رفتن به مطلب
نودهشتیا را در تلگرام دنبال کنید @dl98ia ×
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

  • مدیر اجرایی

سلام به روی ماهتون عزیزای دل❤️

اینجا توی این تاپیک تمرین‌های مختلف رو بهتون پیشنهاد میدم تا با انجام دادنشون انگیزه‌ی بیشتری برای نوشتن داشته باشین و قلمتون قوی‌تر بشه؛ کلی ایده‌ بگیرین و توی طول روز وقت بیشتری رو صرف نوشتن کنین

شماهم اگر هر تمرین و پیشنهادی دارین این زیر بنویسید تا همه باهم بنویسیم و بترکونیم🫶🏻

هروقت انگیزه و حوصله‌ی نوشتن نداشتی به این تاپیک سر بزن و چندتا تمرین انجام بده💙

ویرایش شده توسط هانی بانو
  • لایک 6
  • آتیش 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر اجرایی

گاهاً پیش میاد که ساعت‌ها و روزها توی نوشتنِ یه صحنه بمونی و ندونی که چطور باید نوشته بشه؛ ایده‌ای برای نوشتنش نداشته باشی و برات سخت باشه.
توی اینطور مواقع هزاران راه برای برگشت انگیزه و ایده‌پردازی وجود داره؛ یکی از موارد:
 برگرد به «چرا؟»؛ از خودت بپرس:
🔹چرا اصلا شروع کردم؟
🔹توی این صحنه چه حسی رو میخواستم منتقل کنم؟
🔹اگه این رمان چاپ یا منتشر بشه، دلم میخواد خواننده بعد از این صحنه چه حالی داشته باشه؟
از خودت سوال‌های مختلف در رابطه با اون صحنه بپرس و دنبال جوابشون بگرد؛ جواب‌ها یه مسیرن برای رسیدن به ایده و انگیزت برای نوشتن اون صحنه!
مثال:
🔹هدفم از نوشتن این صحنه چیه و میخوام چی رو نشون بدم؟ هدف توی این صحنه نشون دادن عشق میون دونفره؛ توی این مهمونی باید اتفاقاتی بیوفته که برای اولین بار شکل گرفتنِ عشق رو میون اون دونفر نشون بده!
پس برای این صحنه چیکارمیکنیم؟ ایده پردازی میکنیم که با توجه به شخصیت‌هامون چه برخورد و اتفاقاتی میتونه عشق بینشون رو قوی‌تر نشون بده، و اون‌هارو مینویسیم💙

  • لایک 7
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر اجرایی

بیا به تنبلیت غلبه کنیم!
این یه مشکله که به شخصه اکثر مواقع خودم باهاش سر و کله میزنم😂 
گاهاً شرایط برای نوشتن جوره و وقتت خالیه، اما ذهنت مدام از نوشتن فرار میکنه!
توی اینجور مواقع از قانون ۱۰ دقیقه استفاده کن!
به خودت بگو فقط ۱۰ دقیقه مینویسم؛ ۹۰٪ مواقع بعد از اون ده دقیقه ادامه میدی چون سخت‌ترین بخش «شروع کردنه»!

  • لایک 6
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر اجرایی

*نوشتن خارج از پروژه اصلی*
اگه روی رمانت قفل شدی:
🔹یه داستان کوتاه ۱۰۰۰ کلمه‌ای بنویس.
🔹از دید شخصیت منفی رمانت یه مونولوگ بنویس.
🔹یه صحنه‌ی کاملا بی‌ربط ولی احساسی خلق کن.
فشارِ «باید اول این رمان و تموم کنم» انگیزه رو میکشه! میتونی بعضی وقت‌ها از موضوع رمانت فاصله بگیری و متن‌های متفرقه بنویسی! اینطور هم قلمت قوی‌تر میشه هم تجربه‌های بیشتری توی نوشتن کسب میکنی، و هم اینکه خودت رو برای نوشتن ادامه‌ی اثرت آماده میکنی.

  • لایک 5
  • آتیش 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر اجرایی

🔴یه تمرین فوری برای همین امشبت!
این جمله رو کامل کن و بدون فکر ۱۵ دقیقه بنویس:
«بدترین تصمیم زندگی‌ام وقتی بود که…»
ویرایش نکن، فقط ادامه بده.
وقتی متنت کامل شد مجدد چکش کن و ایراداتش رو اون موقع ادیت کن؛ اونطوری هم ادیت زدن رو خوب یاد میگیری و ایراداتت رو میفهمی، هم برای اون ۱۵ دقیقه تمرکزی روی ادیت زدن نداری و تمام تمرکزت روی متن و نوشتته 

  • لایک 6
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر اجرایی

یه نکته‌ی مهم برای طبیعی‌تر نوشتنِ بخش‌های عاشقانت
احساسات مصنوعی معمولاً از «کامل بودن» میان.
عشق واقعی:
🔹تردید داره
🔹تناقص داره
🔹گاهی حتی بی‌منطقه
گاهاً با توجه به موضوع رمانت شخصیت اگه همزمان هم بخوادش و هم ازش بترسه خیلی واقعی‌تر میشه.

  • لایک 5
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر اجرایی

الان دیگه اکثر رمان‌ها با ژانر عاشقانه نوشته میشن؛ پس اگر شروع میکنیم به رمان نوشتن باید عاشقانه نویسی رو قوی یاد بگیریم.
یه تمرین کاربردی برای تقویت عاشقانه‌نویسی:
این صحنه رو بنویس
«یکی از شخصیت‌ها می‌فهمه عاشق شده، ولی هنوز به خودش اعتراف نکرده»
نه دیالوگ رسمی
نه متن شاعرانه
فقط توصیف رفتار؛
🔹دست‌هاش چیکار میکنه؟
🔹نگاهش کجا میره؟
🔹چی رو انکار میکنه؟

 

  • لایک 5
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر اجرایی

🔥راهکار عملی برای برگردوندن انگیزه:
عمداً بد بنویس!
استیون کینک تو کتاب om writing میگه:
اولین نسخه فقط برای اینه که داستان رو از سرت خالی کنی
پس به خودت اجازه بده افتضاح بنویسی. مهم حرکت کردنه، نه شاهکار ساختن.

اگر اوایل راهی و تازه نوشتن رو شروع کردی نمیتونی از خودت انتظارِ صد بودن داشته باشی؛ نسخه‌ی اولت رو افتضاح بنویس، ولی بنویس! ادامه بده و ذهنت رو خالی کن. میتونی در پایان هر پارت ادیتش کنی و ایراداتش رو رفع کنی، اما لازم نیست در لحظه بی‌نقص بنویسی. برای اولین اثرت سعی کن اول ایده‌های سرت رو خالی کنی و بعد مشکلاتش رو برطرف کنی.

  • لایک 4
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر اجرایی

«‌‌الهام گرفتن هدفمند»
یه فصل از نویسنده‌ای که دوست داری بخون، مثلا از هاروکی موراکامی یا صادق هدایت،
اما نه برای مقایسه؛ فقط برای یادآوری اینکه داستان چه جادویی داره.

  • لایک 3
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر اجرایی
ارسال شده در (ویرایش شده)

از دیالوگ‌های خیلی کامل فرار کن!
در تنش واقعی:
🔹جمله‌ها نصفه میمونن
🔹آدم‌ها موضوع رو عوض میکنن
🔹حرف اصلی رو مستقیم نمیزنن
به جای:
- من به خاطر گذشته‌ام نمیتونم بهت اعتماد کنم.
میتونی بنویسی:
-تو نمیفهمی…
-چی رو؟
- هیچی، ولش کن.

سکوت‌ها از اعتراف‌ها واقعی‌ترن.

ویرایش شده توسط هانی بانو
  • لایک 3
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر اجرایی

گاهی پیش میاد انگیزه‌ی کافی برای نوشتن نداشته باشی؛ چنین موقعیتی کامل نرماله و برای هر نویسنده‌ای پیش میاد.
توی چنین موقعیتی ممکنه نوشتن صحنه‌ی بعدیت برات دشوار باشه؛ اگه خودت رو مجبورکنی شاید به اون خوبی در نیاد! پس عجله نکن و به خودت فرصت بده تا برای نوشتن اون صحنه آمادگیِ کامل داشته باشی.
به جاش:
صحنه‌های جذاب‌تر رو جلوتر بنویس، نه داستانِ کامل با ترتیبِ مرتب.
مثال: 
🔹اولین برخوردشون
🔹اولین دعوا
🔹اولین اعتراف
🔹اولین جدایی

*حتی اگه وسطشون خالی باشه!
بعضی صحنه‌ها با «لحظه» زنده‌ان، نه با یه ترتیبِ مشخص و اجبار پشت نوشتنش.

  • لایک 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ده دقیقه بدون توقف بنویس

تایمر رو روی ۱۰ دقیقه بذار و راجب یه موضوع رندوم بدون اینکه حتی یک لحظه مکث کنی، هرچه به ذهنت می‌رسه روی کاغذ بیار. مهم نیست متنت خوب بشه یا نه؛ هدف فقط حرکت دادن ذهن و از بین بردن ترس از صفحه‌ی سفیده:)

ویرایش شده توسط ghaazal
  • لایک 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یک عکس رو توصیف کن

یک عکس از اینترنت، گالری، پینترست و… انتخاب کن و سعی کن اون رو طوری توصیف کنی که کسی بدون دیدن تصویر، بتونه اون رو توی ذهنش تصور کنه. روی جزئیات، رنگ‌ها، احساسات و فضای تصویر تمرکز کن! هرچی پُر جزییات‌تر بهتر…

ویرایش شده توسط ghaazal
  • لایک 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به یک شیء شخصیت بده

یه وسیله‌ی معمولی مثل ساعت، کلید، چاقو یا آینه و…انتخاب کن و از زبون خودش بنویس. این تمرین باعث میشه خلاقیتت در جان بخشیدن به اشیاء و ساختن راوی‌های متفاوت تقویت بشه!

ویرایش شده توسط ghaazal
  • لایک 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یک خاطره رو با دوتا ژانر بنویس

یه اتفاق واقعی از زندگی‌ات رو انتخاب کن و یک‌بار اون رو به شکل طنز و بار دیگه به شکل ترسناک یا جنایی بازنویسی کن؛ این تمرین کمک می‌کنه بفهمی زاویه‌ی دید، لحن و ژانر چقدر روی داستان تأثیر می‌ذاره^-^

ویرایش شده توسط ghaazal
  • لایک 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

پایان یک فیلم یا کتاب رو تغییر بده

فرض کن پایان داستان مورد علاقه‌ات اشتباهه؛ یه پایان جدید بنویس که منطقی باشه و مسیر شخصیت‌ها رو تغییر بده. این تمرین قدرت داستان‌پردازی و حل گره‌های داستانی رو افزایش میده.

ویرایش شده توسط ghaazal
  • لایک 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر اجرایی

چرا حین نوشتن صحنه‌های عاشقانه احساسات مصنوعی در میاد؟
معمولاً به سه دلیل:
🔹شخصیت فقط میگه عاشقه اما ما نمیبینیمش.
🔹احساسات سریع اتفاق می‌افتن بدون هیچ پیش زمینه‌ای.
🔹واکنش‌ها شبیه دیالوگ‌های فیلم‌های کلیشه‌ایه.

مثال مصنوعی:
«من دیوانه‌وار عاشقتم، بدون تو میمیرم!»
مثال طبیعی:
«وقتی اسمش روی صفحه‌ی گوشی اومد، ناخوادآگاه صاف نشست؛ لبخندش رو سریع جمع کرد و به جاش چشم‌هاش درخشید!»
میتونی احساسات رو بیان کنی، اما الزامیه که در کنارش نشونش بدی! اونطور برای خواننده هم طبیعی‌تر به نظر میاد، چون لزوماً همه‌ی عاشق‌ها عشقشون رو واضح بیان نمیکنن.

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...