آناهیتا
کاربر نودهشتیا-
تعداد ارسال ها
33 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
دستاورد های آناهیتا
بروزرسانی وضعیت تکی
نمایش تمام بروزرسانی وضعیت توسط آناهیتا
-
سلام عزیزم 🌸
من سه پارت از رمانتون رو خوندم و تا همینجایی که خوندم، واقعاً قلمتون رو دوست داشتم و به نظرم داستان جذاب و قشنگی داره. فقط چند تا نکتهی کوچیک به ذهنم رسید که گفتم شاید برای ادامهی رمان به کارتون بیاد. ❤️
اول اینکه بعضی جاها «میشد» و بعضی جاها «میشد» نوشتید. بهتره یک شکل رو انتخاب کنید و در کل رمان همون رو رعایت کنید؛ به نظرم «میشد» درستتر و مرتبتره.
مورد دوم، به نظرم اگر کمی بیشتر روی شخصیتپردازی کار کنید، داستان خیلی قویتر میشه. منظورم اینه که شخصیتها رو کمکم و غیرمستقیم به خواننده معرفی کنید؛ مثلاً از ظاهرشون، طرز رفتارشون، نوع حرف زدنشون یا حتی اخلاقشون استفاده کنید تا خواننده خودش بتونه شخصیت رو بشناسه، نه اینکه فقط اسمش رو بدونه.
یکی از نکاتی که توی این سه پارت به چشمم اومد، ورود سریع شخصیتهای مختلف بود. مثلاً آراز، ایمان، جناب تولایی، مرتضی و بعد هم سیا و دندونطلا... تعداد شخصیتهایی که توی همین چند پارت وارد شدن، یکم زیاده و هنوز فرصت نکردیم باهاشون آشنا بشیم.
مثلاً دربارهی خود آراز هنوز اطلاعات زیادی نداریم؛ نمیدونیم چند سالشه، چه ظاهری داره، چه اخلاقی داره، شوخطبعه یا جدیه، رابطهاش با خانوادهاش چطوره و اصلاً چه جور شخصیتی داره. البته لازم نیست همهی این اطلاعات رو یکجا توضیح بدید؛ اتفاقاً بهتره این ویژگیها رو کمکم و در طول داستان نشون بدید.
به نظرم اگر ریتم رمان رو کمی آرومتر کنید و به هر شخصیت فرصت بدید خودش رو به خواننده نشون بده، ارتباط خواننده با داستان و شخصیتها خیلی بیشتر میشه و اتفاقات هم راحتتر قابل هضم هستن.
با این حال، واقعاً قلم زیبایی دارید و فضای داستان هم جذابه. اینها فقط چند نکتهی کوچیک بودن که به نظرم با کمی توجه بهشون، رمانتون میتونه خیلی قویتر و جذابتر بشه. مطمئنم اگر همینطور ادامه بدید و کمی بیشتر روی شخصیتپردازی و ریتم داستان کار کنید، میتونه تبدیل به یکی از رمانهای فوقالعادهای بشه. 🤍✨