-
تعداد ارسال ها
203 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
10
تمامی مطالب نوشته شده توسط _MAHSA_
-
مهسا هستم ۲۰ سالمه! دوستهام نفس صدام میزنن. رشتم کامپیوتر بود و درحال حاظر درس نمیخونم، و اینکه متولد ۲۲ آبان ۱۳۸۳ هستم.🌝
-
درس ششم عددنویسی مرور: دو اصل اساسی را ابتدا گفتیم: عددهای واودار با رقم میآید و عددهای بیواو با حرف (درس ۱). بعد، دانستی که دو جا «بههرحال» باید بهحرف باشد: ترتیبیها (درس ۲) و آغاز جمله (درس ۳). سه جا هم «بههرحال» بهرقم: عدد خاص (درس ۴) و درصدها (درس ۵) و یکدستی (درس ۶، امروز). فرض کن در متنی هم عدد نوزده هست که باید بهحرف بیاید و هم عدد ۲۴ هست که باید بهرقم درج شود. حالا اگر این دو عدد نزدیکِ هم بیایند، صورت خوشی ندارد که یکیشان بهحرف باشد و دیگری بهرقم. درست است؟ از میان ۲۴ حوزهٔ انتخابی، رأیهای نوزده صندوق را تاکنون شمردهاند. اینجاها، پای اصلی بس فراگیر بهمیان میآید که در خیلی از مباحث ویرایش و نگارش و حتی صفحهآرایی و طراحی جلد و… کارساز است: اصل #یکدستی. وقتی چند عددِ حرفی و رقمی نزدیکِ هم آمدند، همه را باید یکدست کرد به…؟ آهان! حالا باید همه را «رقمی» کنیم یا «حرفی»؟ جواب: همه باید رقمی بشوند؛ یعنی نوزده بشود ۱۹. از میان ۲۴ حوزهٔ انتخابی، رأیهای ۱۹ صندوق را تاکنون شمردهاند. پس در یکدستسازی عددها رقمیکردن به حرفیکردن میچربد. یکی از شرکتکنندگان کارگاههایمان اینجای بحث سؤال خوبی پرسید: در «هر کتابی» هم عدد یکتکه هست و هم عدد چندتکه. پس برای یکدستی، باید همه را رقمی کرد. پس تقریباً در هیچ کتابی لازم نیست عدد را حرفی بیاوریم. پاسخ این پرسشِ بجا این است: بله، ولی مقیاس یکدستیِ عدد را نباید کل کتاب در نظر گرفت؛ بلکه ملاکش «یک مبحث» است. حتی نمیشود گفت در یک فصل، یک صفحه، یک پاراگراف یا یک جمله؛ بلکه در «یک موضوع» وقتی چند عدد میآید، باید یکدست باشند؛ خواه آن موضوع کوتاه باشد، خواه طولانی.
-
درس ششم عددنویسی مرور: دو اصل اساسی را ابتدا گفتیم: عددهای واودار با رقم میآید و عددهای بیواو با حرف (درس ۱). بعد، دانستی که دو جا «بههرحال» باید بهحرف باشد: ترتیبیها (درس ۲) و آغاز جمله (درس ۳). سه جا هم «بههرحال» بهرقم: عدد خاص (درس ۴) و درصدها (درس ۵) و یکدستی (درس ۶، امروز). فرض کن در متنی هم عدد نوزده هست که باید بهحرف بیاید و هم عدد ۲۴ هست که باید بهرقم درج شود. حالا اگر این دو عدد نزدیکِ هم بیایند، صورت خوشی ندارد که یکیشان بهحرف باشد و دیگری بهرقم. درست است؟ از میان ۲۴ حوزهٔ انتخابی، رأیهای نوزده صندوق را تاکنون شمردهاند. اینجاها، پای اصلی بس فراگیر بهمیان میآید که در خیلی از مباحث ویرایش و نگارش و حتی صفحهآرایی و طراحی جلد و… کارساز است: اصل #یکدستی. وقتی چند عددِ حرفی و رقمی نزدیکِ هم آمدند، همه را باید یکدست کرد به…؟ آهان! حالا باید همه را «رقمی» کنیم یا «حرفی»؟ جواب: همه باید رقمی بشوند؛ یعنی نوزده بشود ۱۹. از میان ۲۴ حوزهٔ انتخابی، رأیهای ۱۹ صندوق را تاکنون شمردهاند. پس در یکدستسازی عددها رقمیکردن به حرفیکردن میچربد. یکی از شرکتکنندگان کارگاههایمان اینجای بحث سؤال خوبی پرسید: در «هر کتابی» هم عدد یکتکه هست و هم عدد چندتکه. پس برای یکدستی، باید همه را رقمی کرد. پس تقریباً در هیچ کتابی لازم نیست عدد را حرفی بیاوریم. پاسخ این پرسشِ بجا این است: بله، ولی مقیاس یکدستیِ عدد را نباید کل کتاب در نظر گرفت؛ بلکه ملاکش «یک مبحث» است. حتی نمیشود گفت در یک فصل، یک صفحه، یک پاراگراف یا یک جمله؛ بلکه در «یک موضوع» وقتی چند عدد میآید، باید یکدست باشند؛ خواه آن موضوع کوتاه باشد، خواه طولانی.
-
درست: صدوشصت نفر از این مرحله گذر کردند. بیستویک کیلو برنج خراب شد. اگر احساس میکنی اینجوری عجیب است و «صدوشصت» طولانی است، خب قاعده را نشکن؛ بلکه آن را دور بزن! یعنی کاری کن که همین جملهها با کلمه شروع شود، نه عدد: از این مرحله، ۱۶۰ نفر گذر کردند. پس ۲۱ کیلو برنج خراب شد. درس چهارم عددنویسی مرور: اعداد یکتکه: با حرف اعداد چندتکه: با رقم اعداد ترتیبی (ــُم ــُمین): با حرف عددِ آغاز جمله: با حرف خب، حالا ببینیم کدام عددها را باید بههرحال بهرقم بنویسی، فارغ از اینکه چندتکه باشد یا یکتکه. در چند حالت، عدد همیشه بهرقم میآید که امروز یکیشان را میآموزی: همهٔ عددهای «خاص» را بهرقم بنویس. خاص یعنی چه؟ خاص یعنی شمارهٔ شناسنامه، آیهٔ قرآن، پلاک، طبقه، شمارهٔ اتاق هتل، نمرهٔ آزمون، شمارهٔ تیپ زرهی، شمارهٔ صفحه، شمارهٔ نمودار و جدول و عکس، شمارهٔ سالِ عمر نشریه و… . نمونهها: ص۱۲، نمودار ۹، شش: ۱۸، رتبهٔ ۵، اتاق ۴۰۷، جدول ۲۲، تیپ ۱۱ پیادهنظام، س۱۶ (سال شانزدهم انتشار این روزنامه)، آیهٔ ۴۴، نمودار ۳ و… . بله، در نخستین درس عددنویسی گفتیم عدد یازده را بهحرف بنویس؛ زیرا یکتکه است و «واو عطف» ندارد. اینجا میگوییم عدد ۱۱ را بهرقم بنویس؛ بهشرطی که خاص باشد: آلعمران، ۱۱؛ ص۱۱؛ طبقهٔ ۱۱، واحد ۱۱؛ جدول ۱۱؛ خ سناباد ۱۱، پ۱۱. درس پنجم عددنویسی اصل: عدد یکتکه، با حرف: پنج، چهل عدد چندتکه، با رقم: ۲۱، ۴۸۱ دو استثنای حرفی: عدد ترتیبی (ــُم ــُمین)، با حرف: سیویکم عدد آغاز جمله، با حرف: هشتادوسه داوطلب برای… سه استثنای رقمی: عددهای خاص، با رقم: پ۱۲، منطقهٔ ۵ شهرداری، اتاق ۱۹ درصدها، با رقم: [درس امروز] برای اصل یکدستی، با رقم: [درس آینده] درصدها را همیشه با رقم بنویس و همواره در «همین قالب»: ۲درصد، ۳۶درصد، ۹۹درصد، ۱۰۰درصد. یعنی: عدد بهرقم + کلمهٔ «درصد» چسبیده. با اینکه «۲» و «۱۰۰» یکتکهاند و «و» عطف ندارند، وقتی درصد میشوند باید با رقم بیایند. پس تمام درصدها با چی؟ با رقم. نادرستها: ۲۵%، %۲۵، ۲۵/۰، دو درصد، دودرصد. چرا نشانهٔ % را نیاوریم؟ چون: هم در وُرد جابهجا میشود و گاهی میرود قبل و گاهی بعد از عدد، هم اینکه این نشانه را ممکن است خواننده با اعشار اشتباه بگیرد، زیرا «صفر» و «نقطه» در قلمهای فارسی خیلی شبیه هماند. بههرحال، اگر جایی اصرار کردند که % بیاور، آن را سمت راستِ عدد درج کن. نکتهٔ دیگر: اگر جدول درست کردهای و بالای یکی از ستونهایش نوشتهای «درصد»، دیگر لازم نیست که در تمام سلولهای آن جدول، کنار هر عدد بنویسی «درصد» یا «%». هیچ نمیخواهد. فقط عدد خالی بگذار.
-
درست: صدوشصت نفر از این مرحله گذر کردند. بیستویک کیلو برنج خراب شد. اگر احساس میکنی اینجوری عجیب است و «صدوشصت» طولانی است، خب قاعده را نشکن؛ بلکه آن را دور بزن! یعنی کاری کن که همین جملهها با کلمه شروع شود، نه عدد: از این مرحله، ۱۶۰ نفر گذر کردند. پس ۲۱ کیلو برنج خراب شد. درس چهارم عددنویسی مرور: اعداد یکتکه: با حرف اعداد چندتکه: با رقم اعداد ترتیبی (ــُم ــُمین): با حرف عددِ آغاز جمله: با حرف خب، حالا ببینیم کدام عددها را باید بههرحال بهرقم بنویسی، فارغ از اینکه چندتکه باشد یا یکتکه. در چند حالت، عدد همیشه بهرقم میآید که امروز یکیشان را میآموزی: همهٔ عددهای «خاص» را بهرقم بنویس. خاص یعنی چه؟ خاص یعنی شمارهٔ شناسنامه، آیهٔ قرآن، پلاک، طبقه، شمارهٔ اتاق هتل، نمرهٔ آزمون، شمارهٔ تیپ زرهی، شمارهٔ صفحه، شمارهٔ نمودار و جدول و عکس، شمارهٔ سالِ عمر نشریه و… . نمونهها: ص۱۲، نمودار ۹، شش: ۱۸، رتبهٔ ۵، اتاق ۴۰۷، جدول ۲۲، تیپ ۱۱ پیادهنظام، س۱۶ (سال شانزدهم انتشار این روزنامه)، آیهٔ ۴۴، نمودار ۳ و… . بله، در نخستین درس عددنویسی گفتیم عدد یازده را بهحرف بنویس؛ زیرا یکتکه است و «واو عطف» ندارد. اینجا میگوییم عدد ۱۱ را بهرقم بنویس؛ بهشرطی که خاص باشد: آلعمران، ۱۱؛ ص۱۱؛ طبقهٔ ۱۱، واحد ۱۱؛ جدول ۱۱؛ خ سناباد ۱۱، پ۱۱. درس پنجم عددنویسی اصل: عدد یکتکه، با حرف: پنج، چهل عدد چندتکه، با رقم: ۲۱، ۴۸۱ دو استثنای حرفی: عدد ترتیبی (ــُم ــُمین)، با حرف: سیویکم عدد آغاز جمله، با حرف: هشتادوسه داوطلب برای… سه استثنای رقمی: عددهای خاص، با رقم: پ۱۲، منطقهٔ ۵ شهرداری، اتاق ۱۹ درصدها، با رقم: [درس امروز] برای اصل یکدستی، با رقم: [درس آینده] درصدها را همیشه با رقم بنویس و همواره در «همین قالب»: ۲درصد، ۳۶درصد، ۹۹درصد، ۱۰۰درصد. یعنی: عدد بهرقم + کلمهٔ «درصد» چسبیده. با اینکه «۲» و «۱۰۰» یکتکهاند و «و» عطف ندارند، وقتی درصد میشوند باید با رقم بیایند. پس تمام درصدها با چی؟ با رقم. نادرستها: ۲۵%، %۲۵، ۲۵/۰، دو درصد، دودرصد. چرا نشانهٔ % را نیاوریم؟ چون: هم در وُرد جابهجا میشود و گاهی میرود قبل و گاهی بعد از عدد، هم اینکه این نشانه را ممکن است خواننده با اعشار اشتباه بگیرد، زیرا «صفر» و «نقطه» در قلمهای فارسی خیلی شبیه هماند. بههرحال، اگر جایی اصرار کردند که % بیاور، آن را سمت راستِ عدد درج کن. نکتهٔ دیگر: اگر جدول درست کردهای و بالای یکی از ستونهایش نوشتهای «درصد»، دیگر لازم نیست که در تمام سلولهای آن جدول، کنار هر عدد بنویسی «درصد» یا «%». هیچ نمیخواهد. فقط عدد خالی بگذار.
-
درس اول عددنویسی بیست بنویسیم یا ۲۰؟ در متنهایمان، اعداد را باید با حروف بنویسیم یا با رقم؟ قانون: اعداد یکتکه (بیواو) بهحرف: هشت، یازده، بیست، هفتاد، سیصد. اعداد چندتکه (واودار) بهرقم: ۲۱، ۳۵، ۹۴، ۳۸۶ این قانون کلی چند نکتهٔ جزئی و استثنا هم دارد که خواهیم گفت. درس دوم عددنویسی مرور: اعداد یکتکه (بیواو) را باید بهحروف نوشت: شش، شانزده، شصت، ششصد. این یعنی اعداد کمتر از بیست، دهگانها، صدگانها. برای نُه و دَه همیشه ُ و َ بگذار تا با «خیر» و «روستا» اشتباه نشود! البته گاهی وقتها بافت متن بهقدری گویاست که محال است کسی اینها را اشتباه بخواند. در آن صورت نیازی به حرکتگذاری نیست. اعداد چند تکه (واودار) را باید بهرقم نوشت: ۲۱، ۴۹، ۸۸، ۴۴۸ این «و» باید «واو عطف» باشد. یکوقت نگویی «دوازده» را باید «۱۲» نوشت؛ چون وسطش «و» دارد! خب، دو قاعدهٔ کلی را گفتیم. میماند نکتههای جزئی و استثناها. اعداد «ترتیبی» را همیشه بهحرف بنویس. ترتیبی یعنی «ـــُم ـــُمین» دارد: ششم، بیستویکم، سیوششمین، هفتادوهشتم، صدوبیستونهمین. پس، دیگر مهم نیست یکتکهای باشد یا چندتکهای. «هر» عددی اگر ترتیبی باشد، باید بهحروف بیاید، نه بهرقم. خندهدار است بنویسی: ۲۶ام، ۶۵مین، ۵۵مُ، ۱۲۵اُمین. البته در متنهای خلاق، مانند متن پوستر و تیترها و روی جلد، اجازه داری قواعد را بشکنی و بنویسی مثلاً ۷۴مین؛ اما در متنهای غیرخلاق، مانند مقاله و کتاب و پایاننامه و خبر، حق نداری از قاعده گذر کنی. درس سوم عددنویسی مرور: اعداد یکتکه: با حرف اعداد چندتکه: با رقم اعداد ترتیبی (ــُم ــُمین): با حرف اگر جملهات با عدد شروع میشود، آن عدد را بهحرف بنویس. فرقی نمیکند که عددِ یکتکه باشد یا عددِ چندتکه. کلاً جمله نباید با عدد شروع بشود. غلط: ۱۶۰ نفر از این مرحله گذر کردند. ۲۱ کیلو برنج خراب شد. درست: صدوشصت نفر از این مرحله گذر کردند. بیستویک کیلو برنج خراب شد. اگر احساس میکنی اینجوری عجیب است و «صدوشصت» طولانی است، خب قاعده را نشکن؛ بلکه آن را دور بزن! یعنی کاری کن که همین جملهها با کلمه شروع شود، نه عدد: از این مرحله، ۱۶۰ نفر گذر کردند. پس ۲۱ کیلو برنج خراب شد.
-
درس اول عددنویسی بیست بنویسیم یا ۲۰؟ در متنهایمان، اعداد را باید با حروف بنویسیم یا با رقم؟ قانون: اعداد یکتکه (بیواو) بهحرف: هشت، یازده، بیست، هفتاد، سیصد. اعداد چندتکه (واودار) بهرقم: ۲۱، ۳۵، ۹۴، ۳۸۶ این قانون کلی چند نکتهٔ جزئی و استثنا هم دارد که خواهیم گفت. درس دوم عددنویسی مرور: اعداد یکتکه (بیواو) را باید بهحروف نوشت: شش، شانزده، شصت، ششصد. این یعنی اعداد کمتر از بیست، دهگانها، صدگانها. برای نُه و دَه همیشه ُ و َ بگذار تا با «خیر» و «روستا» اشتباه نشود! البته گاهی وقتها بافت متن بهقدری گویاست که محال است کسی اینها را اشتباه بخواند. در آن صورت نیازی به حرکتگذاری نیست. اعداد چند تکه (واودار) را باید بهرقم نوشت: ۲۱، ۴۹، ۸۸، ۴۴۸ این «و» باید «واو عطف» باشد. یکوقت نگویی «دوازده» را باید «۱۲» نوشت؛ چون وسطش «و» دارد! خب، دو قاعدهٔ کلی را گفتیم. میماند نکتههای جزئی و استثناها. اعداد «ترتیبی» را همیشه بهحرف بنویس. ترتیبی یعنی «ـــُم ـــُمین» دارد: ششم، بیستویکم، سیوششمین، هفتادوهشتم، صدوبیستونهمین. پس، دیگر مهم نیست یکتکهای باشد یا چندتکهای. «هر» عددی اگر ترتیبی باشد، باید بهحروف بیاید، نه بهرقم. خندهدار است بنویسی: ۲۶ام، ۶۵مین، ۵۵مُ، ۱۲۵اُمین. البته در متنهای خلاق، مانند متن پوستر و تیترها و روی جلد، اجازه داری قواعد را بشکنی و بنویسی مثلاً ۷۴مین؛ اما در متنهای غیرخلاق، مانند مقاله و کتاب و پایاننامه و خبر، حق نداری از قاعده گذر کنی. درس سوم عددنویسی مرور: اعداد یکتکه: با حرف اعداد چندتکه: با رقم اعداد ترتیبی (ــُم ــُمین): با حرف اگر جملهات با عدد شروع میشود، آن عدد را بهحرف بنویس. فرقی نمیکند که عددِ یکتکه باشد یا عددِ چندتکه. کلاً جمله نباید با عدد شروع بشود. غلط: ۱۶۰ نفر از این مرحله گذر کردند. ۲۱ کیلو برنج خراب شد. درست: صدوشصت نفر از این مرحله گذر کردند. بیستویک کیلو برنج خراب شد. اگر احساس میکنی اینجوری عجیب است و «صدوشصت» طولانی است، خب قاعده را نشکن؛ بلکه آن را دور بزن! یعنی کاری کن که همین جملهها با کلمه شروع شود، نه عدد: از این مرحله، ۱۶۰ نفر گذر کردند. پس ۲۱ کیلو برنج خراب شد.
-
مثال غلط: صدای رِیچل از هندزفری بلوتوثی روی گوشم، نغمه ی گوشم شد: - بله صدای خونسرد و آرامش، همان لحن جدی همیشگی اش هنگام مأموریتها بود. ریچل گویا دو قطبی باشد! هنگام مأموریت جدی و خشک و سرد میشود، اما خارج از محدوده ی کاری، برعکس. یک بار چشمانم را باز و بسته کردم تا از این فکرها خارج شوم. - در چه حالید - کوچهی اِی، بی، سی پاکسازی شده اما قاتل یافت نشده! وضعیت تو چیه درحالی که اسلحه به دست، دوان دوان از کوچهی اِچ خارج میشدم، نفس نفس زنان گفتم: - کوچهی جی و اِچ پاکسازی شد سر کوچه ایستادم و نفس عمیقی کشیدم. __________ صدای رِیچل از هندزفری بلوتوثی روی گوشم، نغمه ی گوشم شد: - بله؟ صدای خونسرد و آرامش، همان لحن جدی همیشگی اش هنگام مأموریتها بود. ریچل گویا دو قطبی باشد! هنگام مأموریت جدی و خشک و سرد میشود، اما خارج از محدوده ی کاری، برعکس. یک بار چشمانم را باز و بسته کردم تا از این فکرها خارج شوم. - در چه حالید؟! - کوچهی اِی، بی، سی پاکسازی شده اما قاتل یافت نشده! وضعیت تو چیه؟! درحالی که اسلحه به دست، دوان دوان از کوچهی اِچ خارج میشدم، نفس نفس زنان گفتم: - کوچهی جی و اِچ پاکسازی شد. سر کوچه ایستادم و نفس عمیقی کشیدم. ✓✓
-
مثال غلط: صدای رِیچل از هندزفری بلوتوثی روی گوشم، نغمه ی گوشم شد: - بله صدای خونسرد و آرامش، همان لحن جدی همیشگی اش هنگام مأموریتها بود. ریچل گویا دو قطبی باشد! هنگام مأموریت جدی و خشک و سرد میشود، اما خارج از محدوده ی کاری، برعکس. یک بار چشمانم را باز و بسته کردم تا از این فکرها خارج شوم. - در چه حالید - کوچهی اِی، بی، سی پاکسازی شده اما قاتل یافت نشده! وضعیت تو چیه درحالی که اسلحه به دست، دوان دوان از کوچهی اِچ خارج میشدم، نفس نفس زنان گفتم: - کوچهی جی و اِچ پاکسازی شد سر کوچه ایستادم و نفس عمیقی کشیدم. __________ صدای رِیچل از هندزفری بلوتوثی روی گوشم، نغمه ی گوشم شد: - بله؟ صدای خونسرد و آرامش، همان لحن جدی همیشگی اش هنگام مأموریتها بود. ریچل گویا دو قطبی باشد! هنگام مأموریت جدی و خشک و سرد میشود، اما خارج از محدوده ی کاری، برعکس. یک بار چشمانم را باز و بسته کردم تا از این فکرها خارج شوم. - در چه حالید؟! - کوچهی اِی، بی، سی پاکسازی شده اما قاتل یافت نشده! وضعیت تو چیه؟! درحالی که اسلحه به دست، دوان دوان از کوچهی اِچ خارج میشدم، نفس نفس زنان گفتم: - کوچهی جی و اِچ پاکسازی شد. سر کوچه ایستادم و نفس عمیقی کشیدم. ✓✓
-
مثال غلط: سرم را به سمتش چرخاندم و گفتم: - نه نه نه! مکسول قرارمون این نشد، قرار بود بارها رو جابه جا کنی. - و گفتیم چه اتفاقی میوفته اگه بهپیچونی؟ آب دهانش را قورت داد. کمی مکث کرد و گفت: - ولی من بالای سر بارها بودم. هوفی کشیدم و گفتم: _ هیچ کدومتون ارضهش رو ندارید. تأسف و ناامیدی درون صدایم متعجبش کرد. چشمانم را یک بار باز و بسته کردم و دوباره گفتم: - بازم حرفم رو تکرار میکنم و بهتره که راستش رو بگی. 🤍✨ ___________ 🤍✨ توجه کنید که بعد از گفت و گفتم حتماً : میگذاریم و بعد یک خط به پایین میرویم و دیالوگ را مینویسیم! پس صحیح جمله بالا اینطوری هست. سرم را به سمتش چرخاندم وگفتم: - نه نه نه! مکسول قرارمون این نشد، قرار بود بارها رو جابه جا کنی نه اینکه اینجا ول بهچرخی. آب دهانش را قورت داد. کمی مکث کرد، و بعد با مِنمِن به سمتم آمد؛ اما مشخص بود دروغ میگوید: - ولی من تا زمانی که هینا بیاد بالای سر بارها بودم. هوفی کشیدم و به سمت دیگر اتاق رفتم تا چهرهاش رو کمتر ببینم، نفس عمیقی کشیدم و گفتم: _ هیچ کدومتون ارضه انجام هیچ کاری رو ندارید. تأسف و ناامیدی درون صدایم متعجبش کرد. چشمانم را یک بار باز و بسته کردم و دوباره گفتم: - باز هم حرفم رو تکرار میکنم و بهتره که راستش رو بگی؛ درضمن من از همه چیز خبر دارم و نمیتونی بهم دروغ بگی. ✓✓
-
مثال غلط: سرم را به سمتش چرخاندم و گفتم: - نه نه نه! مکسول قرارمون این نشد، قرار بود بارها رو جابه جا کنی. - و گفتیم چه اتفاقی میوفته اگه بهپیچونی؟ آب دهانش را قورت داد. کمی مکث کرد و گفت: - ولی من بالای سر بارها بودم. هوفی کشیدم و گفتم: _ هیچ کدومتون ارضهش رو ندارید. تأسف و ناامیدی درون صدایم متعجبش کرد. چشمانم را یک بار باز و بسته کردم و دوباره گفتم: - بازم حرفم رو تکرار میکنم و بهتره که راستش رو بگی. 🤍✨ ___________ 🤍✨ توجه کنید که بعد از گفت و گفتم حتماً : میگذاریم و بعد یک خط به پایین میرویم و دیالوگ را مینویسیم! پس صحیح جمله بالا اینطوری هست. سرم را به سمتش چرخاندم وگفتم: - نه نه نه! مکسول قرارمون این نشد، قرار بود بارها رو جابه جا کنی نه اینکه اینجا ول بهچرخی. آب دهانش را قورت داد. کمی مکث کرد، و بعد با مِنمِن به سمتم آمد؛ اما مشخص بود دروغ میگوید: - ولی من تا زمانی که هینا بیاد بالای سر بارها بودم. هوفی کشیدم و به سمت دیگر اتاق رفتم تا چهرهاش رو کمتر ببینم، نفس عمیقی کشیدم و گفتم: _ هیچ کدومتون ارضه انجام هیچ کاری رو ندارید. تأسف و ناامیدی درون صدایم متعجبش کرد. چشمانم را یک بار باز و بسته کردم و دوباره گفتم: - باز هم حرفم رو تکرار میکنم و بهتره که راستش رو بگی؛ درضمن من از همه چیز خبر دارم و نمیتونی بهم دروغ بگی. ✓✓
-
مثالهای صحیح: ۱: - سلام رفیق، چطوری؟ ✓ 🤍✨ ۲: دایان: سلام داداش. خوبی؟ داشتم از اینجا رد میشدم، گفتم یه سر بهت بزنم. امیرحسین: به سلام داداش کم پیدا، آفتاب از کدوم طرف غروب کرده؟ ارسلان: امیر گند زدی توی ضربالمثل، درستش این هست، آفتاب از کدوم طرف در اومده! سلام دایان جان خوبی؟ دایان: ممنون ارسلان جان. (برای سه الی بیشتر که خواننده گیج نشود استفاده میشود)
-
مثالهای صحیح: ۱: - سلام رفیق، چطوری؟ ✓ 🤍✨ ۲: دایان: سلام داداش. خوبی؟ داشتم از اینجا رد میشدم، گفتم یه سر بهت بزنم. امیرحسین: به سلام داداش کم پیدا، آفتاب از کدوم طرف غروب کرده؟ ارسلان: امیر گند زدی توی ضربالمثل، درستش این هست، آفتاب از کدوم طرف در اومده! سلام دایان جان خوبی؟ دایان: ممنون ارسلان جان. (برای سه الی بیشتر که خواننده گیج نشود استفاده میشود)
-
دیالوگ نویسی: دیالوگنویسی همان گفت و گو شخصیتها است. بیشتر مواقع نویسندهها دیالوگها را تماماً اشتباه مینویسن و یک ویراستار باید همهاش را درست کند. 🤍✨ مثالهای اشتباه: _... -... _ ... :... مثالهای صحیح: - ... : .. دقت کنید که این - را میگذاریم، بعدش فاصله و دیالوگمان را مینویسیم و فقط وقتی از این : استفاده میکنیم که چند نفر در حال حرف زدن باشند و نخواهیم خواننده گیج بشود، اول اسم شخصیت رو مینویسم و بعد از آن : را میگذاریم و یک فاصله و دیالوگمان را مینویسیم. مثال: آیدا: سلام. هانیه: سلام. خوبید؟ امیر: ممنون. حسین: ماهم خوب هستم. 🤍✨ ویراستاران گرامی دقت کنید بعضی از نویسندگان در حال نوشتن دیالوگ وسطِ آن یکدفعه ول میکنند و در خط بعدی ادامه میدهند این کار اشتباه است و تا دیدید ویرایش بزنید. البته خود نویسندگانی که این موضوع رو میبینید دیگه میبایست فهمیده باشید که این کار اشتباه هست و از انجام اون بپرهیزید! 🤍✨ توجه! بدونید اگر دیالوگ تمام شد و نویسنده برای دیالوگ بعدی خط از دو به بالا گذاشته غلطه و باید فقط یک خط پایین بروند. 🤍✨ نکته مهم: حتماً باید در پایان دیالوگ و منولوگ یکی از علائم نگارشی قرار بگیرد.