رفتن به مطلب
ثبت نام/ ورود ×
در غم ملت عزیز ایران شریکیم🖤 ×
انجمن نودهشتیا
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity

Paradise

پلیس انجمن
  • تعداد ارسال ها

    648
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    13

تمامی مطالب نوشته شده توسط Paradise

  1. Paradise

    یکیشو انتخاب کن!

    سینما تخته نرد یا شطرنج
  2. Paradise

    یکیشو انتخاب کن!

    واقعا نمیدونم خوووب قورمه سبزی شهربازی یا سینما
  3. Paradise

    مشاعره با اسم پسر🩵

    ماهان
  4. Paradise

    یکیشو انتخاب کن!

    باورت میشه هیچ کدوم رو نمیدونم چیه؟!😆 دورهمی با دوستا یا خانواده
  5. Paradise

    مشاعره با اسم پسر🩵

    لهراسب
  6. Paradise

    یکیشو انتخاب کن!

    اینستا موسیقی یا فیلم
  7. Paradise

    یکیشو انتخاب کن!

    سگ کوبیده یا آش رشته
  8. Paradise

    مشاعره با اسم پسر🩵

    دانیال
  9. Paradise

    یکیشو انتخاب کن!

    کوهنوردی دوست وفادار یا پول
  10. ماهی خانوم ما چطوره؟

    1. ماهی

      ماهی

      سلام عزیزم مرسی خودت چطوری؟

  11. Paradise

    مشاعره با اسم پسر🩵

    رامبد
  12. Paradise

    یکیشو انتخاب کن!

    سفر شب یا روز؟
  13. میدونستی اولین گرافیست انجمنی؟

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 2
    2. Paradise

      Paradise

      😁

      حس خوبیه نه؟

    3. ماسو

      ماسو

      تقریبا😁😁😁😁وقتی خوب میشه که اسم خودمو رو جلد رمانا ببینم😍

    4. Paradise

      Paradise

      وای آره خیلی خوبه

  14. میدونی اولین پلیس انجمنی؟

    1. Paradise
    2. بربری

      بربری

      نههه عه راست میگی 

      حاجی قربون دستت یادم انداختی❤❤😂

    3. Paradise
  15. چه خوشگل شدی

  16. Paradise

    مشاعره با اسم پسر🩵

    داریوش
  17. Paradise

    مشاعره با اسم پسر🩵

    نویان
  18. پارت اول رقص کنان لباس عروسی که تازه تموم کرده بودم رو تن مانکن کردم و بهش خیره شدم. این لباس عروس رو خیلی خاص طراحی و دوخته بودم و به هرکسی هم نشون نمی‌دادم. مطمئن بودم هرکس بخواد باید کلی هزینه بابتش بده. واسه همین اتاقش از بقیه لباس های کارگاه جدا بود و قصد داشتم به مشتری نشون بدم که میدونم ارزشش رو داره و بابتش هزینه دلخواه رو میده. با کلی وسواس دامنش رو مرتب کردم و از اتاقش خارج شدم که نگار جلوم سبز شد و با هیجان گفت: - آخ جونمی جون! بگو چی شده؟! با بهت و گیج از رفتارش پرسیدم: - چی شده؟ همینطور که دستم رو می‌کشید و به سمت دفتر می‌برد گفت: - امروز یه گروه فیلمبرداری اومده بود اینجا.. اینبار تعجب کردم و با اشتیاق بیشتری بهش گوش دادم: - خب؟! نگار که دید من ذوق دارم گفت: - شیرینی می‌خواما! با ذوق گفتم: - حالا تو بگو. نگار ادامه داد: - اومده بودن کارگاه. مدل لباس‌هایی که دوخته بودی رو نگاه کردن. پیج رو هم چک کردن و گفتن می‌خوان برای ۵ سال باهامون قرار داد ببندن. با ذوق نگار رو بوس کردم و گفتم: - اگه قرارداد بسته بشه حتما یه شیرینی پیش من داری. نگار هم خوشحال و خندان اومد بغلم. از تصور اینکه یه روزی بخوام برای گروه فیلمبرداری لباس بدوزم خوشحالم می‌کرد. از اینکه از کارم خوششون اومده خیلی حس خوبی داشتم. دلم می‌خواست کلی شادی کنم و جشن بگیرم اما باید صبر می‌کردم تا قرارداد بسته میشد.
  19. سلام.

    آیا نمی‌خوای ملکه اسواتنی رو بنویسی؟

    1. آتناملازاده

      آتناملازاده

      سلام می خونی؟ 😍😍

    2. Paradise

      Paradise

      بله ک میخونم.. لطفا ادامه اش رو بنویس

    3. آتناملازاده
×
×
  • اضافه کردن...