به اطلاع کاربران میرسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شدهاند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity
جستجو در تالارهای گفتگو
در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'انجمن نودهشتیا'.
13 نتیجه پیدا شد
-
بسم الله الرحمن الرحیم نام رمان: داستان طالب و زهره نویسنده: غزال گرائیلی | کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه خلاصه رمان: در روزگاران قدیم در شهر آمل، طالب و زهره در یک نگاه عاشق هم شدند و تلاش کردن تا برای هم باشند اما دست روزگار برای آنها، داستانهایی رقم زد... مقدمه: نمیتوان از تو گذشت، به خدا نمیتوان چشم بر روی چشمهایت بست، بگذار تو را ببینم، تا آخرین لحظه، تا آخرین حد نفسهایم. نمیگویم که مرا تنها نگذار، تو در قلبمی و هیچگاه تنها نمیمانم. نمیگویم همیشه بمان! تا زمانی که هستی؛ من نیز میمانم. اگر روزی بروی، دنیا را زیر پا میگذارم. نمیگویم تنها تو در قلبمی، نیازی به گفتنش نیست آن گاه که تو همان قلبمی… قلبی که تنها تپشهایش برای تو است. زنده ماندن من، به شرط تپشهای این قلب نیست، به عشق بودن تو است. چشمهایم از این انتظار خسته نمیشود. میمانم و میمانم از این خزان تا پایان بهار... تا تو بیایی. تا چشمهایت را ببینم و دنیای زیبایم را در آغوش بگیرم.
- 31 پاسخ
-
- 7
-
-
-
- غمگین
- داستان جدید
-
(و 3 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
رمان این قصه خاص نیست | مهشید رضایی کاربر انجمن نودهشتیا
Mahshid rzi پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در تایپ رمان
نام رمان : این قصه خاص نیست! نام نویسنده: مهشید رضایی | کاربر انجمن نودهشتیا ژانر : عاشقانه، درام خلاصه : ریحانه بعد از تحصیلش تو فرانسه برگشت ایران...اما چرا زندگی تو فرانسه رو انتخاب نکرد و برگشت؟اینجا چه کسی منتظرشه و قراره چی بشه؟ مقدمه : در خوابم...غرق در سکوت در جوار باغچه اش نشسته بود. سیب سرخش را گاز می زد و به نعنا های باغچه خیره شده بود. چرا به جلب توجه های احمقانه ام توجه نمی کرد؟ باید بلند شود دیوانه ای نثارم کند یا با مشت به بازویم بزند تا من هم بخندم و هرجا می رود دنبالش بروم. اما سرد و ساکت دور افتاده از سرزمین سبک سری و بازیگوشی فقط نشسته بود. @sarahp ساعات پارت گذاری : ۵:۳۰ صبح هر روز- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
- رمان عاشقانه
- درام
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
نام دلنوشته: دلتنگی نام نویسنده: م.م.ر(شاهرخ) ژانر: عاشقانه خلاصه: آن روز که کولهبار عشقمان را برداشتی و بیسروصدا تنهایم گذاشتی، خبر نداشتی نیمی از قلب سنگیات را کش رفته بودم. میدانستم اگر برای من هم دلتنگ نشوی، دلتنگ قلب نصفه ماندهات خواهی شد؛ زیرا که من تو را از خودت بهتر میشناسم، بازخواهی گشت و من باز با دیدنت دلتنگیام را برطرف خواهم کرد.
-
رمان آسمون آبی من | سمندون،فوجدی کاربر انجمن نودهشتیا
سمندون پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در رمان های متروکه
نام رمان: آسمون آبی من نام نویسنده: سمندون، فوجدی ژانر: عاشقانه، اجتماعی، درام هدفم از نوشتن رمان: خاموش شدن صداها و هیاهوی تو سرمه خلاصه: داستان حول پسریه به نام سهیل که فردی درونگراست. تو دانشکده هنر با دختری که به شدت برونگراست اما، رازی داره که سهیل رو هم به مرور درگیرش میکنه، آشنا میشه. به مرور سهیل رو از دنیای ساختگی خودش بیرون میکشه و شخصیتش رو به چالش میکشه. مقدمه: گاهی اوقات به این فکر میکنم چه اتفاقی می افتاد اگر انسانها توانایی حرف زدن نداشتن. صدای جهان بلندتر نمیشد؟ شاید حتی پر زدن پرنده ها و صدای قطرات بارون هم شنیده میشد! چی میشد اگه تو ذهنمون هم سکوت حاکم میشد؟ از وقتی یادمه تو هیایوی ذهنم گم شدم. صداهای ذهنم و حرف هایی که باید زده میشد و نشد انقدر بلندن که گاهی یادم میره اون لحظات گذشتن و رفتن. دلم میخواد از خودم و تمام فکرایی که تو سرمه رها بشم. یه روزی یه جا توسط یه کسی این اتفاق حتما میوفته... ناظر: @Nasim.M -
قلب در آشفتگی |solmaz.h کاربر انجمن نودهشتیا
Solmazheydarzadeh پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در رمان های متروکه
نام رمان: قلب در آشفتگی نویسنده: سولمازحیدرزاده«solmaz.h» ژانر: معمایی، پلیسی، عاشقانه «خلاصه» در اوج ناامیدی بسیار شکستگیها به وجود میآیند، دروغهای بزرگی به گوش میرسند، دختری از تبار غم برای بهدست آوردن طعم رهایی و آزادی میجنگد. در این میان قلبی خسته میتپد، آیا زمان را به او هدیه میدهد؟ ناظر: @Nasim.M -
رمان در میان دوقلب | Haniyeh agahi کاربر انجمن نودهشتیا
هانیه آگهی پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در رمان های متروکه
نام رمان: در میان دوقلب نام نویسنده: Haniyeh agahi هدف: دلیل این رمان اینه تا صدایی باشه برای اونهایی که حرفاشونو قورت دادن، برای دلهایی که با درد و سکوت بزرگ شدن. قصهایه دربارهی تصمیمهایی که آسون نیستن، رابطههایی که ساده شروع نمیشن و راحت تموم نمیشن. میخواستم چیزی بنویسم که واقعی باشه؛ نه لزوماً از نظر اتفاقات، بلکه از نظر احساسات. اگه حتی یه نفر بین سطرهاش خودش رو پیدا کنه، یعنی به هدفم رسیدم. پارت گذاری: روزانه دو پارت ساعت سه بعد از ظهر خلاصه: کیان مردیست که میان گذشته و حال، درگیر خاطراتیست که هنوز رهایش نکردهاند. سکوتش سنگین است، نگاهش پر از نگفتهها… گاهی آدمها از فراموش نکردن، میسوزند، نه از نبودن. و در زندگی او، کسی بهطور ناگهانی وارد میشود. بیخبر از اینکه چه تاثیری بر زندگیاش خواهد گذاشت. وارد میشود با تمام بیپرواییاش. آندو، بیهیچ مقدمهای وارد دنیای هم میشوند. بیآنکه بدانند حضورشان قرار است چه چیزی را ویران کند، یا شاید… نجات دهد. این داستان، قصهی تلاقی دو جهان است. جهانی پر از انتخابهای مبهم، احساساتی که زود شکل میگیرند و دیر از بین میروند. مقدمه: تو را آنگونه که بودی ندیدم؛ آنگونه که دوستت میداشتم، میدیدم. روحت برایم نغمهای بود آرامشبخش، که با گذر زمان، بدل شد به شلاقی بیرحم... و آنقدر کوبید که دیدمت؛ نه آنکه دوستت داشتم، بلکه آنچه واقعاً بودی. تو معجزهی بیناییام شدی. و حال، من ماندهام و چشمانی که بینا شده و من این معجزه را دوست دارم ناظر: @sarahp -
چطور یک رمان پلیسی خوب بنویسیم؟ | انجمن نودهشتیا
هانیه پروین پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در آموزش نویسندگی
چطور یک رمان پلیسی خوب بنویسیم؟ نوشتن یک رمان پلیسی جذاب، میتواند مانند یک کارآگاه حرفهای عمل کردن باشد؛ باید با دقت، هوش و برنامهریزی پیش بروید و تمامی شواهد را با دقت جمعآوری کنید تا در نهایت معما حل شود. رمانهای پلیسی معمولاً درباره یک جرم یا اتفاق هستند که باید به وسیله شخصیت اصلی، که غالباً یک پلیس یا کارآگاه است، حل شوند. حالا اگر میخواهید رمان پلیسیتان را به خوبی بنویسید، باید چند گام کلیدی را رعایت کنید تا داستانی پیچیده، جذاب و منطقی خلق کنید. 1. ایجاد یک جرم جذاب و پیچیده اولین قدم برای نوشتن یک رمان پلیسی خوب، خلق یک جرم پیچیده است که بتواند ذهن خواننده را به چالش بکشد. این جرم میتواند قتل، سرقت، آدمربایی یا هر نوع جنایت دیگری باشد که میتواند برای کارآگاه داستان پیچیدگی ایجاد کند. جرم باید به گونهای طراحی شود که حل آن نیاز به دقت زیاد و تحقیق کامل داشته باشد. راهکار: - جرم باید منطقی باشد، ولی در عین حال پیچیده و با جزئیات مخفی که تنها با دقت فراوان حل میشود. - از ابتدا نباید همه جزئیات جرم فاش شود. به تدریج جزئیات و سرنخها باید آشکار شوند تا خواننده بتواند همراه با کارآگاه، به حل معما بپردازد. - انگیزههای مختلف و پیچیدهای برای جرم وجود داشته باشد که بتواند مخاطب را به اشتباه بیندازد. 2. شخصیتهای پیچیده و چند بعدی بساز شخصیتها در رمانهای پلیسی بسیار اهمیت دارند. شخصیت اصلی معمولاً کارآگاه یا پلیسی است که باید معما را حل کند. این شخصیت باید ویژگیهای انسانی و پیچیدهای داشته باشد. به این معنا که او نمیتواند فقط یک پلیس سرسخت و بیاحساس باشد. باید مشکلات شخصی، اخلاقی یا روانی داشته باشد که باعث شود خواننده به او علاقهمند شود. راهکار: - شخصیت اصلی باید یک پیشینه و داستان شخصی جذاب داشته باشد که او را از دیگر شخصیتهای معمولی متمایز کند. مثلاً کارآگاه ممکن است دچار مشکلات خانوادگی باشد یا انگیزههای شخصی برای حل پرونده داشته باشد. - شخصیتهای فرعی نیز باید به گونهای طراحی شوند که همزمان مشکوک و قابلاعتماد باشند. این تردید و دوگانگی کمک میکند تا خواننده در طول داستان مشکوک باشد و نتواند به راحتی حدس بزند چه کسی مجرم است. چطور شخصیت مرد کاریزماتیک خلق کنم؟ 3. ایجاد یک فضای خاص و معماگونه فضا در رمان پلیسی نقش بزرگی دارد. باید فضایی ایجاد کنید که با نوع جرم و کارآگاه داستان هماهنگ باشد. محیطهای تاریک، مرموز، و پر از راز میتوانند به شدت به عمق داستان افزوده و بر تنش آن بیفزایند. راهکار: - مکانهایی مثل دفاتر پلیس، خانههای متروکه، یا محلههای پرخطر میتوانند فضا را به گونهای بسازند که احساس کشمکش و خطر ایجاد شود. - توجه به جزئیات محیطی مانند نور، صداها و حتی بوها میتواند فضا را واقعیتر و جذابتر کند. برای مثال، گاهی یک صدای آهسته در شب میتواند یک حس تنش ایجاد کند. - اگر در یک شهر واقعی داستان را مینویسید، از جغرافیا و ویژگیهای آن منطقه بهره ببر تا فضای داستان باورپذیرتر و ملموستر باشد. 4. سرنخها را به تدریج وارد داستان کن در رمانهای پلیسی، سرنخها باید به تدریج وارد داستان شوند. نباید همه سرنخها از ابتدا در اختیار کارآگاه یا خواننده قرار بگیرد. به جای آن، باید سرنخها به طور تدریجی در نقاط مختلف داستان پخش شوند، تا در نهایت خواننده و کارآگاه به نتیجه برسند. راهکار: - هر سرنخ باید به صورت طبیعی در داستان گنجانده شود. این سرنخها نباید خیلی سریع یا خیلی پیچیده باشند. - از سرنخهای گمراهکننده (red herrings) استفاده کن تا خواننده را از مسیر اصلی دور کنی. این سرنخها ممکن است در ابتدا مهم به نظر برسند، اما در نهایت بیربط باشند. - به تدریج که داستان پیش میرود، سرنخهای جدید و مهمتر ظاهر شوند که در نهایت به حل معما کمک کنند. 5. حفظ تعلیق و تنش در طول داستان تعلیق و تنش باید در سراسر رمان پلیسی حفظ شود. کارآگاه یا شخصیت اصلی باید هر بار یک قدم به حل معما نزدیکتر شود، اما نباید به راحتی پاسخ نهایی را پیدا کند. این تعلیق خواننده را مجبور میکند که در طول داستان باقی بماند و به دنبال پاسخ بگردد. راهکار: - از فصول کوتاه و پرتنش استفاده کن که در آنها هر فصل یک کشمکش یا سوال جدید پیش بیاید. - هرچه به پایان نزدیکتر میشویم، تنش باید بیشتر شود. ممکن است کارآگاه یا شخصیت اصلی تحت فشار قرار گیرد، یا سرنخها به گونهای باشند که او را به اشتباه بیندازند. - در پایان داستان، به اوج تنش برس و این احساس را ایجاد کن که حقیقت در آستانه آشکار شدن است. چطور یک رمان معمایی خوب بنویسیم؟ 6. چرخشهای غیرمنتظره و جالب ایجاد کن در رمان پلیسی، چرخشهای داستانی غیرمنتظره میتوانند خواننده را شگفتزده کنند. این چرخشها باید بهگونهای باشند که همزمان با پیشبرد داستان، بر پیچیدگی آن بیفزایند. هر چرخش باید منطقی و قابل توجیه باشد، اما در عین حال غیرقابل پیشبینی. راهکار: - ممکن است یکی از شخصیتها در میانه داستان تغییر ماهیت دهد یا اطلاعات جدیدی ظاهر شود که همه چیز را تغییر دهد. - ممکن است کارآگاه به اشتباه به شخصی مظنون شود که در واقع بیگناه است، یا در نهایت او متوجه شود که کسی که به نظر بیگناه بوده، در حقیقت مجرم است. - چرخشهای کوچک و بزرگ باید خواننده را از پیشبینی نتیجه داستان بازدارند. 7. ایجاد پایان راضیکننده و شگفتانگیز پایان رمان پلیسی باید همزمان راضیکننده و شگفتانگیز باشد. خواننده باید در نهایت احساس کند که همه سرنخها به درستی به هم متصل شدهاند و معما حل شده است. پایان باید با حداکثر تنش و هیجان باشد. راهکار: - در پایان تمام سوالات و معماهای باز باید پاسخ داده شوند و خواننده باید به آنها برسد. - باید از یک چرخش بزرگ در پایان استفاده کنی که همه چیز را تغییر دهد. شاید حتی خواننده به یاد نیاورد که یک سرنخ در ابتدای داستان به این چرخش اشاره کرده است. - خواننده باید در پایان داستان احساس کند که تمامی جزئیات به درستی به هم متصل شده و معما حل شده است. 8. حفظ ریتم و سرعت داستان ریتم داستان پلیسی باید متنوع باشد. برخی قسمتها باید آرامتر باشند تا خواننده فرصت داشته باشد تا سرنخها را تجزیه و تحلیل کند، در حالی که بخشهای دیگر باید سریع و پرتنش باشند تا خواننده را وادار به ادامه خواندن کنند. راهکار: - برای حفظ ریتم، فصول آرام و سریع را متناوباً در داستان قرار بده. - صحنههایی که شامل گفتگوهای طولانی هستند میتوانند به کندی پیش بروند، اما صحنههای اکشن یا لحظات بحرانی باید سرعت بیشتری داشته باشند. چطور یک رمان عاشقانه پرطرفدار بنویسیم؟ جمعبندی نوشتن یک رمان پلیسی خوب نیاز به توجه به جزئیات و دقت در طراحی معماها دارد. برای ایجاد یک رمان پلیسی موفق، باید معما را پیچیده و جذاب بسازی، شخصیتها را با انگیزههای انسانی پیچیده طراحی کنی، سرنخها را به تدریج و هوشمندانه وارد داستان کنی، تنش را در طول داستان حفظ کنی، و در نهایت پایان داستان را شگفتانگیز و منطقی بنویسی. - جرم باید پیچیده و جذاب باشد. - شخصیتها باید چندبعدی و جذاب باشند. - فضا باید معماگونه و پر از جزئیات باشد. - سرنخها باید تدریجی و هوشمندانه باشند. - چرخشها و پایان باید غیرمنتظره و شگفتانگیز باشند. با رعایت این نکات، میتوانی رمانی پلیسی بنویسی که خواننده را تا آخرین صفحه درگیر کند.-
- 1
-
-
- رمان پلیسی نودهشتیا
- رمان جدید نودهشتیا
- (و 4 مورد دیگر)
-
چطور داستانم رو جذابتر کنم؟ (با این ترفندها داستان شما مثل بمب ترکونده میشه!) شاید شما هم نویسندهای باشید که توی هر صفحه از داستانتون دست و پا میزنید و میگید: "خب... حالا چطور این رو جذابتر کنم؟" این کاملاً طبیعیه! همه ما ممکنه توی یک بخش از داستان گیر کنیم، یا وقتی با خط به خط نوشتههامون نگاه میکنیم، احساس کنیم که داستان انگار یه کم بیروح شده. ولی خب نگران نباشید، شما تنها نیستید! اینجا هستیم تا با چند ترفند ساده و موثر، داستان شما رو جذابتر کنیم و کاری کنیم که هیچ کسی نتونه ازش چشم برداره! 1. شروع قدرتمند، پایان بینظیر اولین چیزی که باید در نظر بگیرید اینه که شروع داستان باید قدرتمند و گیرایی داشته باشه. اگر اولین پاراگراف نتونه خواننده رو جذب کنه، احتمالاً هیچ چیزی نمیتونه این کار رو انجام بده. به این فکر کنید که داستان شما مثل یه مهمانی بزرگه: اگه در لحظه اول مهمانها رو با دستپخت خوب و موسیقی جذاب پذیرایی نکنید، همه دلشون میخواد سریع از اون مهمانی بیرون برن! چطور شروع کنیم؟ شروع داستان شما باید یک سوال مهم ایجاد کنه که خواننده رو وادار به ادامه بده. مثلاً شما میتونید با یک راز بزرگ، یک اتفاق عجیب یا حتی یک دیالوگ باحالش شروع کنید. "نیکلاس وقتی به خانه برگشت، متوجه شد که کلیدهاش رو گم کرده بود، ولی این بار کسی در خانه نبود که در رو باز کنه..."—خودش همه چیز رو مشخص میکنه، نه؟! از طرف دیگه، پایان داستان هم باید تأثیرگذار و غیرقابل پیشبینی باشه. بهتره که پایان داستان به اندازه شروعش جذاب باشه، طوری که خواننده با حس عمیق و رضایتمندی کتاب رو ببنده. چطور ایده پیدا کنم | انجمن نودهشتیا 2. رازهای شخصیتهای پیچیده شخصیتهای شما باید جذاب، واقعی و چندبعدی باشند. هیچ چیزی داستان رو مثل یک شخصیت بیجان خراب نمیکنه. بنابراین، به شخصیتها فکر کنید که فقط وظیفه پیشبرد داستان رو نداشته باشند، بلکه باید برای خواننده قابل لمس و باورپذیر باشند. همینطور از شخصیتهای ثانویه و حاشیهای هم غافل نشید، چون همینها هستن که داستان رو رنگ و بوی متفاوت میدن. چطور شخصیت جذاب بسازیم؟ در نظر بگیرید که شخصیت شما در حال مبارزه با یک بحران درونی باشه، یا به دنبال آرزویی که به نظر غیرممکن میاد. شاید او در ظاهر فردی قوی به نظر بیاد، اما در عمق خود شک و تردید داره. این تضادها باعث میشه که شخصیتها فراموشنشدنی بشن. 3. دیالوگهایی که هیچکس نمیتونه ازشون بگذره یادتون باشه، دیالوگها یکی از اصلیترین ارکان جذابیت داستان هستند. دیالوگهای شما باید مثل یک مبارزه لفظی یا یک رقص پر از هیجان باشن! شاید یه گفتگو توی ظاهر خیلی ساده به نظر برسه، اما وقتی که به خوبی نوشته بشه، میتونه کل داستان رو تغییر بده. نکته اینجاست که باید از کلیشهها و صحبتهای بیهدف پرهیز کنید. دیالوگها باید در خدمت شخصیتها و پیشبرد داستان باشن. وقتی شخصیتها با هم حرف میزنند، باید شخصیت اونها توی هر جمله احساس بشه. اگر دیالوگها توی داستان شما خوب کار کرده باشن، خواننده حتی با یک جمله کوتاه هم میتونه بفهمه که شخصیتها چطور فکر میکنند و چه احساساتی دارن. چطور خواننده رو بترسونیم | انجمن نودهشتیا 4. تعلیق و هیجان: قلاب داستان رو فراموش نکنید! برای جذابیت بیشتر داستان، باید هیجان و تعلیق رو به درستی در اون بگنجونید. این یعنی شما باید در هر فصل یا هر بخش از داستان، برای خواننده سوالی پیش بیارید که منتظر جوابش بمونه. هرچی سوالات بیشتر و جذابتر باشه، خواننده بیشتر جذب میشه. مثلاً وقتی شخصیت شما در حال انجام یک کار خطرناک است، نباید همهچیز رو به راحتی پیش ببرید. بذارید سوالاتی ایجاد بشه: "آیا اون موفق میشه؟" "چه چیزی در انتظارشه؟" با این ترفند، خواننده با دقت بیشتری داستان رو دنبال میکنه. این کار میتونه هیجانانگیزترین قسمت داستان شما باشه. 5. جزئیاتِ مهم: همهچیز توی جزئیاته! شاید فکر کنید که جزئیات توی داستان همیشه مهم نیستن، ولی خب، واقعیت اینه که جزئیات میسازن! از نوع لباس شخصیتها گرفته تا توصیف دقیق محیط، همه اینها باعث میشن داستان شما زنده بشه. جزئیات دقیق و بهجا میتونند روح جدیدی به داستان شما بدهند. مطمئن بشید که توصیفها حواسپرتی ایجاد نمیکنن، بلکه باید به پیشبرد داستان کمک کنن. مثلاً اگر شخصیت شما در حال عبور از یک خیابان شلوغ هست، میتونید جزئیات در مورد صدای ماشینها، رنگهای تابلوها، یا حتی عرق کردن پیشانی شخصیت رو توصیف کنید تا فضای داستان به شدت ملموس بشه. توصیه های هاروکی موراکامی به نویسندگان | انجمن نودهشتیا 6. تغییر در زاویه دید: دنیا از نگاههای مختلف گاهی وقتها تغییر زاویه دید داستان میتونه رویدادهای جدید و جالبی رو به شما نشون بده. شما میتونید در یک قسمت از داستان، زاویه دید رو از اول شخص به سوم شخص تغییر بدید، یا برعکس. این تغییر زاویه دید میتونه به شما کمک کنه که بیشتر احساسات شخصیتها رو نشون بدید یا دیدگاههای متفاوت از اتفاقات رو به خواننده انتقال بدید. به طور مثال، اگر داستان شما از زبان یک شخصیت عاشقانه روایت میشه، میتونید بخشی رو از زاویه دید یک شخصیت مخالف بنویسید تا فضای داستان تغییر کنه و تنش بیشتری به وجود بیاد. --- جمعبندی: برای جذابتر کردن داستان، شما باید همهچیز رو در دست بگیرید: از شروع داستان گرفته تا شخصیتها، دیالوگها، جزئیات و تعلیق. اگر بتونید این ارکان رو به خوبی با هم ترکیب کنید، داستان شما دیگه یک چیز معمولی نیست، بلکه یه تجربه هیجانانگیز برای خواننده میشه. یادتون باشه، هیچ داستانی به اندازه داستانی که خودتون عاشق نوشتنش هستید، جذاب نخواهد بود. پس از داستان خود لذت ببرید و اجازه بدید که همین لذت به خواننده منتقل بشه!
-
- انجمن نودهشتیا
- سایت نودهشتیا
-
(و 3 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
نام رمان: تورمالین ژانر: تخیلی هیجانی نویسنده: سوگند خلاصه: تورمالین جسمی که حامل دو روح متضاده، جسمی که توسط دویل افسانهای نفرین شده؛ کدوم یکی میتونه به زندگی ادامه بده و کدوم یکی باید جسم رو ترک کنه؟ نکته اینجاست که دنیای من به هردوی اونها احتیاج داره. مقدمه: آنگاه که نیستی خود را در آینه دید هستی به وجود آمد ولی اینبار نیستی از حد خود فراتر رفت و تورمالین به وجود آمد؛ موجودی پلید زاییدهای از دویل، همان فرمانروای تاریکی را میگویم اینبار این تورمالین است که به او آری میگویید. ناظر: @Solmazheydarzadeh
- 11 پاسخ
-
- 4
-
-
-
- رمان
- انجمن نودهشتیا
-
(و 2 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
داستان کوتاه گودال مرگ | Nasim.M کاربر انجمن نودهشتیا
Nasim.M پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در داستان کوتاه
نام داستان: گودال مرگ نام نویسنده: نسیم معرفی «Nasim.M» ژانر: تخیلی، ترسناک خلاصه: سه دختر، تنها در دل تاریکی، از خانه راهی جستجوی شادی و خوشبختی میشوند. اما خوشیشان کوتاه است و مسیرشان به بداقبالی و وحشتی غیرقابل تصور میرسد. راهی که میخواست شادی بیاورد، سرنوشتشان را به بیچارگی و ترس میکشاند. مقدمه: نفس میکشد، نفسی پر از وحشت و اضطراب. تاریکی به سمتش هجوم آورده است. در اوهام غرق میشود و لحظهای خوشبختی را میبیند، چشم باز میکند و بدبختی را، مرگ را میبیند و روز مرگش را با ترس تماشا میکند. اشکهایش پیوسته میریزد؛ پشیمان است، اما راه بازگشتی نیست.- 14 پاسخ
-
- 3
-
-
- داستان کوتاه
- مرگ و بیچارگی
-
(و 4 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
رمان اندکی خوشبختی / shahrzad کاربر انجمن نودهشتیا
Sahrzad پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در رمان های متروکه
رمان: اندکی خوشبختی ژانر: غمگین ،عاشقانه اثر: شهرزاد * ای تویی که آزورده شدی برای تسکین دلت میازار دل یک بی کسی آن از همه عالم و آدم کشیده است نشو برایش یک درد دیگری مگر با این آزوردن تسکین میشود این دل آزوردهی تو* سلام عرض ادب و خسته نباشید خدمت دوستان عزیز امیدوارم تا پایان داستان همراه من باشید... داستان در مورد دختری به نام ساحل هست که دختری تنهاست که به خاطر مادری سنگ دل و بی رحم که برای راحتی خودش دختر خود را به پرورشگاه می برد و ... ممنون میشم تا پایان این داستان همراه ساحل مظلوم باشید... ناظر: @Arshiya- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
-
- رمان غمگین
- رمان عاشقانه
-
(و 2 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
به نام خدا نام: مطب روانشناسی نویسنده: Eriik کاربر نودهشتیا ژانر: عاشقانه، درام مقدمه: ماهم رویای خاموش بودیم، شبا خیال میبافتیم که کنار هم نفس میکشیم و هم رو بغل میگیریم و با یک شب بخیر پر عشق چشم میبندیم و میخوابیم. ماهم یک رویای خاموش بودیم، یک رویای تلخ و شیرین، یک رویای آمیخته با اهنگی آروم، ماهم یک رویای خاموش بودیم. رویای خاموشی که هیچوقت رنگ روشن نگرفت، هیچ وقت واقعی نشد. رویایی که عشقش موند و خودش خاموش شد... . خلاصه: داستان راجب یه روانشناسِ و مراجعه کنندههاش... . @Nasim.M
-
با سلام خدمت شما نویسندگان خوشقلم نودهشتیا! انجمن نودهشتیا در صدد آمده که نویسندگان خوشنویس و خوشقلم، آثار زیباشون رو کاملاً رایگان به اشتراک بذارند و خارج از بحث رمان، بخشی دوستانه و فرهنگی برای شما به وجود بیاد. همونطور که میدونید، هرجایی قوانین مخصوص به خودش رو داره و انجمن نودهشتیا هم شامل میشه که هرکاربری، ملزم به رعایت اونهاست. رعایت هرکدوم از قوانین ذکر شده، جو انجمن رو دوستانه و صمیمانهتر میکنه. دستهای از قوانین مهم انجمن: قوانین کلی انجمن. قوانین درخواست مقام کاربری قوانین زدن تاپیک و ارسال ارسالی. قوانین اکانتها و حساب کاربری. قوانین پیامهای نمایه و خصوصی. قوانین چتباکس. آموزش کامل کار با انجمن نودهشتیا هم داده میشه. سؤالی بود، توی خصوصی یا نمایهی من بپرسید. با تشکر از همراهی و همکاری شما عزیزان! «مدیریت نودهشتیا»