نام رمان: دست سرنوشت
نام نویسنده: Ela.rn
ژانر: عاشقانه، کلکلی، اجتماعی
خلاصه رمان: داستان دختری که آرزوش این بوده که فیلمنامه نویس بشه، ولی خانوادش بهش این اجازه رو نمیدن بهخاطر همین به اجبار خانواده دوران دبیرستانش رو با رشته تجربی به پایان میرسونه و بدون شرکت کردن توی کنکور برای رفتن به دانشگاه میره داخل یه کتاب فروشی شروع به کار میکنه.
وقتی که یک روز در حال نوشتن یه داستان تو تایمهای آخر شیفتش توی مغازه بوده به مردی برخورد میکنه که جزو مشهورترین آدماس اونم به اینکه توی هر موضوعی سررشته داره. اون مرد وقتی که برای کار جدیدی که قصد داشته شروع کنه دنبال یک نویسنده بوده به دختر بر میخوره، اما مرد در نظر اون دختر خیلی بد بوده و دختر به شدت از مرد بدش میاد؛ ولی چی پیش میاد که دختر راضی به همکاری با مرد میشه؟یعنی امکان داره که بین این دو نفر، یعنی مردی فقط به منفعت خودش فکر میکنه و دختری که از مرد تنفر داره، عشقی پیش بیاد؟
مقدمه:مسیر زندگی برای هیچکس هیچوقت همیشه هموار نبوده. همه مردم گاهی توی زندگی به بنبست هایی میخورن که با خودشون فکر میکنن: این دفعه دیگه کارم تمومه.
ولی بعدها با اون آدمی که توی اون سختیها کنارشون بوده میشینن و به اون روزها میخندن. تسلیم شدن دربرابر سختیها خیلی کار راحتیه ولی همیشه اون آدمی که با کلی تلاش دربرابرشون مقاومت میکنه برنده میشه. گاهی جایزه این برنده این فقط برد و حل اون مشکلات نباشه گاهی جایزه اون برد یک آدمه همونی که توی اون مسیر سختی کنارت بوده، دست در دستت بوده، تشویقت کرد و صد البته بیشترین توانشو برای کمک بهت گذاشته، بعدهاست که متوجه میشی اون سختی، اون مشکل اومده بوده که اون آدمو بیاره کنارت و بهت ثابتش کنه .
ناظر: @sarahp