نودهشتیا را در تلگرام دنبال کنید @dl98ia
-
تعداد ارسال ها
262 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
4
تمامی مطالب نوشته شده توسط s.a
-
دیدمش؛گفتم منم؛نشناخت او...❤️🩹
- 86 پاسخ
-
- 3
-
-
-
-
گرچه این شهر شلوغ است ولی باور کن؛ آنچنان جای تو خالیست صدا میپیچد ...
- 86 پاسخ
-
- 3
-
-
-
بوسه از لعل لبت را به رقیبم دادی ؟ مرض قند بگیرد که دلم را خون کرد...
- 86 پاسخ
-
- 3
-
-
-
-
گیرم که هزاران غزل از هجر نوشتیم؛ جرئت که نداریم به دلدار بگوییم!
- 86 پاسخ
-
- 3
-
-
-
چشمهایت قهوهای، لحن ِصدایت دلنشین من شدم صادقترین، عاشقترین ِشاعرین... علت ِبیخوابیام اصلا نمیدانم که چیست... قهوههای ِسهی ِصبح؟! نه، آن دو چشم ِقهوهایست.
- 86 پاسخ
-
- 3
-
-
-
خــود خـزانـیـم و دم از شــوق ِ بـهاران می زنیم 🌱🤍
- 86 پاسخ
-
- 3
-
-
-
-
مـنم کــ جور و جــفا دیدم و وفـــــــا کردم... تــویی که مهــر و وفـا دیدی و جفـا کردیــــــــ...
- 86 پاسخ
-
- 3
-
-
-
شب به شب قوچی از این دهکده کم خواهد شد؛ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد...
- 86 پاسخ
-
- 3
-
-
-
بی جهت در پیِ توجیه گناهش هستید یوسف این بار خودش میلِ زلیخا دارد..
- 86 پاسخ
-
- 3
-
-
-
پنهان اگر چه داری، جز من هزار مونس؛ من جز تو کَس ندارم، پنهان و آشکارا…!
- 86 پاسخ
-
- 4
-
-
-
من پریشان تر از آنم ک تو میپنداری شده آیا ته یک شعر ترک برداری؟
- 86 پاسخ
-
- 4
-
-
-
یه ضرب المثل آفریقایی میگه : _ امیدوارم وقتی مرگ به سراغت میاد زنده پیدات کنه .
- 86 پاسخ
-
- 4
-
-
-
-
تا توانی ب خرابی من ای عشق بکوش من نه آنم ک از این پس دگر آباد شوم... !
- 86 پاسخ
-
- 4
-
-
-
-
خلایق در تو حیرانند و جای حیرتست الحق ک مه را بر زمین بینند و مه بر آسمان باشد...
- 86 پاسخ
-
- 3
-
-
-
ناز کنی، نظر کنی، قهر کنی، ستم کنی، گر که جفا، گر که وفا، از تو حذر نمیکنم!
- 86 پاسخ
-
- 5
-
-
-
گفته بودم چوبیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
- 86 پاسخ
-
- 5
-
-
-
گیسوانت زیر باران، عطــر گندمزار... فکــرش را بکن! با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار... فکرش را بکن! در تراس خانه رویارو شوی با عشق بعـد از سالها بوسه و گریه، شکوه لحظهی دیدار... فکرش را بکن! سایهها در هم گــره، نور ملایـــم، استکانِ مشترک خنده خنده پر شود خالی شود هربار... فکرش را بکن! ابـــر باشم تا کـــه ماه نقـــرهای را در تنــم پنهــان کنم دوست دارد دورِ هر گنجی بچرخد مار... فکرش را بکن! خانهی خشتی، قدیمی، قل قل قلیان، گرامافون، قمر تکیـه بر پشتــی زده یار و صدای تار... فکرش را بکن! از سمــاور دستهایت چای و از ایوان لبانت قند را... بعد هم سیگار و هی سیگار و هی سیگار... فکرش را بکن! اضطراب زنگ، رفتم وا کنم در را، کـــه پرتم میکنند سایهها در تونلی باریک و سرد و تار... فکرش را بکن! ناگهان دیوانهخانه وَ پرستاری که شکل تو نبود قرصها گفتند: دست از خاطرش بردار! فکرش را نکن!
- 86 پاسخ
-
- 4
-
-
-
گفته بودم که تورا دوست ندارم دیگر درد آنجا که عمیق است به حاشا برسد
- 86 پاسخ
-
- 5
-
-
-
-
چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم ناگهان دل داد زد دیوانه من میبینمش !
- 86 پاسخ
-
- 4
-
-
-
-
-
پرسید: از عشق چه به دست آوردی؟ گفتم: حالا تمام شعرهای غمگین جهان را میفهمم...
- 86 پاسخ
-
- 5
-
-
-
-
آنچه کردی تو به من ، هیچ ستمکار نکرد...
- 86 پاسخ
-
- 5
-
-
-