رفتن به مطلب
ثبت نام/ ورود ×
در غم ملت عزیز ایران شریکیم🖤 ×
انجمن نودهشتیا
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity

bita

کاربر نودهشتیا
  • تعداد ارسال ها

    27
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

3 دنبال کننده

آخرین بازدید کنندگان نمایه

530 بازدید کننده نمایه

دستاورد های bita

Apprentice

Apprentice (3/14)

  • Conversation Starter
  • First Post
  • Collaborator نادر
  • Week One Done
  • One Month Later

نشان‌های اخیر

5

اعتبار در سایت

  1. رمان گلبرگ(قسمت پنجم) صبح روز بعد گلبرگ پاشد و دید امید زودتر بیدار شده از اتاق خارج شد و دید امید با مامانش دارن حرف میزنه اینبار بجای فالگوش وایسادن رو به امید و مامان ترانه با ادب سلام کرد و صندلی آشپزخونه رو با دستای کوچیکش به زور عقب کشید و روی اون نشست مامان ترانه رو به گلبرگ کرد و گفت_عزیزم بشین تا من برم قرصاتو بیارم و به سمت کابینت رفت. امید اخمی کرد و رفت روی مبل نشست و کنترل بدست گرفت و تلویزیون رو روشن کرد. مامان ترانه همینکه قرصای ترانه رو بهش می‌داد بخوره. در همین حین شوهر مامان ترانه آقا علی هم سر و کله اش پیدا شد امید که پدرش را دید خودش را کمی لوس کرد و خود را در آغوش پدر انداخت‌‌ مامان ترانه رو به آقاعلی_خسته نباشید عزیزم بشین کنار گلبرگ جان تا من برات یه چای خوب بیارم آقا علی ابتدا کمی شوخی کرد با امید بعد روی صندلی کنار گلبرگ نشست گلبرگ هم برای اینکه دختر با ادبی نشان داده شود سلام کرد آقا علی_سلام خوبی دخترم و رو به مامان ترانه ادامه داد :خوب کاری کردی عزیزم بچه آوردی از پرورشگاه خودتم سرت گرم میشه و به این صورت احساس رضایتش را اعلام کرد از اومدن گلبرگ که این برای خود گلبرگ هم خیلی حائز اهمیت بود.
  2. در مورد منتقدی میخواستم بدونم میتونم منتقد شم یا نه

    1. FAR_AX

      FAR_AX

      خصوصی پاسخ شما رو دادم عزیزم

    2. bita

      bita

      میشه آموزشات رو اینجا بفرستین تلگرامم ایراد داره یا تو واتساپ بفرستین ممنون

  3. در مورد منتقدی میخواستم بدونم میتونم منتقد شم یا نه

    1. FAR_AX

      FAR_AX

      خصوصی پاسخ شما رو دادم عزیزم

    2. bita

      bita

      میشه آموزشات رو اینجا بفرستین تلگرامم ایراد داره یا تو واتساپ بفرستین ممنون

  4. نویسنده‌ی محترم رمان‌های «گلبرگ، دلبر و سایه‌ها»
    با توجه به عدم پارت‌گذاری در روزهای گذشته، در صورتی که تا پایان این هفته پارت جدیدی منتشر نشود، رمان‌های شما به بخش رمان‌های متروکه منتقل خواهند شد.

    1. bita

      bita

      لطفا رمان هامو از قسمت رمان های متروکه دربیارین

    2. Nasim.M

      Nasim.M

      عزیزم پارتگذاری نمیکردی فقط زده بودی، برو توی تاپیک مربوطه درخواست بده نام رمانو هم بنویس تا بعدا بررسی کنم

  5. نویسنده‌ی محترم رمان‌های «گلبرگ، دلبر و سایه‌ها»
    با توجه به عدم پارت‌گذاری در روزهای گذشته، در صورتی که تا پایان این هفته پارت جدیدی منتشر نشود، رمان‌های شما به بخش رمان‌های متروکه منتقل خواهند شد.

    1. bita

      bita

      لطفا رمان هامو از قسمت رمان های متروکه دربیارین

    2. Nasim.M

      Nasim.M

      عزیزم پارتگذاری نمیکردی فقط زده بودی، برو توی تاپیک مربوطه درخواست بده نام رمانو هم بنویس تا بعدا بررسی کنم

  6. رمان: سایه‌ها(قسمت یک) بعد از فوت مادرم تصمیم گرفتم یه جای کوچیک خونه بگیرم بیشتر وسایلامو جمع کردم و ریزه میزه ها مونده مدارک دانشگاهم پس فردا به احتمال خیلی زیاد کامل بشه و خیالم از این بابت راحته. من توی یه شرکت شهرک سازی کار میکنم که مرتبط با رشتم هست. شیدا_امروز قرار رئیس اینجا مشخص شه من_وای یادم نبود خدایا من رو از اون دست آدم هایی قرار بده که دنیارو رنگی کنم نه سیاه. شیدا_احتمالا چند نفرم بیان برای انتخاب کادرمون. من_ کار کردن باهاشون چون تازه کارن خیلی سخته شیدا_ آره داغون میشیم بعضی از بچه ها میگن قراره تغییر رشته بدن که این واسه من عذابه سروکله زدن با آدمای جدید. خب اگه از همون اول میخواستن برن یه رشتهٔ دیگه، براش درس میخوندن نباید اصلا وارد شرکت میشدن.البته حرص خوردن دردی رو درمان نمیکنه چون فعلا اینجا رئیس نداره و یجورایی هردنبیله گرچه فکر کنم بعد از اومدن رییسم چیزی تغییر نکنه چون همشون بی کفایتن. چشمم به تابلو جلوم میخوره و دوباره همون خنده سابق میاد رو لبم چالش‌های نظارتی معماری نیازمند همکاری ملی است.
  7. سلام 

    به انجمن نودهشتیا خوش آمدید🌻

    لطفاً سری به قوانین مهم تایپ رمان در تاپیک تایپ رمان بزنید.

    سوالی داشتید از مدیران بخش مربوطه بپرسید.

  8. سلام 

    به انجمن نودهشتیا خوش آمدید🌻

    لطفاً سری به قوانین مهم تایپ رمان در تاپیک تایپ رمان بزنید.

    سوالی داشتید از مدیران بخش مربوطه بپرسید.

  9. نام رمان:دلبر نویسنده:Bita ژانر:عاشقانه خلاصه: رمان در مورد یه دختر آسیب دیده از گذشت زمان است اون کهه بدبیاری اورده راهی رو میخواد پیدا کنه که اگه نمیتونه خوشبخت شه یا حداقل راه درازی رو باید طی کنه تا بالاخره خوشبخت شه مین‌بر بزنه و بجاش یه زندگی راحتی رو برای خودش فراهم کنه. مقدمه:چه می‌خواهد مگر از جانم این دنیای بی‌آخر که غـم را می‌برد از یـادم امّـا با غمی‌ دیـگـر️. ناظر: @Solmazheydarzadeh
  10. اسم رمان: سایه‌ها نویسنده:Bita ژانر:عاشقانه خلاصه: بعد از فوت مادرم تصمیم گرفتم یه جای کوچیک خونه بگیرم بیشتر وسایلامو جمع کردم و ریزه میزه ها مونده مدارک دانشگاهم پس فردا به احتمال خیلی زیاد کامل بشه و خیالم از این بابت راحته. مقدمه:زندگی وزن نگاهیست، که در خاطره‌ها می‌ماند. "سهراب" ناظر: @Arshiya
  11. bita

    رمان گلبرگ | bita کاربر انجمن نودهشتیا

    نام رمان: گلبرگ نویسنده: bita | کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه، هیجانی ساعت پارت‌گذاری: هرروز یه پارت خلاصه: رمان در مورد دختری به اسم گلبرگ هست که توی هفت سالگی خانواده‌ای اون به سرپرستی می‌گیرن. پدر و مادرخونده، دختر رو خیلی دوست داشتن ولی تک بچه که خانواده اسمش امید بود، با گلبرگ دشمنی میکنه، چون از قیافه دختره بدش می‌اومد... مقدمه: عشق یعنی در میان صدهزاران مثنوی بوی یک تک بیت ناگه مست و مدهوشت کند “فاضل نظری” ناظر: @Solmazheydarzadeh
  12. سلام من قبلا با ایدی دیگه‌ای منتقد بودم میتونم مدیر منتقد یا منتقد باشم.

    1. Nasim.M

      Nasim.M

      عزیزم تلگرام بم پیام بده. 

      @Nasim98ia

    2. bita

      bita

      بله پیام دادم

       

  13. سلام من قبلا با ایدی دیگه‌ای منتقد بودم میتونم مدیر منتقد یا منتقد باشم.

    1. Nasim.M

      Nasim.M

      عزیزم تلگرام بم پیام بده. 

      @Nasim98ia

    2. bita

      bita

      بله پیام دادم

       

×
×
  • اضافه کردن...