Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور می دهم، فقط به امید نور کم سویی که در دوردست ها می درخشد. -نامه اولگا کنیپر به آنتوان چخوف لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 شاید تصور کنی که تو را فراموش کرده ام، اما من پرونده ای قطور از خاطرات تو و خنده های به یاد ماندنی ات دارم... -نامه فدریکو گارسیالورکا به آنا ماریا لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 مثل سرزمین پدری ام بود؛ دوستش داشتم ولی ازش می گریختم... -عباس معروفی لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 قربان مردمکهای بیقرار چشمهایت بروم، قربان غم و شادی ات بروم، تو چه هستی که جز با تو آرام نمیگیرم. حتی جای پایی از تو در خاک برای من کافیست. -فروغ فرخزاد لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 روییدی در قلب من، بسان گل کوچکی که کنار دیوار میروید. همینقدر ناخواسته عاشقت شدم... -غادة السمان لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 دارم از یک شهر حرف میزنم! تو سرزمین منی صورت و دستهای کوچکت، صدایت... من آنجا متولد شدهام و همانجا میمیرم! -نزار قبانی لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 روی هم رفته در زندگی نباید آنقدر هم سخت گرفت. آیا زندگی آنقدر دقیق و مهم و مطابق قوانین تغییرناپذیر است؟ تازه اگر هم بود برای ما صدق میکرد؟ -نامه صادق هدایت به شهید نورایی لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 از میانِ تمام چیزهایی که دیدهام، تنها تویی که میخواهم به دیدنش ادامه دهم. -پابلو نرودا لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 شاید این آخرین باری است که میبینمش... فقط ترک کردنش نیست که مرا از پا در میآورد؛ از برگشتن به تنهایی خیلی میترسم... -ژان پل سارتر لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 اما دردناک تر از تحمل این همه رنج، این است که ببینی دنیا کوچک ترین اهمیتی هم به رنجی که می بری نمی دهد. -نهاالراضی، یادداشت های بغداد لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 نسیم خنکی که موهایت را تکان میدهد صدای من است. بارها از تو میگذرد و تو او را نخواهی شناخت! عالیه! یک قطرهی شفاف در این وقت سحر روی دست تو میافتد، گمان نکن باران است. طبیعت پر از کنایات است. وقتی که عاشق از معشوقهاش دور میشود، بعدها خیلی چیزها شبیه به آثار وجود آن دور شده، از نظر میگذرند.قطرهی باران، که در خاموشی شب خیلی محزون به زمین میآید شبیه به اشک آن عاشق است. -نامه نیما یوشیج به همسرش عالیه لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 (ویرایش شده) گفتی دوستت دارم و من به خیابان رفتم! فضای اتاق برای پرواز کافی نبود. -گروس عبدالملکیان ویرایش شده 7 آبان، 2025 توسط Taraneh لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 ماریانا، قلبم، انار ترک خوردهی به زمین افتادهایست که خشمی آن را چندین و چند، محکم به دیوار پرتاب کرده، به سنگ کوبیده؛ متلاشی و بیتلاش ماندهام. به قدری از هم پاشیدهام که نمیشود مرا بغل گرفت. -نامه حاتمه رحیمی به ماریانا لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 سربازی دستش گلوله خورده، سربازی سینهاش. من اما گلوله از پوستم گذشته، خورده است به گوشهی خیالم. برای همین است که در تمام شعرهایم خون جاریست... -گروس عبدالملکیان لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 عزیزم از من نپرس: اجناس کدام مغازه زیباتر بود؟ من تمام مدت، در شیشهی ویترین ها خودمان را تماشا میکردم! -علیرضا قاسمیان خمسه لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 اینجا زندگیام میان امید و ناامیدی در نوسان است. همزمان آرزو دارم بمیرم و آرزو دارم که زندگی کنم. گاهی اوقات به زندگی نظم میدهم و گاهی هرجومرج است که زندگیام را میبلعد؛ اکنون که مینویسم دومی بر جریان روزهایم غلبه دارد، شاید به همین دلیل دارم برایت مینویسم لئون. -نامه آلخاندرا پیثارنیک به لئون استروف لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 غمی رنگباخته دلم را به درد میآورد. من کاری نمیکنم و نمیخواهم هم کاری بکنم. -نامه اولگا کنیپر به آنتوان چخوف لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 کسی نمیداند چطور بیحوصلگی مرا میان حروف و کلمات متوقف میکند و میایستاند. کسی نمیداند چه غم و اندوهی در زبان فقیرم لانه کرده است. -نامه آلخاندرا پیثارنیک به لئون استروف لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 ملینا چطور است که تو هنوز از من نترسیده ای یا از من نرمیده ای یا احساسی از این قبیل پیدا نکرده ای؟ ژرفای جدیت و توان تو تا کجاها می رسد؟ من برای تو یا هر کس دیگر نمی توانم توضیح دهم که در درونم چه می گذرد. چطور می توانم آن را برای دیگری روشن سازم در حالی که نمی توانم آن را برای خودم روشن کنم. اما مطلب اصلی این نیست. اصل مطلب واضح است: امکان یک زندگی انسانی در پیرامون من وجود ندارد. تو این را می بینی اما نمی خواهی باور کنی. اگر به طرف من بیایی یکسره در مُغاک فرو می لغزی. آیا از این آگاهی داری؟ عشق در نظر من آن است که تو خنجری هستی که من در درون خویش می چرخانم. -نامه کافکا به ملینا لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 من که تو را خیلی میخواستم، پیش خودم و برای خودم میخواستم... تو چرا مرا از توی خودم در آوردی ؟ چرا داخلِ زندگیِ دل من شدی و مرا گرفتار کردی ؟ -نامه مرتضی کیوان به پوری سلطانی لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 میخواهم از تو بنویسم. از نامِ تو که تکیهگاه حصارهای شکسته است. -پوشویاتوسکا لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 فلیسه، چرا میکوشیم آدمها را تغییر دهیم؟ این درست نیست. " آدم باید یا دیگران را همانطور که هستند بپذیرد، یا همانطور که هستند به حال خودشان بگذارد." آدم نمیتواند آنها را عوض کند، فقط توازنشان را بر هم میزند. چون یک انسان از قطعههای واحدی درست نشده است که بتوان تکهای را برداشت و بجایش چیزِ دیگری گذاشت. او یک کل است، و اگر آدم یک سویش را بکشد، سوی دیگرش، چه بخواهی چه نخواهی، کشیده میشود. -نامه فرانتس کافکا به فلیسه لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 أحببتك وكأنك آخر أحبتي على وجه الأرض، و عذبتني كأنني آخر أعدائك على وجه الأرض +تو را دوست داشتم، چنان که گویی تو آخرین عزیزِ من بر رویِ زمینی و تو رنجم دادی، چنانکه گویی من آخرین دشمنِ تو بر رویِ زمینم... -غادة السمان لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 دست مرا بگیر با تو می خواهم برخیزم. تو رستاخیز حیات منی. -شاملو لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Taraneh 1,049 ارسال شده در 7 آبان، 2025 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 آبان، 2025 فقط بخواب، بخواب! تنها در خواب میتوان در میان ارواح نیکوکار بود؛ بیداری زیاد مرگ را به همراه میآورد. -نامه فرانتس کافکا به فلیسه لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری