رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

s.a

رمان‌بان
  • تعداد ارسال ها

    245
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    4

تمامی مطالب نوشته شده توسط s.a

  1. s.a

    دلنوشته حِرمان | s.a کاربر نودهشتیا

    آره، داشتم میگفتم دلتنگی خیلی وحشیه ، مکان و زمان نمیشناسه ، یهو وسط یه روز خوب یا یه روز شلوغ وسط بلبشوی یه دعوا موقع رد شدن از خیابون ، تو پاساژ وسط خرید ، تو صف نونوایی ، وسط جشن فارغ‌التحصیلی ، شب عید ، میون شلوغی مترو ، سر جلسه امتحان حتی وسط وانفسای قیامت چنگ میزنه تو گلوت و تویی که مات و مبهوت تو چشاش نگاه میکنی و خشکت میزنه حتی به این فکر هم نمیکنی که این لامروت از کجا پیداش شد فقط غرق میشی ، غرق میشی ...
  2. s.a

    دلنوشته حِرمان | s.a کاربر نودهشتیا

    گرچه میدانم نمی‌آیی، ولی هردم ز شوق سوی در می‌آیم و هردم نگاهی میکنم
  3. s.a

    دلنوشته حِرمان | s.a کاربر نودهشتیا

    رنجِ دانستن دمار از جان انسان می‌کشد ؛ خوش به‌حالِ بی‌خیالان ؛ جاهلان ؛ خوش‌باوران...️
  4. s.a

    دلنوشته حِرمان | s.a کاربر نودهشتیا

    متاسفانه حق با نامادری راپونزل بود : - راپونزل من سعی خودم رو کردم بهت گفتم از این آدم‌ها دوری کن . از این آدم های خبیثِ خودخواهِ سنگدل . این دنیای بی‌رحم اگه دستش به خورشید هم برسه ، داغونش میکنه !
  5. s.a

    دلنوشته حِرمان | s.a کاربر نودهشتیا

    اگر مرگم فرا رسید و یکدیگر را ندیدیم ، فراموش نکن که من دیدارِتو را بسیار آرزو کردم...
  6. s.a

    به منم خوش آمد بگو

    1. عسل

      عسل

      شما صاحب خونه‌ای خوش‌آمد لازم نیست

  7. s.a

    دلنوشته حِرمان | s.a کاربر نودهشتیا

    مرد اگر گریه کند معترف ضعفش نیست رود اشکی است که از کوه حکایت دارد
  8. s.a

    دلنوشته حِرمان | s.a کاربر نودهشتیا

    - تو به من میگی که به اطرافیانم اعتماد کنم من حتی نمیتونم به آب اعتماد کنم چون اگه امروز بهم جون بده فردا غرقم میکنه ...!
  9. s.a

    به نظرت نفرِ قبلیت چند سالشه؟

    اره گوگولی مگولی
  10. s.a

    دلنوشته حِرمان | s.a کاربر نودهشتیا

    - همیشه همینه . من شاید دنیا رو ۱۰۰ بار نجات بدم ولی وقتی خودم به کمک احتیاج دارم کسی نیست ... ممنون ‌. بابت هیچی _دیالوگی از مرد عنکبوتی
  11. s.a

    به نظرت نفرِ قبلیت چند سالشه؟

    حس ششم
  12. s.a

    دلنوشته حِرمان | s.a کاربر نودهشتیا

    خبر به دورترین نقطه جهان برسد نخواست او به منِ خسته بی‌گمان برسد شکنجه بیشتر از اینکه پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد چه میکنی اگر او را که خواستی یک عمر به راحتی کسی از راه ناگهان برسد رها کنی، بروندو دوتا پرنده شوند گلایه‌ای نکنی بغض خویش را بخوری که هق هق تو مبادا به گوششان برسد خداکند که ... نه نفرین نمیکنم نکند به او که عاشق او بوده‌ام ، زیان برسد ...
  13. s.a

    دلنوشته حِرمان | s.a کاربر نودهشتیا

    در دلم گفتم که ای کاش از تو باشم دورتر از دهان بیرون نیامد توبه کردم زین گناه شاعر : s.a
  14. s.a

    دلنوشته حِرمان | s.a کاربر نودهشتیا

    روزی تو می‌آیی که من دیگر به یادت نیستم من بی تو از این کوچه ها رفتم ، کنارت نیستم روزی پشیمان میشوی ، حیرانِ حیران می‌شوی سر می‌رسی در می‌زنی ، در خانه دیگر نیستم روزی تو دل دل می‌زنی ، فالی به حافظ می‌زنی خیره به هر بیتی ولی در عمق فالت نیستم روزی قرارت می‌رود ، سامان کارت می‌رود من غرقِ سامانم دگر دل بیقرارت نیستم روزی که چرخِ این جهان وارونه گردد یک زمان از عرش بر فرشی ولی من در خیالت نیستم روزی جهنم می‌شود این بی وفایی های تو من یک بهشت جاودان ، اما برایت نیستم من غرق تنهایی و تو دورت پر از همدم شده روزی تو تنها می‌شوی من غمگسارت نیستم روزی خراب آباد دل ، آباد گردد بی تو هم مانند من ویران شوی آباد‌کارت نیستم مستی تو از جامِ می و من هم خماری میکشم خمار و تنها می‌شوی ، مستی جامت نیستم رفتی به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود این بار اگر جان هم شوی جانان تو ، من نیستم ... شاعر :s.a
  15. s.a

    دلنوشته حِرمان | s.a کاربر نودهشتیا

    با آنکه مرا هیچ ندیدی و گذشتی با آنکه به دنبال من هرگز تو نگشتی من هرچه نوشتم که به چشم تو بیایم حتی تو به دنبال یک بیت ، نگشتی! شاعر : s.a
  16. هر چه کنی بکن مکن ترک من ای نگار من

    هر چه بری ببر مبر سنگدلی به کار من

×
×
  • اضافه کردن...