-
تعداد ارسال ها
4 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط elnaz-
-
عو
-
عو
-
چقده ساکته:/
-
چقده ساکته:/
-
داستان کوتاه داستان کوتاه میانبر مرگ | الناز کاربر نودهشتیا
elnaz- پاسخی برای elnaz- ارسال کرد در موضوع : داستان کوتاه
مقدمه: در تاریکی شب، صدای موتورهای پرقدرت جادههای بیانتها را میشکافت. هر راننده با نفسی حبسشده در سینه و دستانی لرزان بر فرمان، به سوی مقصدی نامعلوم روان بود. میان این تاریکی، نور ضعیف ماه از پشت ابرهای سنگین سرک کشید، گویی که سایههای گذشته در پی تعقیب زمان حال بودند. نیکا، با چشمانی پر از تردید و قلبی که برای حقیقت میتپید، میدانست که هر چرخش فرمان، سرنوشت را تغییر خواهد داد. گرد و خاک جاده به آرامی به هوا برمیخاست و هر لحظه به تعلیقی مرگبار منجر میشد. در این میان، صدای ضعیفی در دلش زمزمه میکرد: "آیا راهی برای فرار از این دایره مرگ وجود دارد؟" نگاه خیرهاش به خط افق دوخته شده بود، جایی که امید و ناامیدی به هم گره خورده بودند. -
داستان کوتاه داستان کوتاه میانبر مرگ | الناز کاربر نودهشتیا
elnaz- پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در داستان کوتاه
عنوان: میانبرمرگ نویسنده: الناز ژانر: عاشقانه؛ تراژدی خلاصه: در مسیر ناهموار و پیچدرپیچ هراسآور، فرقهی بیباک به دنبال پیروزیاند. گرچه با هر پیچ، سایهی بلند گذشتهیشان، به قصد باختن برای تعقیب آنها پا تند میکند. جیغ لاستیکها واهمه را در دل هر تماشاگری میکارد. سایههای تار و مبهم تعشق، عهدشکن و مرگ در کمیناند، سوت پایان دست کدام یک از اینهاست؟ هر لحظهی سرنوشت یک عمر زندگی را میسازد چه بسا پایان مسیر، سراب مرگآور نیست؟ چه کسی پاسخگو است؟ سایهها پاسخ را میدانند! @FAR_AX