-
تعداد ارسال ها
1,033 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
10
تمامی مطالب نوشته شده توسط Taraneh
-
«و چنین از دنیایی که یا قلبم باید بشکند و یا باید بدل به سرب شود، کوچ میکنم.» -یادداشت خودکشی نیکلاس کامفورت| ۱۳ آوریل ۱۷۹۴
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
محبوبِ من! مثل شادی نباش که میگذرد و پنهان میشود، مثل غم باش و با من بمان... -غاده السمان
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
آنقدر دوستت دارم که خودم هم نمیدانم چقدر دوستت دارم؛ هربار که میپرسی چقدر؟ با خودم فکر میکنم دریا چطور حساب موجهایش را نگه دارد... - نزار قبانی
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
مرا در قلبت بپذیر، به دور از تمام هیاهوها، مرا پناه بده، حتی اندکی. -آلبر کامو ، نامه به ماریا کاسارس
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
من دیروز، حتی هفته پیش و یا ماه پیش بلکه حتی سال پیش، نزدیک به فروپاشی بودم، چون تو کنارم نبودی... -دیدم ماداک، سیامک تقی زاده
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
نگران هیچ چیز نباش تو هنوز زیبایی و من هنوز می توانم شعر بنویسم. -رسول یونان
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
تو را دوست داشتم چنان که گویی تو آخرین عزیزانِ من بر روی زمینی. و تو رنجم دادی چنان که گویی من آخرین دشمنانِ تو بر روی زمینم... -غاده السمان
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
داشتن چیزی برای گفتن و نبودن کسی برای شنیدن، خیلی وحشتناک است! اوج بی کسی است... -دویل ملتن
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
آسوده باشید. از این گُهتر ها هم خواهد شد! -نامه صادق هدایت به حسن شهید نورایی
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
پس به دستی دست بده که دستت را نگاه بدارد. به جایی پا بگذار که زیر پای تو نلغزد. -نامه نیما یوشیج به عالیه
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
خود نمی دانم که اندوهم ز چیست زیر لب گویم: چه خوش رفتم ز دست... -فروغ فرخزاد
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
تا چند خانه دورتر از خانه مان،درخت ها هم غمگين اند.نه اين كه مشكلی پيش آمده باشد؛نه! تو نيستی...! -نيما معماريان
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
جنگ که تموم شه ازدواج می کنیم و در مزرعه ی ما گلهایی خواهد رویید به زیبایی تو، در رحم تو دختری خواهد بود شبیه تو... -نامه ای در جیب یک سرباز کشته شده..
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
«در این بازیگرخانهی بزرگ دنیا هر کسی یک جور بازی میکند تا هنگام مرگاش برسد.» -صادق هدایت ، زنده به گور
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
ما هم روزی چند چروک بیشتر، چند ناخوشی تازه، چند موی سفید برای فردای خودمان ذخیره میکنیم. از زندگی حیوانی و نباتی هم گذشته، به حالت سنگ افتادهایم. این هم یک جور-اش است: گیتی است کی پذیرد همواری؟ -نامهی صادق هدایت به شهیدنورایی | ۵ آذرماه ۱۳۲۸
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
چقدر میتوانم بیدار شوم و ببینم که پهلویم نیستی و زندگیام یخ کرده و منجمد است... چقدر؟ تا کی؟ تا کجا؟ -نامه فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
اینجا همه چیز... نه! درباره اش چیزی نخواهم گفت! توان گفتنش را ندارم... -ساموئل بکت
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
از وقتی به زندگیام آمدی من بهتر نفس کشیدهام، نفرتم نسبت به همه چیز کمتر شده، آزادانه هرچه را به بودنش میارزیده ستایش کردهام. قبل از تو، به جز تو من به هیچ چیز حس تعلق نداشتم با تو بیشتر چیزها را پذیرفتهام. -نامه آلبر کامو به ماریا
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
اگر من شما را از دست داده ام، شما هم در عوض دلی را از دست داده اید که تپش های عاشقانه آن را در هیچ جای دیگر نخواهید یافت! -نامه فروغ فرخزاد به پرویز شاپور
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
اگر من شما را از دست داده ام، شما هم در عوض دلی را از دست داده اید که تپش های عاشقانه آن را در هیچ جای دیگر نخواهید یافت! -نامه فروغ فرخزاد به پرویز شاپور
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
هر اتفاقی هم که بیفتد، فراموش نکن که آدمی در این جهان هست که همیشه و هر لحظه میتوانی پیش او برگردی. -آلبر کامو
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
وقتی آدم سر جایش نباشد دیگر چه فرقی دارد کجاست...؟ -عباس معروفی
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
در نامه اش پرسيده بود: بى من خوشبختى؟ دردم تازه شد! بال و پرم را چيده بود و از پرواز مى پرسيد... -معین شیخ
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
و عشق، تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگیها برد، مرا رساند به امكان یک پرنده شدن... -سهراب سپهرى
- 704 پاسخ
-
- 1
-
-
اینگونه که تو دستانم را رها کردی یا نمیدانی سقوط چیست، یا نمیدانی چقدر بالا آمدهایم! -روزبه معین
- 704 پاسخ
-
- 1
-