Sarina
کاربر نودهشتیا-
تعداد ارسال ها
3 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
دستاورد های Sarina
-
گر به من میگفتند روزی خواهد رسید که دیگر تو را ندارم و نمیتوانم دستهایت را در دست بگیرم و چشمانت که همانند دریایی مرا در خود غرق میکرد را هیچگاه نخواهم دید؛ باور نمیکردم و از تو که بتی برای پرستش قلبم شده بودی، دفاع میکردم. البته حتی در این زمان که چنین ضربهای به قلب چشم انتظار من زدهای هم، نمیتوانم نبودنت را باور کنم.
- 2 پاسخ
-
- 3
-
-
-
روزها و ماهها گذشت؛ ولی هنوز درنیافتهام، چه حسیست که اینگونه روزهایم را به تاریکی میکشد؟ پشیمانی؟ شاید هم دلتنگی؟ نمیدانم! تنها با بازگشت تو جوابش را خواهم فهمید. برگرد و به سوالات دلم پاسخ بده. خودت هم میدانی نمیخواهم سد راهت شوم؛ ولی تو بگو، با این دل بیصاحب چه کنم؟
- 2 پاسخ
-
- 3
-
-
-
نام دلنوشته: قلبم باور نمیکند نویسنده: سارینا الماسی ژانر: عاشقانه، تراژدی مقدمه: مدتها از نبودنت گذشته است و قلب بیچارهی من، هنوز هم نتوانسته است نبودنت را قبول کند. گاهی با دل و جان میخواهم عشق از زهر کشندهتر تو را فراموش کنم؛ اما مغزم هم با قلب دیوانهام همدست میشود و فراموشی خاطرات تو را محال میسازد. ویراستار: @Solmazheydarzadeh
- 2 پاسخ
-
- 5
-
-