رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

  • نویسنده اختصاصی

# بیست و دومین متن نیمه‌شب 

چقدر رویا رو دوست دارم...

تنها جاییه که هر چیزی میخوایم، صرف نظر

از خوب بودن یا بد بودن، اتفاق میفته و واقعیه!

اونجا از صمیم قلب خوشحالی چون کنار کسایی

هستی که دوستت دارن...زندگی داری که همیشه دوست داشتی...کار مورد علاقت و داری!

شاید باورتون نشه ولی حتی نوشتن راجب رویا، باعث میشه احساس ذوق و شادی کنم 

21:21

چهاردهم بهمن

  • لایک 7
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • پاسخ 454
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

  • QAZAL

    455

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال‌های محبوب

نام دلنوشته: نیمه‌شب نویسنده: غزال گرائیلی | کاربر انجمن نودهشتیا  ژانر: اجتماعی # اولین متن نیمه شب(مقدمه) ساعت دوازده شبه و اینو بهتون بگم که مطمئن باشید هیچکس الکی الکی نمیره تو

# دومین متن نیمه شب اینو از من به یادگار داشته باشین : پیگیر شدن بیجا رو کنار بذارین!  باور کنین که اینجوری حس خیلی بهتری بهتون دست میده، اینو بهتون قول میدم... قبلا خیلی دنبال این بودم

#سومین متن نیمه شب امروز داشتم به این فکر می‌کردم که فقط هم اینجوری نیست که ما از دست داده باشیم!  دلم سوخت برای اونایی که ما رو از دست دادن نه که ما خیلی خفن بوده باشیما! نه ، فقط انگا

  • نویسنده اختصاصی

#بیست و سومین متن نیمه‌شب

تهش هممون میرسیم به حرف تتلو که گفت:

ـ بچگی کردم؛ نباید می‌فهمیدی دوستت دارم، بچگی کردم!

10:10

پانزدهم بهمن

  • لایک 7
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#بیست و چهارمین متن نیمه‌شب

فقط خواستم بهت بگم منی که تنها بودم و تنهاتر کردی. 

وقتی اِسمتو میارن، ساکت میشم! اگه اسم منو پیش تو بیارن، میری تو لاکت...

منو دیگه حتی تو خوابت هم نمی‌بینی...

بعد من هیچی، خوش‌حالت نمی‌کنه!

حالا نوبت توئه که از اینجا به بعد برام گریه کنی.

11:11

پانزدهم بهمن 

  • لایک 7
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#بیست و پنجمین متن نیمه‌شب

راستش و بخواین، من هنوزم نمی‌دونم چجوری دلم آروم میشد؟!

اگه خدا آرزومو برآورده نمی‌کرد، مطمئنم تا سالیان سال و تا زمانی که زنده بودم، حسرت این آرزو توی دلم میموند...

و وقتی خدا با اصرار من، آرزومو برآورده کرد، زخمی رو تجربه کردم که با خودم گفتم که ای کاش تجربش نمی‌کردم!! چون جای زخم‌ها با گذشت زمان شاید کمرنگ بشه اما ردش همیشه میمونه و درد می‌کنه.

و هنوز نفهمیدم پس چجوری دلم باید آروم می‌شد!؟ چون هر دو گزینه یجوری بد بود...حسرت به دل مونده آرزویی که خیلی دوست داری و تجربه زخم برآورده شدن اون آرزو...

12:12

پانزدهم بهمن.

ویرایش شده توسط QAZAL
  • لایک 5
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

# بیست و ششمین متن نیمه‌شب

جالبه که میگن آدمایی که زود عصبانی میشن، زود پشیمون میشن از حرفاشون...

اما من همیشه از این پشیمون میشم که چرا بیشتر از این حرفامو تو صورت طرف نکوبیدم و 

خودمو خالی نکردم؟!

22:22

پانزدهم بهمن 

  • لایک 7
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#بیست و هفتمین متن نیمه شب

من از بچگی تا الان اون قسمتی که سالیوان از بو خداحافظی می‌کنه و بغلش می‌کنه و بعدش می‌ره رو میبینم،

بغضی میشم و گریه‌ام میگیره...

همش به این فکر می‌کنم که لحظات خوب با آدمای دوست داشتنی چرا اینقدر زود تموم میشه! 

13:13

شانزدهم بهمن

  • لایک 6
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#بیست و هشتمین متن نیمه شب

می‌دونی چرا اتفاقات ناخوشایند با آدمای مختلف مدام برات تکرار میشه؟

چون هنوز یاد نگرفتی از اون اتفاق، خودتو پیدا کنی!

و تا زمانی که این موضوع رو نفهمی، طبیعت هر دفعه، این اتفاق و برات تکرار می‌کنه.

14:14

شانزدهم بهمن

  • لایک 4
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

# بیست و نهمین متن نیمه‌شب

دیگه واسه آرزوهام اصرار نمی‌کنم...

چون وقتی خدا برآوردشون کرد، دیدم اون چیزی نبوده که میخواستم...

و آرزوم فقط از دور...خیلی خیلی دور...قشنگ بوده.

از من به شما نصیحت:

بسپارین به خودش تا براتون بچینه!

22:22

شانزدهم بهمن

  • لایک 7
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سی‌امین متن نیمه‌شب

هر وقت بابت موضوعی، مضطرب شدین

به آرومی، به خودتون یادآوری کنین که همه چیز

همون جوری که قرار بوده، رخ میده و هیچ چیز تصادفی نیست! 

و نمی‌تونستین حتی سر سوزنی، تغییرش بدین! فقط می‌تونستین ازش درس بگیرین.

همه ما دقیقا همون جایی قرار داریم که باید باشیم و مشغول انجام کاری هستیم که باید باشیم.

این دید باعث میشه فشار قضاوت از نگاه خودتون به خودتون، از بین بره و دیگه خودتون و سرزنش نکنید.

11:11

هفدهم بهمن

  • لایک 5
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

# سی و یکمین متن نیمه‌ شب

تو کاری کردی که خودم را

مستحق دوست داشتن ندانم،

و این بی‌رحمانه‌ترین کاری است که می‌توان در حق کسی کرد.

12:12

هفدهم بهمن

  • لایک 6
  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سی و دومین متن نیمه‌شب

بعضی وقتا شارژری که باهاش احساسات خوب و امیدواریم و شارژ می‌کنم، خراب میشه...

و اون روز انگار یه کامیون از رو جسمم رد شده!

22:22

هفدهم بهمن

  • لایک 5
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سی و سومین متن نیمه‌شب 

توی اجتماع باشین، دوست پیدا کنین، وارد رابطه بشین اما...

تنهایی رو بلد باشین!

هیچکس با ضمانت وارد زندگی شما نمیشه.

11:11

هجدهم بهمن

  • لایک 6
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سی و چهارمین متن نیمه‌شب

حتی فرشته نجات هم به سیندرلا گفته بود: 

اینم مثل رویاهای دیگه، دوام زیادی نداره. فقط تا

نیمه‌شب مهلت داری رویاتو زندگی کنی!

12:12

هجدهم بهمن

  • لایک 7
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سی و پنجمین متن نیمه‌شب

روبروی پنجره اتاقم می‌ایستم و دستی به موهایم می‌کشم...

تنها چیزی که به ذهنم می‌رسید این است که:

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مُردنیست...

17:17

هجدهم بهمن

  • لایک 5
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سی و ششمین متن نیمه شب

میتونم بهتون بگم که پیروزی های چشمگیری تو این دنیا ندارم 

اما...

از شکست‌هایی که از آنها زنده بیرون امدم، میتونم غافلگیرتون کنم.

18:18

هجدهم بهمن

  • لایک 5
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سی و هفتمین متن نیمه شب 

ولی بنظرم سخت تر از کسی که دچار دوست داشتن یه طرفه شده؛ وضعیت اونیه که

می‌دونه طرف مقابل باهاش حال نمی‌کنه و نمی‌خواد باهاش حرف بزنه... با این حال بازم 

از ذهنش بیرون نمیره و توی تمام سختیا، خوشیها، غم و غصه‌ها ، خواب و رویا،  اولین کسی که تصویرش تو ذهنش میاد، اون آدمه!

واقعا دردناکه:)))

23:23

هجدهم بهمن

  • لایک 7
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سی و هشتمین متن نیمه‌شب

هر اشتباهی که توی زندگیت کردی؛ 

به احتمال زیاد بهترین کاری بوده که می‌تونستی تو اون لحظه انجام بدی!

هر انتخابی که توی زندگیت کردی؛

به احتمال زیاد بهترین تصمیمی بوده که اون لحظه می‌تونستی انتخابش کنی!

و هر حسی که داشتی؛

به احتمال زیاد قوی ترین چیزی بوده که قلبت بهش باور داشته!

پس لطفا حسرت هیچی رو تو گذشته نخور! تو اون لحظه بهترین خودت بودی. خوده بی‌تجربه‌ی گذشتت و قضاوت نکن!

10:10

نوزدهم بهمن

  • لایک 5
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سی و نهمین متن نیمه‌شب

مود :

خودت + آرزوهات + خنده هات + کتاب خواندن + نوشتن احساسات+ موزیک گوش دادن با هندزفری+ حرف زدن با خدا+ کافی خوردن + گذاشتن پای برهنه تو آب دریا + عود سیب ترش یا وانیل روشن کردن + نگاه کردن به ماه

هر چیز یا هر کس دیگه‌ایی تو ذهنت موند، چرته...

خط بزن و برای خودت لحظه های خوش بساز.

11:11

نوزدهم بهمن

  • لایک 5
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#چهلمین متن نیمه شب

دلیل اینکه خیلی از آدما به چیزایی که می‌خوان نمیرسن؛ ناشکری و نمک نشناسیه!

وگرنه تو برای یه چیز کوچیک تو زندگیت، نه فقط گفتاری بلکه از صمیم قلب خداتو شکر کن ، ببین چجوری دو برابر برمیگردونه به زندگیت...

22:22

نوزدهم بهمن

  • لایک 6
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#چهل و یکمین متن نیمه‌شب

درمان را در خود یافتم.

چون من‌ها شکست

تا من شدم.

8:08

بیستم بهمن

  • لایک 6
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#چهل و دومین متن نیمه‌شب

یه چیز راجب خودم:

من ‏تو بدترین شرایطم هم

دلقک درونم زنده‌اس

پس اصلا فکر نکنید حالم خوبه. مجبورم که خوب باشم...

چون در هر صورت زندگی میگذره...

10:10

بیستم بهمن

ویرایش شده توسط QAZAL
  • لایک 5
  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#چهل و سومین متن نیمه شب

خیلی دلم میخواد این افسانه واقعی باشه:

وقتی نتونی فکر کسی رو از ذهنت بیرون کنی؛ یعنی 

تو هم تو فکر اون آدم هستی...

21:21

بیستم بهمن

  • لایک 6
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#چهل و چهارمین متن نیمه‌شب

ما هم بسیاریم،
ما هم روزی،
دورهم جمع خواهیم شد.
تاریکی را از همه ی کوچه ها،
منها خواهیم کرد.
ما هم مثل ِ زندگی،
ضرب در ضرب،
روی نومیدی ضربدر می کشیم.
ما سرانجام،
آزادی را میان همه تقسیم خواهیم کرد.
حالا دستت را به من بده،
از سکو بالا بیا،
روی تخته ی کلاس ِ باران و بنفشه بنویس:
«اینجا،
هر کسی،
حق دارد رویایی داشته باشد...»

22:22

بیستم بهمن

  • لایک 5
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#چهل و پنجمین متن نیمه‌شب

تراپیستم میگفت‌ عجیب ترین جمله ی ممکن رو به من گفت:
"‏می‌دونی چرا تغییر سخته؟ چون آدمی رنج آشنا رو به خوشی ناآشنا ترجیح می‌ده.
از دایره امنت بیرون بیا."

23:23

بیستم بهمن

  • لایک 5
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#چهل و ششمین متن نیمه‌شب 

‌تو هرگز نمیتونی بی‌نقص باشی!
تنها کاری که میتونی انجام بدی، اینه که هرروز خودت رو ارتقاء بدی و سعی کنی بهترین خودت باشی. چارلز بوکفسکی یجا میگه؛
ما برای ادامه دادن
هیچکسی را نداریم جز خودمان...
شاید غم انگیز باشه، ولی در انتها همه یه روز با تمام وجود این واقعیت رو درک میکنن...
پس هی خودتو سرزنش نکن هی خودتو آزار نده، لطفا با خودت مهربون باش.

9:09

بیست و یکم بهمن

  • لایک 6
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

اطلاعیه ها


×
×
  • اضافه کردن...