رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

Taraneh

کاربر حرفه ای
  • تعداد ارسال ها

    1,033
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    10

تمامی مطالب نوشته شده توسط Taraneh

  1. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    من گریسته ام، آری مدتی است که با هر ضربه کوچکی، با هر بهانه اندکی به گریه می افتم. دوست من، دلم زخم دارد، همین! -نامه سیمین بهبهانی به منصور اوجی
  2. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    قربانت بروم که به قدر تمام درخت‌های دنیا دوستت دارم. چرا که فقط تو و درخت‌ها ارزش دوست داشتن دارید. چرا که سبز می‌شوید. هر سال سبز می‌شوید و تازه می‌شوید و سایه دارید و پر از پرنده هستید و نفستان عطر روان است و ریشه‌هایتان در خاک، که جز خاک حقیقی وجود ندارد. زندگی به یک چنین علاقه‌های کوچکی بسته شده و این علاقه‌ها با همۀ کوچکی‌شان حیاتی هستند و با وجود این به دست نمی‌آیند. قربانت بروم. من‌ که تو را دوست دارم. من ‌که تو را دوست دارم. من ‌که تو را دوست دارم. -نامه فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان
  3. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    هیچ کدام از ما دیگر در کار و زندگی و غیره تنها نیست. هر کدام از ما کسی را دارد که فقط با او معنای همراهی را درک می کند. -نامه آلبر کامو به ماریا کاسارس، ۲۳ فوریه ۱۹۵۰
  4. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    هیچ کدام از ما دیگر در کار و زندگی و غیره تنها نیست. هر کدام از ما کسی را دارد که فقط با او معنای همراهی را درک می کند. -نامه آلبر کامو به ماریا کاسارس، ۲۳ فوریه ۱۹۵۰
  5. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    خاورمیانه را به تقلید چشمان شرقیِ تو ساخته‌اند، پر التهاب، اندوهگین، خسته، زیبا... -نامه ها، نزار قبانی
  6. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    « و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور می دهم، فقط به این امیدِ نورِ کم سویی که در دوردست ها می درخشد. » -نامه اولگا کنیپر به آنتوان چخوف، ۱۰ فوریه؛ مسکو
  7. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    « و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور می دهم، فقط به این امیدِ نورِ کم سویی که در دوردست ها می درخشد. » -نامه اولگا کنیپر به آنتوان چخوف، ۱۰ فوریه؛ مسکو
  8. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    از وقتی به زندگی‌ام آمدی من بهتر نفس کشیده‌ام، نفرتم نسبت به همه‌ چیز کمتر شده، آزادانه هرچه را به بودنش می‌ارزیده ستایش کرده‌ام. قبل از تو، به جز تو من به هیچ‌ چیز حس تعلق نداشتم با تو بیشتر چیزها را پذیرفته‌ام. -نامه آلبر کامو به ماریا کاسارس
  9. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    من به تو اعتماد و اعتقاد دارم زیرا تو قسمتی از زندگی منی، تو ترانه‌ای از سرود ایمان بزرگ منی. تو رفیق منی و همین کافی است که تا پایان زندگی با هم، رفیقانه و همراه و همدل باشیم. -نامه مرتضی کیوان به همسرش پوری ۱ فروردین ۱۳۳۳
  10. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    چه موقع می توانم به تو بگویم که من وحشتناک‌ترین فکرها را در سر می پرورانم! اگر می خواهی مرا نجات دهی عجله کن! -نامه آرتور کراوان به مینا لوی
  11. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    این‌ها خیال می‌کنند من دیوانه شده ام اما من دیوانه نیستم، فقط دلم خیلی خیلی تنگ است... -سیمین دانشور
  12. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    کاش می‌آمدی. که این روزها احتیاج دارم قلب انسان دیگری کنار قلب من بتپد. -نامه ها، بتهوون
  13. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    أَحِبيني بَعیداً عَنْ بِلاد القَهْر والکَبْت، بَعیداً عَنْ مدینتنا التی شَبِعَتْ مِن الموْت، بَعیداً عَنْ تعصُّبها... دوستم داشته باش، به دور از سرزمینِ رنج و سرکوب، به دور از شهرمان که از مرگ سیراب شد، به دور از نابرابری‌هایش... -نامه ها، نزار قبانی
  14. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    هیچ کدام از ما دیگر در کار و زندگی و غیره تنها نیست. هر کدام از ما کسی را دارد که فقط با او معنای همراهی را درک می کند. -نامه آلبر کامو به ماریا کاسارس ۲۳ فوریه ۱۹۵۰
  15. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    ‏چون دوستت دارم راهی پیدا خواهم کرد تا نور زندگی تو باشم، حتی اگر در تاریک‌ترین و دلگیرترین حال خود باشم. -‏جسیکا کاتوف
  16. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    ماریا! عشق، جهان را فتح نمی‌کند اما خودش را چرا. تو خوب می‌دانی، تو که قلبت چنین سزاوار ستایش است، که ما خوف‌انگیزترین دشمنان خودمان هستیم. -نامه آلبر کامو به ماریا کاسارس
  17. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    نمی‌دانستم چرا می‌خواهم بگریم، امّا می‌دانستم اگر کسی با من حرف بزند یا دقیق نگاهم کند یک هفته‌ی تمام خواهم گریست... - یادداشت ها، سیلویا پلت
  18. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    چیزی برای گوش تو دارم؛ یک بوسه ی بزرگ، یک آغوش و بوسه ای دیگر... -نامه آنتوان چخوف به اولگا کنیپر
  19. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    جلال عزیزم، دیشب کاغذت رسید که روغن چراغدان زندگی من است. -نامه سیمین دانشور به جلال آل احمد
  20. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    هر اتفاقی هم که بیفتد، فراموش نکن که آدمی در این جهان هست که همیشه و هر لحظه می‌توانی پیش او برگردی. -آلبر کامو
  21. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    در غیاب تو درِ دنیا را به روی خود بسته‌ام. یعنی من عملا نبسته‌ام، خودش بسته شده است. دنیایی که تو در آن نیستی، می‌خواهم اصلا نباشد‌... مرا بگو که اینقدر خرم و نمی‌فهمم که نوشتن این مطالب خیال تو را ناراحت می‌کند. اصلا مرده‌شور مرا ببرد که به قد و قواره زندگی تو تراشیده نشده‌ام. -نامه جلال آل احمد به سیمین دانشور، ۱۲ دی ماه ۱۳۳۱
  22. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    در غیاب تو درِ دنیا را به روی خود بسته‌ام. یعنی من عملا نبسته‌ام، خودش بسته شده است. دنیایی که تو در آن نیستی، می‌خواهم اصلا نباشد‌... مرا بگو که اینقدر خرم و نمی‌فهمم که نوشتن این مطالب خیال تو را ناراحت می‌کند. اصلا مرده‌شور مرا ببرد که به قد و قواره زندگی تو تراشیده نشده‌ام. -نامه جلال آل احمد به سیمین دانشور، ۱۲ دی ماه ۱۳۳۱
  23. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    هیچ راه گریز دیگری برای من نیست. « لی‌لی! عاشقم باش ! » -نامه خودکشی ولادیمیر مایاکوفسکی، ۱۵ آوریل ۱۹۳۰
  24. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    هیچ کدام از ما دیگر در کار و زندگی و غیره تنها نیست. هر کدام از ما کسی را دارد که فقط با او معنای همراهی را درک می کند. -نامه آلبر کامو به ماریا کاسارس | ۲۳ فوریه ۱۹۵۰
  25. Taraneh

    ملّت عشق | نامه های عاشقانه

    ما آبستن امید فراوان بوده‌ایم، دریغا که به روزگار ما کودکان، مُرده به دنیا می‌آیند! -احمد شاملو
×
×
  • اضافه کردن...