاروکی موراکامی

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

« راستی لذت تنها بودن را چشیده‌ای؟ قدم زدنِ تنها، دراز کشیدنِ تنها توی آفتاب؟ چه لذت بزرگی است برای یک موجود عذاب کشیده، برای قلب و سر! منظورم را می فهمی؟ آیا تا به حال مسافت زیادی را تنها قدم زده‌ای؟ قابلیتِ لذت بردن از آن دلالت بر مقدار زیادی فلاکت گذشته و نیز لذت‌های گذشته دارد. »

 

 -فرانتس کافکا | نامه به فلیسه

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

« مراقب خودت باش؛ تو تمام امید مرا با خودت داری... »

 

-نامه ماریا کاسارس به آلبر کامو

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

می‌گفت گاهی انگار توی دلم کمانچه می‌زنند، ویولن سل. می‌گفت من موسیقی بلد نیستم، اما قشنگ می‌زنند، تلخ می‌زنند. همان . . .

 

-حسین دریابندی

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

روز های خوبی نبود اما من در همان روزهای سخت هم تو را دوست داشتم...

 

-جاهد ظریف‌ اوغلو

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اما دردناک تر از تحمل این همه رنج، این است که ببینی دنیا کوچک ترین اهمیتی هم به رنجی که می بری نمی دهد.

 

-نهاالراضی | یادداشت های بغداد

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بابا لنگ دراز توی یکی از نامه هاش برای جودی ابوت نوشته بود:

 

جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم. هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود. پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.

دوستدار تو: بابا لنگ دراز

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

این نامه فقط به رسم استقبال از تو است، برای اینکه به تو بگوید یک روز بدون تو روزی‌ست که تمام نمی‌شود، شهری‌ست بدون باغ، زمینی‌ست بی‌آسمان... و برای اینکه به تو بگوید هرگز هیچ چیز ما را از هم جدا نخواهد کرد. در این دنیا، به هم گره خورده‌ایم. شب‌خوش زندگی! قلبت را می‌بوسم.

 

-نامه آلبر کامو به ماریا کاسارس | ۲۰ دسامبر ۱۹۴۹

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

انسان همیشه احتیاج به چیزی، کسی دارد تا از پناهش آشیانه های هوشیار بسازد.

 

-علی مراد فدایی نیا

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آدمیست دیگر، حتی در اقیانوس هم زنده می ماند اما گاهی در یک جرعه دلتنگی غرق می شود.

 

-جمال ثریا ؛ سیامک تقی زاده

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

اطلاعیه ها


×
×
  • اضافه کردن...