رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

  • پاسخ 704
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

  • Taraneh

    705

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال‌های محبوب

سلام عزیزانم  تو این تاپیک با هم از عشق های قدیمی میخونیم

چون چشم ترم دیدی، لب بر لب خشکم نِه...   -سیف فرغانی

« و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور می دهم، فقط به این امیدِ نورِ کم سویی که در دوردست ها می درخشد. »   -نامه اولگا کنیپر به آنتوان چخوف | ۱۰ فوریه؛ مسکو

قربان مردمک های سرگردان چشم‌هایت بروم. 

قربان غم و شادی ات بروم.

تو چه هستی که جز در تو آرام نمی‌گیرم.

 

-فروغ فرخزاد

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بی‌تو نازنین نه چیزی هست و نه احدی...و نبودن جبران ناپذیر است و دوری‌ات فرض محال...

 

-نامه غسان کنفانی به غاده السمان، آپریل ۱۹۶۷

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آن گونه در هم تنیده ایم که وقتی چشمانت را می بندی، من به خواب می روم.

 

-پابلو نرودا

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

‏دعنا نتبادل الأدوار، أنت تنتظر وأنا لا أعود...

 

+بگذار نقش‌هایمان را تغییر دهیم، تو منتظر باشی و من بازنگردم...

 

-محمود درویش

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

‌شب است! به سرزمین خیالِ تو کوچ خواهم کرد،

و رقص کنان، در رویای آغوش تو غرق خواهم شد...

 

-فرزانه طالبی پور

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سیگاری نیستم

اما به تو که فکر می کنم

مزرعه ی بزرگی از توتون در سرم آتش می گیرد…

 

-جلیل صفربیگی  

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ما رفیقیم. دوستیم. یاور همدیگریم. ایمان و زندگی ما با هم و توأم است. تو دوست و رفیق بهترین رفقا و عزیزترین دوستان شبانه‌روزی منی. تو و من، چون سایر دوستان و رفقای دور و برمان، با زندگی هم آمیخته‌ایم. ما امواج توأم یک جویباریم. قطرات جهنده یک آبشاریم. از هم جدایی ناپذیریم. احساسات ما آنقدر تکامل‌یافته و با ادراکمان درآمیخته است که به قدر کافی شهامت داشته باشیم.

 

-نامه مرتضی کیوان به همسرش پوری سلطانی

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

گاهی خوابت را می‌بینم بی‌صدا، بی‌تصویر مثلِ ماهی در آب‌های تاریک که لب می‌زند و معلوم نیست حباب‌ها کلمه‌اند یا بوسه‌هایی از دل‌تنگی...

 

-توماس ترانسترومر

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بگذار دوستت بدارم 

تا از اندوه دور بمانم 

تا از تاریکی برهم

تا از زشتی دور شوم 

بگذار دمی در کف دستان تو بخوابم.

ای امن ترین مکان ها!

با عشق تو 

می توانم هندسهٔ جهان را دگرگون کنم 

سرزمین موعود را در هم شکنم...

 

-نزار قبانی

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

‌‌فسواد عينيكِ أشهى لقلبي من نور الدنيا

 

«سیاهیِ چشمانت برای قلبم از نورِ عالم

خواستنی‌تر است...» 

 

-نجيب محفوظ

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به انتظارِ تصویرِ تو، این دفترِ خالی، تا چند، تا چند ورق خواهد خورد؟

 

-احمد شاملو

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تنها تو را ستودم

آنسان ستودمت که بدانند مردمان محبوبِ من به‌سان خدايان ستودنی‌ست.

من پاكباز عاشقم از عاشقان تو. با مرگم آزمای، با مرگ اگر كه شيوه تو آزمودنی‌ست...

 

-حمید مصدق

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شانه ام زیر غم عالم و آدم اما

یک نفس زیر سرت شانه شدن می ارزد

 

-علی سعادت شایسته

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

«أردت أن أکون بیتك حتی تعود إلی من تعبك...»

 

+دلم می‌خواست خانه‌ات باشم که از خستگی‌هایت به من برگردی...

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خوش به حال باد!

گونه‌هایت را لمس می‌کند و هیچ‌کس از او نمی‌پرسد که با تو چه نسبتی دارد!

کاش مرا باد می‌آفریدند تو را برگ درختی خلق می‌کردند؛ عشق‌بازیِ برگ و باد را دیده‌ای؟!

در هم می‌پیچند و عاشق‌تر می‌شوند...

 

-صادق هدایت

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

می‌توان جهان را ساده دوست داشت. به من آموختی می‌توان در فقر هم جهان را در یک لیوان شیر سرد یا گرم نوشید و بی‌محابا نوشید.

 

-نامه احمدرضا احمدی به شهره حیدری

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بی‌تو نازنین نه چیزی هست و نه احدی...و نبودن جبران ناپذیر است و دوری‌ات فرض محال...

 

-نامه غسان کنفانی به غاده السمان، آپریل ۱۹۶۷

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قربانت بروم که به قدر تمام درخت‌های دنیا دوستت دارم.

چرا که فقط تو و درخت‌ها ارزش دوست داشتن دارید.

چرا که سبز می‌شوید.

هر سال سبز می‌شوید و تازه می‌شوید و سایه دارید و پر از پرنده هستید و نفستان عطر روان است و ریشه‌هایتان در خاک، که جز خاک حقیقی وجود ندارد.

زندگی به یک چنین علاقه‌های کوچکی بسته شده و این علاقه‌ها با همۀ کوچکی‌شان حیاتی هستند و با وجود این به دست نمی‌آیند. قربانت بروم.

من‌ که تو را دوست دارم.

من ‌که تو را دوست دارم.

من ‌که تو را دوست دارم.

 

-نامه فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

اطلاعیه ها


×
×
  • اضافه کردن...