رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

  • نویسنده اختصاصی

#صد و هفتاد و یکمین متن نیمه‌شب 

شنیدید که میگن که خدا انشالا یه آدم خوب

نصیبت کنه؟! 

اما من میگم کاش برامون دعا می‌کردن که

خدا یه خانواده خوب قسمتمون می‌کرد! 

اگه آدم یه خانواده خوب و دوست داشتنی 

توی زندگیش باشه، دیگه احتیاجی به آدم خوب 

تو ادامه مسیر نیست! چون حتی اگه آدم خوبی

هم نصیبت نشه لازم پشتت به خانواده‌ای که تحت

هر شرایطی دوستت دارن، گرمه.

1:01

بیست و ششم اسفند 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • پاسخ 454
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

  • QAZAL

    455

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال‌های محبوب

نام دلنوشته: نیمه‌شب نویسنده: غزال گرائیلی | کاربر انجمن نودهشتیا  ژانر: اجتماعی # اولین متن نیمه شب(مقدمه) ساعت دوازده شبه و اینو بهتون بگم که مطمئن باشید هیچکس الکی الکی نمیره تو

# دومین متن نیمه شب اینو از من به یادگار داشته باشین : پیگیر شدن بیجا رو کنار بذارین!  باور کنین که اینجوری حس خیلی بهتری بهتون دست میده، اینو بهتون قول میدم... قبلا خیلی دنبال این بودم

#سومین متن نیمه شب امروز داشتم به این فکر می‌کردم که فقط هم اینجوری نیست که ما از دست داده باشیم!  دلم سوخت برای اونایی که ما رو از دست دادن نه که ما خیلی خفن بوده باشیما! نه ، فقط انگا

  • نویسنده اختصاصی

#صد و هفتاد و دومین متن نیمه‌شب 

يه تایمی اكس پزشک داشتم که حتی وسط کشیک های سنگین هم جواب تكستمو سریع ميداد و با اینکه من توقعی ازش نداشتم حتی تو شلوغ ترین تایماش هم حتما یه زنگ میزد میگفت سرم خیلی شلوغه ولی به یادت هستما
بعد ازون فهميدم آدم وقتی الويت يكی باشه تو هر شرايطی براش تايم داره!

10:10

بیست و هفتم اسفند 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و هفتاد و سومین متن نیمه‌شب 

نرمی دلتو نگه دار، مهربون بمون،

همون آدم آروم و قشنگی باش که هستی.

نزار زشتیای دور و برت دلتو تلخ کنن.

13:13

بیست و هشتم اسفند 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و هفتاد و چهارمین متن نیمه‌شب 

با چیزای کوچیک ذوق کنین!

مثلا من دیروز یه فنجون خریدم 

که داخلش طرح‌های برجسته لیمو داره...

و از ذوقم یکسره توش چایی میخورم

11:11

بیست و نهم اسفند 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و هفتاد و پنجمین متن نیمه‌شب 

چند ساعت مونده به سال تحویل...

و بازم مثل همیشه آرزومه که  خدا هیچوقت به مردایی که بلد نیستن از احساسات یک دختر مراقبت کنن، دختر نده.

پدر تو زندگیه یه دختر نقش اولین قهرمانش رو بازی می‌کنه. بخاطر همینه که رفتارش و برخوردش با دخترش مهمه.

دختری که اون عشق و علاقه واقعی رو از پدرش دریافت نکرده باشه، بیشتر سردرگم میشه و تو حرف و آغوش مردهای غریبه دنبال توجه و محبت میگرده و بخاطر همین هم همیشه شکست میخوره چون اولین قهرمانش هیچوقت اونجوری که باید عاشقانه نوازشش نکرده و نگفته که دوسش داره! نگفته بهش که ارزشمنده و بجاش اعتماد بنفسش رو خورد کرده.

بعنوان یه دختر آرزوم اینه انشالا مردی که وارد زندگیتون میشه همیشه نازتون رو بکشه و بهتون این حس رو بده که چقدر دوست داشتنی هستین و جای تمام محبت نکرده از نزدیکترین آدم زندگیتون یعنی « پدر » رو براتون پُر کنه.

و مثل همیشه بازم آرزوی قلبیم اینه که انشالا خدا به مردایی که که بلد نیستن از احساسات یک دختر مراقبت کنن، فرزند دختر نده تا اون بچه احساساتش آسیب نبینه و همیشه حس کنه که دوست داشتنیه و خودش رو دوست داشته باشه.


13:13

بیست و نهم اسفند 

  • لایک 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و هفتاد و ششمین متن نیمه‌شب 

رسیدیم به اونجا که کوروش یغمایی میخونه

بهار از دستای من پر زد و رفت ،

گل یخ توی دلم جوونه کرد.

12:12

هفتم فروردین

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و هفتاد و هفتمین متن نیمه‌شب 

وقتی قلب و روح ما زیر بار درد زندگی

هر روز له میشه؛ خودمون رو با توهمات و خیال‌پردازی 

دلداری می‌دهیم.

13:13

هفتم فروردین 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و هفتاد و هشتمین متن نیمه‌شب 

‏"پسر بچه" بودن خیلی به سن بستگی نداره

و آقایون تو هر سنی می‌تونن هنوز یه پسر بچه باشن، اکیدا سعی کنید با پسر بچه‌ها وارد رابطه نشید.

11:11

هشتم فروردین 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی
ارسال شده در (ویرایش شده)

#صد و هفتاد و نهمین متن نیمه‌شب 

تو یه روز دو نفر از آشناهایی که همو نمیشناختن بهم

گفتن که خواب دیدن برام خواستگار اومده...

نمی‌دونم والا:))) انشالا که خیر باشه!

00:00

هشتم فروردین 

ویرایش شده توسط QAZAL
  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و هشتادمین متن نیمه‌شب 

‏خیلی حسودی می‌کنم به اینایی که با مادر و پدرشون حرف می‌زنن و مسائلشونو بهشون می‌گن. هروقت می‌بینمشون به این فکر می‌کنم که تو چه موقعیتای ترسناکی می‌تونستم تنها نباشم اگر رابطه‌‌م با خانواده‌م مثل اونا بود.من از نه سالگی دیگه رفتم تو اتاقم درو بستم و انگار همه چیز تموم شد.

1:01

نهم فروردین 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و هشتاد و یکمین متن نیمه‌شب 

الان چندین بار خواب سفر به یه مکان تکراری رو میبینم

افسانه‌ها میگن وقتی یه خواب و چند بار پشت هم 

ببینی و یادت هم بمونه، یعنی یه چیزیو میخواد بهت

بفهمونه! 

امیدوارم چیزی که فکر می‌کنم، نباشه!!! چون همین

دیشب بابت اینکه دیگه به ذهنم نمیاد، خدارو شکر کردم:))))

11:11

دهم فروردین 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و هشتاد و دومین متن نیمه‌شب 

تو سریال وحشی، رویا به یامان علی میگه:

_ منم تو رو فراموش میکنم و تموم میشه و می‌ره

منو بابام دوست نداشت، ولم کرد و رفت

رفتن تو میخواد منو از پا دربیاره وحشی؟!

و من عمیقاً واسه تک تک جملاتش گریه کردم:)))

11:11

یازدهم فروردین 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و هشتاد و سومین متن نیمه‌شب 

می‌دونی بعضی اوقات فکر می‌کنم که خیلی قشنگه

یکی تو زندگیت باشه که براش با ارزش و خاص باشی 

و بهت توجه کنه:)) 

اما وقتی سرمو از کتاب و رمان و فیلم میارم بیرون و

وارد دنیای واقعی میشم، میبینم که آدما اونقدر 

ناامید کننده، نامرد هستن و اونقدر راحت با حرفا و

کاراشون دل میشکنن، ترجیح میدم زانوهام و بگیرم 

تو بغلم و تنهاییمو محکم‌تر بغل کنم و بابتش 

خدارو شکر کنم...

و به این نتیجه میرسم که دوره عشق واقعی 

واقعا خیلی وقته سراومده و همه دنبال سرگرمین :)))

22:22

یازدهم فروردین 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و هشتاد و چهارمین متن نیمه‌شب 

کاش همون قدر که ازمون انتظار دارید

لیاقت هم داشته باشید...

13:13

دوازدهم فروردین 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و هشتاد و پنجمین متن نیمه‌شب 

از صمیم قلبم دلم میخواد نسل آدمایی 

که بی دلیل طوری باهات رفتار میکنن

که انگار ارث باباشونو خوردی

منقرض بشه!!

12:12

سیزدهم فروردین 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی
ارسال شده در (ویرایش شده)

#صد و هشتاد و ششمین متن نیمه‌شب 

تو سریال افسانه روباه نه دم، یون به جیا میگه:

ـ سعی کن از اون رویا برگردی، اونجا واقعی نیست

ترسهاته! اگه نتونی از اونجا برگردی، 

گیر میفتی و تو زندگی واقعی هم جونتو از دست میدی!

جیا هم با اشک شوق رو بهش میگه:

ـ حتی اگه اینجا رویا باشه، من اصلا دلم نمی‌خواد برگردم. مدتها بود که منتظرش بودم:)))

و اونجا بود که احساس کردم آدمیزاد برای اینکه

بتونه رویاشو زندگی کنه، حاضره حتی جون خودشم

از دست بده...

11:11

چهاردهم فروردین 

ویرایش شده توسط QAZAL
  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی
ارسال شده در (ویرایش شده)

#صد و هشتاد و هفتمین متن نیمه‌شب 

امیدوارم امسال همه کنکورشونو خوب بدن

و چیزی که می‌خوان قبول شن، خصوصا خواهرم...

اما یادمه اون زمان که من کنکور داشتم، با اینکه

به اجبار بابام این رشته رو رفته بودم و مجبورا 

باید درس میخوندم، ولی نصف توجهات و حتی

تغذیه‌هایی که برای این می‌کردن و برای من نمی‌کردن.

گذشته‌ها گذشته اما آدم همیشه تو دلش میمونه.

شاید چون من دوست نداشتم دکتر بشم و آرزوی

خانوادم و برآورده کنم، بهم اونجوری که باید توجه نمی‌شد.

بجاش همیشه دهنشون پر از تحقیر و له‌ کردن 

من بود...

22:22

چهاردهم فروردین 

ویرایش شده توسط QAZAL
  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و هشتاد و هشتمین متن نیمه‌شب 

حالا هی تو بهونه‌هات زندگی کن،

هی بنداز تقصیر بقیه، هی مسئولیت قبول نکن.

تهش زندگی اون سیلی ای که باید رو بهت میزنه.

12:12

پانزدهم فروردین 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و هشتاد و نهمین متن نیمه‌شب 

اما وقتی گذروندن تو ماشین با خواهرم و مادرم 

همراه با بستنی بلوبری و کیک پسته

جزو بهترین لحظات زندگیمه که از صمیم قلبم

بی‌نهایت بهم خوش میگذره:)))

تا باشه از این لحظات برای ما سه تا...

1:01

پانزدهم فروردین 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و نودمین متن نیمه‌شب 

شاید باورتون نشه اما دیدن یهویی بعضی آدما

که زمانهایی باهاشون بهت خیلی خوش گذشت

واقعا روزتو میسازه:))

حرف زدن باهاشون هم خاطرات گذشته رو

دوباره زنده می‌کنه.

امیدوارم  برای اینجور آدما که زمانی برامون

عالی ترین لحظات رو ساختن، و کاری کردن تا

حس با ارزش بودن کنیم، بهترین اتفاقات رقم بخوره و 

همیشه از ته دل شاد باشند.

20:20

شانزدهم فروردین 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و نود و یکمین متن نیمه‌شب 

به قول استاد شادمهر که:

سبب منم که می‌شکنم، اما حرفی نمی‌زنم.

اگه هیچکس برام نموند، واسه اینه که سبب منم...

از این گریه چی میدونی؟! 

نه دردمی، نه درمونی :)))

10:10

هفدهم فروردین 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و نود و دومین متن نیمه‌شب 

دردی که عمیقه حتی اگه هزارتا کار برای بهبودش

انجام بدی بازم خوب نمیشه و همیشه جاش میمونه

به قول معروف که روی سرطان، نمیشه چسب زخم زد!

19:19

هفدهم فروردین 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و نود و سومین متن نیمه‌شب 

تجربه ثابت کرده اگه به خشم درونت اجازه بدی 

که کنترلت کنه؛ به اون آدمایی که ازشون متنفری 

تبدیل میشی! یادت نره که خوبی و بدی کنار همن 

هر کدومشون و بیشتر تغذیه کنی، اون قوی‌تر میشه..

00:00

هفدهم فروردین 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و نود و چهارمین متن نیمه‌شب 

دوست پسر دوستم تقریبا ۶ ساله با دوستم زندگی میکنه رسما
الان که جدی شده و میخوان برن خواستگاری، مامان پسره گفته اول برام گواهی این دختر و بیارین
پسره هم گفته مامان ما خیلی بیشتر از تو و بابا تو این ۴۰ سال کنار هم بودیم، فقط تولید محصول نداشتیم که شما ببینی:)))))))
شوهر تراز واقعا...

12:12

هجدهم فروردین 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#صد و نود و پنجمین متن نیمه‌شب 

هیچوقت فکرشو نمی‌کردم که روزی برسه بتونم

بدون فضای اجتماعی دووم بیارم...

اما الان چهل روزه که فقط دارم تو فضای واقعی

می‌چرخم و هیچ اپلیکیشنی ندارم...

جالبه که آدمیزاد فکر می‌کنه نمی‌تونه اما دنیا اونو

دقیقا تو موقعیتی قرار میده که بهش نشون بده

چطور می‌تونه دووم بیاره و زندگیشو بگذرونه...

9:09

نوزدهم فروردین 

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

اطلاعیه ها


×
×
  • اضافه کردن...