رفتن به مطلب
نودهشتیا را در تلگرام دنبال کنید @dl98ia ×
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و هفتاد و پنجمین متن نیمه‌شب 

خب در جواب عزیزانی که ازم میپرسن

چرا تو رابطه نمیری؟؟

باید عرض کنم که: دوست پسر داشتن هم

دیگه مثل خونه داشتن داشته، هر کی داره

از قدیم الایام داره...

وگرنه اینایی که ما داریم میبینیم، از ترس

تاچ شدن و هزارتا چیز دیگه نمیشه نزدیکشون

شد، چه برسه بخوابم باهاشون واسه آینده

برنامه ریزی کنیم.

14:14

هفتم شهریور 

  • لایک 2
  • تشکر 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • پاسخ 613
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

  • QAZAL

    614

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال‌های محبوب

نام دلنوشته: نیمه‌شب نویسنده: غزال گرائیلی | کاربر انجمن نودهشتیا  ژانر: اجتماعی # اولین متن نیمه شب(مقدمه) ساعت دوازده شبه و اینو بهتون بگم که مطمئن باشید هیچکس الکی الکی نمیره تو

# دومین متن نیمه شب اینو از من به یادگار داشته باشین : پیگیر شدن بیجا رو کنار بذارین!  باور کنین که اینجوری حس خیلی بهتری بهتون دست میده، اینو بهتون قول میدم... قبلا خیلی دنبال این بودم

#سومین متن نیمه شب امروز داشتم به این فکر می‌کردم که فقط هم اینجوری نیست که ما از دست داده باشیم!  دلم سوخت برای اونایی که ما رو از دست دادن نه که ما خیلی خفن بوده باشیما! نه ، فقط انگا

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و هفتاد و ششمین متن نیمه‌شب 

دیوونه شدی؟؟ چه انتقامی!!

انتقامی در کار نیست!!

چون پیدا کردن دختری مثل من تو این نسل

تقریباً غیر ممکنه:))

19:19

هفتم شهریور 

  • لایک 2
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و هفتاد و هفتمین متن نیمه‌شب 

تو متفاوتی.

به بقیه نگاه کن.

اونا فقط کلماتن؛

در حالی که تو خود شعری.

22:22

هفتم شهریور 

  • لایک 2
  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و هفتاد و هشتمین متن نیمه‌شب 

بنظرم حق با خانوم الم تو کتابخونه 

نیمه‌شب بود که می‌گفت: تنها راه یاد گرفتن

زندگی کردنه...

11:11

هشتم شهریور 

  • لایک 2
  • چشمک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و هفتاد و نهمین متن نیمه‌شب 

وقتی بهم میگن اینهمه کتاب می‌خونی، چه تاثیری داره؟

گفتم: با خوندنشون یاد گرفتم به بقیه حس ناکافی بودن ندم!

نکن تو چقدر چاقی، تو چقدر لاغری، چقدر حقوق میگیری، رتبه‌ات چند شد، چقدر بی سلیقه‌ای، خونت چقدر کوچیکه، کی ازدواج می‌کنی، کی بچه میاری! 

منم بیشتر از اینا نقص در تو دیدم اما چون کتاب میخونم یاد گرفتم قبل حرف زدن، فکر کنم.

14:14

هشتم شهریور 

  • لایک 3
  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و هشتادمین متن نیمه‌شب 

مردها و پسرهایی که توی خیابون آزار کلامی میرسونن کسانی هستند که توی خانواده و جامعه کسی حسابشون نمیکنه و با آزار رسوندن به زنها می‌خوان اون "احساس قدرت" رو تجربه کنن.

13:13

نهم شهریور 

  • لایک 3
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و هشتاد و یکمین متن نیمه‌شب 

یعنی تا شروع میکنم با یکی حرف زدن، یه

کلمه ( فعلا ) توی ذهنم تکرار میشه! فعلا 

هست، فعلا مهربونه، فعلا پیگیره، فعلا براش

مهمم...

همیشه یه فعلا هست که با خیال راحت نمی‌ذاره بگم هست...

23:23

نهم شهریور 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و هشتاد و دومین متن نیمه‌شب 

اینجوریم که هیچوقت از کسی کمک نمیخوام

ولی یادمم میمونه کی پیشنهادشو بهم داد.

12:12

دهم شهریور 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و هشتاد و سومین متن نیمه‌شب 

خیانت درد داره؟؟ بله.

ولی تا حالا از روی منطق کات نداشتی

بفهمی جنگ بین دلت و خودت چه کوفتیه!

13:13

دهم شهریور 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و هشتاد و چهارمین متن نیمه‌شب 

من به شدت آدم وقتی ناراحت میشم

به روت نمیارم ولی کم کم از چشمم میفتی 

هستم...

00:00

دهم شهریور 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و هشتاد و پنجمین متن نیمه‌شب 

در قصه‌های قدیمی میگفتن: رنگ‌های برجسته 

دست؛ نشانه راه‌هایی هستم که صاحبانشان

در زندگی طی کرده‌اند. باور داشتن هر چه رگی

بیشتر خودش را نشان بدهد، یعنی دستی که 

آن را حمل می‌کند بیشتر با روزگار جنگیده و

بیشتر برای خواسته‌هایش تلاش کرده. پیرها 

می‌گفتند اگر رگی تازه بر روی دستت آشکار

شد ؛ شاید نشانه این باشد که فصل تازه‌ایی از

زندگیت در راه است. چون هیچ رگی بی‌دلیل 

خودش را به آسمان پوست نمی‌رساند. بعضی

قصه‌ها باید دیده شوند تا فراموش نشوند.

12:12

یازدهم شهریور 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و هشتاد و ششمین متن نیمه‌شب 

بعضی وقتا گرون‌ترین چیزی که می‌تونی برای آرامشت بپردازی، حذف کردن آدمای ارزونه.

17:17

یازدهم شهریور 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پاتصد و هشتاد و هفتمین متن نیمه‌شب 

می‌خوام یه اعترافی بکنم:

من هنوزم مثل بچگیم یه دنیای خیالی دارم

برای خودمو یه زندگی دوم دارم که برام کاملا 

خوشاینده. هر چی که دوست دارم و توی اون

دنیای خیالی برای خودم می‌سازم. 

اونجا خیلی خوشبختم! خیلی!!

11:11

دوازدهم شهریور 

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پارت پانصد و هشتاد و هشتمین متن نیمه‌شب 

یه درهایی رو خودم بستم و پشتش هم 

نشستم و تا صبح گریه کردم...

ولی بستمش!

00:00

دوازدهم شهریور 

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پارت پانصد و هشتاد و نهمین متن نیمه‌شب 

‏آدم های مو فرفری واقعا خیره کننده ان،

یعنی چی که موهات فر در میاد؟

یعنی چی که انقدر جالب و زیبایی؟

11:11

سیزدهم شهریور 

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و نودمین متن نیمه‌شب 

همه از قوی بودنم گفتند؛

ولی او گفت: به من تکیه بده،

من بخاطر تو اینجا هستم.

15:15

سیزدهم شهریور 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و نود و یکمین متن نیمه‌شب 

‏ کسی که باعث میشه

یه آدم دل پاک از سادگی خودش

احساس حماقت کنه خیلی حقیره..

00:00

سیزدهم شهریور 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و نود و دومین متن نیمه‌شب 

و سر آخر خدا گفت:

ـ دیگه برای برگشتنش دعا نکن چون تو 

نمیدونی که من چرا گذاشتم بره! 

17:17

چهاردهم شهریور 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و نود و چهارمین متن نیمه‌شب 

اگه یه روز حالت خیلی بد بود و نمی‌تونستی حرف بزنی؛ بهم زنگ بزن و سکوت کن، من اونقدر به سکوتت گوش میدم که خالی شی.

21:21

چهاردهم شهریور 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و نود و پنجمین متن نیمه‌شب 

زندگی

اون‌ قدر ها هم عجله نداره .

این فقط ما بودیم

که فکر میکردیم

اگه دیر برسیم ،

همه‌چیز رو از دست میدیم .

در حالی که

بعضی چیز ها

دقیقا وقتی میرسند

که باید برسند (:

1:01

چهاردهم شهریور 

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و نود و ششمین متن نیمه‌شب 

به من محبت کردی؟ با محبت جواب میدم...

نادیده‌ام گرفتی؟ منم فاصله میگیرم...

برام وقت نذاشتی؟ منم دیگه وقتمو صرف 

تو نمیکنم...

وقتی بهت نیاز داشتم کنارم نبودی؟ منم یاد میگیرم بدون تو ادامه بدم

11:11

پانزدهم شهریور 

  • لایک 3
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و نود و هفتمین متن نیمه‌شب 

من قوى باشم؟

من با حال بد مهمونى رفتم رقصيدم،

شوخى كردم خنديدم،

با خانواده مسافرت رفتم و وانمود 

كردم خوبم.

رفیقامو دلداری دادم، کارامو خیلی بهتر از قبل انجام دادم،

من توحال بدم هركارى كه فكرشو كنی انجام دادم،

چی ميدونى از من كه ميگی قوى باش؟

كى ميدونه تا اين مرحله از زندگی

چند بار مردم و زنده شدم ولى بقيه از من فقط لبخند ديدن.

13:13

پانزدهم شهریور 

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و نود و هشتمین متن نیمه‌شب 

آدم خوبی بود. من را هم دوست داشت.

با اینحال چیزی بینمان شکل نگرفت.

می‌دانی

من پژمرده‌تر از آن بودم

که با محبت او به زندگی بازگردم.

21:21

پانزدهم شهریور 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#پانصد و نود و نهمین متن نیمه‌شب 

کاش برگردی

دوباره باهات قطع ارتباط کنم،

اخه اون سری خیلی مودب بودم.

23:23

پانزدهم شهریور 

  • هاها 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#ششصدمین متن نیمه‌شب 

‏من مغرورم اما هیچ‌وقت از عذرخواهی نترسیدم،

به اشتباهم اعتراف کردم، تشکر کردم، لطفایی که در حقم شده رو وظیفه ندونستم و جبران کردم و در برابر هیچ لبخندی اخم نکردم، مغرور بودن با عقده‌ای بودن خیلی متفاوته.

13:13

شانزدهم شهریور 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

اطلاعیه ها


×
×
  • اضافه کردن...