رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

آ.کلوناریس :

 

این نامه را در قطار بخوان

باز کردی اگر چمدانت را، دنبال خاطره هایی نگرد که هرگزنمی خواستی از تو جدا شوند.

آن ها را من برداشتم تا سنگین نشود بارِ تو و جا باشد برای خاطرات جدیدت... 

ویرایش شده توسط Taraneh
  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • پاسخ 704
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

  • Taraneh

    705

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال‌های محبوب

سلام عزیزانم  تو این تاپیک با هم از عشق های قدیمی میخونیم

چون چشم ترم دیدی، لب بر لب خشکم نِه...   -سیف فرغانی

« و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور می دهم، فقط به این امیدِ نورِ کم سویی که در دوردست ها می درخشد. »   -نامه اولگا کنیپر به آنتوان چخوف | ۱۰ فوریه؛ مسکو

خانه‌ات سرد است؟ خورشیدی در پاکت میگذارم

و برایت پست میکنم. ستاره‌ی کوچکی در کلمه‌ای بگذار و به آسمانم روانه کن، بسیار تاریکم...

 

-منوچهر آتشی

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

فقط می‌دانم که خسته هستم و هیچ چاره‌ای هم ندارم و یا دارم اما حوصله‌ی کوچک‌ترین اقدام حتی تکان دادن سرانگشتم را هم ندارم.

 

-نامه صادق هدایت به شهید نورایی | ۱۱ تیرماه ۱۳۲۹

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

که قول داده ای و داده ام قوی باشیم؛

که قول داده ای و داده ام. 

ولی سخت است...

 

-سید مهدی‌ موسوی

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

گاهی‌ وقت‌ها بايد رفت، رفت، رفت...

يک خيابان دراز را گرفت تا آخرين نفس رفت، پيچيد به يک كوچه‌ی باريک و ناپديد شد...

 

-عباس معروفی

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اینگونه که تو دستانم را رها کردی یا نمی‌دانی سقوط چیست، یا نمی‌دانی چقدر بالا آمده‌ایم!

 

-روزبه معین

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

و عشق، تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگی‌ها برد، مرا رساند به امكان یک پرنده شدن...

 

-سهراب سپهرى

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در نامه اش پرسيده بود: بى من خوشبختى؟

دردم تازه شد!

بال و پرم را چيده بود و از پرواز مى پرسيد... 

 

-معین شیخ

ویرایش شده توسط Taraneh
  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هر اتفاقی هم که بیفتد، فراموش نکن که آدمی در این جهان هست که همیشه و هر لحظه می‌توانی پیش او برگردی.

 

-آلبر کامو

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اگر من شما را از دست داده ام، شما هم در عوض دلی را از دست داده اید که تپش های عاشقانه آن را در هیچ جای دیگر نخواهید یافت!

 

-نامه فروغ فرخزاد به پرویز شاپور

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اگر من شما را از دست داده ام، شما هم در عوض دلی را از دست داده اید که تپش های عاشقانه آن را در هیچ جای دیگر نخواهید یافت!

 

-نامه فروغ فرخزاد به پرویز شاپور

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

از وقتی به زندگی‌ام آمدی من بهتر نفس کشیده‌ام، نفرتم نسبت به همه‌ چیز کمتر شده، آزادانه هرچه را به بودنش می‌ارزیده ستایش کرده‌ام. قبل از تو، به جز تو من به هیچ‌ چیز حس تعلق نداشتم با تو بیشتر چیزها را پذیرفته‌ام.

 

-نامه آلبر کامو به ماریا

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اینجا همه چیز...

نه! درباره اش چیزی نخواهم گفت!

توان گفتنش را ندارم...

 

-ساموئل بکت

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چقدر می‌توانم بیدار شوم و ببینم که پهلویم نیستی و زندگی‌ام یخ کرده و منجمد است...

چقدر؟ تا کی؟ تا کجا؟

 

-نامه فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ما هم روزی چند چروک بیش‌تر، چند ناخوشی تازه، چند موی سفید برای فردای خودمان ذخیره می‌کنیم. از زندگی حیوانی و نباتی هم گذشته، به حالت سنگ افتاده‌ایم. این هم یک جور-اش است: گیتی است کی پذیرد همواری؟

 

-نامه‌ی صادق هدایت به شهیدنورایی | ۵ آذرماه ۱۳۲۸

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

«در این بازیگرخانه‌ی بزرگ دنیا هر کسی یک جور بازی می‌کند تا هنگام مرگ‌اش برسد.»

 

-صادق هدایت ، زنده به گور

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جنگ که تموم شه ازدواج می کنیم و در مزرعه ی ما گلهایی خواهد رویید به زیبایی تو، در رحم تو دختری خواهد بود شبیه تو...

 

-نامه ای در جیب یک سرباز کشته شده..

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تا چند خانه دورتر از خانه‌ مان،درخت ها هم غمگين اند.نه اين كه مشكلی پيش آمده باشد؛نه! تو نيستی...!

 

-نيما معماريان

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خود نمی دانم که اندوهم ز چیست 

زیر لب گویم: چه خوش رفتم ز دست...

 

-فروغ فرخزاد

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

پس به دستی دست بده که دستت را نگاه بدارد. 

به جایی پا بگذار که زیر پای تو نلغزد.

 

-نامه نیما یوشیج به عالیه

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آسوده باشید. از این گُه‌تر ها هم خواهد شد!

 

-نامه صادق هدایت به حسن شهید نورایی

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

داشتن چیزی برای گفتن و نبودن کسی برای شنیدن، خیلی وحشتناک است! اوج بی کسی است...

 

-دویل ملتن

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو را دوست داشتم چنان که گویی تو آخرین عزیزانِ من بر روی زمینی.

و تو رنجم دادی چنان که گویی من آخرین دشمنانِ تو بر روی زمینم...

 

 -غاده السمان

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نگران هیچ چیز نباش تو هنوز زیبایی و من هنوز می توانم شعر بنویسم. 

 

-رسول یونان

ویرایش شده توسط Taraneh
  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

اطلاعیه ها


×
×
  • اضافه کردن...