-
تعداد ارسال ها
203 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
10
تمامی مطالب نوشته شده توسط _MAHSA_
-
۱ ویرایش فنی این نوع ویرایش، شامل کارهای زیر است: ۱. ۱ یکدست کردن رسمالخط کلمات؛ به عنوان مثال، عبارتهایی مانند «میرساند»، «بسمه تعالی»، «اینجانب»، «بعرض» و «حضرتعالی» را به صورت درست آنها، یعنی «میرساند»، «باسمه تعالی»، «این جانب»، «به عرض» و «حضرت عالی» بنویسیم. ۱. ۲ اصلاح غلطهای املایی؛ به عنوان مثال، کلمههایی مانند «درخاست» و «استحظار» را به صورت «درخواست» و «استحضار» بنویسیم. ۱. ۳ کنترل پاراگرافبندی؛ یعنی اینکه چه جملههایی را در کنار هم و در یک پاراگراف قرار بدهیم. همانطور که میدانیم در یک کتاب، جملههایی که یک مفهوم یا مثال خاص را توضیح میدهند، باید پشت سر هم بیایند و یک پاراگراف را تشکیل بدهند. به عنوان مثال، قبل از عبارتهایی مثل «بنابراین»، «در این حالت»، «برای این منظور»، «به عبارت دیگر»، «یعنی» و غیره، نباید یک پاراگراف جدید ایجاد کنیم. ۱. ۴ اصلاح یا اعمال نشانهگذاریهای متن؛ ۱. ۵ یکدست کردن ضبط اعلام، اصطلاحات، آوانگاشت آنها در صورت لزوم و آوردن معادل لاتین کلمات؛ ۱. ۶ اعمال قواعد عددنویسی، فرمولنویسی، اعرابگذاری و اختصارهای متنی؛ ۱. ۷ مشخص کردن حدود نقلقولها، وارسی ارجاعات، درستی نشان مآخذ و پانوشتها و یادداشتها ۱. ۸ بررسی کالبدشناسی اثر، شامل تمامی نمایهها، جدولها، نمودارها، تصاویر، عکسها، فهرست مطالب، واژهنامه و غیره؛ جالب است بدانید که بعضی از انتشاراتیهای معتبر دنیا مانند انتشارات دانشگاه کمبریج، کسانی را به عنوان Indexer به کار میگیرند که فقط کارشان، ایجاد قسمت «نمایه» یک کتاب است؛ هر چند مسئولیت نهایی این قسمت، به عهده نویسنده کتاب است. ۱. ۹ کنترل اندازه و قلم حروف، عنوان فصلها، بخشها و زیربخشها، سربرگها و نمونهخوانی. دقت داشته باشید که منظور از نمونهخوانی، غلطگیری تایپی است که با وجود اینکه بدیهیترین کار لازم برای یک نوشته قبل از چاپ شدن است، خیلی از نویسندگان و ناشران ایرانی، آن را انجام نمیدهند. تعداد غلطهای تایپیای که در بین کتابهای انگلیسیای که تا به حال خواندهام، پیدا کردهام، به اندازه تعداد انگشتهای یک دست هم نرسیده است؛ اما در مقابل، متأسفانه کتابهای فارسی، پر از غلطهای تایپی است. نکته خیلی مهمی که در نمونهخوانی باید به آن توجه کرد، این است که بهتر است کار نمونهخوانی را شخص دیگری غیر از نویسنده کتاب انجام دهد. چون بارها این مطلب را از نویسندگان مختلف شنیدهام که چون خودشان، نویسنده متن بودهاند، بعضی از جملههای کتاب، به جای چشمشان، به طور ناخودآگاه با ذهنشان مرور میشود و بنابراین بسیاری از غلطهای تایپی کتاب را نمیبینند.
-
آموزشی ویراستار کیست و چه وظایفی دارد؟
_MAHSA_ پاسخی برای _MAHSA_ ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
آشنایی با وظایف ویراستاران لایه املایی: یکی از وظایف ویراستار آشنایی با رسمالخطی یک دست، مهذّب و مطابق با دستور زبان است؛ برای مثال باید بداند «بشدت» درست است یا «به شدت»، «خوشحالند» یا «خوشحالاند». لایه آوایی: برای آشنایی با این لایه، ویراستار باید تا حدی آواشناسی بداند، با صامتها و مصوتهای زبان و خصوصیات واجها و هجاها در زبان فارسی آشنا باشد تا خطاهای مربوط به این لایه را تصحیح کند؛ برای مثال تفاوت «شُمال» و «شِمال» یا «خانه بزرگ» و «خانه بزرگ» را بداند. ـ لایه واژگانی: منظور از این لایه، کاربرد صحیح واژگان به لحاظ سازهشناسی است. ویراستار با شناخت انواع سازهها، کاربرد درست واژه در جمله را رعایت میکند؛ برای مثال در این لایه باید بداند «جابه جایی» درست است یا «جابجایی». ـ لایه نحوی: چنانکه از نام آن پیداست مربوط به نحو زبان و قواعد دستوری زبان است؛ مطابقت فعل و فاعل در جمع و افراد، نشانههای جمع فارسی، حذف در جمله، نگارش وجه وصفی، کاربرد «را» در جمله، افعال مرکب، افعال مجهول و... از جمله مواردی است که در این لایه قرار میگیرد؛ برای مثال ویراستار باید بداند «کتاب مشهوری» درست است یا «کتابی مشهور»؛ به تعبیر دیگر یای نکره به صفت میچسبد یا موصوف؟ ـ لایه معنایی: در این لایه، ویراستار به معنای کلمات توجه میکند و باید به کلمات فارسی و عربی و کاربرد معنایی آنها در جمله مسلط باشد؛ برای مثال بداند که تفاوت معنایی دو واژه «فقط» و «تنها» که به جای هم به کار میرود در چیست؟ ـ لایه بلاغی: این لایه به مسائل زیبایی شناختی میپردازد و بیش از همه به نگاه زیباشناسانه ویراستار بستگی دارد؛ برای مثال او باید بتواند تفاوت این دو جمله را از لحاظ بلاغی درک کند: «او خانهای دارد.» «او دارای خانهای است.» 4-3-1) ویرایش فنی در این نوع ویرایش، جنبه صوری و ظاهری اثر مورد نظر است. میدانیم که هر اثر علاوه بر محتوای بینقص و زبان پالوده، نیازمند ظاهری آراسته و منظم نیز است. تا جایی که خواننده هنگام تورق آن، مجذوب یک کالای فرهنگی مرغوب شود. حوزه وظایف ویراستار در این نوع ویرایش به شرح زیر است: ـ یک دست کردن شیوه املاء ـ اعمال قواعد کاربرد نشانههای وصل و فصل ـ یک دست کردن ضبط اعلام و اصطلاحات ـ آوانویسی، حرف نویسی، اعراب گذاری، کاربرد حروف اختصاری و رمزها ـ تنظیم پانوشتها ـ تنظیم و بررسی نشانههای مآخذ ـ بررسی ارجاعات ـ اعمال قواعد کاربرد اعداد و ارقام ـ تنظیم شرح جدولها، نمودارها، نقشهها و تصاویر ـ تنظیم فرمولها ـ درجه بندی عناوین و تعیین فصلها ـ تهیه فهرست مطالب، فهرست منابع، فهرست راهنما و اعلام ـ تهیه و تنظیم واژهنامه و کتابنامه ـ تهیه صفحات عنوان، حقوق، عنوان لاتین روی جلد و پشت آن توجه و رعایت موارد فوق باعث نظم ظاهری اثر میشود و چشم خواننده را از تشویش و تشتّت در صفحات کتاب دور میکند.- 1 پاسخ
-
- مهم
- انجمن نودهشتیا
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
آموزشی ویراستار کیست و چه وظایفی دارد؟
_MAHSA_ پاسخی برای _MAHSA_ ارسال کرد در موضوع : درخواست ویراستاری
آشنایی با وظایف ویراستاران لایه املایی: یکی از وظایف ویراستار آشنایی با رسمالخطی یک دست، مهذّب و مطابق با دستور زبان است؛ برای مثال باید بداند «بشدت» درست است یا «به شدت»، «خوشحالند» یا «خوشحالاند». لایه آوایی: برای آشنایی با این لایه، ویراستار باید تا حدی آواشناسی بداند، با صامتها و مصوتهای زبان و خصوصیات واجها و هجاها در زبان فارسی آشنا باشد تا خطاهای مربوط به این لایه را تصحیح کند؛ برای مثال تفاوت «شُمال» و «شِمال» یا «خانه بزرگ» و «خانه بزرگ» را بداند. ـ لایه واژگانی: منظور از این لایه، کاربرد صحیح واژگان به لحاظ سازهشناسی است. ویراستار با شناخت انواع سازهها، کاربرد درست واژه در جمله را رعایت میکند؛ برای مثال در این لایه باید بداند «جابه جایی» درست است یا «جابجایی». ـ لایه نحوی: چنانکه از نام آن پیداست مربوط به نحو زبان و قواعد دستوری زبان است؛ مطابقت فعل و فاعل در جمع و افراد، نشانههای جمع فارسی، حذف در جمله، نگارش وجه وصفی، کاربرد «را» در جمله، افعال مرکب، افعال مجهول و... از جمله مواردی است که در این لایه قرار میگیرد؛ برای مثال ویراستار باید بداند «کتاب مشهوری» درست است یا «کتابی مشهور»؛ به تعبیر دیگر یای نکره به صفت میچسبد یا موصوف؟ ـ لایه معنایی: در این لایه، ویراستار به معنای کلمات توجه میکند و باید به کلمات فارسی و عربی و کاربرد معنایی آنها در جمله مسلط باشد؛ برای مثال بداند که تفاوت معنایی دو واژه «فقط» و «تنها» که به جای هم به کار میرود در چیست؟ ـ لایه بلاغی: این لایه به مسائل زیبایی شناختی میپردازد و بیش از همه به نگاه زیباشناسانه ویراستار بستگی دارد؛ برای مثال او باید بتواند تفاوت این دو جمله را از لحاظ بلاغی درک کند: «او خانهای دارد.» «او دارای خانهای است.» 4-3-1) ویرایش فنی در این نوع ویرایش، جنبه صوری و ظاهری اثر مورد نظر است. میدانیم که هر اثر علاوه بر محتوای بینقص و زبان پالوده، نیازمند ظاهری آراسته و منظم نیز است. تا جایی که خواننده هنگام تورق آن، مجذوب یک کالای فرهنگی مرغوب شود. حوزه وظایف ویراستار در این نوع ویرایش به شرح زیر است: ـ یک دست کردن شیوه املاء ـ اعمال قواعد کاربرد نشانههای وصل و فصل ـ یک دست کردن ضبط اعلام و اصطلاحات ـ آوانویسی، حرف نویسی، اعراب گذاری، کاربرد حروف اختصاری و رمزها ـ تنظیم پانوشتها ـ تنظیم و بررسی نشانههای مآخذ ـ بررسی ارجاعات ـ اعمال قواعد کاربرد اعداد و ارقام ـ تنظیم شرح جدولها، نمودارها، نقشهها و تصاویر ـ تنظیم فرمولها ـ درجه بندی عناوین و تعیین فصلها ـ تهیه فهرست مطالب، فهرست منابع، فهرست راهنما و اعلام ـ تهیه و تنظیم واژهنامه و کتابنامه ـ تهیه صفحات عنوان، حقوق، عنوان لاتین روی جلد و پشت آن توجه و رعایت موارد فوق باعث نظم ظاهری اثر میشود و چشم خواننده را از تشویش و تشتّت در صفحات کتاب دور میکند.- 1 پاسخ
-
- مهم
- انجمن نودهشتیا
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
ویراستار کیست؟ ویراستاری احیای یک نوشته و هویت بخشی به آن است. با وجود این تفاسیر ویراستاری در ادبیات رسانهای کشور ما و نیز دنیای نویسندگان و مؤلفان جایگاه چندانی ندارد و نویسندگان بیتوجه به آنچه خواننده را در هنگام خواندن یک کتاب میخکوب میکند علاوه بر محتوای غنی آن و قلم توانمند نویسنده، آراستن آن به پیرایههای ادبی و زدودن پلشتیهای مخدر ذهن از واژگان مازاد است. ویراستار در حقیقت باید در نوشته جان جاری کند و این جاری کردن جان کاری است باطنی؛ پس ویراستار باید حتماً نویسنده خوبی باشد و در عین حال از فن ویرایش هم آگاه باشد تا بتواند این جان بخشی را در اثر ایفا کند. ویراستار خوب کسی است که مطالعات گسترده و طیفی و منشوری داشته و در ابواب مختلف صاحب اطلاع باشد؛ مثلاً ویراستار متون دینی باید در مجموعه علوم دینی از هر کدام خوشهای برگرفته و از هر خرمنی گلی و خوشهای فراچنگ آورده باشد. فرق نویسنده و ویراستار، همینجا معلوم میشود. نویسندهای که مثلاً در فلسفه قلم می زند نیازی نیست که از علوم دیگر خیلی بداند؛ اما اگر بداند چه بهتر. اما ویراستار یک متن فلسفی، اتفاقاً باید به اصطلاحات حوزههای دیگر علوم دینی کم و بیش آشنا باشد تا مثلاً هنگام ویرایش و تغییر و بازپروری اصطلاحات و ترکیبها، اصطلاحات حوزههای مختلف علوم را با یکدیگر در نیاویزد؛ بداند که در اصطلاح روانشناسی معنا، feed back و بازخوردی دارد، اما مثلاً در اقتصاد بازخورد دیگر دارد، در ادبیات بازخورد دیگر دارد. کسی که حتی تک واژه بسیط فرهنگ را میخواهد در جایی به کار ببرد یا دست بزند یا ترکیبات مضاف و مضاف الیه و موصوف و صفتی از فرهنگ بسازد، باید بداند که فرهنگ در هر حوزهای از دانش، کاربردی و مبنایی دارد. این نیاز برای ویراستار سبب میشود به این باور برسیم که ویراستاری شأنی بالاتر از نویسندگی به طور مطلق دارد. ویراستار خوب باید نویسندهای خوب باشد، باید آگاهیهای ادبی خوب داشته باشد، آگاهیهای زبان شناسی و آگاهیهای فرامتنی داشته باشد در حوزههای مختلف دانشی، نمیگویم که مسلط باشد، در هر کدام صاحب مطالعه باشد. ویراستار باید اصولاً آدم پرمطالعهای باشد. ویراستار باید حتماً در حوزه مورد بحث، دست کم نویسنده توانایی باشد و در حوزههای همجوار هم مطالعاتی داشته باشد تا بتواند دو وظیفهای را که گفتم انجام دهد. با همه حساسیتی که ویرایش (ادبی) در فرایند چاپ کتاب دارد، متأسفانه آنچنان که باید و شاید به آن اهمیت داده نمیشود. بسیاری از ناشران به بهانه پایین آوردن بهای تمام شده کتاب برای مشتری، ترجیح میدهند تمامی مراحل آمادهسازی کتاب (جز حروف چینی آن) را به عهده مؤلف / مترجم بگذارند.
- 1 پاسخ
-
- مهم
- انجمن نودهشتیا
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
ویراستار کیست؟ ویراستاری احیای یک نوشته و هویت بخشی به آن است. با وجود این تفاسیر ویراستاری در ادبیات رسانهای کشور ما و نیز دنیای نویسندگان و مؤلفان جایگاه چندانی ندارد و نویسندگان بیتوجه به آنچه خواننده را در هنگام خواندن یک کتاب میخکوب میکند علاوه بر محتوای غنی آن و قلم توانمند نویسنده، آراستن آن به پیرایههای ادبی و زدودن پلشتیهای مخدر ذهن از واژگان مازاد است. ویراستار در حقیقت باید در نوشته جان جاری کند و این جاری کردن جان کاری است باطنی؛ پس ویراستار باید حتماً نویسنده خوبی باشد و در عین حال از فن ویرایش هم آگاه باشد تا بتواند این جان بخشی را در اثر ایفا کند. ویراستار خوب کسی است که مطالعات گسترده و طیفی و منشوری داشته و در ابواب مختلف صاحب اطلاع باشد؛ مثلاً ویراستار متون دینی باید در مجموعه علوم دینی از هر کدام خوشهای برگرفته و از هر خرمنی گلی و خوشهای فراچنگ آورده باشد. فرق نویسنده و ویراستار، همینجا معلوم میشود. نویسندهای که مثلاً در فلسفه قلم می زند نیازی نیست که از علوم دیگر خیلی بداند؛ اما اگر بداند چه بهتر. اما ویراستار یک متن فلسفی، اتفاقاً باید به اصطلاحات حوزههای دیگر علوم دینی کم و بیش آشنا باشد تا مثلاً هنگام ویرایش و تغییر و بازپروری اصطلاحات و ترکیبها، اصطلاحات حوزههای مختلف علوم را با یکدیگر در نیاویزد؛ بداند که در اصطلاح روانشناسی معنا، feed back و بازخوردی دارد، اما مثلاً در اقتصاد بازخورد دیگر دارد، در ادبیات بازخورد دیگر دارد. کسی که حتی تک واژه بسیط فرهنگ را میخواهد در جایی به کار ببرد یا دست بزند یا ترکیبات مضاف و مضاف الیه و موصوف و صفتی از فرهنگ بسازد، باید بداند که فرهنگ در هر حوزهای از دانش، کاربردی و مبنایی دارد. این نیاز برای ویراستار سبب میشود به این باور برسیم که ویراستاری شأنی بالاتر از نویسندگی به طور مطلق دارد. ویراستار خوب باید نویسندهای خوب باشد، باید آگاهیهای ادبی خوب داشته باشد، آگاهیهای زبان شناسی و آگاهیهای فرامتنی داشته باشد در حوزههای مختلف دانشی، نمیگویم که مسلط باشد، در هر کدام صاحب مطالعه باشد. ویراستار باید اصولاً آدم پرمطالعهای باشد. ویراستار باید حتماً در حوزه مورد بحث، دست کم نویسنده توانایی باشد و در حوزههای همجوار هم مطالعاتی داشته باشد تا بتواند دو وظیفهای را که گفتم انجام دهد. با همه حساسیتی که ویرایش (ادبی) در فرایند چاپ کتاب دارد، متأسفانه آنچنان که باید و شاید به آن اهمیت داده نمیشود. بسیاری از ناشران به بهانه پایین آوردن بهای تمام شده کتاب برای مشتری، ترجیح میدهند تمامی مراحل آمادهسازی کتاب (جز حروف چینی آن) را به عهده مؤلف / مترجم بگذارند.
- 1 پاسخ
-
- مهم
- انجمن نودهشتیا
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
یهسری کلمات هستن مثل میافتد، مَیاندیش، باید با این شکل نوشته بشه: میافتد، مَیَندیش✔ اگر در نوشته اثر به زبان محاوره بود: کلماتی که مضارع التزامی هستن تو این مورد مثل بیافتد، بیاندیشید، بیافزاید و امثال این کلمات که به این شیوه نوشته میشن غلطه. طرز درستش به این صورت نوشته میشه: بیفتد، بیندیشید. بیفزاید.✔
-
یهسری کلمات هستن مثل میافتد، مَیاندیش، باید با این شکل نوشته بشه: میافتد، مَیَندیش✔ اگر در نوشته اثر به زبان محاوره بود: کلماتی که مضارع التزامی هستن تو این مورد مثل بیافتد، بیاندیشید، بیافزاید و امثال این کلمات که به این شیوه نوشته میشن غلطه. طرز درستش به این صورت نوشته میشه: بیفتد، بیندیشید. بیفزاید.✔
-
علائم نگارشی: نوشتن علائم نگارشی به این صورت است. باید به حرفِ قبل چسبیده و یک فاصله از حرف بعد داشته باشد. مثال: نرو،برگرد.❌ نرو، برگرد.✔ تأکید میکنم هیچ وقت چند علائم نگارشی پشت سَرِ هم نگذارید و فقط میتوانید از یک علائم نگارشی استفاده کنید. مثال: نرو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟❌ نرو؟✔ جز علائم ؟ و این ! بدون فاصله میتوان پشتِ سر هم قرار داد. اما برای علائم دیگر وقتی میخوایم دو علامت را پشت هم بگذاریم یک فاصله میانشان باید باشد. علامت ... این ... فقط و فقط باید در دیالوگ استفاده شود و هیچ جایی در منولوگ ندارد برای اینکه نشانه مکث در مکالمه است. بعضی نویسندگان بعد از ... علامت فاصله را رعایت نمیکنند باید بگویم که باید مانند علائم دیگر بعد از آن فاصله گذاشت. باید فقط ... (۳تا) باشد نه کمتر و نه بیشتر! وقتی ... در آخر دیالوگ میآید باید یک فاصله و یک نقطه بگذاریم. به این صورت: - من... .
-
علائم نگارشی: نوشتن علائم نگارشی به این صورت است. باید به حرفِ قبل چسبیده و یک فاصله از حرف بعد داشته باشد. مثال: نرو،برگرد.❌ نرو، برگرد.✔ تأکید میکنم هیچ وقت چند علائم نگارشی پشت سَرِ هم نگذارید و فقط میتوانید از یک علائم نگارشی استفاده کنید. مثال: نرو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟❌ نرو؟✔ جز علائم ؟ و این ! بدون فاصله میتوان پشتِ سر هم قرار داد. اما برای علائم دیگر وقتی میخوایم دو علامت را پشت هم بگذاریم یک فاصله میانشان باید باشد. علامت ... این ... فقط و فقط باید در دیالوگ استفاده شود و هیچ جایی در منولوگ ندارد برای اینکه نشانه مکث در مکالمه است. بعضی نویسندگان بعد از ... علامت فاصله را رعایت نمیکنند باید بگویم که باید مانند علائم دیگر بعد از آن فاصله گذاشت. باید فقط ... (۳تا) باشد نه کمتر و نه بیشتر! وقتی ... در آخر دیالوگ میآید باید یک فاصله و یک نقطه بگذاریم. به این صورت: - من... .
-
شکسته نویسی «نکته دوم» 🤍✨ در بعضی موارد به جای استفاده از رو از و به تنهایی استفاده میکنند و این کار باعث میشود شکسته نویسی ایجاد شود. مثالهای اشتباه: رومو، طرفمو، منو، صورتمو دقت کنید پیداست که باید و را حذف و به جای آن از رو استفاده کنیم. مثالهای درست: روم رو، طرفم رو، من رو، صورتم رو 🤍✨ «نکته سوم» چیزهای دیگری هم شکسته نویسی است. مثال: یهو، منم ✨ صحیح آنها: یکدفعه، من هم
-
شکسته نویسی «نکته دوم» 🤍✨ در بعضی موارد به جای استفاده از رو از و به تنهایی استفاده میکنند و این کار باعث میشود شکسته نویسی ایجاد شود. مثالهای اشتباه: رومو، طرفمو، منو، صورتمو دقت کنید پیداست که باید و را حذف و به جای آن از رو استفاده کنیم. مثالهای درست: روم رو، طرفم رو، من رو، صورتم رو 🤍✨ «نکته سوم» چیزهای دیگری هم شکسته نویسی است. مثال: یهو، منم ✨ صحیح آنها: یکدفعه، من هم
-
شکسته نویسی: برخی اوقات ما توی محاوره، شکل اصلی یک سری کلمات توی ادبیات رو برای بیان راحتتر، میشکنیم و سادهتر میگیم؛ اما توی نویسندگی، حتی اگه لحن محاوره هم باشه، اصلاً شکسته نویسی مورد قبول نیست! اونا❌اونها✔ شمبه❌شنبه✔ کتابمو❌کتابم رو✔ اونم که همینه!❌اون هم که همینه!✔ صداتو بالا نبر!❌صدات رو بالا نبر!✔ برو باو!❌برو بابا!✔ حواست هس؟❌حواست هست؟✔ اون فرشته س❌اون فرشتهست✔ خو ک چی؟❌خُب که چی؟✔ شکسته نویسی یک مسئله مهم است که نباید ان را از قلم انداخت. دقت کنید شکسته نویسی هیچ جایی در لحن ادبی ندارد! در لحن عامیانه در هر پارت صد درصد شکسته نویسی پیدا میشود و سریع باید ان را اصلاح کرد. مثال: چشمام، دستام، کیفام، کارام این را در بالا مشاهده میکنید که به جای استفاده از ها فقط از ا استفاده شده است. به این شکسته نویسی گفته میشود و باید ویرایش زده شود. مثالهای جمع درست: چشمهام، دستهام، کیفهام، کارهام پس وقتی حتی در نوشتهٔ محاورهای دیدید ها جمع به کار نرفته سریع ویرایش بزنید اما اگر در لحن ادبی بودیم و نوشته بود چشمانم به این صورت شکسته نویسی نیست! 🎈 در بعضی موارد به جای استفاده از رو از و به تنهایی استفاده میکنند و این کار باعث میشود شکسته نویسی ایجاد شود. مثالهای اشتباه: رومو، طرفمو، منو، صورتمو دقت کنید پیداست که باید و را حذف و به جای آن از رو استفاده کنیم. مثالهای درست: روم رو، طرفم رو، من رو، صورتم رو چیزهای دیگری هم شکسته نویسی است. مثال: یهو، منم صحیح آنها: یکدفعه، من هم
-
شکسته نویسی: برخی اوقات ما توی محاوره، شکل اصلی یک سری کلمات توی ادبیات رو برای بیان راحتتر، میشکنیم و سادهتر میگیم؛ اما توی نویسندگی، حتی اگه لحن محاوره هم باشه، اصلاً شکسته نویسی مورد قبول نیست! اونا❌اونها✔ شمبه❌شنبه✔ کتابمو❌کتابم رو✔ اونم که همینه!❌اون هم که همینه!✔ صداتو بالا نبر!❌صدات رو بالا نبر!✔ برو باو!❌برو بابا!✔ حواست هس؟❌حواست هست؟✔ اون فرشته س❌اون فرشتهست✔ خو ک چی؟❌خُب که چی؟✔ شکسته نویسی یک مسئله مهم است که نباید ان را از قلم انداخت. دقت کنید شکسته نویسی هیچ جایی در لحن ادبی ندارد! در لحن عامیانه در هر پارت صد درصد شکسته نویسی پیدا میشود و سریع باید ان را اصلاح کرد. مثال: چشمام، دستام، کیفام، کارام این را در بالا مشاهده میکنید که به جای استفاده از ها فقط از ا استفاده شده است. به این شکسته نویسی گفته میشود و باید ویرایش زده شود. مثالهای جمع درست: چشمهام، دستهام، کیفهام، کارهام پس وقتی حتی در نوشتهٔ محاورهای دیدید ها جمع به کار نرفته سریع ویرایش بزنید اما اگر در لحن ادبی بودیم و نوشته بود چشمانم به این صورت شکسته نویسی نیست! 🎈 در بعضی موارد به جای استفاده از رو از و به تنهایی استفاده میکنند و این کار باعث میشود شکسته نویسی ایجاد شود. مثالهای اشتباه: رومو، طرفمو، منو، صورتمو دقت کنید پیداست که باید و را حذف و به جای آن از رو استفاده کنیم. مثالهای درست: روم رو، طرفم رو، من رو، صورتم رو چیزهای دیگری هم شکسته نویسی است. مثال: یهو، منم صحیح آنها: یکدفعه، من هم
-
حشو: بعضی نویسندهها چهارچوبهایِ محاوره رو کاملا دور میزنن. به طوری که از سر و ته برخی کلمات میزنن. استفاده از حشو ممنوعه چه تو مکالمات چه تو محاورات. لنتی کجا برم؟❌لعنتی✔ بِ خانه رفتم.❌به✔ مث یه دختر خوب...❌مثل یک✔ دیه از این حرفها نزن...❌دیگه✔ چشمام کور شد...❌چشمهام✔ فعل در جای اشتباه: نویسندهها در بعضی مواقع فعل را در جای اشتباه قرار میدهند. یک ویراستار باید تا متوجه این ایراد شد سریعاً ویرایشش کند! مثالهای غلط: گذاشتم روی میز. بیرون رفتم از خونه. فعل در جای اشتباه است و جمله را بد جلوه میدهد. بعضی نویسندهها این موضوع را نمیدانند و فکر میکنند زیبایی به جمله میدهد. مثالهای درست: روی میز گذاشتم. از خونه بیرون رفتم. فعل جمله در جای درست قرار گرفت. جابه جایی فعل در جملهی بلند هم هست پس دقت کنید. به کار بردنِ اعداد: برای به کار بردن اعداد در متن باید عبارتِ فارسیِ آن را بنویسید. ساعت ۱۲ اومدم نبودی.❌ ساعت دوازده اومدم، نبودی.✔ اما برای اعداد طولانی و تاریخ با اعداد نوشته بشن مشکلی نداره. ۱۳۸۰/۹/۲۰❌ بیست آذر ۱۳۸۳✔ نکته: معمولاً تمام جدولهای آماری، نتایج مسابقات ورزشی، سن، قد، وزن، طول و عرض جغرافیایی، شماره شناسنامه، شماره اتومبیل، صفحات کتاب، مبلغ، موارد قانونی، شماره تلفن و… به عدد فارسی نوشته میشوند. ۰۹۱۲۱۲۳۴۵۶۷✔ اعداد به ریاضی در متن فارسی هیچ جایگاهی ندارند، پس وقتی دیدید سریع ویرایش بکنید. برای مثال: ۵۰% پنجاه درصد ساعت ۷ ساعت هفت اما اعداد واو دار مثل بیست و چهار، چهل و سه باید به حروف نوشته بشه بیست و چهار عدد❌ 24 عدد✅ هشتاد و هفت سال دارد❌87 سال دارد✅ اعدادی مثل 1 تا 20 و اعدادی که واو ندارن مثل 40، 50 و... باید به حروف نوشته بشه. پنجاه، شصت، چهار، هفت
-
حشو: بعضی نویسندهها چهارچوبهایِ محاوره رو کاملا دور میزنن. به طوری که از سر و ته برخی کلمات میزنن. استفاده از حشو ممنوعه چه تو مکالمات چه تو محاورات. لنتی کجا برم؟❌لعنتی✔ بِ خانه رفتم.❌به✔ مث یه دختر خوب...❌مثل یک✔ دیه از این حرفها نزن...❌دیگه✔ چشمام کور شد...❌چشمهام✔ فعل در جای اشتباه: نویسندهها در بعضی مواقع فعل را در جای اشتباه قرار میدهند. یک ویراستار باید تا متوجه این ایراد شد سریعاً ویرایشش کند! مثالهای غلط: گذاشتم روی میز. بیرون رفتم از خونه. فعل در جای اشتباه است و جمله را بد جلوه میدهد. بعضی نویسندهها این موضوع را نمیدانند و فکر میکنند زیبایی به جمله میدهد. مثالهای درست: روی میز گذاشتم. از خونه بیرون رفتم. فعل جمله در جای درست قرار گرفت. جابه جایی فعل در جملهی بلند هم هست پس دقت کنید. به کار بردنِ اعداد: برای به کار بردن اعداد در متن باید عبارتِ فارسیِ آن را بنویسید. ساعت ۱۲ اومدم نبودی.❌ ساعت دوازده اومدم، نبودی.✔ اما برای اعداد طولانی و تاریخ با اعداد نوشته بشن مشکلی نداره. ۱۳۸۰/۹/۲۰❌ بیست آذر ۱۳۸۳✔ نکته: معمولاً تمام جدولهای آماری، نتایج مسابقات ورزشی، سن، قد، وزن، طول و عرض جغرافیایی، شماره شناسنامه، شماره اتومبیل، صفحات کتاب، مبلغ، موارد قانونی، شماره تلفن و… به عدد فارسی نوشته میشوند. ۰۹۱۲۱۲۳۴۵۶۷✔ اعداد به ریاضی در متن فارسی هیچ جایگاهی ندارند، پس وقتی دیدید سریع ویرایش بکنید. برای مثال: ۵۰% پنجاه درصد ساعت ۷ ساعت هفت اما اعداد واو دار مثل بیست و چهار، چهل و سه باید به حروف نوشته بشه بیست و چهار عدد❌ 24 عدد✅ هشتاد و هفت سال دارد❌87 سال دارد✅ اعدادی مثل 1 تا 20 و اعدادی که واو ندارن مثل 40، 50 و... باید به حروف نوشته بشه. پنجاه، شصت، چهار، هفت
-
کشش: از کشیدنِ کلمات به میزان زیاد که معمولا برایِ جلب توجه و گاهاً زیبایی نوشته، انجام میشن بپرهیزید. مــــــــــــن، بدون تو مـــــحاله بتونم زنده بمونم!❌ من، بدون تو محاله بتونم زنده بمونم!✔ هر نوع کششی در رمان و همچنین تکرار کلمات ممنوع است.موردی نداره، اشاره کردن. من!✔مــــــــــن!❌ کسره به جایِ «ه» در این موارد هم باید از کسره استفاده بکنید؛ نه "ه" آتنا: عزیزه دلم...❌ آتنا: عزیزِ دلم...✔ خط تیره برایِ مکالمات: قبل از دیالوگ فقط و فقط از خط تیره استفاده بشه. آندرلاین و مثبت و... غلط هستن. + من نمیام مهمونی!❌ _ سرم درد میکنه❌ -تو برو❌ - چرا همیشه حرف، حرفِ توئه؟!✔ اگر خواستید قبل از دیالوگ اسم شخصیت را هم بنویسید، باید بعد از اسم، دو نقطه قرار بدهید. آرشیدا: سلام خوش اومدی.✔ مانا: برو بیرون!✔ گذر زمان: برای گذر زمانی فقط از (***) سه تا ستاره داخل پارتها باید استفاده شود. ❌#### ❌********* ❌------- و....❌ ***✔ تنوین: دقت کنید که حتماً برای کلمههای تنویندار باید تدوین گذاشت تا کلمه بهتر دیده شود. مثال: کاملا، حتما، یقینا کاملاً، حتماً، یقیناً ویراستاران عزیز حتماً تنوین را رعایت کنید. کلمات انگلیسی: نباید کلماتِ انگلیسی را به فارسی به کار برد. مثال: اوکی، اس، تایم باشه، پیامک، دقیقه به همین صورت ویرایش بزنید، اصلاً نباید کلمات انگلیسی را فارسی بنویسید!
-
کشش: از کشیدنِ کلمات به میزان زیاد که معمولا برایِ جلب توجه و گاهاً زیبایی نوشته، انجام میشن بپرهیزید. مــــــــــــن، بدون تو مـــــحاله بتونم زنده بمونم!❌ من، بدون تو محاله بتونم زنده بمونم!✔ هر نوع کششی در رمان و همچنین تکرار کلمات ممنوع است.موردی نداره، اشاره کردن. من!✔مــــــــــن!❌ کسره به جایِ «ه» در این موارد هم باید از کسره استفاده بکنید؛ نه "ه" آتنا: عزیزه دلم...❌ آتنا: عزیزِ دلم...✔ خط تیره برایِ مکالمات: قبل از دیالوگ فقط و فقط از خط تیره استفاده بشه. آندرلاین و مثبت و... غلط هستن. + من نمیام مهمونی!❌ _ سرم درد میکنه❌ -تو برو❌ - چرا همیشه حرف، حرفِ توئه؟!✔ اگر خواستید قبل از دیالوگ اسم شخصیت را هم بنویسید، باید بعد از اسم، دو نقطه قرار بدهید. آرشیدا: سلام خوش اومدی.✔ مانا: برو بیرون!✔ گذر زمان: برای گذر زمانی فقط از (***) سه تا ستاره داخل پارتها باید استفاده شود. ❌#### ❌********* ❌------- و....❌ ***✔ تنوین: دقت کنید که حتماً برای کلمههای تنویندار باید تدوین گذاشت تا کلمه بهتر دیده شود. مثال: کاملا، حتما، یقینا کاملاً، حتماً، یقیناً ویراستاران عزیز حتماً تنوین را رعایت کنید. کلمات انگلیسی: نباید کلماتِ انگلیسی را به فارسی به کار برد. مثال: اوکی، اس، تایم باشه، پیامک، دقیقه به همین صورت ویرایش بزنید، اصلاً نباید کلمات انگلیسی را فارسی بنویسید!
-
کروشه {} برای اضافه کردن چیزی به متن که توضیح اضافهتری برای کلمه پیش از خود است. این کتاب {منطق الطیر} نظم عرفانی دارد.✔ نکته آخر: محل قرار گیری و فاصله علائم نگارشی. این علائم، هرکدوم جایگاهی دارند که به همه اشاره خواهد شد. نقطه/ویرگول/نقطه ویرگول/علامت پرسشی/علامت تعجب/سه نقطه: به کلمه قبل از خود میچسبد و از کلمه بعدی با فاصله جدا میشود. او رفت. باید میرفت.✔ صدایش زدم، نگاهم نکرد.✔ میدانستم؛ ولی چیزی نگفتم.✔ شوخی نکن! مگر میشود؟ چهطور آخر؟!✔ بریده بریده گفتم: - مگر... او آخر... چهطور؟✔ گیومه، کروشه، پرانتز: به کلمات درون خود میچسبند و از کلمات دو سوی خود، فاصله میگیرند. ریحانا (مادر نیک) بود.✔ این کتاب {منطق الطیر} نوشته عطار است.✔ او میگفت «مادرت یک دروغگوست!» و شاید حق با او بود!✔
-
کروشه {} برای اضافه کردن چیزی به متن که توضیح اضافهتری برای کلمه پیش از خود است. این کتاب {منطق الطیر} نظم عرفانی دارد.✔ نکته آخر: محل قرار گیری و فاصله علائم نگارشی. این علائم، هرکدوم جایگاهی دارند که به همه اشاره خواهد شد. نقطه/ویرگول/نقطه ویرگول/علامت پرسشی/علامت تعجب/سه نقطه: به کلمه قبل از خود میچسبد و از کلمه بعدی با فاصله جدا میشود. او رفت. باید میرفت.✔ صدایش زدم، نگاهم نکرد.✔ میدانستم؛ ولی چیزی نگفتم.✔ شوخی نکن! مگر میشود؟ چهطور آخر؟!✔ بریده بریده گفتم: - مگر... او آخر... چهطور؟✔ گیومه، کروشه، پرانتز: به کلمات درون خود میچسبند و از کلمات دو سوی خود، فاصله میگیرند. ریحانا (مادر نیک) بود.✔ این کتاب {منطق الطیر} نوشته عطار است.✔ او میگفت «مادرت یک دروغگوست!» و شاید حق با او بود!✔
-
بیشترین کاربرد علامت دونقطه یا علامت شارحه زمانی است که نیاز داریم در متن خود از کسی نقلِ قول کرده یا خبری را از زبان دیگری «بازگو» کنیم؛ نشانۀ دونقطه بهطورکلی برای بیانکردن و شرحدادن است؛ یعنی چیزی برای تشریح، تعریف و بیان وجود دارد. 1) بعد از ذکر نام افراد یا نام منبع در محتوا دو نقطه استفاده میشود. مثال: باب راس گفت: «من عاشق نقاشیام.» 2) هنگام برشمردن اجزای یک چیز دونقطه استفاده میشود. مثال: اجزای تشکیلدهندۀ نقاشی عبارت است: قلم، رنگ، آب و... 3) جلوی کلماتی که میخواهیم آنها را معنی کنیم دونقطه استفاده میشود مثال: فرستادن پیام شخصی در توییتر را دایرکت میگویند. گذاشتن علامت دونقطه در ورد، کیبورد، ویندوز، مک و اینترنت برای گذاشتن دونقطه در نرمافزار ورد و سایر نرمافزارها میتوانید از روشهای زیر استفاده کنید: استفاده از کلید ترکیبی Shift+ در ویندوز و اینترنت استفاده از کلید ترکیبی Shift+: در مک *** گیومه «» برای نقل قول مستقیم از حرف یه نفر یا یه شاعر. چه خوش گفت مولانا «به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقیست!»✔ شامل کاربردهای زیر میشود: نقل قول مستقیم از فردی مادر گفت: «لباس گرم همراه خود داشته باش». مشخص کردن یا تاکید داشتن واژه یا عبارتی در قسمتی از متن کاش دنیا دست زنها بود. شاید این جمله از رمان «سووشون» را شنیده باشید. زمانیکه از اسامی، عناوین، اصطلاحات علمی و یا فنی برای اولینبار استفاده شود. مکانی که مشاهده میکنید، مسجد «نصیرالملک» است. در تضمین شعر(شاعری بخشی از شعر شاعری دیگر را عینا در شعر خود میآورد). چه خوش گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بران تربت پاک باد «میازار موری که دانهکش است که جان دارد و جان شیرین خوش است» در این بیت تضمینی از “سعدی ” از سروده “فردوسی” آورده شده است. نکته: در نقل قول غیرمستقیم نیازی به گذاشتن گیومه نیست. مثال: به او گفتم میوهها را داخل سبد بگذارد. خط تیره: این خط، برای دیالوگهاست باید قبل از دیالوگ قرار بگیره، یک فاصله بخوره و بعد دیالوگ. - از تو چه خبر؟✔ از این خط، بین کلمات مرتبط باهم استفاده میشه. سه- چهارتا نون بگیر!✔ پرانتز: نماد فرعی برای توضیح بیشتر درمورد چیزیست. نکته: برای توضیحاتی درمورد اماکن یا کاراکترها، میتوان از پرانتز استفاده کرد؛ اما بهتره در طول خود متن، آنها را توصیف کرد. ریحانا (مادر نیک) نگاهش کرد.✔ ریحانا، زن سبزه پوستی بود که مادر نیک میشد و عاشقانه او را دوستش داشت. آرام نگاهش کرد و صدایش زد.✔
-
بیشترین کاربرد علامت دونقطه یا علامت شارحه زمانی است که نیاز داریم در متن خود از کسی نقلِ قول کرده یا خبری را از زبان دیگری «بازگو» کنیم؛ نشانۀ دونقطه بهطورکلی برای بیانکردن و شرحدادن است؛ یعنی چیزی برای تشریح، تعریف و بیان وجود دارد. 1) بعد از ذکر نام افراد یا نام منبع در محتوا دو نقطه استفاده میشود. مثال: باب راس گفت: «من عاشق نقاشیام.» 2) هنگام برشمردن اجزای یک چیز دونقطه استفاده میشود. مثال: اجزای تشکیلدهندۀ نقاشی عبارت است: قلم، رنگ، آب و... 3) جلوی کلماتی که میخواهیم آنها را معنی کنیم دونقطه استفاده میشود مثال: فرستادن پیام شخصی در توییتر را دایرکت میگویند. گذاشتن علامت دونقطه در ورد، کیبورد، ویندوز، مک و اینترنت برای گذاشتن دونقطه در نرمافزار ورد و سایر نرمافزارها میتوانید از روشهای زیر استفاده کنید: استفاده از کلید ترکیبی Shift+ در ویندوز و اینترنت استفاده از کلید ترکیبی Shift+: در مک *** گیومه «» برای نقل قول مستقیم از حرف یه نفر یا یه شاعر. چه خوش گفت مولانا «به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقیست!»✔ شامل کاربردهای زیر میشود: نقل قول مستقیم از فردی مادر گفت: «لباس گرم همراه خود داشته باش». مشخص کردن یا تاکید داشتن واژه یا عبارتی در قسمتی از متن کاش دنیا دست زنها بود. شاید این جمله از رمان «سووشون» را شنیده باشید. زمانیکه از اسامی، عناوین، اصطلاحات علمی و یا فنی برای اولینبار استفاده شود. مکانی که مشاهده میکنید، مسجد «نصیرالملک» است. در تضمین شعر(شاعری بخشی از شعر شاعری دیگر را عینا در شعر خود میآورد). چه خوش گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بران تربت پاک باد «میازار موری که دانهکش است که جان دارد و جان شیرین خوش است» در این بیت تضمینی از “سعدی ” از سروده “فردوسی” آورده شده است. نکته: در نقل قول غیرمستقیم نیازی به گذاشتن گیومه نیست. مثال: به او گفتم میوهها را داخل سبد بگذارد. خط تیره: این خط، برای دیالوگهاست باید قبل از دیالوگ قرار بگیره، یک فاصله بخوره و بعد دیالوگ. - از تو چه خبر؟✔ از این خط، بین کلمات مرتبط باهم استفاده میشه. سه- چهارتا نون بگیر!✔ پرانتز: نماد فرعی برای توضیح بیشتر درمورد چیزیست. نکته: برای توضیحاتی درمورد اماکن یا کاراکترها، میتوان از پرانتز استفاده کرد؛ اما بهتره در طول خود متن، آنها را توصیف کرد. ریحانا (مادر نیک) نگاهش کرد.✔ ریحانا، زن سبزه پوستی بود که مادر نیک میشد و عاشقانه او را دوستش داشت. آرام نگاهش کرد و صدایش زد.✔
-
ویرگول: نشانه مکث و گاهی هم برای ندادن کسره اضافه به کلمه پیش از خود، استفاده میشه. سرش را خم کرد، موهایش را کنار زد و به پاهایم چشم دوخت.✔ برای جلوگیری از دادن کسره اضافه: علی، من دیگه نمیخوام ببینمت!✔ (در صورت نبود ویرگول: علی من دیگه نمیخوام ببینمت!⬅ ممکنه اینجوری خونده بشه: علیِ من دیگه نمیخوام ببینمت!) نکته: استفاده بیش از حد از ویرگول، مکثها رو زیاد و جمله رو کریه میکند! در حد لازم از ویرگول استفاده بشه. او، مادر محمد، آرام، صدایش، میزد.❌ او، مادر محمد، آرام صدایش میزد.✔ ویرگول یا کاما در نگارش فارسی کاربردهای متعددی دارد، اما از مهمترین کاربردهای آن میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم: 1) در وسط جملهها بنا بر ضرورت جداسازی و ایجاد مکث و بعد از فعلهایی که وسط جمله میآید، از ویرگول استفاده میشود. مثال: بعد از فعلهایی که وسط جمله میآید، از ویرگول استفاده میشود. 2) برای جداسازی بخشهای مختلف آدرس، ویرگول استفاده میشود مثال: تهران، سعادتآباد، خیابان علامه جنوبی، پلاک ۲۰، واحد ۴ 3) برای جداسازی ارقام و عبارات مختلف ویرگول استفاده میشود. مثال: به این موضوع در صفحههای ۷۰، ۱۱۵ و ۱۸۵ اشاره شده است. 4) بهجای مکث کوتاه در جمله ویرگول استفاده میشود. مثال: اگر شبها همه قدر بودی، شب قدر بیقدر بودی. 5) در ضمن جمله، کلمه یا عبارتی بهعنوان بدل، قید، جمله معترضۀ یا عبارت توضیحی دیگر آورده شود، ویرگول استفاده میشود. مثال: نیما شفیعزاده، بلاگر و متخصص شبکههای اجتماعی، سردبیر رسانۀ نیماتودی است 6) بین کلمههای همپایه بهجای «و» میآید. مثال: نیما، سینا، نیلوفر و عطیه به خانه آمدند. 7) بین دو کلمه که ممکن است خواننده آنها را با کسرۀ اضافه بخواند، ویرگول استفاده میشود. مثال: مادر، ریحانه را صدا زد. 8) پس از منادا ویرگول استفاده میشود. مثال:خدایا، ما را آدم کن! 9) میان کلمات تکرارشونده از ویرگول استفاده میشود. مثال: این کتاب، کتاب من است. گذاشتن علامت ویرگول در ورد، کیبورد، ویندوز، مک و اینترنت برای گذاشتن ویرگول یا کاما در نرمافزار ورد و سایر نرمافزارها میتوانید از روشهای زیر استفاده کنید: استفاده از کلید ترکیبی Ctrl+T در ویندوز و اینترنت استفاده از کلید ترکیبی Shift+7 در مک *** نقطه ویرگول: نشانه مکث بیشتر از ویرگول. قبل از «ولی» «اما» «چون» «برای اینکه» «زیرا» و امثال اینها میاد؛ همچنین وقتهایی که جمله پیشین تمام شده، ولی جمله بعد با اون مرتبط است. نگاهش نکردم؛ ولی دلتنگش بودم.✔ اخراجش کردم؛ چون کارش افتضاح بود!✔ در تمام این دوران، به کس دیگری جز من فکر میکرد؛ به همان دخترک!✔ این نوع از علائم نگارشی همانطور که از نامش پیداست هم کاربرد نقطه را دارد و هم ویرگول. نشاندهنده یک مکث طولانی است که مکث آن از ویرگول طولانیتر؛ اما از نقطه کوتاهتر است. اصول استفاده از این علامت عبارت است از: برای جداکردن جملهها و عبارتهایی که از نظر دستور زبان مستقل و غیروابسته هستند، اما از ارتباط معنایی باهم برخوردارند ومکمل یکدیگرند. مثال: به بقیه عکسها نگاه میکنم؛ همگی عکسهای من و پدرم هستند. هنگامی که به نظر میرسد جمله تمام شده است؛ اما درواقع آن جمله ادامه دارد و قصد نویسنده این است که خواننده را به خواندن ادامهی مطلب جلب کند. این جملهها معمولا با کلمات توضیحی مانند: ولی، اما، زیرا، مثلاً، فرضاً، یعنی، همچنین، بنابراین و …. بهکار میروند. مثال: من همیشه برای مطالعه به کتابخانه میروم؛ اما به دلیل کرونا امکان رفتن به آنجا را ندارم. استفاده از نقطه ویرگول برای فهرست سازی یا برشمردن چیزی. مثال: لوازمی که برای رفتن به طبیعت نیاز دارید عبارتند از: کیسه خواب؛ کوله پشتی؛ لباس گرم؛ غذای سبک و … . برای ربط چندین جمله پشت سرهم. مثال: من امروز صبح از خواب بیدار شدم؛ بعد صبحانه خوردم؛ بعد به مدرسه رفتم. علامت سوال: انتهای جملات پرسشی. مگه بابا رفته بیرون؟✔ نکته: جایی که سوال ما در قالب یه جمله اومده، لازم نیست آخرش علامت سوال بذاریم. توی ذهنش این سوال بود که اصلاً مگه بابا رفته بیرون و خودش هم جوابش رو نمیدونست.✔ نکته2: علامت پرسش و تعجب برای جملات تعجبی سوالی، باهم میان و به این ترتیب: ؟! علامت سؤال، همانطور که از اسمش پیداست، گویای پرسشیبودن جمله است؛ به این معنی که سؤالی مطرح شده است و شاید پاسخی در ادامه داشته باشد. 1) در پایان همۀ جملههای پرسشی علامت سؤال استفاده میشود. مثال: چرا وقتی نشون میداد درصد رو، آقا فردوسیپور میخند؟ 2) برای نشاندادن مفهوم تردید از علامت سؤال داخل پرانتز استفاده میشود. مثال: توییتر در سال ۱۳۸۵ (؟) فیلتر شد. 3) هنگامی که چند جملۀ پرسشی در یک مطلب پشت سر هم آورده شود علامت سؤال استفاده میشود مثال: این چه قیافهایه؟ شما از کجا اومدین؟ گذاشتن علامت سؤال در ورد، کیبورد، ویندوز، مک و اینترنت: برای گذاشتن سؤال در نرمافزار ورد و سایر نرمافزارها میتوانید از روشهای زیر استفاده کنید: استفاده از کلید ترکیبی Shift+/ در ویندوز و اینترنت استفاده از کلید ترکیبی Shift+? در مک *** سه نقطه: کاربرد سه نقطه خیلی محدوده؛ فقط جایی که دیالوگ قطع بشه یا متن نیمه کاره بمونه و یا دیالوگ منقطع باشه. اشتباهه از سه نقطه به جای مکث استفاده کنید! مکث، کار ویرگوله. ۱) برای نشان دادن لکنت زبان یا بریدهبریده سخن گفتن (از دو طرف با نیمفاصله و کشیدگی دادن به حروف پیوسته): - گُـ...گُـ...گفتم نَـ...نَـ...نترس! ۲) برای درنگ کردن در ادای واژهها (بیفاصله از قبل): - من... دیگه... بر... نمیگردم...! تو برو. ۳) برای نصفهنیمه گفتن واژهها (بیفاصله از قبل): - من از این موجود میتر... دقیقاً پشتسرم ایستاده بود و بازتابش در شیشهٔ پیشِرویم دیده میشد. ۴) هنگامی که کسی سخن دیگری را در گفتوگوها قطع میکند (بیفاصله از قبل): افسانه با ناراحتی گفت: «من به همه میگم تو کی هستی و چیکارهای! من به پلیس...» بابک حرفش را قطع کرد: «تو بیخود میکنی! جرئت داری بگو، ببین چه بلایی سرت میآرم!» ۵) برای نشان دادن سخنان کسی که پشت تلفن است و شنیده نمیشود (از قبل با فاصلۀ جامد و از بعد با فاصلۀ معمولی): - بله. ... علیک سلام. ... به تو چه؟ ... به خودم مربوطه. ... تو که همهجا زیر نظرته. ... چی؟ ... زنگ بزن پایین. ... مسخره! ۶) در گفتوگوی تلفنی، وقتی طرف مقابل سکوت کرده یا مشکلی در ارتباط وجود دارد (بیفاصله از قبل): - الو... الو... صدات نمیآد! یادآوری: در این موارد، سهنقطه نمیگذاریم: ۱) برای نشان دادن خشم و مانند آن یا درنگِ کاملِ بعد از هر واژه، پس از هرکدام فقط یک نقطه میگذاریم: - دارم بهت میگم من. اصلاً. حالم. خوب. نیست. بفهم! برو پی کارِت! ۲) با سه بار تکرارِ یک حرف (نه بیشتر)، کشیدگی یک واکه در هجا را نشان میدهیم، نه با سهنقطه (*وا...ی) و نه با تکرار تیرۀ روی خط زمینه (*حمیــــــد): - وااای، حمییید! ممنووون! علامت تعجب: انتهای جملات عاطفی یا تعجبی. من عاشقتم!✔ شوخی نکن!✔ این علامت برای توصیف تعجب، هیجان، حیرت، دستور؛ تمسخر؛ تاکید؛ افسوس؛ خشم و به طور کلی در پایان جملاتی که بیانگر عواطف و احساسات هستند، قرار میگیرد. کاربردهای آن: بیان تعجب و حیرت به به عجب هوای آفتابی! برای ندا و مورد خطاب قرار دادن مهمانان ارجمند! برای بیان شگفتی زیاد فوق العاده است! بیان حالت امری و دستوری بایست! بیان هشدار به تونل نزدیک میشوید!
-
ویرگول: نشانه مکث و گاهی هم برای ندادن کسره اضافه به کلمه پیش از خود، استفاده میشه. سرش را خم کرد، موهایش را کنار زد و به پاهایم چشم دوخت.✔ برای جلوگیری از دادن کسره اضافه: علی، من دیگه نمیخوام ببینمت!✔ (در صورت نبود ویرگول: علی من دیگه نمیخوام ببینمت!⬅ ممکنه اینجوری خونده بشه: علیِ من دیگه نمیخوام ببینمت!) نکته: استفاده بیش از حد از ویرگول، مکثها رو زیاد و جمله رو کریه میکند! در حد لازم از ویرگول استفاده بشه. او، مادر محمد، آرام، صدایش، میزد.❌ او، مادر محمد، آرام صدایش میزد.✔ ویرگول یا کاما در نگارش فارسی کاربردهای متعددی دارد، اما از مهمترین کاربردهای آن میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم: 1) در وسط جملهها بنا بر ضرورت جداسازی و ایجاد مکث و بعد از فعلهایی که وسط جمله میآید، از ویرگول استفاده میشود. مثال: بعد از فعلهایی که وسط جمله میآید، از ویرگول استفاده میشود. 2) برای جداسازی بخشهای مختلف آدرس، ویرگول استفاده میشود مثال: تهران، سعادتآباد، خیابان علامه جنوبی، پلاک ۲۰، واحد ۴ 3) برای جداسازی ارقام و عبارات مختلف ویرگول استفاده میشود. مثال: به این موضوع در صفحههای ۷۰، ۱۱۵ و ۱۸۵ اشاره شده است. 4) بهجای مکث کوتاه در جمله ویرگول استفاده میشود. مثال: اگر شبها همه قدر بودی، شب قدر بیقدر بودی. 5) در ضمن جمله، کلمه یا عبارتی بهعنوان بدل، قید، جمله معترضۀ یا عبارت توضیحی دیگر آورده شود، ویرگول استفاده میشود. مثال: نیما شفیعزاده، بلاگر و متخصص شبکههای اجتماعی، سردبیر رسانۀ نیماتودی است 6) بین کلمههای همپایه بهجای «و» میآید. مثال: نیما، سینا، نیلوفر و عطیه به خانه آمدند. 7) بین دو کلمه که ممکن است خواننده آنها را با کسرۀ اضافه بخواند، ویرگول استفاده میشود. مثال: مادر، ریحانه را صدا زد. 8) پس از منادا ویرگول استفاده میشود. مثال:خدایا، ما را آدم کن! 9) میان کلمات تکرارشونده از ویرگول استفاده میشود. مثال: این کتاب، کتاب من است. گذاشتن علامت ویرگول در ورد، کیبورد، ویندوز، مک و اینترنت برای گذاشتن ویرگول یا کاما در نرمافزار ورد و سایر نرمافزارها میتوانید از روشهای زیر استفاده کنید: استفاده از کلید ترکیبی Ctrl+T در ویندوز و اینترنت استفاده از کلید ترکیبی Shift+7 در مک *** نقطه ویرگول: نشانه مکث بیشتر از ویرگول. قبل از «ولی» «اما» «چون» «برای اینکه» «زیرا» و امثال اینها میاد؛ همچنین وقتهایی که جمله پیشین تمام شده، ولی جمله بعد با اون مرتبط است. نگاهش نکردم؛ ولی دلتنگش بودم.✔ اخراجش کردم؛ چون کارش افتضاح بود!✔ در تمام این دوران، به کس دیگری جز من فکر میکرد؛ به همان دخترک!✔ این نوع از علائم نگارشی همانطور که از نامش پیداست هم کاربرد نقطه را دارد و هم ویرگول. نشاندهنده یک مکث طولانی است که مکث آن از ویرگول طولانیتر؛ اما از نقطه کوتاهتر است. اصول استفاده از این علامت عبارت است از: برای جداکردن جملهها و عبارتهایی که از نظر دستور زبان مستقل و غیروابسته هستند، اما از ارتباط معنایی باهم برخوردارند ومکمل یکدیگرند. مثال: به بقیه عکسها نگاه میکنم؛ همگی عکسهای من و پدرم هستند. هنگامی که به نظر میرسد جمله تمام شده است؛ اما درواقع آن جمله ادامه دارد و قصد نویسنده این است که خواننده را به خواندن ادامهی مطلب جلب کند. این جملهها معمولا با کلمات توضیحی مانند: ولی، اما، زیرا، مثلاً، فرضاً، یعنی، همچنین، بنابراین و …. بهکار میروند. مثال: من همیشه برای مطالعه به کتابخانه میروم؛ اما به دلیل کرونا امکان رفتن به آنجا را ندارم. استفاده از نقطه ویرگول برای فهرست سازی یا برشمردن چیزی. مثال: لوازمی که برای رفتن به طبیعت نیاز دارید عبارتند از: کیسه خواب؛ کوله پشتی؛ لباس گرم؛ غذای سبک و … . برای ربط چندین جمله پشت سرهم. مثال: من امروز صبح از خواب بیدار شدم؛ بعد صبحانه خوردم؛ بعد به مدرسه رفتم. علامت سوال: انتهای جملات پرسشی. مگه بابا رفته بیرون؟✔ نکته: جایی که سوال ما در قالب یه جمله اومده، لازم نیست آخرش علامت سوال بذاریم. توی ذهنش این سوال بود که اصلاً مگه بابا رفته بیرون و خودش هم جوابش رو نمیدونست.✔ نکته2: علامت پرسش و تعجب برای جملات تعجبی سوالی، باهم میان و به این ترتیب: ؟! علامت سؤال، همانطور که از اسمش پیداست، گویای پرسشیبودن جمله است؛ به این معنی که سؤالی مطرح شده است و شاید پاسخی در ادامه داشته باشد. 1) در پایان همۀ جملههای پرسشی علامت سؤال استفاده میشود. مثال: چرا وقتی نشون میداد درصد رو، آقا فردوسیپور میخند؟ 2) برای نشاندادن مفهوم تردید از علامت سؤال داخل پرانتز استفاده میشود. مثال: توییتر در سال ۱۳۸۵ (؟) فیلتر شد. 3) هنگامی که چند جملۀ پرسشی در یک مطلب پشت سر هم آورده شود علامت سؤال استفاده میشود مثال: این چه قیافهایه؟ شما از کجا اومدین؟ گذاشتن علامت سؤال در ورد، کیبورد، ویندوز، مک و اینترنت: برای گذاشتن سؤال در نرمافزار ورد و سایر نرمافزارها میتوانید از روشهای زیر استفاده کنید: استفاده از کلید ترکیبی Shift+/ در ویندوز و اینترنت استفاده از کلید ترکیبی Shift+? در مک *** سه نقطه: کاربرد سه نقطه خیلی محدوده؛ فقط جایی که دیالوگ قطع بشه یا متن نیمه کاره بمونه و یا دیالوگ منقطع باشه. اشتباهه از سه نقطه به جای مکث استفاده کنید! مکث، کار ویرگوله. ۱) برای نشان دادن لکنت زبان یا بریدهبریده سخن گفتن (از دو طرف با نیمفاصله و کشیدگی دادن به حروف پیوسته): - گُـ...گُـ...گفتم نَـ...نَـ...نترس! ۲) برای درنگ کردن در ادای واژهها (بیفاصله از قبل): - من... دیگه... بر... نمیگردم...! تو برو. ۳) برای نصفهنیمه گفتن واژهها (بیفاصله از قبل): - من از این موجود میتر... دقیقاً پشتسرم ایستاده بود و بازتابش در شیشهٔ پیشِرویم دیده میشد. ۴) هنگامی که کسی سخن دیگری را در گفتوگوها قطع میکند (بیفاصله از قبل): افسانه با ناراحتی گفت: «من به همه میگم تو کی هستی و چیکارهای! من به پلیس...» بابک حرفش را قطع کرد: «تو بیخود میکنی! جرئت داری بگو، ببین چه بلایی سرت میآرم!» ۵) برای نشان دادن سخنان کسی که پشت تلفن است و شنیده نمیشود (از قبل با فاصلۀ جامد و از بعد با فاصلۀ معمولی): - بله. ... علیک سلام. ... به تو چه؟ ... به خودم مربوطه. ... تو که همهجا زیر نظرته. ... چی؟ ... زنگ بزن پایین. ... مسخره! ۶) در گفتوگوی تلفنی، وقتی طرف مقابل سکوت کرده یا مشکلی در ارتباط وجود دارد (بیفاصله از قبل): - الو... الو... صدات نمیآد! یادآوری: در این موارد، سهنقطه نمیگذاریم: ۱) برای نشان دادن خشم و مانند آن یا درنگِ کاملِ بعد از هر واژه، پس از هرکدام فقط یک نقطه میگذاریم: - دارم بهت میگم من. اصلاً. حالم. خوب. نیست. بفهم! برو پی کارِت! ۲) با سه بار تکرارِ یک حرف (نه بیشتر)، کشیدگی یک واکه در هجا را نشان میدهیم، نه با سهنقطه (*وا...ی) و نه با تکرار تیرۀ روی خط زمینه (*حمیــــــد): - وااای، حمییید! ممنووون! علامت تعجب: انتهای جملات عاطفی یا تعجبی. من عاشقتم!✔ شوخی نکن!✔ این علامت برای توصیف تعجب، هیجان، حیرت، دستور؛ تمسخر؛ تاکید؛ افسوس؛ خشم و به طور کلی در پایان جملاتی که بیانگر عواطف و احساسات هستند، قرار میگیرد. کاربردهای آن: بیان تعجب و حیرت به به عجب هوای آفتابی! برای ندا و مورد خطاب قرار دادن مهمانان ارجمند! برای بیان شگفتی زیاد فوق العاده است! بیان حالت امری و دستوری بایست! بیان هشدار به تونل نزدیک میشوید!