Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 کاش بادبادکی بودم که سر نخش در دستان تو بود؛ من کوچکترین پیوند با تو را، حتی اگر به یک مو بند باشد دوست دارم. -ایپک ابراهیمیان لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 انسان اندوهش را فراموش نمی کند بلکه خود را وادار می کند آن را تاب بیاورد. -نامه ژرژ ساند به گوستاو فلوبر، ۲ مارس ۱۸۷۰، پاریس لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 که من هنوزم و در من همیشهوار تویی... -حسین منزوی لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 که من هنوزم و در من همیشهوار تویی... -حسین منزوی لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 آیا شک داری که ورودت به قلبم، با شکوهترین روز تاریخ و بهترین خبر جهان بود؟! -نزار قبانی لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 و إنك ماء و إن الماء قد يسقي و قد يروي و قد يغرق... +و تو آب هستی و آب تشنگی می آورد و آب سیراب میکند و آب غرق میکند... لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 بنابراین آینده معلوم است. سرشار از امیدها، تردیدها، عزمها، بلاتکلیفیها، برنامهها و بیمها هستم. فعلا فقط از یک چیز مطمئنم: همیشه داستان جالبی وجود خواهد داشت؛ نه فقط برای من. -نامه واتسلاف هاول به اولگا لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 ماریانا، زنده ماندم. چیزهایی مُرد که نباید میمرد، چیزهایی تلف شد که گران نبود، بلکه نمیشود رویشان قیمت گذاشت؛ و حالا ندارمشان و نمیشود مثلا بخرم و قرض بگیرم و تلاش کنم به دست بیاورم. میدانی زنده ماندم، اما آنقدر گیجم که نمیدانم خبر خوبی دادم یا چه. -نامه حاتمه رحیمی به ماریانا لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 دستم را بگیر و آنگونه دوستم داشته باش که انگار نفس توام. اگر در سینهات نباشم خواهی مُرد. -جمال ثریا لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 میخواهم به یادِ من باشی. اگر تو به یادِ من باشی عین خیالم نیست که همه فراموشم کنند... -هاروکی موراکامی لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 تنهایم نگذار عزیزم! آدم همیشه نیرومند نیست. هر چقدر هم فکر کند تواناست ممکن است نتواند بر رنج هایش چیره شود. -آلبر کامو لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل داند و من... -مولانا لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 چه کسی میخواهد من و تو ما نشویم؟! خانهاش ویران باد! -حمید مصدق لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 باید هر کدام از ما راهِ خودش را برود؛ من به سمت تو، و تو به سمتِ من... -جبران خليل جبران لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 مهری در هیاهوی اشیاء بودم که مرا صدا زدی. در صدایت مهر بود . نوازش بود. هر چه به دور از هم افتاده باشیم، گاه دریچههامان را میگشاییم، و یکدیگر را صدا میزنیم، و صدا زدن چه خوش است. صدایی نیست که نپیچد. و پیامی نیست که نرسد. هستی مهربانتر از آن است که پنداشتهایم. من گوش به زنگ وزشها نشستهام. و نگاه میکنم. زندگی را جور دیگر نمیخواهم. چنان سرشار است که دیوانهام میکند. دست به پیرایش جهان نزنیم. -نامه سهراب سپهری به مهری، ۲ اردیبهشت ۱۳۴۲ لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 وَ وَصْلُكَ مُنَی نَفْسِی وَ إلَيْكَ شَوْقِی... +همه داستان همین است تو آرزوی منی... لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 وقتی کلمات ناتوانند ، بگذار تو را با سکوت بگویم. -نزار قبانی لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 مرا دوست بدار دور از سرزمین خشم و سرکوب دور از شهرمان، که سیراب شد از مرگ... -نزار قبانی لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 جنگ که تموم شه ازدواج می کنیم و در مزرعه ی ما گلهایی خواهد رویید به زیبایی تو، در رحم تو دختری خواهد بود شبیه تو... -نامه ای در جیب یک سرباز کشته شده.. لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 انگار من از جای بریدهی زخمی در تن تو روییده ام -نامه فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 تلويزيون تو را نشان می دهد، كتابها تو را مىخوانند، پيادهروها تو را قدم می زنند، خوابها تو را می بينند عزيزم! همه از اينجا رفتهاند تو كه تنهاترين مرغابى جهانى چرا از من مهاجرت نميكنى؟ -حسين صفا لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 بیرون زمستان است. برف زیادی باریده است. هرچند که دارد آب میشود. بدونِ تو همهچیز تهی و کسالتبار است. -نامه آنتوان چخوف به اولگا کنیپر؛ ۳۰ اکتبر- مسکو لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 « برق چشمان تو رنج دنیا را از بین میبرد. » -نامه فرانتس کافکا به میلنا لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 از فصل ها، فصلِ گلِ بابونه را دوست دارم و سپس تو را و همواره تو را و دوباره تو را. -جمال ثریا لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 8 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 8 آبان، 2025 از تو دور شدم مثل ابر از دریا اما هرجا رفتم باریدم . . . -رسول یونان لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری