رفتن به مطلب
نودهشتیا را در تلگرام دنبال کنید @dl98ia ×
انجمن نودهشتیا

Ario Seoda

کاربر فعال
  • تعداد ارسال ها

    216
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    5

Ario Seoda آخرین بار در روز آبان 29 برنده شده

Ario Seoda یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

9 دنبال کننده

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.

دستاورد های Ario Seoda

Proficient

Proficient (10/14)

  • Dedicated نادر
  • Reacting Well
  • Very Popular نادر
  • First Post
  • Collaborator

نشان‌های اخیر

598

اعتبار در سایت

  1. دستم رو از بین ساعدش رد کردم و محکم گرفتمش که صدای گریه‌ش بلندتر شد و با این تفاوت که این‌بار هیچ تلاشی برای ساکت کردن صدای گریه‌ش نمی‌کرد و منم هیچ تلاشی برای آروم کردنش نداشتم. چند دقیقه گذشت و سوآ مثل اشک‌هاش فرو می‌ریخت. - سوآی من؟ جوابی نداد و تصمیم به کار دیگه‌ای برای آروم کردنش گرفتم که همیشه که نه... ولی نصف بیشتر مواقع جواب می‌داد. دست سوآ رو ول کردم و کمرش رو از دو طرف با دستام گرفتم و بلندش کردم و روی پاهام گذاشتمش. - دختر کوچولوی من؟ دستم رو محکم‌تر دور کمر ظریفش کشیدم و چونه‌م رو روی شونه‌ی راستش گذاشتم. - گریه نکن دیگه... بغض رو توی گلوم حس کردم. - منم... منم گریه‌م می‌گیره‌ها... گردنش رو آروم می‌بوسم و میگم: - تو که دوست نداری گریه‌ی من رو ببینی؟ سعی می‌کنم بحث رو عوض کنم تا واقعا گریه‌م نگیره... دوست نداشتم من رو یه آدم ضعیف ببینه... چون من باید مثل یه مرد پشتش می‌بودم. توی شونه‌ش نفس می‌کشم: - مثل همیشه بوی گیلاس میدی... قبلا بهم گفته بودی این بوی گیلاس، بوی ادکلنته... اشکاش رو با دستای کوچیکش پاک می‌کنه و خیلی آروم با صدایی که هنوز هم به بغض آغشته بود میگه: - هوم. لبخند بزرگی می‌زنم؛ پرخاش نکرد! - دختر کوچولوم؟ بریم صورتت رو بشوریم؟ دستم رو توی موهای به هم ریخته‌ش می‌برم و سعی می‌کنم مرتبش کنم. - بریم حموم، بعدش یه شام خوش‌مزه درست کنم فیلم ببینیم؟ سرش رو آروم به نشونه‌ی آره تکون میده که لبخندم بزرگتر میشه.
  2. روز سی‌ام: در عوضی بودن یکتا نداری... ای‌وای گویی فراموش کردم ببخشید... آخر عقل‌ هم نداری! 𝒜𝓇𝒾ℴ . 𝒮ℯℴ𝒹𝒶
  3. روز بیست و نهم: عزیزم... حالم از قیافه‌ی نحست به هم می‌خورد! این‌گونه نگاهم نکن که با لبخند به تو زل زده‌ام!‌ روزی با همان لبخند تو را خواهم کشت. 𝒜𝓇𝒾ℴ . 𝒮ℯℴ𝒹𝒶
  4. روز بیست و هفتم: کیم نامجون عمیقاً نیازمندم بیایی و به مدت چهل و هشت ساعت به من امید بدهی، شاید دوباره به زندگی بازگشتم. 𝒜𝓇𝒾ℴ . 𝒮ℯℴ𝒹𝒶
  5. روز بیست و چهارم: خوشحالم پدر و مادرم مرا طوری تربیت کرده اند که مانند بقیه‌ی بچه‌ها نیستم. 𝒜𝓇𝒾ℴ . 𝒮ℯℴ𝒹𝒶
  6. روز بیست و سوم: دختران هم سن من دغدغه‌شان پیرسینگ، رنگ مو، تتو و دوست پسر است؟ هه... جالب است :) 𝒜𝓇𝒾ℴ . 𝒮ℯℴ𝒹𝒶
  7. روز بیست و دوم: ایرپاد بخشی از وجود من شده، صبح و شب و شب تا صبحم‌ را با او می‌گذرانم. تنها کسیست که مرا قضاوت نمی‌کند می‌دانی؟... 𝒜𝓇𝒾ℴ . 𝒮ℯℴ𝒹𝒶
  8. روز بیست و یکم: حس می‌کنم چرت می‌نویسم،‌ می‌دانی چرا؟ چون افکار واقعی من روی کاغذ نوشته نمی‌شوند... 𝒜𝓇𝒾ℴ . 𝒮ℯℴ𝒹𝒶
  9. اوهههه رنگو نگاههه چه خوشگله بهت میاد😁💜

    1. Vevadinget

      Vevadinget

      [url=https://vk.ru/clips/nikeis77][b]Как избавиться от страха и осуждения других людей[/b][/url]
  10. Ario Seoda

    یکیشو انتخاب کن!

    ایوای ببخشید اینو باید جواب بدم🤦🏻 شلوار پارچه ایییی. چای یا قهوه؟
  11. Ario Seoda

    یکیشو انتخاب کن!

    خارج چایی یا قهوه؟
  12. مبارکه بنفشه خانم

    1. Ario Seoda

      Ario Seoda

      دورت بگردمممم بانویییی 🫠💛

×
×
  • اضافه کردن...