رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

_MAHSA_

کاربر حرفه ای
  • تعداد ارسال ها

    203
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    10

تمامی مطالب نوشته شده توسط _MAHSA_

  1. نکات ریز نگارشی: ✍️ نام اشخاص، به‌جز استثنائاتی که در اسناد هویتی پیوسته نوشته شده‌اند، بی‌فاصله نوشته می‌شوند: علی‌اکبر، علی‌‌حسین، محمدامین، فاطمه‌زهرا، محمدکریم‌خان، غلام‌علی، الله‌وِردی، آمنه‌بیگم، حسن‌بیگ، مهتاب‌بانو، بی‌بی‌شطیطه، سکینه‌خاتون، آسیه‌خانم، معین‌الدوله، حشمت‌الله، قربان‌علی، افخم‌سادات، بی‌بی‌جان‌بانو، اُم‌البنین، میرمُهنّا، میرحسین، ننه‌بلقیس، خان‌بابا، طغرل‌خان، شیرفرهاد، نازنین‌زهرا، امیرمحمدمهدی، مهدی‌یار، علی‌مراد، علی‌نقی، ایران‌دخت، جهان‌بخش، گل‌آذین، مه‌سیما، نوش‌آفرین، دوست‌علی، حسن‌قلی. ______________________________________________________________________ قاعدۀ فاصله‌گذاریِ اسم مرکب: اسم + (بنِ مضارع + وند) نیم‌فاصله نوشته می‌شود. مثال: روان + (شناس + ی) = روان‌شناسی. چند نمونۀ دیگر: رفاه‌طلبی، جامعه‌شناختی، سیاست‌گذاری، کتاب‌خوانی، گره‌چینی، زیاده‌خواهی، نکته‌گویی، سلطه‌جویی، ظلم‌ستیزی، نظریه‌پردازی، وصف‌پذیری، دانش‌جویی، مقاله‌نویسی، نامه‌نگاری، بُنَک‌داری، اتومبیل‌رانی، داستان‌سَرایی، فلسفه‌دانی، علم‌گریزی، عمل‌گرایی، حافظ‌پژوهی، درخت‌کاری، شب‌نشینی‌، کاسه‌لیسی، حج‌گزاری، پول‌شویی، مرده‌شوری، گلاب‌گیری، کتاب‌سازی، ش*ر..اب‌خواری. _____________________________________________________________________
  2. نکات ریز نگارشی: ✍️ نام اشخاص، به‌جز استثنائاتی که در اسناد هویتی پیوسته نوشته شده‌اند، بی‌فاصله نوشته می‌شوند: علی‌اکبر، علی‌‌حسین، محمدامین، فاطمه‌زهرا، محمدکریم‌خان، غلام‌علی، الله‌وِردی، آمنه‌بیگم، حسن‌بیگ، مهتاب‌بانو، بی‌بی‌شطیطه، سکینه‌خاتون، آسیه‌خانم، معین‌الدوله، حشمت‌الله، قربان‌علی، افخم‌سادات، بی‌بی‌جان‌بانو، اُم‌البنین، میرمُهنّا، میرحسین، ننه‌بلقیس، خان‌بابا، طغرل‌خان، شیرفرهاد، نازنین‌زهرا، امیرمحمدمهدی، مهدی‌یار، علی‌مراد، علی‌نقی، ایران‌دخت، جهان‌بخش، گل‌آذین، مه‌سیما، نوش‌آفرین، دوست‌علی، حسن‌قلی. ______________________________________________________________________ قاعدۀ فاصله‌گذاریِ اسم مرکب: اسم + (بنِ مضارع + وند) نیم‌فاصله نوشته می‌شود. مثال: روان + (شناس + ی) = روان‌شناسی. چند نمونۀ دیگر: رفاه‌طلبی، جامعه‌شناختی، سیاست‌گذاری، کتاب‌خوانی، گره‌چینی، زیاده‌خواهی، نکته‌گویی، سلطه‌جویی، ظلم‌ستیزی، نظریه‌پردازی، وصف‌پذیری، دانش‌جویی، مقاله‌نویسی، نامه‌نگاری، بُنَک‌داری، اتومبیل‌رانی، داستان‌سَرایی، فلسفه‌دانی، علم‌گریزی، عمل‌گرایی، حافظ‌پژوهی، درخت‌کاری، شب‌نشینی‌، کاسه‌لیسی، حج‌گزاری، پول‌شویی، مرده‌شوری، گلاب‌گیری، کتاب‌سازی، ش*ر..اب‌خواری. _____________________________________________________________________
  3. نکات ریز معنایی: «الزاماً» یا «لزوماً»؟ الزاماً یعنی اجباراً، به‌اجبار، به‌ناچار. لزوماً یعنی ضرورتاً، به‌ضرورت. در فارسی، لزوماً به معنای «همیشه» هم به کار می‌رود. مثال: «پایین بودن تیراژ کتاب‌ها لزوماً [=همیشه] عیب نیست». اما گاهی الزاماً اشتباهی به جای لزوماً و به معنای «همیشه» به کار می‌رود. مثال: «روشنفکری الزاماً(!) بد نیست» یا: «سیستم ترمز اضطراری الزاماً(!) مطمئن نیست». پس الزاماً را نباید به جای لزوماً(=همیشه) به کار برد. برای رفع این مشکل می‌توان به جای لزوماً از قید «همیشه» و نظایر آن استفاده کرد. ______________________________________________________________________ ✍️ «قایم‌باشک» تغییریافتۀ «غایب‌باشک» (غایب + باش + َ ک) است. نحوۀ بازی و معادلِ انگلیسیِ آن، یعنی، نشان می‌دهند که مسئلۀ پنهان شدن مطرح است و ربطی به «موش» ندارد. «قایم‌موشک» تعبیرِ گفتاری و عامیانۀ این بازی است.
  4. نکات ریز معنایی: «الزاماً» یا «لزوماً»؟ الزاماً یعنی اجباراً، به‌اجبار، به‌ناچار. لزوماً یعنی ضرورتاً، به‌ضرورت. در فارسی، لزوماً به معنای «همیشه» هم به کار می‌رود. مثال: «پایین بودن تیراژ کتاب‌ها لزوماً [=همیشه] عیب نیست». اما گاهی الزاماً اشتباهی به جای لزوماً و به معنای «همیشه» به کار می‌رود. مثال: «روشنفکری الزاماً(!) بد نیست» یا: «سیستم ترمز اضطراری الزاماً(!) مطمئن نیست». پس الزاماً را نباید به جای لزوماً(=همیشه) به کار برد. برای رفع این مشکل می‌توان به جای لزوماً از قید «همیشه» و نظایر آن استفاده کرد. ______________________________________________________________________ ✍️ «قایم‌باشک» تغییریافتۀ «غایب‌باشک» (غایب + باش + َ ک) است. نحوۀ بازی و معادلِ انگلیسیِ آن، یعنی، نشان می‌دهند که مسئلۀ پنهان شدن مطرح است و ربطی به «موش» ندارد. «قایم‌موشک» تعبیرِ گفتاری و عامیانۀ این بازی است.
  5. یوتوب در این لایه باید به کلمات فارسی آشنا باشد زن
  6. یوتوب در این لایه باید به کلمات فارسی آشنا باشد زن
  7. ون ون یکی دیگر از پسوندهای جمع عربی است که وارد زبان فارسی شده است اما به نسبت دیگر پسوندها کاربرد کمتری در فارسی پیدا کرده است. مثل؛ روحانیون، رواقیون، حواریون ین کلماتی نظیر مخترعین، معلمین، مأمورین کلماتی هستند که با ین جمع بسته شده‌اند ولی کاربرد آنها با ان فارسی نیز جایز است و حتی بهتر است از ان برای جمع بستن آنها استفاده کرد و به صورت مخترعان، معلمان و مأموران نوشته شود. جمع مکسر برخی کلمات عربی که وارد زبان فارسی نیز شده اند را می‌توان بدون استفاده از نشانه‌های جمع و به صورت جمع مکسر جمع بست؛ مانند: آداب (جمع ادب)، اصول (جمع اصل)، سوانح (جمع سانحه)، کتب (جمع کتاب). به عنوان یک قاعده کلی، در هنگام نوشتن به فارسی، بهتر است تا جایی که شدنی است،‌ کلمه‌ها را به شکل فارسی و به کمک علامت «ها» جمع ببندید و استفاده از جمع‌های مکسر عربی را کمتر کنیم. اشتباه رایج: جمع مکسر واژگان فارسی جمع مکسر مربوط به زبان عربی است و در زبان فارسی معیار، جمع بستن کلمات فارسی با این قاعده نادرست است. اما برخی از این کلمات چنان رواج دارند که باور نادرست بودن آن‌ها مشکل است. برخی از این کلمات عبارتند از: بنادر،‌ خوانین، ‌اساتید، دراویش اشتباه رایج: جمع بستن کلمات جمع مکسر یکی از نکته‌هایی که درباره استفاده از علامت‌های جمع باید مورد توجه قرار گیرد، به کار نبردن آنها در کنار کلماتی است که خودشان جمع مکسر هستند. کلمه‌ای که خود جمع مکسر است را نباید دوباره با نشانه‌های جمع استفاده کنیم. برخی از غلط‌های رایج در این زمینه عبارتند از: طلاب‌ها (طلاب جمع طلبه)، ‌اسلحه‌ها (اسلحه جمع سلاح)، حقوق‌ها (جمع حق)،‌ فتوحات (جمع فتح)، لوازمات (جمع لوازم)، اسباب‌ها (اسباب جمع سبب)، حروف‌ها (حروف جمع حرف)، ‌کسورات (جمع کسر)،‌ وجوهات (جمع وجه)،‌ شئونات (جمع شئون)،‌ عملیات‌ها (عملیات جمع عمل)، امورات (امور جمع امر)، جواهرات (جمع جوهر) نادرست: مدارک‌هایم را تحویل بانک دادم. درست: مدارکم را تحویل بانک دادم. نادرست: این روزها اخبارهای بدی به گوشم رسیده است. درست: این روزها اخبار بدی به گوشیم رسیده است.
  8. ون ون یکی دیگر از پسوندهای جمع عربی است که وارد زبان فارسی شده است اما به نسبت دیگر پسوندها کاربرد کمتری در فارسی پیدا کرده است. مثل؛ روحانیون، رواقیون، حواریون ین کلماتی نظیر مخترعین، معلمین، مأمورین کلماتی هستند که با ین جمع بسته شده‌اند ولی کاربرد آنها با ان فارسی نیز جایز است و حتی بهتر است از ان برای جمع بستن آنها استفاده کرد و به صورت مخترعان، معلمان و مأموران نوشته شود. جمع مکسر برخی کلمات عربی که وارد زبان فارسی نیز شده اند را می‌توان بدون استفاده از نشانه‌های جمع و به صورت جمع مکسر جمع بست؛ مانند: آداب (جمع ادب)، اصول (جمع اصل)، سوانح (جمع سانحه)، کتب (جمع کتاب). به عنوان یک قاعده کلی، در هنگام نوشتن به فارسی، بهتر است تا جایی که شدنی است،‌ کلمه‌ها را به شکل فارسی و به کمک علامت «ها» جمع ببندید و استفاده از جمع‌های مکسر عربی را کمتر کنیم. اشتباه رایج: جمع مکسر واژگان فارسی جمع مکسر مربوط به زبان عربی است و در زبان فارسی معیار، جمع بستن کلمات فارسی با این قاعده نادرست است. اما برخی از این کلمات چنان رواج دارند که باور نادرست بودن آن‌ها مشکل است. برخی از این کلمات عبارتند از: بنادر،‌ خوانین، ‌اساتید، دراویش اشتباه رایج: جمع بستن کلمات جمع مکسر یکی از نکته‌هایی که درباره استفاده از علامت‌های جمع باید مورد توجه قرار گیرد، به کار نبردن آنها در کنار کلماتی است که خودشان جمع مکسر هستند. کلمه‌ای که خود جمع مکسر است را نباید دوباره با نشانه‌های جمع استفاده کنیم. برخی از غلط‌های رایج در این زمینه عبارتند از: طلاب‌ها (طلاب جمع طلبه)، ‌اسلحه‌ها (اسلحه جمع سلاح)، حقوق‌ها (جمع حق)،‌ فتوحات (جمع فتح)، لوازمات (جمع لوازم)، اسباب‌ها (اسباب جمع سبب)، حروف‌ها (حروف جمع حرف)، ‌کسورات (جمع کسر)،‌ وجوهات (جمع وجه)،‌ شئونات (جمع شئون)،‌ عملیات‌ها (عملیات جمع عمل)، امورات (امور جمع امر)، جواهرات (جمع جوهر) نادرست: مدارک‌هایم را تحویل بانک دادم. درست: مدارکم را تحویل بانک دادم. نادرست: این روزها اخبارهای بدی به گوشم رسیده است. درست: این روزها اخبار بدی به گوشیم رسیده است.
  9. البته تنها برخی از ادبا این استثناها را مطرح کرده اند و اگر شما همیشه نشانه جمع ها را با نیم‌فاصله جدا کنید، کسی خرده‌ای بر شما نخواهد گرفت. حتی شاید از نظر وحدت رویه و ساده‌سازی قواعد، همین رویکرد بهتر هم باشد. ان یکی دیگر از نشانه‌های جمع فارسی، ان است که برای جمع بستن اسامی جانداران به پایان کلمه اضافه می‌شود. مانند؛ زنان، مردان، درختان - باید توجه داشت که ان در همه کلمات نشانه جمع نیست و ممکن است مربوط به ساختار کلمه باشد. مانند؛ داستان، کوهان، سوهان گاهی ان پایان به معنای زمان و مکان می‌باشد مثلا بهاران یعنی هنگام بهار یا گیلان یعنی محل سکونت مردم گیل. - برای سهولت در تلفظ و زیبایی بیشتر کلمه، بهتر است کلماتی که مختوم به ه هستند با ان جمع بسته شوند. مانند؛ گناهان به جای گناه‌ها و پادشاهان به جای پادشاه‌ها - دقت داشته باشید که از این پسوند برای جمع بستن اسامی معنی مانند هوش و جمادات مانند کتاب استفاده نمی‌شود. همچنین بسیاری از کلماتی که با ان جمع بسته می‌شود، با ها هم می‌تواند تبدیل به جمع شود. مانند؛ مردان، زنان، آهوان که به صورت مردها، زنها، آهوها هم نوشته شده نشانه‌های جمع عربی ات معیار سنجش کلمه برای استفاده از ات به جهت جمع بستن کلمات، توجه به ریشه کلمه است. از آنجایی که ات نشانه جمع عربی است؛ پس نباید کلمات فارسی را با آن جمع ببندیم و این کار خطای فاحش در نگارش محسوب می‌شود. به مثال زیر دقت کنید؛ جمله غلط: با تایپ ده‌انگشتی توانستم خیلی سریع گزارشات را برای ارائه به مدیر تایپ کنم. جمله صحیح: با تایپ ده‌انگشتی توانستم خیلی سریع گزارش‌ها را برای ارائه به مدیر تایپ کنم.
  10. البته تنها برخی از ادبا این استثناها را مطرح کرده اند و اگر شما همیشه نشانه جمع ها را با نیم‌فاصله جدا کنید، کسی خرده‌ای بر شما نخواهد گرفت. حتی شاید از نظر وحدت رویه و ساده‌سازی قواعد، همین رویکرد بهتر هم باشد. ان یکی دیگر از نشانه‌های جمع فارسی، ان است که برای جمع بستن اسامی جانداران به پایان کلمه اضافه می‌شود. مانند؛ زنان، مردان، درختان - باید توجه داشت که ان در همه کلمات نشانه جمع نیست و ممکن است مربوط به ساختار کلمه باشد. مانند؛ داستان، کوهان، سوهان گاهی ان پایان به معنای زمان و مکان می‌باشد مثلا بهاران یعنی هنگام بهار یا گیلان یعنی محل سکونت مردم گیل. - برای سهولت در تلفظ و زیبایی بیشتر کلمه، بهتر است کلماتی که مختوم به ه هستند با ان جمع بسته شوند. مانند؛ گناهان به جای گناه‌ها و پادشاهان به جای پادشاه‌ها - دقت داشته باشید که از این پسوند برای جمع بستن اسامی معنی مانند هوش و جمادات مانند کتاب استفاده نمی‌شود. همچنین بسیاری از کلماتی که با ان جمع بسته می‌شود، با ها هم می‌تواند تبدیل به جمع شود. مانند؛ مردان، زنان، آهوان که به صورت مردها، زنها، آهوها هم نوشته شده نشانه‌های جمع عربی ات معیار سنجش کلمه برای استفاده از ات به جهت جمع بستن کلمات، توجه به ریشه کلمه است. از آنجایی که ات نشانه جمع عربی است؛ پس نباید کلمات فارسی را با آن جمع ببندیم و این کار خطای فاحش در نگارش محسوب می‌شود. به مثال زیر دقت کنید؛ جمله غلط: با تایپ ده‌انگشتی توانستم خیلی سریع گزارشات را برای ارائه به مدیر تایپ کنم. جمله صحیح: با تایپ ده‌انگشتی توانستم خیلی سریع گزارش‌ها را برای ارائه به مدیر تایپ کنم.
  11. نشانه‌های جمع در زبان فارسی به دو دسته تقسیم می‌شوند: نشانه‌های جمع فارسی و نشانه‌های جمع عربی. نشانه‌های فارسی تنها به ها و ان محدود می‌شود؛ اما نشانه‌های جمعی که از زبان عربی به فارسی راه پیدا کرده‌اند؛ شامل ات، ون و ین است. علاوه بر نشانه‌های جمع، برخی کلمات عربی را به صورت جمع مکسر نیز می‌توان جمع بست. نشانه‌های جمع فارسی ها یکی از رایج‌ترین نشانه‌های‌ جمع در زبان فارسی، ها است و اغلب برای جمع بستن اجزای رستنی، فراورده‌های حیوانی، اعضای بدن و عناصر طبیعت به کار می‌رود. از نظر املایی بهتر است این نشانه به کلمه قبل از خودش نچسبد و با یک نیم‌فاصله از آن قرار بگیرد. مانند: کتاب‌ها، آسمان‌ها، صورت‌ها باید توجه داشت که درباره سرهم‌نویسی یا جدانویسی کلماتی که با ها جمع بسته شده‌اند، برخی از ادبا استثنائاتی نیز مطرح کرده‌اند. برخی معتقدند که کلمات آنها و اینها بایستی به صورت سرهم نوشته شود. برخی معتقدند کلمات کوتاه اگر با ها جمع بسته شود؛ سر هم نوشته می‌شود. مانند: زنها، شبها، کوهها
  12. نشانه‌های جمع در زبان فارسی به دو دسته تقسیم می‌شوند: نشانه‌های جمع فارسی و نشانه‌های جمع عربی. نشانه‌های فارسی تنها به ها و ان محدود می‌شود؛ اما نشانه‌های جمعی که از زبان عربی به فارسی راه پیدا کرده‌اند؛ شامل ات، ون و ین است. علاوه بر نشانه‌های جمع، برخی کلمات عربی را به صورت جمع مکسر نیز می‌توان جمع بست. نشانه‌های جمع فارسی ها یکی از رایج‌ترین نشانه‌های‌ جمع در زبان فارسی، ها است و اغلب برای جمع بستن اجزای رستنی، فراورده‌های حیوانی، اعضای بدن و عناصر طبیعت به کار می‌رود. از نظر املایی بهتر است این نشانه به کلمه قبل از خودش نچسبد و با یک نیم‌فاصله از آن قرار بگیرد. مانند: کتاب‌ها، آسمان‌ها، صورت‌ها باید توجه داشت که درباره سرهم‌نویسی یا جدانویسی کلماتی که با ها جمع بسته شده‌اند، برخی از ادبا استثنائاتی نیز مطرح کرده‌اند. برخی معتقدند که کلمات آنها و اینها بایستی به صورت سرهم نوشته شود. برخی معتقدند کلمات کوتاه اگر با ها جمع بسته شود؛ سر هم نوشته می‌شود. مانند: زنها، شبها، کوهها
  13. _MAHSA_

    کلمات تنوین دار

    حتماً اولاً ثانیاً مخصوصاً اتفاقاً عمداً دائماً حقیقتاً ذاتاً مرتباً واقعاً کلاً مجدداً مسلماً مکرراً تمام کلمات دارای تنوین ریشه عربی دارند. بهتره نویسندگان گرامی کمتر از این کلمات استفاده کنند یا از ریشه‌ی فارسی کلمات استفاده کنند کلمات صحیح: مثلاً رو برای مثال بکار ببریم که کاربرد زیادی توی نوشته‌ها داره. مجدداً رو به جایش «دوباره» بنویسم. و...
  14. _MAHSA_

    کلمات تنوین دار

    حتماً اولاً ثانیاً مخصوصاً اتفاقاً عمداً دائماً حقیقتاً ذاتاً مرتباً واقعاً کلاً مجدداً مسلماً مکرراً تمام کلمات دارای تنوین ریشه عربی دارند. بهتره نویسندگان گرامی کمتر از این کلمات استفاده کنند یا از ریشه‌ی فارسی کلمات استفاده کنند کلمات صحیح: مثلاً رو برای مثال بکار ببریم که کاربرد زیادی توی نوشته‌ها داره. مجدداً رو به جایش «دوباره» بنویسم. و...
  15. _MAHSA_

    کلمات تنوین دار

    حتماً اولاً ثانیاً مخصوصاً اتفاقاً عمداً دائماً حقیقتاً ذاتاً مرتباً واقعاً کلاً مجدداً مسلماً مکرراً
  16. _MAHSA_

    کلمات تنوین دار

    حتماً اولاً ثانیاً مخصوصاً اتفاقاً عمداً دائماً حقیقتاً ذاتاً مرتباً واقعاً کلاً مجدداً مسلماً مکرراً
  17. _MAHSA_

    انواع ویرایش

    ۳ ویرایش تخصصی یا علمی یا محتوایی ۳. ۱ حذف، کاهش یا تلخیص مطالب تکراری، غیرضروری، غیرمستند، مبتذل، نامتعارف، سست و ضعیف ۳. ۲ اصلاح، تنظیم و جابه‌جایی مطالب برای انسجام و یک‌دستی نوشتار ۳. ۳ افزایش برخی نکات فراموش‌شده، جافتاده در متن یا پاورقی ۳. ۴ مقابله متن با اصل (در صورت ترجمه یا تصحیح متون کلاسیک) ۳. ۵ توضیح، یادآوری یا پیشنهاد ضروری در پاورقی که البته باید با ذکر کلمه «ویراستار» و با اجازه از نویسنده کتاب باشد. ۳. ۶ بازبینی و تصحیح مطالب نادرست، متناقض و غیرعلمی. همان‌طور که می‌بینید، ویرایش فنی و زبانی-ساختاری را هر کسی که مطالعاتی در این زمینه و زمینه‌های مشابه داشته است، می‌تواند تا حد قابل قبولی انجام دهد؛ خود من تا به حال، سه کتاب دانشگاهی را ویرایش فنی کرده‌ام که با رضایت کامل نویسنده‌های آن‌ها روبرو شده است؛ اما ویرایش تخصصی یا علمی یا محتوایی، باید توسط شخصی انجام شود که از لحاظ علمی، آشنایی کاملی با موضوع نوشته داشته باشد. به عنوان مثال، اگر قرار است یک کتاب ریاضی، ویرایش علمی شود، این کار باید توسط یک ریاضی‌دان دیگر که در همان موضوع کتاب، پژوهش می‌کند، انجام شود تا به راحتی بتواند درستی یا نادرستی مطالب کتاب را تشخیص دهد. بدون شک، اگر هر نوشته‌ای قبل از انتشار عمومی، این سه مرحله ویرایش را پشت سر بگذارد، به نوشته‌ای تبدیل می‌شود که به چشم، ذهن، وقت و جیب خواننده احترام گذاشته است.
  18. _MAHSA_

    انواع ویرایش

    ۳ ویرایش تخصصی یا علمی یا محتوایی ۳. ۱ حذف، کاهش یا تلخیص مطالب تکراری، غیرضروری، غیرمستند، مبتذل، نامتعارف، سست و ضعیف ۳. ۲ اصلاح، تنظیم و جابه‌جایی مطالب برای انسجام و یک‌دستی نوشتار ۳. ۳ افزایش برخی نکات فراموش‌شده، جافتاده در متن یا پاورقی ۳. ۴ مقابله متن با اصل (در صورت ترجمه یا تصحیح متون کلاسیک) ۳. ۵ توضیح، یادآوری یا پیشنهاد ضروری در پاورقی که البته باید با ذکر کلمه «ویراستار» و با اجازه از نویسنده کتاب باشد. ۳. ۶ بازبینی و تصحیح مطالب نادرست، متناقض و غیرعلمی. همان‌طور که می‌بینید، ویرایش فنی و زبانی-ساختاری را هر کسی که مطالعاتی در این زمینه و زمینه‌های مشابه داشته است، می‌تواند تا حد قابل قبولی انجام دهد؛ خود من تا به حال، سه کتاب دانشگاهی را ویرایش فنی کرده‌ام که با رضایت کامل نویسنده‌های آن‌ها روبرو شده است؛ اما ویرایش تخصصی یا علمی یا محتوایی، باید توسط شخصی انجام شود که از لحاظ علمی، آشنایی کاملی با موضوع نوشته داشته باشد. به عنوان مثال، اگر قرار است یک کتاب ریاضی، ویرایش علمی شود، این کار باید توسط یک ریاضی‌دان دیگر که در همان موضوع کتاب، پژوهش می‌کند، انجام شود تا به راحتی بتواند درستی یا نادرستی مطالب کتاب را تشخیص دهد. بدون شک، اگر هر نوشته‌ای قبل از انتشار عمومی، این سه مرحله ویرایش را پشت سر بگذارد، به نوشته‌ای تبدیل می‌شود که به چشم، ذهن، وقت و جیب خواننده احترام گذاشته است.
  19. _MAHSA_

    انواع ویرایش

    ویرایش زبانی-ساختاری ۲. ۱ رفع خطاهای دستوری، ساختاری و جمله‌بندی؛ به عنوان مثال، در جمله «مایه افتخار من است که از تجربیات شما بهره‌مند و در کارهایم از آن‌ها استفاده کنم»، باید بعد از «بهره‌مند»، از فعل «شوم» استفاده کنیم؛ چون «بهره‌مند کنم»، معنایی ندارد. بنابراین یکی از هدف‌های ویرایش زبانی-ساختاری، جلوگیری از حذف بدون قرینه فعل‌ها در جمله است. به عنوان مثالی دیگر، می‌توان به کاربرد درست «را»ی مفعولی بعد از مفعول اشاره کرد. ۲. ۲ اصلاح انحراف از زبان معیار و یک‌دست کردن زبان نوشته ۲. ۳ ابهام‌زدایی از عبارت‌های نارسا، مبهم، متناقض، نامفهوم و عامیانه . ۴ انتخاب برابرهای مناسب برای واژگان غیر فارسی، حذف واژگان، تعابیر و اصطلاحات و عبارت‌های تکراری و زائد، عامیانه، ناقص، نارسا، متضاد و متناقض ۲. ۵ کوتاه کردن جمله‌های طولانی ۲. ۶ ساده‌سازی و روان‌سازی متن از نظر جمله‌بندی ۲. ۷ گزینش واژگان فارسی و برابرهای مناسب.
  20. _MAHSA_

    انواع ویرایش

    ویرایش زبانی-ساختاری ۲. ۱ رفع خطاهای دستوری، ساختاری و جمله‌بندی؛ به عنوان مثال، در جمله «مایه افتخار من است که از تجربیات شما بهره‌مند و در کارهایم از آن‌ها استفاده کنم»، باید بعد از «بهره‌مند»، از فعل «شوم» استفاده کنیم؛ چون «بهره‌مند کنم»، معنایی ندارد. بنابراین یکی از هدف‌های ویرایش زبانی-ساختاری، جلوگیری از حذف بدون قرینه فعل‌ها در جمله است. به عنوان مثالی دیگر، می‌توان به کاربرد درست «را»ی مفعولی بعد از مفعول اشاره کرد. ۲. ۲ اصلاح انحراف از زبان معیار و یک‌دست کردن زبان نوشته ۲. ۳ ابهام‌زدایی از عبارت‌های نارسا، مبهم، متناقض، نامفهوم و عامیانه . ۴ انتخاب برابرهای مناسب برای واژگان غیر فارسی، حذف واژگان، تعابیر و اصطلاحات و عبارت‌های تکراری و زائد، عامیانه، ناقص، نارسا، متضاد و متناقض ۲. ۵ کوتاه کردن جمله‌های طولانی ۲. ۶ ساده‌سازی و روان‌سازی متن از نظر جمله‌بندی ۲. ۷ گزینش واژگان فارسی و برابرهای مناسب.
  21. _MAHSA_

    انواع ویرایش

    ۱ ویرایش فنی این نوع ویرایش، شامل کارهای زیر است: ۱. ۱ یک‌دست کردن رسم‌الخط کلمات؛ به عنوان مثال، عبارت‌هایی مانند «میرساند»، «بسمه تعالی»، «اینجانب»، «بعرض» و «حضرتعالی» را به صورت درست آن‌ها، یعنی «می‌رساند»، «باسمه تعالی»، «این جانب»، «به عرض» و «حضرت عالی» بنویسیم. ۱. ۲ اصلاح غلط‌های املایی؛ به عنوان مثال‌، کلمه‌هایی مانند «درخاست» و «استحظار» را به صورت «درخواست» و «استحضار» بنویسیم. ۱. ۳ کنترل پاراگراف‌بندی؛ یعنی اینکه چه جمله‌هایی را در کنار هم و در یک پاراگراف قرار بدهیم. همان‌طور که می‌دانیم در یک کتاب، جمله‌هایی که یک مفهوم یا مثال خاص را توضیح می‌دهند، باید پشت سر هم بیایند و یک پاراگراف را تشکیل بدهند. به عنوان مثال، قبل از عبارت‌هایی مثل «بنابراین»، «در این حالت»، «برای این منظور»، «به عبارت دیگر»، «یعنی» و غیره، نباید یک پاراگراف جدید ایجاد کنیم. ۱. ۴ اصلاح یا اعمال نشانه‌گذاری‌های متن؛ ۱. ۵ یک‌دست کردن ضبط اعلام، اصطلاحات، آوانگاشت آن‌ها در صورت لزوم و آوردن معادل لاتین کلمات؛ ۱. ۶ اعمال قواعد عددنویسی، فرمول‌نویسی، اعراب‌گذاری و اختصارهای متنی؛ ۱. ۷ مشخص کردن حدود نقل‌قول‌ها، وارسی ارجاعات، درستی نشان مآخذ و پانوشت‌ها و یادداشت‌ها ۱. ۸ بررسی کالبدشناسی اثر، شامل تمامی نمایه‌ها، جدول‌ها، نمودارها، تصاویر، عکس‌ها، فهرست مطالب، واژه‌نامه و غیره؛ جالب است بدانید که بعضی از انتشاراتی‌های معتبر دنیا مانند انتشارات دانشگاه کمبریج، کسانی را به عنوان Indexer به کار می‌گیرند که فقط کارشان، ایجاد قسمت «نمایه» یک کتاب است؛ هر چند مسئولیت نهایی این قسمت، به عهده نویسنده کتاب است. ۱. ۹ کنترل اندازه و قلم حروف، عنوان فصل‌ها، بخش‌ها و زیربخش‌ها، سربرگ‌ها و نمونه‌خوانی. دقت داشته باشید که منظور از نمونه‌خوانی، غلط‌گیری تایپی است که با وجود اینکه بدیهی‌ترین کار لازم برای یک نوشته قبل از چاپ شدن است، خیلی از نویسندگان و ناشران ایرانی، آن را انجام نمی‌دهند. تعداد غلط‌های تایپی‌ای که در بین کتاب‌های انگلیسی‌ای که تا به حال خوانده‌ام، پیدا کرده‌ام، به اندازه تعداد انگشت‌های یک دست هم نرسیده است؛ اما در مقابل، متأسفانه کتاب‌های فارسی، پر از غلط‌های تایپی است. نکته خیلی مهمی که در نمونه‌خوانی باید به آن توجه کرد، این است که بهتر است کار نمونه‌خوانی را شخص دیگری غیر از نویسنده کتاب انجام دهد. چون بارها این مطلب را از نویسندگان مختلف شنیده‌ام که چون خودشان، نویسنده متن بوده‌اند، بعضی از جمله‌های کتاب، به جای چشم‌شان، به طور ناخودآگاه با ذهن‌شان مرور می‌شود و بنابراین بسیاری از غلط‌های تایپی کتاب را نمی‌بینند.
×
×
  • اضافه کردن...