رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور می دهم، فقط به امید نور کم سویی که در دوردست ها می درخشد. 

 

-نامه اولگا کنیپر به آنتوان چخوف

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • پاسخ 704
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

  • Taraneh

    705

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال‌های محبوب

سلام عزیزانم  تو این تاپیک با هم از عشق های قدیمی میخونیم

چون چشم ترم دیدی، لب بر لب خشکم نِه...   -سیف فرغانی

« و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور می دهم، فقط به این امیدِ نورِ کم سویی که در دوردست ها می درخشد. »   -نامه اولگا کنیپر به آنتوان چخوف | ۱۰ فوریه؛ مسکو

شاید تصور کنی که تو را فراموش کرده ام، اما من پرونده ای قطور از خاطرات تو و خنده های به یاد ماندنی ات دارم...

 

-نامه فدریکو گارسیالورکا به آنا ماریا

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قربان مردمک‌های بی‌قرار چشمهایت بروم، قربان غم و شادی ات بروم، تو چه هستی که جز با تو آرام نمی‌گیرم. حتی جای پایی از تو در خاک برای من کافیست.

 

-فروغ فرخزاد

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

روییدی در قلب من، بسان گل کوچکی که کنار دیوار می‌روید.

همین‌قدر ناخواسته عاشقت شدم...

 

-غادة السمان

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دارم از یک شهر حرف می‌زنم! تو سرزمین منی

صورت و دست‌های کوچکت،‌ صدایت...‌ من آنجا متولد شده‌ام و همان‌جا می‌میرم!

 

-نزار قبانی

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

روی هم رفته در زندگی نباید آنقدر هم سخت گرفت. 

آیا زندگی آنقدر دقیق و مهم و مطابق قوانین تغییرناپذیر است؟ 

تازه اگر هم بود برای ما صدق میکرد؟ 

 

-نامه صادق هدایت به شهید نورایی

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

از میانِ تمام چیزهایی که دیده‌ام، 

تنها تویی که می‌خواهم به دیدنش ادامه دهم.

 

-پابلو نرودا

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شاید این آخرین باری است که می‌بینمش...

فقط ترک کردنش نیست که مرا از پا در می‌آورد؛

از برگشتن به تنهایی خیلی میترسم...

 

-ژان پل سارتر

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اما دردناک تر از تحمل این همه رنج، این است که ببینی دنیا کوچک ترین اهمیتی هم به رنجی که می بری نمی دهد.

 

-نهاالراضی، یادداشت های بغداد

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نسیم خنکی که موهایت را تکان می‌دهد صدای من است. بارها از تو می‌گذرد و تو او را نخواهی شناخت! عالیه! یک قطره‌ی شفاف در این وقت سحر روی دست تو می‌افتد، گمان نکن باران است. طبیعت پر از کنایات است. وقتی که عاشق از معشوقه‌اش دور می‌شود، بعدها خیلی چیزها شبیه به آثار وجود آن دور شده، از نظر می‌گذرند.قطره‌ی باران، که در خاموشی شب خیلی محزون به زمین می‌آید شبیه به اشک آن عاشق است.

 

-نامه‌ نیما یوشیج به همسرش عالیه

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

گفتی دوستت دارم و من به خیابان رفتم!

فضای اتاق برای پرواز کافی نبود. 

 

-گروس عبدالملکیان

ویرایش شده توسط Taraneh
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

‌ ماریانا، قلبم، انار ترک خورده‌ی به زمین افتاده‌‌ایست که خشمی آن را چندین و چند، محکم به دیوار پرتاب کرده‌، به سنگ کوبیده؛ متلاشی و بی‌تلاش مانده‌ام. به قدری از هم پاشیده‌‌ام که نمی‌شود مرا بغل گرفت.

-نامه حاتمه رحیمی به ماریانا

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سربازی دستش گلوله خورده، سربازی سینه‌اش.

من اما گلوله از پوستم گذشته، خورده است به گوشه‌ی خیالم.

برای همین است که در تمام شعرهایم خون جاری‌ست...

 

-گروس عبدالملکیان

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عزیزم از من نپرس:

اجناس کدام مغازه زیباتر بود؟ من تمام مدت، در شیشه‌ی ویترین ها خودمان را تماشا میکردم! 

 

-علیرضا قاسمیان خمسه

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اینجا زندگی‌ام میان امید و ناامیدی در نوسان است. هم‌زمان آرزو دارم بمیرم و آرزو دارم که زندگی کنم.

گاهی اوقات به زندگی نظم می‌دهم و گاهی هرج‌و‌مرج است که زندگی‌ام را می‌بلعد؛ اکنون که می‌نویسم دومی بر جریان روزهایم غلبه دارد، شاید به همین دلیل دارم برایت می‌نویسم لئون.

 

-نامه آلخاندرا پیثارنیک به لئون استروف

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

غمی رنگ‌باخته دلم را به درد می‌آورد. 

من کاری نمی‌کنم و نمی‌خواهم هم کاری بکنم.

 

-نامه اولگا کنیپر به آنتوان چخوف

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کسی نمی‌داند چطور بی‌حوصلگی مرا میان حروف و کلمات متوقف می‌کند و می‌ایستاند.

کسی نمی‌داند چه غم و اندوهی در زبان فقیرم لانه کرده است.

 

-نامه آلخاندرا پیثارنیک به لئون استروف

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ملینا

چطور است که تو هنوز از من نترسیده ای یا از من نرمیده ای یا احساسی از این قبیل پیدا نکرده ای؟

ژرفای جدیت و توان تو تا کجاها می رسد؟

من برای تو یا هر کس دیگر نمی توانم توضیح دهم که در درونم چه می گذرد. چطور می توانم آن را برای دیگری روشن سازم در حالی که نمی توانم آن را برای خودم روشن کنم. اما مطلب اصلی این نیست. اصل مطلب واضح است: امکان یک زندگی انسانی در پیرامون من وجود ندارد. تو این را می بینی اما نمی خواهی باور کنی. اگر به طرف من بیایی یکسره در مُغاک فرو می لغزی. آیا از این آگاهی داری؟ عشق در نظر من آن است که تو خنجری هستی که من در درون خویش می چرخانم.

 

-نامه کافکا به ملینا

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من که تو را خیلی می‌خواستم،

پیش خودم و برای خودم میخواستم...

تو چرا مرا از توی خودم در آوردی ؟ 

چرا داخلِ زندگیِ دل من شدی و مرا گرفتار کردی ؟

 

-نامه مرتضی کیوان به پوری سلطانی

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

می‌خواهم از تو بنویسم.

از نامِ تو که تکیه‌گاه حصارهای شکسته است.

 

-پوشویاتوسکا

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

فلیسه، چرا می‌کوشیم آدم‌ها را تغییر دهیم؟

این درست نیست.

" آدم باید یا دیگران را همانطور که هستند بپذیرد، یا همانطور که هستند به حال خودشان بگذارد."

آدم نمی‌تواند آنها را عوض کند، فقط توازن‌شان را بر هم می‌زند. چون یک انسان از قطعه‌های واحدی درست نشده است که بتوان تکه‌ای را برداشت و بجایش چیزِ دیگری گذاشت. او یک کل است، و اگر آدم یک سویش را بکشد، سوی دیگرش، چه بخواهی چه نخواهی، کشیده می‌شود.

 

 

-نامه فرانتس کافکا به فلیسه

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

أحببتك وكأنك آخر أحبتي على وجه الأرض،

و عذبتني كأنني آخر أعدائك على وجه الأرض

 

+تو را دوست داشتم، چنان که گویی تو آخرین عزیزِ من بر رویِ زمینی و تو رنجم دادی، چنان‌که گویی من آخرین دشمنِ تو بر رویِ زمینم...

 

-غادة السمان

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

فقط بخواب، بخواب!

تنها در خواب می‌توان در میان ارواح نیکوکار بود؛ بیداری زیاد مرگ را به همراه می‌آورد.

 

-نامه فرانتس کافکا به فلیسه

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

اطلاعیه ها


×
×
  • اضافه کردن...